sobhe-no.ir
1207
سه شنبه، ۱۵ تیر ۱۴۰۰
15
«صبح‌نو» از فیلم سینمایی awake گزارش می‌دهد

ویروسی به نام بیداری

مریم صلحی / فیلم سینمایی بیداری در ژانر علمی‌ - تخیلی و محصول سال۲۰۲۱ به کارگردانی مارک راسو ساخته شده است. فیلمنامه‌ این فیلم به قلم مشترک جوزف راسو و گرگوری پواریر به رشته تحریر درآمده است.

اخبار کوتاه

صبح نو

«صبح‌نو» از فیلم سینمایی awake گزارش می‌دهد

ویروسی به نام بیداری

مریم صلحی / فیلم سینمایی بیداری در ژانر علمی‌ - تخیلی و محصول سال۲۰۲۱ به کارگردانی مارک راسو ساخته شده است. فیلمنامه‌ این فیلم به قلم مشترک جوزف راسو و گرگوری پواریر به رشته تحریر درآمده است.

مادری به همراه دو فرزند خود، در زمانی که تمام مردم در اثر یک حمله ماهواره‌ای به بیماری بی خوابی مبتلا شده‌اند، در تلاش است تا دختر خود را که به این بیماری مبتلا نشده است از دست تمام کسانی که دختربچه را روزنه امید خود می‌دانند، نجات دهد.
تصور کنید دیگر هیچ‌وقت نمی‌توانید بخوابید، اولین حسی که به ذهن‌تان می‌رسد چیست؟ می‌تواند مهیج باشد، چراکه زمان بیشتری برای انجام کارها در اختیار دارید و می‌توانید شب‌ها در آرامش، کتاب بخوانید یا سراغ فیلمی که مدت‌ها پیش گرفته‌اید و فرصت تماشای آن را پیدا نکرده‌اید، بروید. شاید بعد از مدتی خسته‌کننده باشد چرا که با برنامه روتین شما تداخل دارد، شاید هم فرصتی برای کار بیشتر و کسب درآمد باشد. تمام این اتفاقات فقط در شرایطی ممکن است رخ دهد که خستگی ناشی از بی‌خوابی بر شما غلبه نکرده باشد و همه وجودتان را فرانگیرد، یعنی اگر بدن شما به خواب احتیاجی نداشته باشد. درغیراین‌صورت، بی‌خوابی یک بیماری برای یک فرد و در سطح وسیع‌تر یک فاجعه برای یک کشور محسوب می‌شود. در فیلم سینمایی «بیداری»، بی‌خوابی نه یک فرصت استثنایی بلکه یک فاجعه بزرگ است؛ چراکه باعث تحلیل رفتن مغز و عدم تمرکز و توهم‌زایی و نهایتا مرگ جمعیت گسترده‌ای می‌شود. اگر بخواهیم به فیلمنامه این داستان امتیازی بدهیم، مسیر یکپارچه‌ای که داستان در طول فیلم حفظ کرده است می‌تواند تا حدی قابل‌قبول باشد؛ مسیری که مادر داستان به اتفاق دو فرزند خود طی می‌کند و با فداکاری، دخترش را در خطر آزمایش‌های پی‌درپی می‌اندازد تا شاید به نسل بشریت کمکی کند؛ اتفاقاتی که در این مسیر می افتد و خطراتی که آن‌ها را تهدید می‌کند کاملا گویای پیشرفت بیماری است.
 
بیداری، قرصی خواب‌آور برای مخاطب
وقتی بیداری مانند ویروسی همه انسان‌ها را دربرمی‌گیرد، مخاطب از داستان انتظاری جز مسیر درمان و بقا نخواهد داشت، پس تمام اتفاقات در راستای درمان پیش می‌رود و ساخت این مسیر داستانی، هم سخت است و هم آسان؛ چراکه مخاطب در طول فیلم، هیجان دلهره‌آور و امید برای بهبودی را کنار هم می‌خواهد؛ یعنی در لحظه‌ای که نفسش در سینه حبس شده است روزنه امیدی ببیند و به قهرمان فیلم اعتماد داشته باشد و خلق این لحظات در یک داستان با سلسله اتفاقات تاثیرگذار اندک، سخت است، همچنین آسان است، چون مسیر خطی فیلم، مشخص است و از هزاران انتخابی که می‌شد تخیل کرد، مشخص‌ترین آن‌ها یعنی بیداری بیمارگونه، انتخاب شده است پس راهی جز درمان ندارد و پله‌های بعدی برای خلق یک داستان مشخص است، هرچند این مسیر انتخاب‌شده می‌توانست چالش‌برانگیزتر باشد و اتفاقات فرعی زیادی داشته باشد تا لحظات مهیجی برای مخاطب رقم بزند اما سازندگان آن، مسیر کم‌خطرتری را برای آن در نظر گرفته‌اند.
 
چند سوالی که در «بیداری» به ذهن می‌رسد
در ابتدای فیلم این ویروس همگانی نتیجه یک حمله ماهواره‌ای معرفی می‌شود؛ پس در این صورت مناطق دیگر دنیا که تحت حمله قرار نگرفته‌اند به زندگی عادی خود ادامه می‌دهند و شب‌ها به خواب می‌روند و احتمالا با کمک خواستن از آن‌ها یا نقل مکان کردن به آن نقاط می‌توانستند درمانی برای این بیماری پیدا کنند اما ما هیچ اثری از ملت‌های دیگر نمی‌بینیم و سوال این است که اگر این بی‌خوابی یک حمله ماهواره‌ای است، پس چرا ارتباطی با مردم دیگر دنیا در فیلم دیده نمی‌شود؟
سوال بعدی که به ذهن هر مخاطبی می‌رسد این است که چرا کارکترهای فیلم بعد از یک شب نخوابیدن دچار خستگی بیش از حد می‌شوند؟ درحالی‌که خیلی از مردم به‌دلیل مشغله کاری ممکن است با یک فنجان قهوه یک شب را تا صبح بیدار بمانند تا پروژه ناتمام خود را پیش ‌ببرند، پس این حجم از خستگی در افراد و به‌هم‌ریختگی در خیابان‌ها دقیقا بعد از شب اول، کمی عجیب و غیرقابل باور است، اگر قرار است داستان بلافاصله بعد از متوجه شدن موضوع بیماری، به چند روز بعد برود باید مخاطب را نیز در جریان بگذارند!
از زود به جریان افتادن فیلم که بگذریم، خوابیدن متعدد ماتیلدا نظرمان را جلب می‌کند. در حالت عادی یک فرد سالم علاوه‌بر خواب شب ممکن است چرتی هم در وسط روز داشته باشد اما این دختربچه در روز چندین‌بار به خواب می‌رود که به نظر اغراق‌آمیز است و این پرسش ذهن مخاطب را درگیر می‌کند که آیا کارگردان در خاص جلوه دادن کاراکتر ماتیلدا، موفق بوده است؟
اگر از کاراکتر نپخته و حضور بدون دلیل و بی‌تاثیر داج که جیل و دو فرزندش را همراهی می‌کرد هم بگذریم، به ‌علت خواب ماتیلدا می‌رسیم که متاسفانه در این بخش هم توجیه قابل‌قبولی نمی‌بینیم. اگر ماتیلدا به‌دلیل  تصادف و شکی که به او وارد شده است مشکل خوابیدن ندارد، در جایی که ناگهان تمام اتومبیل‌ها خاموش می‌شوند و تصادفات زیادی رخ می‌دهد و بیمارستان‌ها به‌یک‌باره شلوغ می‌شوند، چرا این اتفاق برای مردم دیگر رخ نداده است؟ چراکه ماتیلدا نیز در یک تصادف بر اثر خاموشی اتومبیل از بیداری نجات پیدا کرده، پس می‌توان گفت علت خاص بودن ماتیلدا به‌اندازه کافی مخاطب را راضی نمی‌کند چون در وضعیت اضطراری پیش‌آمده، استفاده از دستگاه شک برای هر کسی ممکن است اتفاق بیفتد. ایده نخوابیدن جالب و هیجان‌انگیز است اما متاسفانه این موضوع جالب به‌خوبی ساخته و پرداخته نشده است و عدم حضور یک پادقهرمان، هیجان را از این فیلم گرفته است؛ به‌نحوی‌که مخاطب چشم‌بسته پایان آن را حدس می‌زند.

captcha
شماره‌های پیشین