sobhe-no.ir
1215
یکشنبه، ۲۷ تیر ۱۴۰۰
14
گزارش «صبح‌نو» از فیلم‌تئاتر «هفت قصه از هفت پری زمینی برای تو»

مرز میان خود بودن یا دیگری بودن

سمانه استاد / با شروع موج پنجم کرونا و تعطیلی مجدد تئاترهای دولتی و بلاتکلیفی تئاترهای خصوصی، دیدن فیلم‌تئاتر یکی از راه‌هایی است که مخاطبان بتوانند رشته اتصال خود را با این هنر فاخر حفظ کنند. در این راستا، علاوه بر تصاویری که از روی صحنه تئاتر ضبط شده‌اند، برخی هنرمندان فیلم‌هایی ساخته‌اند به نیت نمایش تئاتر برای مخاطب. این فیلم‌ها تصویری از اجراهای صحنه‌ای نیستند و به‌طور ویژه در قالب فیلم تئاتر قرار می‌گیرند. یکی از این فیلم‌تئاترها «هفت قصه از هفت پری زمینی برای تو» ساخته «روزبه حسینی» است که نمایش خود را خردادماه شروع کرده است.

خبر

مسابقه کتابخوانی «کتاب و زندگی» تمدید شد

صبح نو

گزارش «صبح‌نو» از فیلم‌تئاتر «هفت قصه از هفت پری زمینی برای تو»

مرز میان خود بودن یا دیگری بودن

سمانه استاد / با شروع موج پنجم کرونا و تعطیلی مجدد تئاترهای دولتی و بلاتکلیفی تئاترهای خصوصی، دیدن فیلم‌تئاتر یکی از راه‌هایی است که مخاطبان بتوانند رشته اتصال خود را با این هنر فاخر حفظ کنند. در این راستا، علاوه بر تصاویری که از روی صحنه تئاتر ضبط شده‌اند، برخی هنرمندان فیلم‌هایی ساخته‌اند به نیت نمایش تئاتر برای مخاطب. این فیلم‌ها تصویری از اجراهای صحنه‌ای نیستند و به‌طور ویژه در قالب فیلم تئاتر قرار می‌گیرند. یکی از این فیلم‌تئاترها «هفت قصه از هفت پری زمینی برای تو» ساخته «روزبه حسینی» است که نمایش خود را خردادماه شروع کرده است.

فیلم روایتی است مونولوگ‌محور از هفت زن که داستان زندگی خود را برای دوربینی که در جایگاه تماشاگر نشسته است، تعریف می‌کنند. حسینی فیلم را به یاد «عباس کیارستمی» ساخته و از تکنیک فاصله‌گذاری که کیارستمی ‌نیز در فیلم‌هایش استفاده می‌کرد، در این فیلم‌تئاتر بهره برده است. در این اثر مخاطب علاوه‌بر دیدن بازی شخصیت‌ها، کارگردان و شیوه کارگردانی او را نیز می‌بیند. فیلم کارگردانی مرد را نشان می‌دهد در مقابل بازیگران زن؛ زنانی که از مصائب زندگی و مشکلاتی می‌گویند که تا میانسالی گریبان‌شان را می‌گیرد.
 
 ایده ساخت یک فیلم‌تئاتر
حسینی درباره ساخت این فیلم‌تئاتر به «صبح‌نو» چنین می‌گوید: «ازجمله میکل‌آنژ وام می‌گیرم که می‌گفت من مجسمه را از سنگ نمی‌سازم، مجسمه در دل سنگ حضور پنهان دارد و من آن را بیرون کشیده و به مخاطب نشانش می‌دهم. در این فیلم‌تئاتر چنین اتفاقی رخ داده و قصه‌هایی وجود داشت که من به‌واسطه و با همراهی گروه اجرا، آن را بیرون کشیده و به پدیداری رساندم. بن‌بست‌ها گاه منشأ بی‌بدیلی برای رویدادهای تازه هستند؛ به‌ویژه در اموری که یک پای‌شان در زمین است و پای دیگر در ماورا. علم به معنای اکتشافی آن و هنر به معنای خلاق آن، از آن جمله‌اند. کرونا با تمام بی‌رحمی و روی سیاه و کریهی که دارد، یکی از این بن‌بست‌ها و منشأهای تاریخ علم و هنر در دنیاست. کرونا باعث تعطیلی کارگاه‌های آموزشی ما شد و این تمرینات حضوری را که سیما شکری، مربی هنرجویان در گروه برعهده داشت به بازی مقابل دوربین تغییر دادم. قطعات متشکل از اتودهای اجراشده ازسوی بازیگران را براساس فراخوان برخی جشنواره‌های مجازی، فرستادیم که بسیار موردتوجه قرار گرفتند. شاید در ناخودآگاه من، این حرکت، ایده ساخت فیلم‌تئاتر «هفت قصه ...» را رقم زده باشد.»
فیلم تئاتر «هفت قصه ...» که تمرینات خود را پیش از دوران کرونا آغاز کرده بود، قرار بود به‌عنوان سومین رپرتوار گروه مونوگهان اجرا شود. اولین دوره این رپرتوار در سال97 انجام شد. دومین دوره آن با داوری رویا نونهالی، حمیدرضا پورآذری و اکتای براهنی در سال98 آغاز شد اما با کرونا همزمان شد و اختتامیه‌اش یکسال به تاخیر افتاد؛ و اینک این سومین دوره این رپرتوار، به‌صورت تصویر انجام شده است. این اثر گزارش صحنه‌ای نیست و نمی‌توان آن را فیلم نیز محسوب کرد، بلکه اثری است که از تلفیق این دو گونه شکل گرفته است؛ البته بعد تصویر در آن پررنگ‌تر است که ضمنا با طراحی خاص نور کارگردان و تصویربرداری و قاب‌بندی‌های ثابت اما چشم‌نواز ضیاالدین صفویان (مدیر تصویربرداری و عضو گروه و ناگهان) و تدوین سینمایی کسرا آتشی شکل گرفته است.
ازلحاظ معناشناسی، در این مجموعه با مرد کارگردانی روبه‌رو هستیم که ابتدا به‌شکلی پررنگ در فضایی شبیه سلول به زن بازیگر فرمان می‌دهد یا در اپیزودی بازیگرش را در فضای تنگ یک کمد قرار می‌دهد و از او بازی می‌گیرد. بعد اول این اثر را می‌توان تداخل ارتباط و نگاه مردسالارانه به زن دانست. در بعد ساختاری و فرمی ‌آن نیز می‌توان مخاطبی را تصور کرد که انگار اثری زنده را در تصویر می‌بیند. گویی سر صحنه فیلمبرداری رفته و می‌بیند که چطور یک کارگردان از بازیگرانش بازی می‌گیرد. با توجه به اینکه این پروژه در تدوین به این شکل ارائه شده و به‌غیر از کارگردان و فیلمبردار، هیچ‌کس از 
قرار گرفتن پشت صحنه در قالب بخشی از اثر مطلع نبوده است، این حس برای مخاطب ایجاد می‌شود که با اثری متفاوت رو‌به‌رو است. او درگیری بازیگر با متن، ساختن شخصیت و رساندن کلام متن ازسوی بازیگر را مشاهده کرده و حتی با کات‌هایی که کارگردان اثر می‌دهد نیز روبه‌رو می‌شود و به‌تدریج می‌پذیرد که همه‌ آنچه ناظر آن است، در یک ترکیب‌بندی، کلی واحد را تشکیل داده‌اند و بناست او تمام این روند تکامل نقش و بازیگر را در خلال یک روایت بپذیرد.
حسینی درباره انتخاب این سوژه نیز چنین می‌گوید: «رپرتوار مونوگهان از ابتدا برای بازی یک بازیگر زن تعریف شده بود. با توجه به اینکه شوربختانه مونولوگ‌های نوشته‌شده به زبان فارسی برای زنان بسیار کم است، سعی کردیم به‌واسطه این رپرتوار نویسنده‌های مختلف را ترغیب کنیم تا برای زنان بنویسند. از سال1380 نگاهی جدی به مسائل زنان در تمام آثار من حضوری مستمر داشته و در این رپرتوار هم به این شکل، این نگاه تداوم یافته است.» او درباره ساخت موسیقی دراماتیک برای این اثر افزود: «آروین سیدان، آهنگساز و از اعضای گروه 
«و ناگهان» و درعین‌حال گروه موسیقی «تهران الف» است. بعد از چند سال همکاری، کاملا می‌داند وقتی دنبال تکرار و تکمیل یک موتیف ثابت در ترکیب‌ سازهای مختلف برای رنگ‌آمیزی خاص اثر هستم، یعنی چه!»
 
بازی با عناصر بازیگری در تئاتر، مقابل دوربین
«سیما شکری» ازجمله بازیگران موفق تئاتر است که در این اثر نیز حضوری نامحسوس داشته است؛ او در این کار بازی نمی‌کند، بلکه در کنار کارگردان، در هدایت درست بازیگر و ترکیب‌بندی هنری کار به او کمک‌رسانی می‌کند. او لیسانس کارگردانی از دانشگاه سوره و ارشد بازیگری از دانشگاه تربیت مدرس دارد و در اجراهای مختلفی در تئاترهای دولتی و خصوصی بازی داشته است. با پرفرمنس «همه‌تون منو می‌شناسید» موفق به اجرا در آلمان و فرانسه نیز شده است. سیما شکری که سال94 اولین تجربه‌ بازیگری در گروه «و ناگهان» را داشته و از سال96 به‌عنوان بازیگر و عضوی از اعضای اصلی به این گروه پیوسته، در این پروژه همچون رپرتوار مونوگهان دوم، مربی بازیگری گروه هنرجویان و مشاور هنری کارگردان بوده است. شکری درمورد شکل‌گیری این اثر به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:
 این پروژه چطور شکل گرفت و به این شیوه اجرا رسید؟
 این پروژه یک‌ساله، با هفت بازیگر/هنرجو پیش از دوران کرونا آغاز شد. من مربی بازیگری بوده و با هنرجویان تمرینات تنفس، بیان و بدن کار می‌کردم که به‌خاطر کرونا مجبور به مجازی کردن تمرینات شدیم. در این مدت کارگاه نویسندگی «و ناگهان» به سرپرستی آقای حسینی (شاگردان ایشان در کار نویسندگی) براساس مصاحبه‌های گوناگون تصویری با هنرجویان بازیگری زن که تعدادشان بیش از خروجی نهایی ما بود، کار پیوسته برای شکل‌گیری متون و تراش خوردن متن‌ها تا رسیدن به متن‌های نهایی انجام شد و روخوانی درست هنرجویان هم از آن متون به دست آمد. هفت هنرجو در مراحل جلوتر، با نکات خواسته‌ جناب حسینی و من به‌صورت ارتباط زنده در تصویر با بچه‌ها کار می‌کردم و برای ایشان می‌فرستادم تا برسیم به موقعیت‌های فرضی در خانه و فضای زندگی هر یک از بچه‌ها... هنرجویان بازیگر این اثر هیچ‌کدام تجربه بازی مقابل دوربین را نداشتند و تنها همان اتودها و آموزش‌های طول سال بود که در فضای مجازی با ایشان کار شده بود؛ دو نفرشان در رپرتوار دوم و یک نفر علاوه بر آن در یک اجرای عموم، روی صحنه رفته بودند؛ بنابراین تنها تمرین زمان فیلمبرداری ظرف دوشب‌کاری 10ساعته بود.
 
این اثر بین سینما و تئاتر قرار می‌گیرد. چرا چنین تلفیقی را انجام دادید و چه تمهیدی برای 
جذاب شدن آن در نظر گرفتید؟
قرار بود این اثر رپرتوار سوم مونوگهان برای صحنه باشد که به‌دلیل کرونا این امر میسر نمی‌شد. بازی در مدیوم سینما و مدیوم تئاتر با یکدیگر متفاوت است. در سینما بازی‌ها درونی‌تر است و حرکت‌ها کوتاه‌ و موجزتر؛ بنابراین بازی این قطعات باید در شکل تئاتری هم به‌سمت بازی‌های مینی‌مال می‌رفت که برخوردار از تمپوی بیرونی تئاتری باشند، به‌نحوی‌که انگار بازیگر هم برای دوربین بازی می‌کند و هم مخاطبی فرضی به‌عنوان تماشاگر زنده مقابلش دارد. از طرفی، در این اثر ما یک لوکیشن بین واقعی و انتزاعی داریم، نورپردازی مینی‌مالی بین تصویر و صحنه داریم و نهایتا دوربین که البته آن را از این منظر به سینما نزدیک‌تر می‌کند. سعی کردیم محدودیت‌ها و گنجایش‌های دو هنر را به هم نزدیک کنیم. بازی‌های بیرونی برای وجه تئاتری، متونی بین نمایشنامه و فیلمنامه، میزانسن‌هایی بین دکوپاژ سینمایی و فضاسازی در تئاتر.

وقتی پای دوربین وسط می‌آید ناخودآگاه مخاطب می‌داند که پشت آن حتما یک فرد به‌عنوان کارگردان وجود دارد. چرا در این اثر کارگردان و کارگردانی کردن او دیده می‌شود؟
این رویکردی است که کارگردان اثر در نظر گرفته است. در آثار زنده‌یاد کیارستمی و برخی از فیلمسازان پیرو او شکل دیگری از این تجربه، اتفاق افتاده است. اما این‌جا اتفاق متفاوت است. از آن تجربیات بی‌بهره نیست اما تجربه متفاوت شکل‌گیری و اصلاح بی‌واسطه‌ نقش مقابل چشمان مخاطب، آن هم با چیزی فراتر از فاصله‌گذاری و خارج از خواست و آگاهی بازیگر، می‌تواند مختص همین اثر باشد اما آنچه برای مخاطب خروجی اثر می‌شود، انگار مرز بین بازی کردن و بازی نکردن است؛ مرز میان خود بودن و دیگری بودن!

captcha
شماره‌های پیشین