sobhe-no.ir
1215
یکشنبه، ۲۷ تیر ۱۴۰۰
10
رییس‌جمهور منتخب در نشست با مسوولان وزارت بهداشت:

محور اصلی در مبارزه با کرونا واکسن تولید داخلی است

گزارش خبرنگار «صبح‌نو» از دوساعت حضور در یکی از مراکز واکسیناسیون سالمندان را بخوانید

صف‌نشینان واکسن

همزمان با روزهایی که کرونای دلتا در کشور منتشر شده و مسوولان هم مدام درباره رعایت پروتکل‌ها هشدار می‌دهند، سرعت واکسیناسیون سالمندان هم تقریبا بیشتر شده و این امیدواری را در دل مردم زنده کرده است که تا پایان تابستان و در ادامه در پاییز بتوان درصد بالایی از جمعیت کشور را در برابر ویروس کرونا واکسینه کرد. البته اینکه آیا واکسن‌های فعلی توان مقابله و تاثیرگذاری در برابر نوع دلتا را دارند یا خیر مساله دیگری است اما نکته مهم همین است که واکسیناسیون فعلی هم می‌تواند به طرز چشمگیری از شدت بیماری و نیز افزایش مرگ‌ومیر جلوگیری کند. باوجوداین در دو هفته اخیر که واکسیناسیون سالمندان با سرعت بیشتری ادامه یافته، اتفاقات جالبی در برخی مراکز واکسیناسیون در محله‌ها به چشم می‌خورد که خالی از لطف نیستند.

صبح نو

گزارش خبرنگار «صبح‌نو» از دوساعت حضور در یکی از مراکز واکسیناسیون سالمندان را بخوانید

صف‌نشینان واکسن

همزمان با روزهایی که کرونای دلتا در کشور منتشر شده و مسوولان هم مدام درباره رعایت پروتکل‌ها هشدار می‌دهند، سرعت واکسیناسیون سالمندان هم تقریبا بیشتر شده و این امیدواری را در دل مردم زنده کرده است که تا پایان تابستان و در ادامه در پاییز بتوان درصد بالایی از جمعیت کشور را در برابر ویروس کرونا واکسینه کرد. البته اینکه آیا واکسن‌های فعلی توان مقابله و تاثیرگذاری در برابر نوع دلتا را دارند یا خیر مساله دیگری است اما نکته مهم همین است که واکسیناسیون فعلی هم می‌تواند به طرز چشمگیری از شدت بیماری و نیز افزایش مرگ‌ومیر جلوگیری کند. باوجوداین در دو هفته اخیر که واکسیناسیون سالمندان با سرعت بیشتری ادامه یافته، اتفاقات جالبی در برخی مراکز واکسیناسیون در محله‌ها به چشم می‌خورد که خالی از لطف نیستند.

صبح یک روز گرم تابستانی برای همراهی با پدرم راهی یکی از سوله‌های ورزشی در منطقه10 تهران می‌شوم تا واکسن کرونا را تزریق کند. براساس پیامک باید ساعت8:15 دقیقه صبح در محل موردنظر باشیم که برای اطمینان 15دقیقه هم زودتر می‌رسیم اما آنچه در نگاه اول به چشم می‌آید تعداد بالای سالمندانی است که در محل جمع شده‌اند و البته برخی از آن‌ها نیز همراهانی دارند. اگرچه در ورودی سوله ورزشی باز نشده است اما مردم هم در کوچه با کمی فاصله از هم ایستاده‌اند تا در حد توان فاصله اجتماعی را رعایت کنند. مامور نگهبانی که در مقابل در ورودی ایستاده است مدام می‌گوید: اول اسم خودتان را در لیست کاغذی بنویسید. از نظر او پیامک و ساعت مراجعه که در آن ذکرشده فرمالیته است و براساس لیست کاغذی واکسیناسیون انجام خواهد شد. برای نوشتن اسم در لیست به‌سمت پیرمردی می‌روم که مسوول این کار شده است. نام پدرم را که می‌نویسد می‌بینم نفر130 است. بعد از چند دقیقه معطلی و حدود ساعت8:35 در مرکز باز می‌شود و مردم به‌سمت در کناری سوله ورزشی هدایت می‌شوند.
 
دوباره ازدحام
درکنار سوله فضای سبزی قرار دارد که همه به آن سمت هدایت می‌شوند تا از دری که باز شده و میز و دفتری روی آن قرار گرفته سالمندان یک‌به‌یک فراخوان شوند؛ البته باز هم برخی علاقه دارند که در نزدیک‌ترین فاصله ممکن با در بایستند. به قول یکی از پیرمردان حاضر در محل 
«گو اینکه صف مرغ است. اصلا صف است. ما بازنشسته‌ها زندگی را در صف می‌گذرانیم. دوست داریم.» این‌جا هم ساعت اعلام‌شده برای پیامک فایده‌ای ندارد. جوانی که لیست‌های تهیه‌شده را به او داده‌اند روی سکو ایستاده و با صدای بلند توضیحاتی را می‌دهد. او می‌گوید: «خانم‌ها و آقایان، من براساس این لیست اسامی را می‌خوانم. اسم هر کس را خواندم با کارت ملی و پیامکی که برایش آمده بیاید جلو. پیامک همراه‌تان نباشد نمی‌توانیم برای‌تان واکسن بزنیم. کارت‌ملی را هم آماده کنید که خودتان و دیگران معطل نشوند.» این حرف صدای برخی را درمی‌آورد. تعدادی هستند که بدون ثبت‌نام در سامانه برای واکسیناسیون آمده و انتظار دارند که واکسن بگیرند اما تعدادی دیگر هستند که اطرافیان برای‌شان ثبت‌نام کرده‌اند اما شماره همراه فرد سالمند را به سامانه نداده‌اند تا پیامک در اختیار آن‌ها باشد. این افراد حالا دنبال فرزند یا آشنایی هستند که پیامک برای آن‌ها ارسال شده است. مامور واکسیناسیون هم در جواب این مساله به افراد می‌گوید: اگر کس دیگری برای‌تان ثبت‌نام کرده بگویید پیامکی که اسم شما در آن ذکر شده را برای‌تان بفرستد یا اینکه خودش به این‌جا بیاید.
 
آغاز لیست
خواندن اسامی یک‌به‌یک شروع می‌شود. در گوشه و کنار محوطه هم افراد با فاصله کمتری از هم مشغول گپ‌و‌گفت هستند تا نوبت‌شان شود. مردی که 72سال دارد می‌گوید: خانه من در منطقه دو است اما چون قبلا در منطقه11 سکونت داشتم و با مرکز فرمانفرماییان آشنا بودم، آن‌جا را  برای واکسیناسیون انتخاب کردم. حالا مرا به این‌جا ارجاع داده‌اند که شلوغ است. مرد جوان دیگری هم که پدرش را برای واکسن به سوله الزهرا در محله بریانک آورده است، می‌گوید: «نوبت ما براساس پیامک ساعت10 بود اما گفتیم زودتر بیاییم شاید کارمان زودتر انجام شود. ساعت9:20 دقیقه است که حدود 50نفر به داخل سوله فراخوانده شده‌اند. در این میان، همچنان هستند پیرمردان و پیرزنانی که چون کسی را نداشته‌اند برای‌شان در سامانه نام‌نویسی کند بدون پیامک به مرکز آمده و اصرار دارند که واکسن بزنند. پیرمرد دیگری هم به نام آقای سلیمانی ناراحت است و مدام با مامور در ورودی صحبت می‌کند. مشکل او این است که پسرش در سامانه ثبت‌نام کرده و حالا پیامک مربوطه به شماره پسرش ارسال شده است. پسرش هم تلفن او را جواب نمی‌دهد تا بگوید که پیامک را برایش بفرستد. نوبتش براساس لیست گذشته است اما کسی حرف او را قبول ندارد. هرچه با شماره پسرش تماس می‌گیرد جوابی نمی‌شنود. پیرمرد کم‌کم خشمگین می‌شود.
سرعت‌بخشی به کار
مردم که روند واکسیناسیون را دیده‌ کمی آرام‌تر و صبورتر شده‌اند. لیست به نفر صدم رسیده است که دوباره سروصدا بلند می‌شود. خانمی اصرار دارد که چرا اسمش را نخوانده‌اند و نوبتش رد شده است؟‌ با تاکید می‌گوید شماره من 25 بود. مامور ورودی لیست را چک می‌کند اما اسم او مغایر با آن چیزی است که در لیست ثبت شده است. زن ناراحت می‌شود و صدایش کمی بالا می‌رود و گلایه که چرا اسم من را خط زدید؟ چرا لیست را عوض کردید؟‌ اما مامور سوله با صبوری ادامه لیست را نگاه می‌کند. نام زن روی شماره125 ثبت شده و آن خانم عدد100 را نشنیده است. وقتی اسمش را در لیست می‌بیند و اینکه هنوز نوبتش نشده است با غرولند کناری می‌رود تا دوباره اسامی جدید قرائت شود. از ابتدای صبح هم چندین بار نوع واکسن تزریقی را پرسیده‌اند. به همین دلیل مامور ورودی سالن هرچند دقیقه یکبار می‌گوید: واکسنی که ما می‌زنیم سینوفارم چینی است. ساعت حدود10 است و برای واکسن پدرم به داخل سالن هدایت می‌شویم. در داخل فضا بهتر است. صندلی‌ها با فاصله چیده شده‌اند. کارت‌های ملی مراجعان دست یکی از افراد حاضر در سالن است و به‌ترتیب ظرفیت باجه‌ها افراد به این اماکن راهنمایی می‌شوند تا واکسن بگیرند اما در داخل سالن دوباره سروصدا به‌پا می‌شود. پیرمردی اصرار دارد که تمام محتوی یک ویال واکسن به او تزریق شود. پزشک حاضر در محل هم هرچه به او می‌گوید که پدرجان، این ویال واکسن برای دو نفر است. نمی‌شود یک شیشه را به شما تزریق کرد، قبول نمی‌کند. پیرمرد اعتقاد دارد که تمام محتوی یک شیشه سهمیه اوست و با این کار قصد دارند بقیه واکسن را جای دیگری بفروشند. ماموران انتظامی و حراست حاضر در محل با او صحبت می‌کنند. مسوول فنی واکسیناسیون هم همین‌طور. حتی برخی از مراجعان هم به‌سراغ او می‌روند تا آرامش کنند. خلاصه اینکه بعد از چند دقیقه پیرمرد آرام شده و راضی می‌شود تا واکسن را بزند. خانم دکتری که در محل حضور دارد می‌گوید گاهی با افرادی مواجه می‌شویم که درباره واکسیناسیون شک دارند یا فکر می‌کنند آب مقطر به آن‌ها تزریق می‌شود یا اینکه خواستار تزریق تمام ویال واکسن هستند.
ساعت از 10 گذشته است که موفق به تزریق واکسن به پدرم شده‌ام و حالا با خیال راحت‌تر به‌سمت در خروجی سوله و مجموعه ورزشی الزهرا می‌رویم اما همچنان در مسیر هم گلایه‌ها و حرف‌هایی از سالمندان حاضر می‌شنویم. اینکه چرا سر ساعت کار را انجام نداده‌اند؟‌ آیا واکسن‌ها خوب هستند؟ اصلا نیازی است واکسن بزنیم؟

captcha
شماره‌های پیشین