sobhe-no.ir
1213
چهارشنبه، ۲۳ تیر ۱۴۰۰
2
خبر

گام نخست رئیسی برای اصلاح بسترهای فسادزا در دولت

یدالله طاهرنژاد می‌گوید که علاوه بر جبهه اصلاحات در تک احزاب اصلاح طلبی نیز بر سر رویکرد به قدرت و حاکمیت اختلاف نظر جدی وجود دارد

ویروس افتراق در جان اصلاحات

اصلاح‌طلبان پس از انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 دچار تعلیق تشکیلاتی شده‌اند. بعد از تاریخ 28خرداد، نهاد اجماع‌ساز اصلاحات یا همان جبهه اصلاحات ایران هیچ‌گونه جلسه‌ای برای روشن کردن ادامه راه خود برگزار نکرده است. برخی با استناد به استعفای علیرضا علوی‌تبار معتقدند عمر کوتاه جبهه اصلاحات ایران به پایان رسیده و اصلاح‌طلبان باید برای سیاست‌ورزی خود، سراغ تشکیلات دیگری بروند.

صبح نو

یدالله طاهرنژاد می‌گوید که علاوه بر جبهه اصلاحات در تک احزاب اصلاح طلبی نیز بر سر رویکرد به قدرت و حاکمیت اختلاف نظر جدی وجود دارد

ویروس افتراق در جان اصلاحات

اصلاح‌طلبان پس از انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 دچار تعلیق تشکیلاتی شده‌اند. بعد از تاریخ 28خرداد، نهاد اجماع‌ساز اصلاحات یا همان جبهه اصلاحات ایران هیچ‌گونه جلسه‌ای برای روشن کردن ادامه راه خود برگزار نکرده است. برخی با استناد به استعفای علیرضا علوی‌تبار معتقدند عمر کوتاه جبهه اصلاحات ایران به پایان رسیده و اصلاح‌طلبان باید برای سیاست‌ورزی خود، سراغ تشکیلات دیگری بروند.

نهاد اجماع‌ساز اصلاحات یا همان جبهه اصلاحات ایران از تاریخ 5بهمن‌ماه سال1399 با عضویت 15چهره حقیقی(غیرحزبی) و 31چهره حقوقی(نماینده احزاب و تشکل‌های سیاسی) آغازبه‌کار کرد و ماموریت خود را ایجاد اجماع میان اصلاح‌طلبان بر سر یک گزینه واحد در انتخابات ریاست‌جمهوری قرار داد. با وجود این، آنچه نصیب این نهاد شد شقاق و فراق بود. جبهه اصلاحات ایران در آستانه روز 28خرداد دچار دوگانگی در رویکرد شد؛ بخشی از احزاب به جلوداری حزب کارگزاران سازندگی مشوق مشارکت فعال شدند و بر همین اساس، از عبدالناصر همتی حمایت تمام‌قد به عمل آوردند و بخش دیگری از احزاب و چهره‌ها با محوریت حزب اتحادملت، با درپیش‌گرفتن سیاست سکوت در نفیر تحریم‌طلبی و مشارکت غیرفعال دمیدند. پس از شکست معنادار همتی در انتخابات، دو طرف علیه یکدیگر موضع گرفتند. اتحادی‌ها ازجمله آذر منصوری، کارگزاران را مثل همیشه دائر مدار قدرت دانستند و در مقابل، کارگزارانی‌ها ازجمله کرباسچی انفعال خاتمی و احزاب رادیکال در قبال انتخابات را به باد انتقاد گرفتند. این سنگ‌پراکنی‌ها علیه همدیگر و پیشتر، استعفای علوی‌تبار از جرگه جبهه اصلاحات ایران، بسیاری را به این گمان رساند که دیگر امکان تداوم فعالیت این مجموعه انتخاباتی وجود ندارد و باید برای طی طریق آینده، مجموعه‌ای مجزا ترتیب داد.
در گفت‌وگو با یدالله طاهرنژاد، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی این سوال را مطرح کردیم که آیا امکان ادامه فعالیت برای جبهه اصلاحات ایران وجود دارد یا اینکه این جبهه نیز مانند شورایعالی سیاستگذاری انتخاباتی اصلاح‌طلبان، رهپوی مسیر انحلال خواهد شد. طاهرنژاد با اینکه معتقد است مانعی بر سر راه ادامه فعالیت جبهه اصلاحات ایران وجود ندارد، لیکن اظهار می‌دارد که علاوه بر جبهه اصلاحات، در درون تک‌تک احزاب اصلاح‌طلبی نیز بر سر «مشارکت در انتخابات» یا «تحریم انتخابات» اختلاف رویکرد جدی حاکم است. در ادامه مشروح گفت‌وگوی «صبح‌نو» با این فعال اصلاح‌طلب را از نظر خواهید گذراند.
 
جناب طاهرنژاد! آیا فعالیت‌های نهاد اجماع‌ساز اصلاحات متوقف‌شده یا اینکه برای آینده به کار خود ادامه خواهد داد؟ 
به نظر می‌رسد اراده جمع، بر استمرار فعالیت باشد.

برای انتخابات مجلس در سال1402؟
بله.

با توجه به استعفای آقای علوی‌تبار از جمع اعضای حقیقی نهاد اجماع‌ساز، آیا شاکله این نهاد برای آینده دچار تضعیف نخواهد شد؟
آقای علوی‌تبار به‌دلیل دغدغه‌های پژوهشی و علمی، از همان اول تمایل جدی به حضور [در نهاد اجماع‌ساز] نداشت و پس از انتخابات هم تصور کرد فعالیت‌های این نهاد، فروکش خواهد کرد؛ بنابراین استعفای ایشان، تعریضی به فعالیت کل مجموعه نداشت.

پس از انتخابات ریاست‌جمهوری، برخی اصلاح‌طلبان از لزوم بازسازی گفتمانی در جبهه اصلاحات سخن گفتند. به نظر شما نهاد اجماع‌ساز اصلاحات، ظرفیت لازم برای این بازسازی را دارد؟
بله. به‌هرحال جبهه اصلاحات در یک میدان نابرابر و با امکانات ناکافی و معدود، در برابر رقیبی قرار دارد که همه امکانات در اختیارش است. در چنین فضایی، شما نمی‌توانید سطح موفقیت خیلی بالایی را برای خود متصور باشید؛ بنابراین، عملکرد نهاد اجماع‌ساز قابل‌قبول و 
قابل دفاع است و دلیلی بر توقف عملکرد آن وجود ندارد.

یعنی معتقد هستید که نهاد اجماع‌ساز با همین ترکیب فعلی، بتواند مطالبات بدنه اجتماعی اصلاح‌طلب را پاسخ بدهد؟ 
استخوان‌بندی اصلی نهاد اجماع‌ساز، احزاب و تشکل‌های اصلاح‌طلب هستند و نمایندگان این احزاب می‌توانند تغییر کنند اما خط‌مشی کلی، چندان تغییر نخواهد کرد.

ترکیب اعضای حقیقی آیا دچار تغییر خواهد شد؟
سازوکار انتخاب اعضای حقیقی هم مشخص است و اگر یک عضو حقیقی به هر دلیلی نخواهد ادامه همکاری بدهد، جایگزین او براساس آیین‌نامه نهاد انتخاب خواهد شد.

برخی اصلاح‌طلبان باور دارند که برای جلب حمایت بدنه اجتماعی ناراضی اصلاحات، احزاب اصلاح‌طلب باید در مانیفست خود تجدیدنظر کنند. این تجدیدنظر تا چه اندازه ممکن است؟
به‌هرحال هر تشکیلات سیاسی متناسب با شرایط و اقتضائاتی موجود، باید خود را بازیابی کند. این بازیابی، چندان دور از ذهن نخواهد بود.

ریاست نهاد اجماع‌ساز کماکان با بهزاد نبوی خواهد بود؟
فعلا بحثی درباره تغییر ایشان نشده است. 

سال‌هاست که میان دو طیف اصلی جبهه اصلاحات یکی حزب کارگزاران سازندگی و دیگری حزب اتحادملت، بر سر نوع مواجهه با قدرت و حاکمیت، مناقشه جدی وجود دارد. مثلا اخیرا خانم آذر منصوری، قائم‌مقام حزب اتحادملت، تلویحا حزب کارگزاران سازندگی را به قدرت‌مداری و درپیش‌گرفتن سیاست «دو نبش» متهم کرد. این دست منازعات درونی، آیا جلوی فعالیت بهینه نهاد اجماع‌ساز در آینده را نخواهد گرفت؟ 
این اختلاف‌نظر وجود دارد و همین اختلاف‌نظر هم مانع از این شد تا جبهه اصلاحات ایران [برای ریاست‌جمهوری] کاندیدا معرفی کند. اکثریت اعضای «جبهه اصلاحات ایران» در خارج از جبهه، کاندیدا معرفی کردند(اشاره به همتی) و بنابراین بعضی اظهارنظرها که چندان مبنای تشکیلاتی هم ندارد، صحیح نیستند. به نظر می‌رسد مانعی بر سر ادامه فعالیت جبهه اصلاحات ایران وجود نداشته باشد.

جناب طاهرنژاد به‌عنوان بحث پایانی! برخی معتقدند اصلاح‌طلبان به‌جای ادامه مناقشه فعلی و به‌جای صرف هزینه برای کاهش آن، باید کلا به دو طیف راست (حزب کارگزاران سازندگی و نیروهای نزدیک به آن) و چپ (حزب اتحاد ملت و نیروهای نزدیک به آن) منشعب شوند و در ایام انتخابات، هرکدام جداگانه سیاست‌ورزی کنند. ایده انشعاب در جبهه اصلاحات تا چه اندازه ممکن و عملی است؟
احزابی که در انتخابات [ریاست‌جمهوری] کاندیدا معرفی کردند، با فشار سنگین بدنه اجتماعی خود مواجه هستند و بدنه آن حزب، خیلی موافق اتخاذ موضع‌گیری‌های فراتشکیلاتی نیستند؛ بنابراین این مساله در درون هرکدام از تشکل‌های اصلاح‌طلبی جدی است و این موضوع باید در درون هرکدام از احزاب اصلاح‌طلب، حل‌وفصل شود. حل‌وفصل این موضوع در درون احزاب اصلاح‌طلب، مقدم بر بحث انشعاب در کل جبهه است.  

یعنی معتقد هستید که مناقشه میان مشارکت‌طلبی یا تحریم‌طلبی در ایام انتخابات، در درون تک‌تک احزاب اصلاح‌طلب وجود دارد؟
بله. میان اعضای احزاب اصلاح‌طلب اختلاف‌نظر وجود دارد.

و به نظر شما ابتدا باید اختلافات در درون احزاب اصلاح طلب، حل و فصل شود؟
بسیاری از اعضای احزاب اصلاح‌طلبی که در انتخابات [ریاست‌جمهوری] کاندیدا معرفی کردند، با کادر رهبری حزب خودشان همراه نبودند و تحت‌تاثیر تصمیم جبهه اصلاحات ایران قرار گرفتند و معتقد بودند که تحت هر شرایطی نباید نامزد معرفی کرد. این اختلاف، همچنان وجود دارد و چیزی نیست که مخفی باشد. هم در درون احزاب اصلاح‌طلب و هم در درون جبهه اصلاحات، باید به یک سازوکار جمعی برسیم که توافق نسبی در این زمینه (مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات‌ها) حاصل شود.

captcha
شماره‌های پیشین