sobhe-no.ir
1216
دوشنبه، ۲۸ تیر ۱۴۰۰
15
نگاهی به کارکرد موسیقی برای فیلم و فیلم برای موسیقی در سینمای پس از انقلاب

صدای دلشدگان

ساقی سلیمانی / یازدهم تیرماه سال جاری ارکستر ملی در تالار رودکی با موسیقی فیلم‌های دلشدگان اثر استاد حسین علیزاده و موسیقی فیلم مادر ساخته ارسلان کامکار و به رهبری ایشان روی صحنه رفت. این دو اثر ماندگار از علی حاتمی را مخاطب سینمای ایران و مخاطب موسیقی ایرانی به یک اندازه از آن خود می‌دانند. این دو قطعه موسیقی در هر دو وجه یعنی سینمایی و موسیقایی به سر حد کمال بوده‌اند و آثار ماندگاری که اجرای دوباره آن ازسوی ارکستر ملی ایران اتفاق مهمی به حساب می‌آید.

اخبار کوتاه

صبح نو

نگاهی به کارکرد موسیقی برای فیلم و فیلم برای موسیقی در سینمای پس از انقلاب

صدای دلشدگان

ساقی سلیمانی / یازدهم تیرماه سال جاری ارکستر ملی در تالار رودکی با موسیقی فیلم‌های دلشدگان اثر استاد حسین علیزاده و موسیقی فیلم مادر ساخته ارسلان کامکار و به رهبری ایشان روی صحنه رفت. این دو اثر ماندگار از علی حاتمی را مخاطب سینمای ایران و مخاطب موسیقی ایرانی به یک اندازه از آن خود می‌دانند. این دو قطعه موسیقی در هر دو وجه یعنی سینمایی و موسیقایی به سر حد کمال بوده‌اند و آثار ماندگاری که اجرای دوباره آن ازسوی ارکستر ملی ایران اتفاق مهمی به حساب می‌آید.

در سال‌های پس از انقلاب، موسیقی فیلم دست‌کم در دو دهه و حدود 20سال گنجینه آثار درخشانی را رقم زد و از چند جنبه اهمیت ویژه‌ای داشت. مساله زیبایی‌شناسی با تغییرات و قانون‌های 
پس از انقلاب محدودیت‌های بسیاری که داشت به‌عنوان‌مثال با اعمال مساله حجاب در فیلم‌ها عملا یک جنبه زیبایی‌شناسی و یک امر زیبایی‌شناسی در هنر و ادبیات جهان از فیلم‌های ایرانی حذف شد و همین‌طور موسیقی‌های فیلم مرسوم پیش از انقلاب و بسیاری نام‌های بزرگ را داشت، عملا 
به محاق رفت. حتی اصطلاحات موسیقی را تغییر می‌دادند تا حساسیت‌زدایی شود؛ به‌عنوان‌مثال به تصنیف می‌گفتند سرود و از این قبیل احتیاط‌ها. آنچه درباره این بخش از تغییرات و تلاش‌ها برای حفظ موسیقی اتفاق افتاد طی سال‌های اخیر در سه مستند «بزم رزم»، «چاووش از درآمد تا فرود» و «قطار مسیر60» آمده و بخشی از آن با نگاه به موسیقی و ترانه‌های کودکان در اثر اخیر ناصر صفاریان با نام «کودکی ناتمام» پژوهش و 
ارائه شده است. در این چند اثر هم می‌توان ردپای تلاش‌های مداوم افراد بسیاری را برای حفظ موسیقی دید، ازجمله در ارتباط با اجرای اخیر ارکستر ملی. در این میان همیشه دو نام می‌درخشند؛ حسین علیزاده و کامکارها.
البته وقتی به موسیقی فیلم پس از انقلاب و آن دو دهه درخشان می‌پردازیم، اسامی بسیار دیگری ازجمله استادان فقید ناصر چشم‌آذر و بابک بیات و تلاش‌های بی‌دریغ‌شان را در این عرصه می‌توان با آثار ماندگار بسیاری به خاطر آورد. همین‌طور نام‌های بسیار دیگری که یا چشم از جهان فروبستند یا زنده‌اند اما مسلم این است که در اذهان هنردوستان ماندگارند.
یک‌سال و چند ماه از سفر نابهنگام همایون خسروی، چلیست قدیمی ارکستر ملی، می‌گذرد که در 15فروردین 1399 بر اثر سرطان از دنیا رفت اما خاطرم هست درباره موسیقی فیلم وقتی با ایشان گفت‌وگو کردم، از قیصر تا بسیاری آثار ماندگار تاریخ سینمای ایران را در کارنامه خود داشت و درباره نوع آهنگسازان آن زمان و امکانات کم و خلاقیت بسیار بالا سخن می‌گفت. نوازندگانی که شاید اسامی تک‌تک‌شان را مخاطبان ندانند اما بی‌شک آن موسیقی‌ها را هیچ‌وقت از یاد نمی‌برند. در این میان اما هیچ‌کس به خوش‌اقبالی زنده‌یاد استاد محمدرضا شجریان نبود که سالی بدون ایشان گذشته اما دمی برای مردم ایران بدون یاد و صدای ایشان نگذشته است. ایشان هم از بلندآوازه‌هایی است که در حفظ تصنیف و آواز تلاش‌های بسیاری کرد. جدا از تصنیف و آواز که میل به حفظ و حفاظت آن‌ها بود، راهکار ساده‌تری در حال تقویت و ارتقا بود و آن موسیقی بی‌کلام فیلم بود که در رابطه با همین اجرای ارکستر ملی، بخش دوم و فیلم «مادر» در همین زیرمجموعه تعریف می‌شود.
این‌گونه هم دونوازی‌ها یا هم‌نوازی‌ها و 
هم اجراهای ارکسترال حفظ می‌شد. درعین‌حال آلبوم‌های مستقل و شناسنامه‌دار در عرصه تولید موسیقی به‌جا می‌ماند و دیگر آلبوم‌های زیرزمینی که در فیلم «بزم رزم» و «چاووش» مفصل درباره‌اش توضیح داده شده و فعالیت‌های همان افراد خودبه‌خود دارای مجوز رسمی می‌شد اما از منظر زیبایی‌شناسی روند دشواری پیش رو بود که باید جای خالی بسیاری از مظاهر زیبایی را با موسیقی پر کرد و تاریخچه چهل‌وچندساله موسیقی فیلم پس از انقلاب ثابت می‌کند این اتفاق مبارک افتاده است. شاید در آن سال‌ها تردیدهایی درباره میزان ماندگاری این آثار بود و گمانه‌زنی‌هایی هم شده باشد که این آثار آن‌قدرها هم عمر نخواهند داشت اما به چند دلیل ماندگاری این آثار تضمین شده‌ است.
اول تاثیربخشی همیشگی و انکارناپذیر سینما بر مخاطب وقتی با موسیقی که همگام با سینما یکی از هنرهای جدانشدنی از مردم است، همراه می‌شود ناخودآگاه تاثیری دوجانبه و تقویت‌شده خواهد گذاشت. دیگر اینکه میل به نوستالژی را اگر با مورد بالا همراه کنیم، همچنان طی سال‌ها اثر مرور و حتی بازآفرینی می‌شود و در آخر همان اندازه که وظیفه تعریف‌شده اما نانوشته‌ای برعهده موسیقی است تا حفره‌های خالی زیبایی‌شناسانه فیلم را کامل کند، پس به همان میزان در مخاطب تشنگی وجود دارد و مخاطب تشنه و آگاه به کمبودها، هیچ‌گاه محل سیراب‌شدن خود را فراموش نمی‌کند. ارتباط موسیقی و فیلم هم استحاله در دیگری است. هنر همواره درحال بازآفرینی خود است و برای مثال، در شرایط فعلی و با دسترسی همه به یک تریبون شخصی از مخاطب نوعی منتقد هم ساخته است، هرچند نقد تکنیکی نباشد، گهگاه می‌بینیم بازخوانی و بازآفرینی یک اثر این‌چنینی مثل «دلشدگان» یا «مادر» اگر در فضای مجازی دست‌به‌دست شود و در شأن اثر اولی نبوده باشد، مقلد نمی‌تواند از زیر تیغ برنده نقد جان سالم به‌در ببرد، زیرا منتقدان او این آثار را سرمایه‌های ملی شمرده‌اند.
در اجرای اخیر ارکستر ملی که این روزها در دوره دهشت کرونایی خود را زنده نگه داشته، دلشدگان و مادر اجرا شد که در بخش اول دو قطعه ازسوی اشکان کمانگری و دو قطعه ازسوی پوریا اخواص خوانده و در بخش دوم ارکستر به رهبری ارسلان کامکار صاحب اثر، قطعات بی‌کلام و ماندگار مادر نواخته شد. نوازندگان جوان و تازه‌نفس ارکستر ملی به‌خوبی از پس اجرای شب یازدهم تیر1400 برآمدند و از 18تیرماه به‌شکل آفلاین این اجراها در صفحات و سایت‌های اعلام‌شده مجازی و اینترنتی قابل‌دسترس است.

captcha
شماره‌های پیشین