sobhe-no.ir
1198
چهارشنبه، ۰۲ تیر ۱۴۰۰
14
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با کارگردان بین‌المللی تئاتر

روایت‌هایی از ایران دهه 40 تا 1400

در نشست نهمین دوسالانه نقاشی ایران عنوان شد:

دنبال برگزاری دوسالانه هنر هستیم

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با کارگردان بین‌المللی تئاتر

روایت‌هایی از ایران دهه 40 تا 1400

کنسرت تئاتر «مرگ گرم» به نویسندگی و کارگردانی «محمدرضا عطایی‌فر» این روزها در سالن قشقایی تئاترشهر به روی صحنه است. این نمایش در هفت اپیزود، هفت داستان را در هفت دهه پایانی کشور روایت می‌کند؛ داستان‌هایی درباره عشق، جنگ و مرگ. آنچه اما در این نمایش به‌شکلی پررنگ خود را نشان می‌دهد عنصر مرگ است که به شخصیتی جدا در هر اپیزود تبدیل شده است.
محمدرضا عطایی‌فر، فارغ‌التحصیل دانشگاه صداوسیماست. وی دبیر جشنواره‌های مختلفی ازجمله تئاتر باران، حماسه سرخ و میراث بوده است. وی بیش از 50نمایشنامه نوشته و بیش از 50اثر را نیز کارگردانی کرده است. اجراهای این هنرمند در کشورهای روسیه، آلمان، فرانسه، لبنان، هندوستان و دیگر کشورها به روی صحنه رفته و به‌زودی او عازم اوکراین خواهد شد تا به همراه گروهش، نمایش look green را در این کشور به روی صحنه ببرد. این نمایش درباره روند باقی نگاه‌داشتن هنر در دوران کروناست. در این مجال به گفت‌وگو با این کارگردان نشسته و او از ایده کنسرت تئاتر 
«مرگ گرم» به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:
 
 ایده این نمایش چطور شکل گرفت و چگونه به این شکل اجرایی درآمد؟
ما در کشوری زندگی می‌کنیم که هر هفته رخدادهای خاصی در آن رخ می‌دهد چه برسد به هر دهه‌اش. در یک کشور مونوتن زندگی نمی‌کنیم. منظورم متمدن یا غیرمتمدن نیست. ژاپن را در نظر بگیرید. بعد از قضیه هیروشیما دیگر همه‌چیز عادی شده و کشور در مسیر ترقی حرکت کرد. اما ایران سال‌هاست که دستخوش اتفاقات گوناگون است. در ایران از دهه40 کم‌کم رنگ عوض کردن آدم‌ها شروع می‌شود؛ زیرا درحال تغییر از یک سیستم شاهنشاهی به جمهوری اسلامی است. در این دهه، مردم به‌عمد زاویه دید و نگاه‌شان را تغییر می‌دهند. پس از آن به دهه50 وارد می‌شویم که مهم‌ترین رخدادش انقلاب است و کاملا سیستم را تغییر می‌دهد. سپس وارد جنگ ایران و عراق می‌شویم. در دهه70 خون‌های آلوده‌ای که از فرانسه به ایران وارد شد خبرساز شده و موجب اتفاقات ناخوشایندی می‌شود. پس از آن دهه80 و اتفاقات سال88 است. البته از این دست اتفاقات در سال‌های78 خاتمی، 88احمدی‌نژاد و 98روحانی داشته‌ایم که ما نمادین‌ترین آن‌ها را برای روایت انتخاب کردیم. در دهه90 مسائلی مانند سرطان، کولبرها و... خبرساز می‌شود. این‌ها چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن بخشی از تاریخ معاصر ماست و رخدادهای مهمی است که در کشور 
رخ داده‌اند. سعی کردم با انتخاب این موارد، آن‌ها را دراماتیک کرده و به روی صحنه آورم هم برای نسل امروز و هم برای کسانی که حس نوستالژی به دهه‌های پیش دارند.
 
مضمون مرگ در نمایش شما بسیار پررنگ است. چرا نام «مرگ گرم» را برای این اثر انتخاب کردید؟
 کلمه «گرم» را اگر برعکس کنید به «مرگ» تبدیل می‌شود. ما از دهه‌های پیش از انقلاب گرفتار مرگ‌های عجیبی شده‌ایم و عدم مدیریت 
باعث شده تعداد این مرگ‌ها هر سال بالاتر برود. زمانی مرگ تنها به‌صورت عادی اتفاق می‌افتاد اما هر چه جلوتر می‌رویم مرگ ترسناک‌تر می‌شود مانند مرگ به دست برادر، پدر، مادر و فرزند. این موضوع  بار روانی جدی دارد. به‌عنوان یک هنرمند باید طرح مساله کنم تا مسوولان را با این قضیه روبه‌رو کرده باشم. یکی باید باشد تا چنین موضوعی را مطرح کند که دهه‌ها در حال رخ دادن است و باید برای آن فکری کرد. اگر نگاه فرهنگی می‌خواهد، جامعه‌شناسی یا آموزشی باید به آن توجه کرد.
 
چرا روی این نمایش عنوان 
«کنسرت تئاتر» گذاشته‌اید؟
کنسرت مجموعه‌ای از سازهاست. کنسرت‌مرگ یعنی مدل‌های مختلف مرگ. آزاده نامداری در ابتدای امسال فوت کرد، دختران ایلام خودسوزی می‌کنند و پدری پسر فیلمسازش را تکه‌تکه می‌کند. این مجموعه مدل‌های مختلف مرگی که در جامعه درحال رخ دادن است یاس و ناامیدی را به‌همره دارد و باید این اتفاق را تغییر داد.
 
در اپیزود آخر، شما به‌نوعی یک پیش‌بینی از آینده ارائه داده‌اید؛ آینده‌ای ترسناک که هنوز نور امید در آن دیده می‌شود. کمی درباره این اپیزود بیشتر بگویید.
در اپیزود آخر، زنانی را می‌بینیم که قربانی می‌شوند و نشان می‌دهیم در آینده به زن اهمیتی کمتر داده خواهد شد. زن را وسیله خواهند دید و باید از حقوق او دفاع کرد. درحال‌حاضر هم در بسیاری از کشورها مانند افغانستان به زنان بهایی کمتر از مردان داده می‌شود. چرا همچون FATF که مجموعه قوانینی است برای جلوگیری از حمایت از تروریسم، کشورهای جهان دور هم جمع نمی‌شوند و قانونی برای دفاع از حقانیت زنان نمی‌گذارند. یکی دیگر از موضوعاتی که در اپیزود آخر مطرح می‌شود مواد مخدری جدید است که در این نمایش به‌شکل ریخته شدن در چشم، خودش را نشان می‌دهد. این اپیزود برخلاف اپیزودهای پیشین دیالوگ نداشته و تنها یک پرفرمنس است.
 
پوستر شما نیز نشان از مضمون نمایش دارد!
دقیقا. این موضوع فقط مختص ایران نیز نیست، مربوط به کل دنیاست. مردم در حال بی‌تفاوت شدن هستند. وقتی روزهای اول کرونا می‌شنیدم که 150نفر مرده‌اند بسیار این عدد تاثیرگذار بود. اما امروز نسبت‌به این اعداد و ارقام بی‌توجه شده‌ایم. این راحت گذشتن، مشکل ما در آینده است. دختر این پوستر نیز خیلی راحت از کنار جنازه‌ها می‌گذرد و برایش اهمیتی ندارد. در آینده مردم کنار خیابان هم بمیرند راحت از کنارشان می‌گذاریم.
 
به‌نوعی اپیزود 1400 را می‌توان جهان‌شمول دانست!
بله. همین‌طور است و این برای انسان و انسانیت بسیار خطرناک است.
 
با توجه به اینکه نمایش شما تمدید شده، ارتباط مخاطب با اثر چطور است؟
بسیار خوب. استقبال از نمایش بیشتر از پیش‌بینی ما بود. تا امروز بیش از 30اجرا رفته‌ایم و در تمام اجراها بلیت‌ها از قبل فروخته شده و حتی مردم پشت در مانده بودند. مخاطبان از تمدید این نمایش نیز استقبال و ما را حمایت کردند. احتمالا در آخر هفته به دو اجرا در روز نیز برسیم. این نمایش با استقبال روبه‌رو شد؛ زیرا درد مردم جامعه را نشان می‌دهد. سعی کردیم این درد را جذاب نشان دهیم و اندیشه‌ای در پشت اثر وجود داشته باشد. آفرین به مردمی که با این همه مشکلات معیشتی، اقتصادی، فقر و ... باز هم از کنسرت تئاتر مرگ گرم استقبال کردند.
 
پس از« مرگ گرم» چه نمایشی را به صحنه خواهید برد؟
در‌حال‌حاضر روی نمایشنامه جدیدم کار می‌کنم و این‌بار از بعد اخلاقی به موضوع نگاه کرده‌ام. نمایشی که می‌تواند هم طنز باشد و هم جذاب. شما بسیاری از آدم‌ها را می‌بینید که خوب حرف می‌زنند، قشنگ راه می‌روند، اما درون‌شان چیز دیگری در جریان است. امیدوارم نمایش بعدی نیز مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد.

captcha
شماره‌های پیشین