sobhe-no.ir
1211
دوشنبه، ۲۱ تیر ۱۴۰۰
14
«صبح‌نو» فیلم برگزیده اسکار 2021 را بررسی می‌کند

رنجی دائمی و جزایی به تعویق افتاده

سمانه استاد / برطبق کتاب مقدس و همین‌طور باور مسیحیان، یکی از 12یار مسیح، با قبول 30سکه نقره که رشوه‌ای بود از حاکمان یهودی رم، جای مسیح را به آنان نشان داد. آنان نیز عیسی مسیح را به‌شکلی دردناک به صلیب کشیدند. این شخص «یهودا» بود که در کتاب مقدس درباره‌اش گفته شده که به‌سرعت از این رفتار خود عذرخواهی کرد و پس از بازگرداندن سکه‌های نقره، خودش را دار زد. بیش از دوهزار سال از این ماجرا می‌گذرد و یهودا، سکه‌های نقره‌اش و بوسه‌ای که به عیسی داد تا خود و عیسی را به سربازان رمی بشناساند، به‌عنوان نماد خیانت در فرهنگ غرب شناخته می‌شود و حال نام یهودا در فیلم «یهودا و مسیح سیاه» (Judas and the Black Messiah) در همان ابتدا مخاطب را به حضور یهودایی آگاه می‌کند که در حال خیانت کردن به مسیح خودش است.

خبر ویژه

از بالن‌سواری تا هنر انتزاعی در «ایران»

آخرین خبر

3 فیلم جدید روی پرده می‌روند

خبر روز

«روز پرچم» در جشنواره کن

صبح نو

«صبح‌نو» فیلم برگزیده اسکار 2021 را بررسی می‌کند

رنجی دائمی و جزایی به تعویق افتاده

سمانه استاد / برطبق کتاب مقدس و همین‌طور باور مسیحیان، یکی از 12یار مسیح، با قبول 30سکه نقره که رشوه‌ای بود از حاکمان یهودی رم، جای مسیح را به آنان نشان داد. آنان نیز عیسی مسیح را به‌شکلی دردناک به صلیب کشیدند. این شخص «یهودا» بود که در کتاب مقدس درباره‌اش گفته شده که به‌سرعت از این رفتار خود عذرخواهی کرد و پس از بازگرداندن سکه‌های نقره، خودش را دار زد. بیش از دوهزار سال از این ماجرا می‌گذرد و یهودا، سکه‌های نقره‌اش و بوسه‌ای که به عیسی داد تا خود و عیسی را به سربازان رمی بشناساند، به‌عنوان نماد خیانت در فرهنگ غرب شناخته می‌شود و حال نام یهودا در فیلم «یهودا و مسیح سیاه» (Judas and the Black Messiah) در همان ابتدا مخاطب را به حضور یهودایی آگاه می‌کند که در حال خیانت کردن به مسیح خودش است.

یهودا و مسیح سیاه
 داستان فیلم روایتی است از فضای سیاسی اواخر دهه60 میلادی در آمریکا. فیلم درباره «فرد همپتون»، رییس حزب سیاهپوست پلنگ سیاه است که در شیکاگو به وجود آمد. این حزب گرایش سوسیالیستی داشت و همپتون در مواضع سیاسی خود پیرو رهبرانی چون مارتین لوترکینگ و 
مالکوم ایکس بود. ویلیام اونیل که در اوایل جوانی با جعل نشان FBI به سرقت اتومبیل می‌پرداخت، ازسوی پلیس دستگیر شده و برای اینکه راهی زندان نشود، به درخواست پلیس مبنی بر جاسوسی در حزب پلنگ‌سیاه جواب مثبت داد و خود را به این گروه وصل کرد. او به مقام امنیتی حزب تبدیل شده و کاملا در رده افراد مورداعتماد گروه قرار گرفت. در این راه لحظه‌به‌لحظه از طریق پلیس تقاضاهای بیشتری مطرح شده و او در منجلابی گرفتار شد که دیگر راه خروج از آن را نداشت.
 
ترکیبی از مستند و داستان
یکی از ویژگی‌های این فیلم ترکیب مستند و داستانی آن است. فیلم با مستندی از مصاحبه اونیل شروع می‌شود. اونیل واقعی در تصویر به این سوال جواب می‌دهد که برای بچه‌هایش از آن دوران چه خواهد گفت! پس از آن وارد داستان شده و در کنارش به مستند مصاحبه نیز بازمی‌گردیم. شاخصه فیلم و در واقع شاخصه داستان این است که اونیل هیچگاه لو نمی‌رود و تا روزی که 
مسیح سیاه کشته می‌شود، هیچ‌کس متوجه همکاری او با پلیس نشد، تنها مخاطب است که می‌داند یهودای این قصه کیست. اونیل تا سال1990 زنده می‌ماند و این راز را با کسی در میان نمی‌گذارد به‌جز در مصاحبه‌ای در مستند Eyes on the prize2 که به یاد مارتین لوتر کینگ در سال1990 پخش می‌شود. عصر همان روز یهودای این قصه خودش را می‌کشد.
 
موقعیت باتلاقی
فیلم فارغ از دغدغه‌های سیاسی، نقدهای تند و کم‌وکاستی‌هایش، موقعیت مهمی را مطرح می‌کند؛ موقعیتی تکراری اما همیشه تاثیرگذار و از سوی دیگر نابودکننده. چه می‌شود که فردی این‌قدر در نقشی فرومی‌رود که دیگر راه بازگشتی برایش نمی‌ماند؟ پیشنهادهای جایگزین برای فرار از یک مساله موقت اما سخت، در بیشتر مواقع به باتلاقی می‌رسد که دیگر امکان بیرون آمدن از آن برای فرد وجود ندارد. اونیل جوانی 17‌ساله است که یاد گرفته با دزدی زندگی راحتی برای خودش درست کند. اما این آدم دزد برای دور نشدن موقت از آزادی فعلی‌اش دست به انتخاب می‌زند؛ انتخابی که در آن هیچ اجباری وجود ندارد. او یا باید برای چند سال به زندان برود یا باید بیرون بماند، آزاد و رها باشد اما به همنوعانش خیانت کند.
در این مواقع فرد خودش را با داستان‌هایی که می‌سازد گول می‌زند تا واقعیت را ندیده و خود را مجبور به انتخاب ببیند. او خیانت را می‌پذیرد؛ زیرا در ابتدا در حد خبرچینی جزئی از ماموریت‌ها و هدف‌هاست اما حزب پلنگ‌سیاه نشان می‌دهد که با خیانتکار چگونه برخورد می‌کند. آن‌ها خیانتکار را به بدترین شکل مجازات کرده، پوستش را با آب جوش می‌سوزانند، اندامش را می‌برند و به بدترین او را می‌کشند. تصور دردی این چنین که همراه می‌شود با جملات غلوآمیز مامور پلیس، یهودا را بیشتر و بیشتر از سرباز زدن از ماموریت تحمیلی پلیس می‌ترساند. اگر او به خیانت اعتراف کند، جزایی بدتر از این در انتظارش خواهد بود. اگر به شهر دیگری برود پلیس دنبالش می‌کند و اگر به حزب پناه ببرد مجازاتی سخت در انتظارش است. پس تنها راه باقی‌مانده که جزا را به تعویق می‌اندازد، ادامه دادن برای فرورفتن بیشتر در باتلاق است. اونیل موجب مرگ رهبر تندروی حزب می‌شود، موجب ازهم‌پاشیدن حزب و به زندان افتادن کسانی می‌شود که به او اعتماد داشتند. شاید در ظاهر همه چیز به خیر گذشته و او هیچگاه لو نرفته باشد اما او تنها جزا را به تعویق انداخته است. او که این‌قدر از درد و مرگ می‌ترسد در نهایت خودش حکمش را اجرا کرده و با 30سال تاخیر به زندگی خود خاتمه می‌دهد.
 
رنج خیانت کردن
در کتاب «بخشودن» از نشر گمان چنین اشاره می‌شود: «یکی از ویژگی‌های بسیار عادی پی بردن به اینکه کاری بد و غلط انجام داده‌ایم این است که دل‌مان می‌خواهد کاش می‌شد به عقب برگردیم و جور دیگری عمل کنیم و چون این کار ناممکن است و تغییر دادن گذشته امری محال، دل‌مان می‌خواهد به‌نحوی عمل‌مان را عوض کنیم و اهمیت و عوارض عملی را که انجام داده‌ایم، تغییر دهیم. اگر کسی که در حقش جفا و بدی کرده‌ایم ما را ببخشد ظاهرا به نحوی ما را به این مقصود می‌رساند، دست‌کم تا حدودی و لذا شگفت نیست افرادی که اقرار می‌کنند جدا خطای فاحشی در حق دیگری کرده‌اند، غالبا به‌دنبال طلب بخشودن هستند.»
اونیل اما با سکوت و حفظ رازش در طول سال‌ها فرصت بخشیده شدن را از خود می‌گیرد. از همپتون پسری به‌جامانده که راه او را ادامه می دهد و در زمان خودکشی اونیل احتمالا بیست‌وچند ساله بوده است. اونیل اما از ترس بخشیده نشدن، مورد غضب قرار گرفتن و در نهایت طرد شدن بیشتر، هیچگاه به کسی از رازی که در سینه دارد نمی‌گوید و همان یک‌باری که آن را بیان می‌کند، منجر به فوران احساس گناه و خودکشی‌اش می‌شود.
یهودا وقتی عیسی را به صلیب می‌کشند از کرده خود پشیمان است. او به اعتماد یک گروه، خیانتی بی‌بازگشت کرده که به کشتن مسیح منجر می‌شود. یهودا این رنج را برنمی‌تابد و خودش را دار می‌زند. اونیل نیز بعد از 30سال رنج خیانت کردن را برنمی‌تابد و او نیز خودش را از بین می‌برد. پس کسی که خیانت می‌بیند تنها فردی نیست که رنج می‌کشد، او که خیانت کرده هم از رنج بی‌نصیب نمی‌ماند، از رنجی دائمی و جزایی به تعویق افتاده.

captcha
شماره‌های پیشین