sobhe-no.ir
1206
دوشنبه، ۱۴ تیر ۱۴۰۰
14
«صبح‌نو» همزمان با سالگرد درگذشت عباس کیارستمی گزارش می‌دهد

سینمای شاعرانه، فیلمساز مولف

سمانه استاد / آرامستان ترک مزرعه در لواسانات پنج سالی است که به خانه ابدی عباس کیارستمی تبدیل شده است. فیلمساز، عکاس و نقاش هنرمندی که عاشق طبیعت بود و درختان، عاشق راه‌ها، برف و عاشق زندگی. زندگی و امید را می‌توان مهم‌ترین ویژگی فیلم‌های کیارستمی دانست. فیلم‌هایی شاعرانه که روی مرز داستان و مستند قرار گرفته‌، مخاطب را با شخصیت‌هایی ساده همراه می‌کنند که دنبال زندگی‌اند. در فیلم‌های وی مرگ نمود پررنگی دارد و ظاهر داستان را دربرگرفته اما آنچه شخصیت‌ها در عمق وجودشان دنبال می‌کنند زندگی است؛ زندگی‌ای که با خوردن یک توت شیرین بازمی‌گردد، مرگ را پس می‌راند و خودش سکان‌دار انسان می‌شود.

صبح نو

«صبح‌نو» همزمان با سالگرد درگذشت عباس کیارستمی گزارش می‌دهد

سینمای شاعرانه، فیلمساز مولف

سمانه استاد / آرامستان ترک مزرعه در لواسانات پنج سالی است که به خانه ابدی عباس کیارستمی تبدیل شده است. فیلمساز، عکاس و نقاش هنرمندی که عاشق طبیعت بود و درختان، عاشق راه‌ها، برف و عاشق زندگی. زندگی و امید را می‌توان مهم‌ترین ویژگی فیلم‌های کیارستمی دانست. فیلم‌هایی شاعرانه که روی مرز داستان و مستند قرار گرفته‌، مخاطب را با شخصیت‌هایی ساده همراه می‌کنند که دنبال زندگی‌اند. در فیلم‌های وی مرگ نمود پررنگی دارد و ظاهر داستان را دربرگرفته اما آنچه شخصیت‌ها در عمق وجودشان دنبال می‌کنند زندگی است؛ زندگی‌ای که با خوردن یک توت شیرین بازمی‌گردد، مرگ را پس می‌راند و خودش سکان‌دار انسان می‌شود.

کیارستمی عاشق شعر بود و شعرهای انتخابی او از شاعران مختلف با موضوعاتی همچون تنهایی و شب در چندین کتاب به چاپ رسیده است. او خود نیز یک مجموعه شعر کوتاه دارد. وی ازجمله هنرمندانی است که بسیار درباره‌اش نوشته‌ و فیلم ساخته‌اند. به یاد پنجمین سال درگذشت او به بررسی چندی از کتاب‌هایی می‌پردازیم که درباره این هنرمند نوشته شده است.

سر کلاس با کیارستمی
این کتاب بی‌شک خشت بنای ادبیات سینمایی خواهد شد. «مایک لی» کتاب 
«سر کلاس با کیارستمی» را «پال کرونین» به زبان انگلیسی نوشته که همزمان ترجمه فارسی آن نیز ازسوی-سهراب مهدوی-در نشر نظر به چاپ رسیده است.  پال کرونین، فیلمساز و نویسنده‌ای است که در گروه تاریخ هنر در دانشگاه هنرهای تجسمی نیویورک تدریس می‌کند. وی عباس کیارستمی را در سال1384 برای اولین‌بار در شهر لندن دید، جایی که او یکی از کارگاه‌های خود را برگزار می‌کرد. طی این کلاس‌ها، کرونین نکاتی را که از زبان کیارستمی می‌شنید، یادداشت کرده و بعدها در کارگاه‌های مختلفی در نروژ، ایتالیا، مراکش و نیویورک نیز با او همراه شد.  به گفته خودش، میرزابنویسی شده بود غیررسمی و ناخوانده. او پس از تکمیل یادداشت‌هایش در کارگاه‌های مختلف شروع به پژوهش در تاریخ معاصر ایران کرد تا به درک بهتری از کشوری برسد که کیارستمی تمام عمر خود را در آن گذرانده بود. در این میان نیز دو هفته به ایران سفر کرده و اوقاتی را با کیارستمی می‌گذراند. در این بین نویسنده متوجه خلأیی در مطالب و درک خود از دنیای کیارستمی شده و درنهایت از طریق دوستی با شعر شاعرانی همچون حافظ، سعدی و مولانا آشنا شد.
«مایک لی»، نویسنده و کارگردان بنام ایتالیایی نیز پیشگفتار این کتاب را نوشته است. او کیارستمی را فیلمسازی مستقل و منحصربه‌فرد و نخبه هنرمندی دانسته است که عیار سینمای انسانی را به درجه کم‌مانندی از خلوص رسانده است.
این کتاب برداشت‌ها و گزیده‌های به‌دقت غربال‌شده نگارنده است از «روش‌شناسی» کیارستمی و ادای دینی است به رویکرد هنری و نگرش فلسفی او به هستی و ارتباط حسی او با محیط پیرامونش. تیزبینی و شفافیت ذهنی کیارستمی را از خلال گفته‌های منعکس‌شده در این کتاب می‌توان دریافت. این کتاب نگاهی است شاعرانه به زیبایی‌شناسی کیارستمی و تلاش او برای آفرینش معنا از راه سینما.
کیارستمی عاشق طبیعت بود و در بیشتر فیلم‌هایش هیچ سکانس داخلی وجود نداشت و کل فیلم در فضای باز، جاده‌ها، روستاها و در کنار تک‌درخت‌ها می‌گذشت. لازم است در اینجا بخشی از سخنان او درباره طبیعت که در این کتاب آمده را بشنویم؛ طبیعتی که این روزها بی‌رحمانه با ساختن خانه، ویلا،جاده و مزارع در حال نابودی است.
«چیزها چندان تداوم ندارند. وابستگی‌ها در طول زمان کمرنگ می‌شوند. باگذشت سن، امیال و خواسته‌ها فروکش می‌کند. جذابیت همه‌چیز رنگ می بازد. میل به چیزهایی که زمانی برایم مهم بود - خانواده، غذا، دوستان- دود می‌شود. دیگر آن درجه از نگرانی که درمورد فرزندانم داشتم ندارم. میل من به اجتماعی بودن از میان رفته است و اشتهایم دیگر مثل سابق نیست. راحت می‌توانم خیلی چیزها را کنار بگذارم. آنچه جانشین همه این امیال و خواسته‌ها شده است، آنچه با گذشت زمان هر روز نیرومندتر می‌شود، آنچه از کودکی و جوانی برایم کشش داشت و هیچ‌گاه به‌خوبی درکش نکردم، میل به کندن از شهرها و پیوستن به طبیعت است؛ لمس کردن پهناوری و مهابت آسمان بالای سر است؛ تماشای گذر فصول. این لحظه‌ها طبیعت را برای‌مان نو می‌کند. فکر اینکه نتوانم روزی این لحظه‌ها را در خود حس کنم تنها چیزی است که مرا از مرگ می‌هراساند. اگر می‌توانستیم طبیعت را با خود ببریم، مرگ معنای خود را از دست می‌داد.»

سینمای عباس کیارستمی
کتاب «سینمای عباس کیارستمی»، نوشته-روبرت صافاریان» و منتشر شده در نشر روزنه، از دیگر کتاب‌هایی است که درباره کیارستمی نوشته شده است.
پیشگفتار کتاب با این سوال شروع می‌شود، «چرا کتابی درباره عباس کیارستمی؟» و خود نویسنده به این سوال پاسخ می‌دهد؛ به این دلیل که کیارستمی مهم‌ترین فیلمساز ایرانی در سطح بین‌المللی است. فیلم‌شناسان بسیار معتبری می‌گویند که او سبک و زبان سینمایی خاص خود را به وجود آورده است. «فیلم‌های عباس کیارستمی هر یک تکه‌هایی از زندگی‌اش، احساسات و اندیشه‌اش در زمان ساخت هستند. ردی هستند که او در مسیر زندگی‌اش از خود به‌جا گذاشته است و با مرور ایام خود نیز می تواند از بیرون به آن‌ها بنگرد. انگار کارهای آدم‌های دیگری هستند.»
در این کتاب در کنار بررسی فیلم‌ها، مصاحبه‌ها و اظهارنظرها هم قرار گرفته است. این کتاب درباره عباس کیارستمی است اما زندگینامه او نیست. کتابی است درباره آن عباس کیارستمی‌ای که از فیلم‌ها، مصاحبه‌ها و گزینه‌گویی‌هایش قابل استخراج است. نویسنده در سه دوره، پیش از انقلاب، از انقلاب تا اوایل دهه ۸۰ و از دهه۸۰ تا آخر عمر کیارستیمی، فیلم‌های او را مورد بررسی 
قرار داده است. وی درباره نوشتن این کتاب چنین می‌گوید: «وقتی درباره فیلمسازی می‌نویسی که بیش از ۴۰سال فیلم ساخته است و اساسا خود عنوان بالا، گویای این است که از زاویه نگره مولف به موضوعات می‌نگری. فیلم‌ها در ارتباط با هم و به‌عنوان اجزای به هم پیوسته متنی واحد دیده می‌شوند. آن عباس کیارستمی که« نان و کوچه» را ساخت همان عباس کیارستمی است که «مثل یک عاشق» را ساخته است. همان آدم است و در‌عین‌حال آن آدم نیست. آنچه در کارش تداوم داشته و باعث می‌شود کیارستمی «نان و کوچه» را در «شیرین یا ده» یا «مثل یک عاشق» نیز بشناسیم و آنچه عوض شده است و چه بسا ۱۸۰درجه، به سن هم مربوط است. همه به انباشت تجربه مشخص فیلمسازی، هم به شرایط بیرونی و تصادف‌هایی که قهرمان ما را برده‌اند به جاهایی که شاید نمی‌خواسته و هم به تصمیمات آگاهانه‌ای که فیلمساز گرفته برای تغییر مسیر. این مسیر پرپیچ‌وخم واقعیتی است که می‌توان نامش را تکامل و پختگی گذاشت، آن را سقوط و انحطاط نام داد، یا صرفا فارغ از ارزشگذاری، دگرگونی‌اش خواند.»

خانه‌ای با شیروانی قرمز
از دیگر کتاب‌هایی که درباره کیارستمی نوشته‌شده «خانه‌ای با شیروانی قرمز» است که گفت‌وگویی است از«مرجان صائبی» با عباس کیارستمی و آیدین آغداشلو. این کتاب را نشر ثالث منتشر کرده است.
نویسنده در چرایی نوشتن این کتاب اشاره می‌کند که ایده این گفت‌وگو زمانی به ذهنش خطور کرد که متوجه می‌شود کیارستمی و آغداشلو همکلاسی‌های دوران دبیرستان بوده و بیش از ۶۰سال است با هم دوست هستند. سپس صائبی به همراه کیارستمی به خانه آغداشلو رفته و گفت‌وگویی جذاب بین آن‌ها شکل می‌گیرد. یکی از ویژگی‌های مهم  کتاب روان و ساده بودن آن برای مطالعه است به قدری که خواننده می‌تواند در یک نشست آن را به اتمام برساند. شنیدن ویژگی‌های شخصیتی کیارستمی از زبان دوست قدیمی‌اش در دبیرستان و برعکس شنیدن شیطنت‌های آغداشلو از زبان کیارستمی فرصتی به مخاطب می‌دهد تا به این دو هنرمند که هر کدام در عرصه کاری خود نامدار هستند نزدیک شود. این کتاب گفت‌وگوی دو مرد ۷۳ساله است که پس از پیمودن مسیر پرپیچ‌و‌خم عمر، رو‌به‌روی هم نشسته‌ و با وسعت نظر، از تاثیر یکدیگر در مرز مبهم کودکی و بلوغ بر هم حرف می‌زنند و در کنار خاطرات تلخ و شیرین نوجوانی، درباره نگاه‌شان به جهان می‌گویند.
کیارستمی در این کتاب درباره گذشته‌اش چنین می‌گوید: « ‌اگر لازم باشد گذشته من یک کتاب است. یک بار آقای ساوجی برای ثبت خاطرات به دفترم آمده بود. چیزهایی گفتم که در جلسه دوم همکاری هر کاری کرد گفت‌وگو را ادامه ندادم. حافظه وحشتناکی داشتم و دیدم چه قصه‌های عجیبی از چهار، پنج‌سالگی یادم مانده است. مثلا در‌مورد پدربزرگم صحبت کردم و اینکه پدر من از فشار قیدهای پدرزنش فرار کرد و رفتیم در اختیاریه رستم‌آباد خانه‌ای ساخت. ۴۰روزه بودم که به آنجا رفتیم و دو سال در خانه‌ای زندگی کردیم که در نداشت و زمستان‌ها پتو به در می‌زدیم و از دوردست فقط خانه ما دیده می‌شد که اطرافش مزرعه بود؛ خانه‌ای با شیروانی قرمز که هیچ چیز جز گندم اطرافش نبود.»

گفت‌وگو با عباس کیارستمی
کتاب «گفت‌وگو با عباس کیارستمی» به تلاش مهدی مظفری ساوجی و ازسوی انتشارات آبان چاپ شده است. ساوجی در 149صفحه نخست این کتاب گزارشی ارائه می‌دهد از ارتباطش با کیارستمی، تماس‌ها و دیدارهای مختلفش با وی. بخش زیادی از این گزارش نیز اختصاص دارد به دوره بیماری کیارستمی، اطلاعات و اخباری که آن دوران در نشریات به چاپ می‌رسید، پیگیری حال وی از دوستان و نزدیکان تا مراسم خاکسپاری و واکنش هنرمندان مختلف به مرگ او که در نتیجه سهل‌انگاری پزشک مربوطه‌اش رخ داد. این گزارش تا ۴۰روز بعد از فوت کیارستمی جریان پرونده پزشکی، مصاحبه‌ها و اظهارنظرها را دنبال می‌کند.
نویسنده پس از مروری بر آثار کیارستمی، گفت‌وگوهایش با وی را در‌مورد زندگی، دوستان و دیگر شخصیت‌ها ادامه می‌دهد.
در این گفت‌وگوها کیارستمی از خانواده‌اش، فضایی که در آن بزرگ شده و شخصیت‌های مهم زندگی‌اش حرف می‌زند. او رابطه با خواهر و برادرهایش را چنین توصیف می‌کند:  رابطه صمیمانه و خوبی داشتیم. در کمال احترام و محبت با هم زندگی می‌کردیم. خانه بسیار آرامی داشتیم. هیچ وقت سر‌وصدایی در آن نبود.کیارستمی در این گفت‌وگوها از زندگی کودکی، خانواده، دوستان و در نهایت فیلمسازان دیگری مانند فرهادی حرف می‌زند. مهدی ساوجی با گفت‌وگوهایی که با کیارستمی می‌کند دری به زندگی و شخصیت این فیلمساز مولف را به روی مخاطب می‌گشاید. کیارستمی پیش از فرهادی و زمانی که هنوز سینمای ایران در دنیا جایی نداشت، معرف سینمای ایران به جهان بود. او شاگردان بسیاری را در گوشه‌گوشه دنیا پرورش داد که بعضی از آن‌ها نیز همچون وی به فیلمسازی موفق و بین‌المللی تبدیل شده‌اند.
درباره کیارستمی کتاب‌ها، مقالات و پایان‌نامه‌های مختلفی نوشته و فیلم‌های زیادی ساخته شده و می‌شود درحالی‌که او پنج سال است در همان طبیعتی که  همیشه به پناه می‌برد آرام گرفته. یادش گرامی باد.
 

captcha
شماره‌های پیشین