sobhe-no.ir
1212
سه شنبه، ۲۲ تیر ۱۴۰۰
4
جوابیه ای خطاب به جوابیه روابط عمومی صدا و سیما به «صبح نو »

صدا وسیما نیاز به اصلاح دارد

سالهاست که دلسوزان عرصه رسانه و فرهنگ و سیاست، انتقاداتی جدی نسبت به رویکرد محافظه کارانه و نقد ناپذیرانه صدا و سیما دارند اما تو گویی برخی رسانه ملی هیچگاه قصد جدی برای تغییر رویه های خود نداشته است. یکی از این رویه های نا درست و بی پشتو انه که مع الاسف غالب گشته، برابری انگاری میان شانیت یک برنامه معمولی با اعتبار کل رسانه ملی و سپرگرفتن پشت آبروی صداوسیما با اهداف سیاسی است. این رویه اشتباه و خام اندیشانه که مدتی است مدیر روابط عمومی صداوسیما آن را در پیش گرفته، روزنامه «صبح نو» را بر آن داشته با هدف اصلاح، بار دیگر موارد از پیش‌گفته شده را بار دیگر گوشزد نماید. صداوسیما بزرگ ترین و تاثیرگذارترین رسانه در ایران است و بنابراین و مطابق کلام امام خمینی؟ره؟ باید برای تنویر افکار عمومی به سان دانشگاهی در تراز انقلاب اسلامی عمل کند. دشمنان نظام و انقلاب در صدد هستند تا جایگاه سترگ و بزرگ رسانه ملی را کسری بخشند و به خیال خود، آن را از اعتبار ساقط کنند اما با وجود موانع و بدخواهی های زیاد، صداوسیما کماکان از جایگاهی ذی نفوذ در اذهان عمومی جامعه برخوردار است. این جایگاه رشک برانگیز، ابدا دلسوزان را مانع نمی‌شود که از پنجره خیرخواهی، حنجره نسایند و با صدای بلند از رفتارهای هزینه‌زای برخی مدیران ،،، فریاد اعتراض سر ندهند.

صبح نو

جوابیه ای خطاب به جوابیه روابط عمومی صدا و سیما به «صبح نو »

صدا وسیما نیاز به اصلاح دارد

سالهاست که دلسوزان عرصه رسانه و فرهنگ و سیاست، انتقاداتی جدی نسبت به رویکرد محافظه کارانه و نقد ناپذیرانه صدا و سیما دارند اما تو گویی برخی رسانه ملی هیچگاه قصد جدی برای تغییر رویه های خود نداشته است. یکی از این رویه های نا درست و بی پشتو انه که مع الاسف غالب گشته، برابری انگاری میان شانیت یک برنامه معمولی با اعتبار کل رسانه ملی و سپرگرفتن پشت آبروی صداوسیما با اهداف سیاسی است. این رویه اشتباه و خام اندیشانه که مدتی است مدیر روابط عمومی صداوسیما آن را در پیش گرفته، روزنامه «صبح نو» را بر آن داشته با هدف اصلاح، بار دیگر موارد از پیش‌گفته شده را بار دیگر گوشزد نماید. صداوسیما بزرگ ترین و تاثیرگذارترین رسانه در ایران است و بنابراین و مطابق کلام امام خمینی؟ره؟ باید برای تنویر افکار عمومی به سان دانشگاهی در تراز انقلاب اسلامی عمل کند. دشمنان نظام و انقلاب در صدد هستند تا جایگاه سترگ و بزرگ رسانه ملی را کسری بخشند و به خیال خود، آن را از اعتبار ساقط کنند اما با وجود موانع و بدخواهی های زیاد، صداوسیما کماکان از جایگاهی ذی نفوذ در اذهان عمومی جامعه برخوردار است. این جایگاه رشک برانگیز، ابدا دلسوزان را مانع نمی‌شود که از پنجره خیرخواهی، حنجره نسایند و با صدای بلند از رفتارهای هزینه‌زای برخی مدیران ،،، فریاد اعتراض سر ندهند.

حاکمیت تفکر محافظه کاری 
یکی از انتقادات جدی وارده به مدیریت صداوسیما، حاکمیت تفکر محافظه‌کار و بوروکرات صفت بر آن است که اجازه نقد دلسوزانه، مشفقانه و مرزبندی شده با اپوزیسیون را نمی‌دهد. عملکرد رسانه ملی طی چند سال گذشته نشان می‌دهد که صداوسیما تمایلی به باز شدن فضای دیالوگ محور برای به چالش کشیدن مسائل روز کشور ندارد و بیشتر تلاش دارد برای جانماندن از مسابقه جذب مخاطب عمومی، به کارهای سطحی و زرد تن بدهد. نکته جالب توجه درباره عملکرد صداوسیما در بستن فضای مباحثه و گفت‌وگومحور، ایستادن در مقابل مطالبه جریان انقلابی است. اواخر دی ماه سال 1398، صداوسیما اعلام کرد که پخش زنده چند برنامه گفت‌وگو محور را متوقف کرده و این برنامه‌ها از این پس ضبط شده و پس از بازبینی پخش خواهند شد. 
برنامه «جهان آرا» و «عصرانه» از شبکه افق و برنامه «ثریا» از شبکه اول سیما سه برنامه‌ای بودند که دچار این اصلاح شدند. این تصمیم سازمان با انتقاداتی روبه رو شد. دست اندرکاران این برنامه‌ها تصریح کردند که صداوسیما تحت فشار دولت این تصمیم را گرفته است. بسیاری از جریان‌های انقلابی اقدام صداوسیما در محدودسازی برنامه های گفت‌وگومحور انتقادی را برنتابیدند و با ابزارها و شیوه های مختلف، اعتراض خود را اعلام کردند. برای نمونه، حدود 100 خانواده شهید با امضای بیانیه‌ای از محدودسازی برنامه‌های انقلابی تلویزیون شدیدا انتقاد کرده و خواستار بازگشت برنامه‌های زنده ثریا و جهان‌آرا به آنتن تلویزیون شدند. امضاکنندگان در بخشی از این بیانیه تأکید کردند: شهادت می‌دهیم برنامه‌های زنده ثریا و جهان‌آرا از پرچمداران اصلی دفاع از انقلاب و آرمان‌های شهدا در رسانه ملی بوده‌اند. از جمله امضا کنندگان این نامه خانواده سردار شهید حسن تهرانی مقدم، خانواده شهید حسین همدانی، خانواده شهید مصطفی احمدی روشن، همسر شهید مهدی باکری، خانواده شهید شیرودی بودند.
یکی دیگر از برنامه های گفت‌وگو محور که توسط غلبه مدیریت محافظه کاری بر صداوسیما طرد شد و حواشی زیادی را آفرید، مربوط به برنامه زاویه از شبکه چهار سیما می‌شود. در یکی از برنامه های برنامه «زاویه» که اوایل بهمن ماه سال گذشته روی آنتن رفت، حجت‌الاسلام احمد جهان‌بزرگی، عضو 
هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در میان کلام خود در مناظره با عماد افروغ، جملاتی تعریضی خطاب به رئیس‌جمهور مطرح کرد؛ البته جهان بزرگی نامی از حسن روحانی  نبرد اما  نکاتی که مطرح کرد، به گونه‌ای بود که ذهن مخاطبان را کاملا  به سمت رئیس‌جمهور می‌برد. این رویداد، طبیعی بود که باعث افزایش فشار دولت بر صداوسیما شود. صداوسیما هم بنا به رسم غیرمنطقی خود بار دیگر در برابر فشارهای خارجی کوتاه آمد و برای سرفرازی در برابر فشارها، حبیب رحیم پور ،مجری برنامه را که هیچ تقصیری در اصل مساله نداشت اخراج کرد. این سبک رفتارهای احساسی و خلاف قاعده عقلانیت، نتیجه ای جز محافظه کار ساختن ساختار برنامه‌سازی در صداوسیما ندارد و باعث می‌شود که شور و حرارت که اصل اساسی هر نقد و گفت و شنود عمیق است، به بی‌محتوایی تنزل یابد. 


غلبه بوروکراسی بر مردم 
یکی از آخرین نشانه های حاکمیت محافظه کارانه بر ساختار برنامه سازی تلویزیون، به توبیخ مجری شبکه پنج مربوط می‌شود. وقتی قدسیه صالحی مجری برنامه «سلام تهران» با قصد همذات پنداری با مردمِ به ستوه آمده از قطعی برق، خطاب به مسوولین مربوطه به کنایه گفت: «خسته   اید اداره کنید تحویل بدهید زودتر! مردم شما را درک می‌کنند. فیلم‌هایی از اتفاقات بعدی قطعی برق آمده که دل همه را درد می‌آورد و شما چطوری دل‌تان به درد نمی‌آید؟»، به سرعت خبر توبیخ این مجری رسانه ای شد. نکته جالب توجه و قابل تامل داستان، توضیح سعید آشناب مدیر شبکه پنج سیما نسبت به این توبیخ بود. آشناب در توجیه بی توجیه خود که بوروکرات مسلکی از سر تا پای آن می بارید، گفت: «خانم قدسیه صالحی که از مجریان جوان و دغدغه‌مند سیما است، در برنامه سلام تهران، نتوانست بر اندوه و احساسات شخصی غلبه کند و بدون هماهنگی با سردبیر برنامه و خارج از چارچوب حرفه‌ای به بیان مطالبی پرداخت که به توبیخ نامبرده منجر شد». اگر بخواهیم طبق منطق آقای آشناب به عنوان مدیر میانه صداوسیما جلو برویم، پیش از هر بار بیان دغدغه های مردم بایستی با مسوولین بالادست سازمان نامه‌نگاری صورت بگیرد و در صورت صلاح دید ایشان، اعتراض نسبت به مشقات وارده بر مردم از روی آنتن رسانه ملی منتشر شود در غیر این صورت، اصل ماجرا بایکوت و مسکوت باقی خواهد ماند. 

خرج صداوسیما برای خرج های سیاسی 
انتقاد دیگری که در ابتدای این جستار، اشارتی به آن شد، رویه غلط برخی مدیران در برابری دانستن شان صداوسیما با جایگاه مدیریتی خود در رسانه ملی است. به بیان دیگر برخی مدیران محافظه کار و ناتوان از پاسخگویی و روشنگری، به محض مشاهده نقد دلسوزانه، پشت اعتبار صداوسیما سنگر می‌گیرند و با این بهانه فرصت‌طلبانه که نباید برخی نهادها در کشور مورد هجمه قرار بگیرند، از توضیح شفاف درباره عملکرد خود طفره می‌روند. برای نمونه جناب رنجبران که در چارت عریض و طویل صداوسیما، متصدی جایگاه روابط عمومی است و اجرای یک برنامه از میان صدها و هزاران برنامه دیگر در رسانه ملی را به عهده دارد، چندی پیش در واکنش به انتقاد روزنامه «صبح نو» از رفتارهای سیاست زده ایشان در گفت‌وگو با آقای پرویز سروری(برنامه دستخط-18 تیر 1400)، بیانیه ای برای این‌روزنامه ارسال کرد که در آن، هیچ ردی از آگاه‌سازی و پاسخگویی دیده نمی‌شد اما در عوض «صبح‌نو» در چشم انداز دوقطبی انگار و غیرستیز ایشان، تا جا داشت به «غیرانقلابی»بودن متهم گشت. با اینکه «صبح نو» هیچ وظیفه ای در انتشار بیانیه مدیر روابط عمومی صداوسیما نداشت، اما بنا به تعهد باقی ماندن بر رویکرد دیالوگ‌محور و تعامل جویانه خود، بر خود فرض دید که آن «تعریض نامه سیاست زده» را منتشر سازد. یکی از فرازهای جالب توجه تعریض‌نامه جناب رنجبران آنجایی بود که ایشان تصریح کرد: «روزنامه صبح نو در گزارشی با عنوان «چرا صداوسیما، مجلس را هدف گرفته؟» تلاش کرده کلیت خدمات رسانه ملی به مجلس شورای اسلامی را با استناد به یک توییت زیر سوال ببرد». این تعریض نامه آنچنان مشحون از پریشان گویی است که حاضر نیستیم وقت ذی قیمت مخاطبان محترم روزنامه «صبح نو» را برای صرف مطالعه آن بگیریم، لیکن درباره همین بخش از اظهارات جناب رنجبران که به «خدمات رسانه ملی به مجلس شورای اسلامی» اشاره کرده اند، باید گفت که در اصل و در دنیای واقعیت، این «خدمات»، ادای وظیفه شغلی و حرفه ای یک رسانه نسبت به یک نهاد یا مجموعه مهم و تعیین کننده به نام مجلس بوده است و نه بیشتر؛ البته بنابر قاعده انصاف، امکانات رسانه ایِ صداوسیما حتما و باید به طور عادلانه سایر مجموعه های مهم حاکمیتی را نیز مبذول بدارد. نکته قابل ذکر دیگر که بی ارتباط با تعریض نامه مزبور است اما شخص جناب رنجبران را مستقیما هدف دارد، این است که چرا جناب رنجبران از جایگاه مدیریت روابط عمومی یک نهاد راهبردی به نام صداوسیما، باید اغراض سیاسی شخصی خود را پیگیری کند و بر همین اساس و در مصاحبه های مختلف با شخص رئیس مجلس یا چهره های نزدیک به گفتمان ایشان، موضوعات حاشیه ای که بارها در محکمه‌های رسمی به آنها رسیدگی شده را پیش بکشد؟ اگر این دست اقدامات، سیاست زدگی نیست پس چیست؟
بی شک نهاد راهبردی صداوسیما برای تحقق و ترویج آرمان های اصیل انقلاب اسلامی باید از مدیریت محافظه کارانه و همراه با ترس از گفت‌وگو با نخبگان دلسوز، و در عین حال از مدیریت توام با سیاست زدگی دست بشوید و چشمان خود را به روی واقعیات روز جامعه باز کند. آنچه از نوع کلام جناب رنجبران در تعریض نامه ارسالی به روزنامه برداشت می‌شود، تحکیم ادامه روند فعلی در رسانه ملی و ناامیدساختن ما به عنوان منتظران تحول است. بدون شک، تحول و تغییر و اصلاح در هر مجموعه‌ای، نیازمند کوشش و رنج مستمر و محتاج خون تازه در این سازمان است.
صداوسیما قبل‌از هر چیز باید به‌صورت شفاف درباره عملکرد خود توضیح دهد و در این راه از نقد نترسد اما متأسفانه راه عکس را می‌رود و همان  گونه که در جوابیه سفارش‌شده توسط مجری برنامه دست‌خط آمده انتقاد را برنمی‌تابد و با لحنی بد و طلبکارانه‌انواع اتهام‌ها را به یک رسانه دیگر روا می‌دارد. ای‌کاش به‌جای این رویه غلط به‌صورت شفاف مجری آن برنامه توضیح می‌داد که چرا شأن یک رییس قوه را رعایت نکرده و سوال اشتباه در  بهترین حالت و هدف‌دار و سیاسی در بدترین حالت پرسیده‌است؟ و بعد به‌جای پاسخ به آن سوال حتی تا به یک گزارش هم نداشته و پشت بروکراسی سازمان صداوسیما سنگر می‌گیرد.
این اتفاق نشان داد که صداوسیما نیاز به اصلاح دارد و راه اصلاح از تغییر مدیران محافظه‌کار می‌گذرد تا اعتماد جریان انقلاب، نخبگان و عامه مردم با این نهاد ملی تقویت شود.
 

captcha
شماره‌های پیشین