sobhe-no.ir
1207
سه شنبه، ۱۵ تیر ۱۴۰۰
5
نزاع عمل گرایان و رادیکال ها سرنوشت اصلاحات را به چه سمتی می برد؟ شکست در انتخابات ریاست جمهوری و شوراها، اصلاحات را به سوی انشعاب می‌برد؟

خزان چپ

پس از شکست معنادار جبهه اصلاحات در انتخابات ریاست‌جمهوری، زخم رویکردی اصلاح‌طلبان نسبت‌به امر سیاسی و کنش سیاسی، بار دیگر لب باز کرد و موجب دودستگی یا چنددستگی ایشان شد. اصلاح‌طلبان که مدتی است از لزوم بازسازی گفتمانی و تشکیلاتی خود سخن به میان می‌آورند، یک مانع بزرگ بر سر راه دارند و آن، شکاف میان طیف موسوم به عمل‌گرا و طیف موسوم به رادیکال یا ناب‌گرا است؛ به این صورت که عمل‌گرایان، زیر بار آرمانگرایی و رادیکالیسم نمی‌روند و در مقابل، رادیکال‌ها التفاتی به مواضع مصلحت اندیشان ندارند. این اختلاف به کجا خواهد انجامید؟ وقتی جبهه دوم خرداد برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال‌76 شکل گرفت، به‌سان لحاف چهل‌تکه‌ای می‌مانست که از هر گوشه‌اش یک ایده برای سیاست‌ورزی بیرون می‌آمد. یک سر این جبهه چپ‌های سنتی بودند که هنوز دل در گرو آرمان بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی داشتند، سر دیگر چپ‌های سابقا سنتی و حالا مدرنی بودند که ایده مرکزی‌شان دموکراسی‌خواهی نوع غربی بود و سرآخر ضلع دیگر جبهه مزبور، راست‌های مدرن یا همان اعوان و انصار اکبر هاشمی‌رفسنجانی بودند که مساله اقتصاد و فن‌سالاری را اولا می‌دانستند و توسعه اقتصادی را مقدم بر توسعه سیاسی و دموکراسی‌خواهی.

حسین نقاشی در گفت‌و گو با «صبح‌نو»:

اصلاح‌طلبان اصیل باید حساب خود را از کارگزارانی‌ها جدا کنند

فرید مدرسی در گفت‌و گو با «صبح‌نو»:

جریان اصلاحات راهی جز انشعاب ندارد

صبح نو

فرید مدرسی در گفت‌و گو با «صبح‌نو»:

جریان اصلاحات راهی جز انشعاب ندارد

فرید مدرسی، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر مسائل سیاسی در گفت‌وگو با خبرنگار «صبح‌نو»، در پاسخ به این سوال که از منظر شما جبهه اصلاحات در آینده صحنه تفوق عمل‌گرایان خواهد شد یا ناب‌گرایان تصریح کرد: دست برتری وجود نخواهد داشت. اصلاح‌طلبان باید در آینده یک تصمیم سیاسی مهم بگیرند. به نظر من، هیچ راهی برای فعال شدن مجدد اصلاحات در کشور جز انشعاب و دو شقه شدن وجود ندارد چون هر دوی این جریان‌ها، برای حرکت طرف مقابل مانع هستند. مدرسی افزود: قفل شدن این دو چرخ مهره به همدیگر، به جای اینکه باعث هم‌افزایی شود باعث اصطلاک طرفین می‌شود. 
راهی جز انشعاب وجود ندارد و هرکدام از این دو شاخه باید راه و راهبرد و مانیفست خود را مجددا بنویسد. وی تاکید کرد: درحال‌حاضر و با توجه به اتفاقات سال‌های 76، 88، 92 و 1400 دیگر امکان همکاری میان این دو شاخه از بین رفته و اگر تصمیم به انشعاب گرفته نشود، انفعال مطلق و ریزش نیروها به سمت صفر میل می‌کند. مدرسی در پاسخ به این سوال که چرا تا الان اصلاح‌طلبان دچار انشقاق رسمی و علنی نشده‌اند، گفت: مشکل اصلاح‌طلبان این است که رفتار احساسی، عاطفی، رفاقتی و تاریخی خود را بر تصمیمات سیاسی و منطقی و عقلانی ترجیح می‌دهند و تا زمانی اینگونه رفتار کنند، در ساختار سیاسی و عرصه سیاست به جایی نخواهند رسید. وی در پاسخ به این سوال که با وجود انشقاق میان اصلاح‌طلبان عمل‌گرا و ناب‌گرا، نسبت اصلاحات با ساحت قدرت چگونه باید تعریف شود، تصریح کرد: هر دو شاخه باید نسبت خود با قدرت و جامعه را مشخص کنند و بعد از انشقاق و براساس اصول و پارامتر مدنظر خود، شروع به یارگیری کنند. این دو شاخه پس از انشقاق، خودشان باید به سوال شما جواب بدهند. مدرسی در پاسخ به سوال دیگری مبنی بر اینکه انشعاب میان عمل‌گرایان و ناب‌گرایان آیا پاسخ درخوری به ریزش پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان خواهد بود، تاکید کرد: چه پاسخی باشد چه نباشد، راهی جز انشعاب وجود ندارد. اصلاحات امروز مانند یک جسم مرده و درحال پوسیدن در میان جامعه قرار دارد و هر روز پوسیده‌تر، مندرس‌تر و مستهلک‌تر می‌شود چون نیروهای اصلی آن، به دلیل بالا رفتن سن دچار ازکارافتادگی یا مرگ هستند. مدرسی در پاسخ به این سوال که آیا اصلاح‌طلبان به قصد کار تشکیلاتی بیشتر، از رهبری کاریزماتیک عبور خواهند کرد، گفت: اصلاح‌طلبان تشکیلاتی‌تر خواهند شد اما بااین‌حال، نقش کاریزماها از بین نخواهد رفت. من معتقد هستم که وظیفه کاریزمای جریان اول یعنی کندروها را خاتمی یا جانشین خاتمی و وظیفه کاریزمای جریان دوم یعنی تندروها را موسوی‌خوئینی‌ها و پس از او، سعید حجاریان می‌توانند به عهده بگیرند. مدرسی در پاسخ به این سوال که با وجود انتقاد کارگزاران از عملکرد خاتمی، آیا این حزب حاضر می‌شود زیر عبای خاتمی برود، گفت: حزب کارگزاران که نمی‌تواند جریان سوم را تشکیل بدهد و بنابراین مجبور است یکی از این دو شاخه را اختیار کند؛ پس شاخه خاتمی قطعا به کارگزاران نزدیک‌تر است تا شاخه موسوی‌خوئینی‌ها. مدرسی در پاسخ به این سوال که آیا این احتمال وجود دارد که نسل جوان اصلاحات بتواند یا بخواهد بازی بزرگان اصلاح‌طلب را به هم بزند، گفت: جریان جوان قدرت ندارد. بخشی از جوانان، وامداران جریان مسن هستند و بخشی دیگر که وامدار نیستند، توان سیاسی برای ایستادن روی پاهای خود را ندارند.

captcha
شماره‌های پیشین