sobhe-no.ir
1207
سه شنبه، ۱۵ تیر ۱۴۰۰
13
نگاه «صبح‌نو» به کتاب «تمشک بزرگ را بالا بیار» نوشته آر. ال. استاین

کتاب حوصله ‌سِربَر

احمدرضا حجارزاده / بازار نشر کتاب‌های کودک و نوجوان، چند سالی است سرشار از آثار نویسندگان غربی شده که به‌ندرت میان آن‌ها می‌توان کتاب‌های قابل‌توجه، خواندنی و تاثیرگذار یافت. از این‌رو،کودکان و نوجوانان چون کتاب مناسبی برای مطالعه نمی‌یابند، از کتابخوانی روگردان می‌شوند و به بازی‌های کامپیوتری، سرگرمی‌های مدرن و فانتزی یا تازگی‌ها گوشی موبایل رجوع می‌کنند.

خبر

به مناسبت روز قلم مطرح شد شناخت عباس خوش‌عمل از شعر محصول آشنایی او با قرآن است

صبح نو

نگاه «صبح‌نو» به کتاب «تمشک بزرگ را بالا بیار» نوشته آر. ال. استاین

کتاب حوصله ‌سِربَر

احمدرضا حجارزاده / بازار نشر کتاب‌های کودک و نوجوان، چند سالی است سرشار از آثار نویسندگان غربی شده که به‌ندرت میان آن‌ها می‌توان کتاب‌های قابل‌توجه، خواندنی و تاثیرگذار یافت. از این‌رو،کودکان و نوجوانان چون کتاب مناسبی برای مطالعه نمی‌یابند، از کتابخوانی روگردان می‌شوند و به بازی‌های کامپیوتری، سرگرمی‌های مدرن و فانتزی یا تازگی‌ها گوشی موبایل رجوع می‌کنند.

وقتی در کشور ما از مجموعه‌کتاب‌های «هری پاتر» چنان‌که باید و در حد اقبال جهانی آن استقبال نشود، از برخی خرده‌کتاب‌های گمنام و بی‌اهمیت‌تر از نویسندگان کم‌استعداد خارجی چه انتظاری می‌توان داشت؟! شاید هنوز مهم‌ترین و محبوب‌ترین نویسندگان حوزه کودک و نوجوان در ایران، نام‌های آشنایی مثل «شل سیلور استاین»، «رولد دال» و «هانس کریستین آندرسن» باشند. 
با وجود چنین افراد معتبری و نوشته‌های تحسین‌برانگیزشان، واقعا کدام والدین و کودک و نوجوانی، اجازه یا ترجیح می‌دهد یک کتاب چندجلدی تخیلی و فانتزی از نوشته‌های یک شاگرد مدرسه تنبل و کودن را برای مطالعه انتخاب بکند؟!
«تمشک بزرگ را بالا بیار» جلد نخست از سری کتاب‌هایی با عنوان «مدرسه متروکه» است که آن‌ها را نویسنده‌ای آمریکایی به نام «آر. ال. استاین» نوشته است. او در کودکی یک شاگرد مدرسه کم‌هوش و حافظه بوده که به زحمت و با معدل پایین توانسته از مدرسه‌ای متروکه فارغ‌التحصیل شود! محبوبیت او در مدرسه به‌حدی بود که وقتی از کلاس خارج می‌شد، همه کف می‌زدند و هورا می‌کشیدند! با این‌همه، استاین تاکنون توانسته تعدادی کتاب برای نوجوانان بنویسد و شهرتی کم‌وبیش برای خودش دست و پا بکند. گرچه کتاب‌هایی که تا امروز از او منتشر شده، چندان از شخصیت حقیقی او دور نیستند و به نوعی بازآفرینی خاطره‌های شیطنت‌آمیز خودش هستند و البته از آن‌جایی که او از تخیل منفی و هولناکی برخوردار است، بیشتر داستان‌هایی در ژانر ترسناک و هیجان‌انگیز می‌نویسد. مانند «اتاق کابوس»، «خیابان وحشت»، «مور مور»، مجموعه داستان‌های کوتاه «مواظب باش» و
 سری کتاب‌های «مدرسه متروکه» که گویی روایت ماجراهای دوران مدرسه‌اش است. این کتاب در رده آثار وحشت‌آفرین دسته‌بندی شده اما نشانه‌ای از ترس و وحشت در کتاب موجود نیست.
«تمشک بزرگ...» و در کل، مجموعه ‌کتاب‌های «مدرسه متروکه»، درباره زندگی نوجوان‌هایی در یک مدرسه شبانه‌روزی نیمه‌ویرانه و عجیب‌وغریب است. در میان آن‌ها، «برنی بریج»، راوی و البته ضدقهرمان کتاب، که پسربچه تخس، شیطان و زورگویی است، ماجراهایی 
رقم می‌زند که نه خوشایند پدر و مادرهاست و نه آموزنده و اخلاقی. حتی چاشنی فانتزی و خیالی‌بودن قصه هم کمکی به بامزه‌ترشدن فضای این مدرسه نمی‌کند. کتاب که قرار بوده یک رمان کوتاه طنز برای سرگرمی و خنداندن بچه‌ها باشد، عملا یک آموزش بد برای ترتیب‌دادن زشت‌ترین و ناپسندترین کارهایی است که می‌تواند از یک بچه‌مدرسه‌ای سر بزند. هیچ‌کدام از شخصیت‌های کتاب، ویژگی مثبت و خوبی ندارند و هر کسی دارای یک ضعف شخصیتی و نکته‌ای منفی است. از این‌رو، شعار «برنی» یا بچه‌های مدرسه متروکه که روی جلد کتاب هم درج شده، کاملا گویای وضعیت نابسامان و بغرنج مدرسه و ساکنانش است و درمورد اهداف و نقشه‌های آن‌ها صدق می‌کند: «خوب خوبه، بد بهتره! مدرسه‌ ما بهترینه!».
 
نمونه بهتر چنین کتابی را می‌توان سری کتاب‌های «هری پاتر» قلمداد کرد که داستان آن‌ها در مدرسه شعبده‌بازی روی می‌دهد ولی هر دو قطب خیر و شر کنار یکدیگر واقع شده‌اند و مخاطب، حق انتخاب دارد که کدام شخصیت را دوست بدارد و از چه ماجرایی لذت ببرد. درحالی‌که در «تمشک بزرگ...»، بدی مطلق تمام فضای داستان و آدم‌هایش را دربرگرفته و اگر دو شخصیت آپچاک (مدیر مدرسه) و سالی مونلا (معلم آشپزی) هم ظاهری موقر، مودب و مرتب دارند، نه به خاطر مثبت‌بودن شخصیت آن‌هاست که این از ساده‌لوحی و زودباوری‌شان ناشی می‌شود و به‌راحتی فریب چند بچه‌مدرسه‌ای بی‌ادب را می‌خورند! ضمن اینکه هیچ‌کدام از ماجراهای به‌ظاهر بامزه کتاب، با فرهنگ و آموزه‌های کودکان و نوجوانان ایرانی همخوانی ندارد و عملا برای آن‌ها تجربه‌هایی مبهم، ناشناخته و گیج‌کننده‌اند! ازجمله تمرین در کلاس موسیقی و آواز، پخت کیک تمشک در مدرسه، علاقه دختربچه‌ها به همکلاسی‌شان و تغییر رفتار ناگهانی برای دوستی با فرد برنده و محبوب، ساعت42کاره عجیب‌وغریب «شرمان»، تراشیدن حرف N روی موهای یکی از پسرها و... که نه تنها جذابیتی برای خواننده ندارند، که حوصله او را بیشتر سر می‌برند.
طراحی جلد کتاب از دیگر ضعف‌های این رمان است. برخلاف جلد زیبای نسخه خارجی، اینجا تصویر روی جلد نامناسب و بی‌سلیقه انجام شده و اسامی نویسنده و مترجم تفکیک و مشخص نشده‌اند. ترجمه کتاب با آنکه خوشخوان و روان است ولی در مواردی بی‌دقتی‌هایی در انتخاب صحیح واژه‌ها و ترجمه اسامی شخصیت‌ها اعمال شده که به تلفظ بهتر و تفهیم کلمات، لطمه زده است. مثل کلمات «ایمیل»، «ویدئوپلیر» و «ام‌پی‌تری پلیر» که به همین شکل در کتاب نوشته شده اما «کامپیوتر» به عبارت «رایانه» و «ساکسیفون» به شکل «ساکسوفون» ترجمه شده‌اند.

captcha
شماره‌های پیشین