sobhe-no.ir
1215
یکشنبه، ۲۷ تیر ۱۴۰۰
13
بسته فرهنگی «صبح‌نو» همزمان با سالروز شهادت امام محمدباقر(ع)

اصلا خودِ تو كربُ و بلایِ مجسمی

حضرت امام محمدباقر ؟ع؟ در روز اول رجب یا به روایتی سوم صفر سال۵۷ هجری‌قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود و هفتم ذی‎‌الحجه سال ۱۱۴هجری‌قمری، در ۵۷سالگی در این شهر مسموم شد و به شهادت رسید.

یادداشت حدیث صابری، بازیگر نمایش «یه شب دوست‌داشتنی»

بهترین دنیایی که می‌توانستم انتخاب بکنم

صبح نو

بسته فرهنگی «صبح‌نو» همزمان با سالروز شهادت امام محمدباقر(ع)

اصلا خودِ تو كربُ و بلایِ مجسمی

حضرت امام محمدباقر ؟ع؟ در روز اول رجب یا به روایتی سوم صفر سال۵۷ هجری‌قمری در مدینه منوره چشم به جهان گشود و هفتم ذی‎‌الحجه سال ۱۱۴هجری‌قمری، در ۵۷سالگی در این شهر مسموم شد و به شهادت رسید.

از امام محمدباقر؟ع؟، روایات بسیاری در زمینه‌های فقه، توحید، سنت نبوی، قرآن، اخلاق و آداب نقل شده است. همچنین در دوره امامت او، تدوین دیدگاه‎های شیعه در رشته‌های گوناگون مانند اخلاق، فقه، کلام و تفسیر آغاز شد. طبق منابع تاریخی، امام محمدباقر؟ع؟ هنگام واقعه کربلا خردسال بوده و در این واقعه حضور داشته است. شهادت امام محمدباقر؟ع؟ در دوران خلافت هشام‌بن‌عبدالملک رخ داده است: چراکه هشام از سال ۱۰۵ تا ۱۲۵قمری خلیفه بود و آخرین سالی که مورخان در شهادت امام محمدباقر؟ع؟ نقل کرده‌اند ۱۱۸ق است.
 در اینکه چه فرد یا افرادی در قتل ایشان دست داشته‌اند، نقل‌های مختلفی وجود دارد. بعضی از منابع، شخص هشام‌بن‌عبدالملک را عامل شهادت ایشان دانسته‌اند و برخی ابراهیم‌بن‌ولید را عامل مسمومیت ایشان معرفی کرده‌اند. امام محمدباقر؟ع؟ وصیت کرده بودند در لباسی که در آن نماز می‌خوانده دفن شوند.
 ایشان در قبرستان بقیع، کنار مرقد پدرشان امام سجاد؟ع؟ و عموی پدرشان امام حسن؟ع؟ دفن شدند. امام؟ع؟ وصیت کردند 10سال در منا برای ایشان مراسم عزاداری برپا کنند. در ادامه این گزارش، چند کتاب و شعری را که با موضوع امام محمدباقر؟ع؟ منتشر شده معرفی و مرور می‌کنیم.
 
پنج کتاب خواندنی
«جلوه امامت در افق دانش»: به گزارش مشرق، کتاب فوق به قلم «احمد ترابی» نوشته و ازسوی «بنیاد پژوهش‌های اسلامی» منتشر شده است. این کتاب به‌صورت تحقیقی و سندی معتبر در پنج فصل تنظیم شده است. ازلحاظ تحقیقی بودن و ارجاع‌ها به سندهای گوناگون از معدود کتاب‌هایی در این موضوع است که به فارسی به نگارش درآمده است.
«امام محمدباقر؟ع؟»: این کتاب تالیف «شیخ عباس قمی» است که در واقع بازچاپ «باب هفتم» اثر مشهور «منتهی‌الآمال» نوشته مرحوم حاج شیخ‌عباس قمی است. این کتاب به معرفی امام‌پنجم؟ع؟ اختصاص دارد و در هفت فصل به موضوع‌هایی چون تولد، نام و کنیه، فضایل و مناقب و مکارم اخلاق، معجزات، کلمات حکمت‌آمیز، وفات، اولاد و حکایات منسوب به آن حضرت پرداخته است.
«زندگانی باقر آل‌محمد ؟ع؟: گوهر علم؛ همراه با داستانی پندآموز»: اثر فوق نوشته «فاطمه دهکردی» است که شیوه‌ای متفاوت در پرداختن به زندگی امام پنجم ؟ع؟ دارد. کتاب، ساختاری رمان‌گونه دارد.
«در محضر امام محمدباقر ؟ع؟»: این کتاب تالیف «علیرضا زکی‌زاده رنانی» حاوی روایاتی منسوب به حضرت باقرالعلوم است که به دو موضوع‌ کلی «عقاید» در فصل اول و «اخلاق» در فصل دوم می‌پردازد. این کتاب دارای یک پیشگفتار است و نویسنده هدف خود از این نوشتار را پرداختن به مباحثی اعتقادی، تفسیری، فقهی و کلامی ذکر می‌کند.
«داستان‌هایی از زندگانی امام محمدباقر؟ع؟»: متن کتاب به قلم «علیرضا کربندی» است و دارای یک مقدمه، هشت بخش و یک خاتمه است. مولف در مقدمه کتاب آورده است که آشنایی با زندگی‌نامه ائمه اطهار؟عهم؟  و پیشوایان راستین حق بر همه‌ جوانان حقیقت‌طلب مسلمان واجب است. 
از این‌رو با سود بردن از کتاب‌های اهل دانش و بصیرت، دست به تهیه کتابی فشرده و ساده زده است تا قدمی درراستای شناساندن پیشوایان واقعی و رهروان راه خوشبختی انسان‌ها برداشته باشد.
 در رثای باقرالعلوم
در پایان این گزارش چند شعر در رثای حضرت و شهادت ایشان را به شما تقدیم می‌کنیم.
بار بلا به شانه کشیدم به کودکی
از صبح تا به عصر چه دیدم به کودکی
از خیمه‌گاه تا ته گودال قتلگاه
دنبال عمه‌هام دویدم به کودکی
آن شب که در مقابل من عمه را زدند
فریاد الفرار شنیدم به کودکی
عمه اگرچه در همه جا شد سپر ولی
من ضرب دست شمر چشیدم به کودکی
آن شب که در خرابه سر آمد میان‌مان
چون عمه‌ام رقیه خمیدم به کودکی
با کعب نی لباس همه پاره‌پاره شد
بدتر ز اهل شام ندیدم به کودکی
یک سرخ‌مو ز قافله ما کنیز خواست
این را به گوش خویش شنیدم به کودکی
در مجلس شراب که شخصیتم شکست
من آستین صبر جویدم به کودکی
 قاسم نعمتی

یا باقر آل عبا، ای یادگار کربلا
جان علی و فاطمه، دلبند زین‌العابدین
جان‌ها فدای راهت ای، فرزند زین‌العابدین
ای جان من، جانان من، ای ذکر تو درمان من
می‌باشد ای وجه خدا، خاک تو بر چشمان من
بر قلب ما یا سیدی، آتش زده سوز غمت
مسموم کینه گشته‌ای، گریم به یاد ماتمت
فرمانروای عالمین، ای بر نبی نور دو عین
ای محرم حج عزا، ای شاهد داغ حسین!
در گلشن سرخ وفا، دیدی گلی پرپر شده
در مقتل خون خدا، دیدی تنی بی سر شده
در قتلگه افتاده بود، روح و روان مصطفی
سوز دل جن و ملک، داغ ذبیحا بلقفا
رنج مداوم دیده‌ای، هر جا و در هر مرحله
دور و بر تو بوده انده، شمر و سنان و حرمله
 حاج امیر عباسی
یک‌طرف کاغذ و یک‌سو قلمش افتاده
قلمش نه دم تیغ دو دمش افتاده
آخرین لحظه همان لحظه تلخی‌ است که مرد
دیده از دست اباالفضل علمش افتاده
دیده که دست و سر و چشم عمو عباسش
تا دم علقمه در هر قدمش افتاده
نفسش را رمقی نیست و در خاطر مرد
زخم‌های تن آقا رقمش افتاده
بعد این‌قدر مصیبت که سرش آوردند
تازه تیغ آمده بر قد خمش افتاده
آخرین لحظه به یاد فقط این جمله‌ شمر
که: خودم می‌کشم و می‌کشمش، افتاده
دمش از بس‌که حسینی است چو پایین رفته
باز در پای دمش بازدمش افتاده
مثل بین الحرمین است مدینه اما
سر پا نیست… در این‌سو حرمش افتاده
مهدی رحیمی

بین نماز، وقت دعا گریه می‌کنی
با هر بهانه در همه‌جا گریه می‌کنی
در التهاب آه خودت آب می‌شوی
می‌سوزی و بدون صدا گریه می‌کنی
هرچند زهر قلب تو را پاره‌پاره كرد
اما به یاد كرب و بلا گریه می‌کنی
اصلا خود تو كرب و بلای مجسمی
وقتی برای خون خدا گریه می‌کنی
آب خوش از گلوی تو پایین نمی‌رود
با ناله‌های وا عطشا گریه می‌کنی
با یاد روزهای اسارت چه می‌کشی؟
هر شب بدون چون و چرا گریه می‌کنی
با یاد زلف خونی سرهای نی‌سوار
هر صبح با نسیم صبا گریه می‌کنی
هم‌پای نیزه‌ها همه جا گریه کرده‌ای
هم با تمام مرثیه‌ها گریه می‌کنی
دیگر بس است «چشم ترت درد می‌کند!»
از بس كه غرق اشك عزا گریه می‌کنی
یوسف رحیمی

captcha
شماره‌های پیشین