sobhe-no.ir
1196
دوشنبه، ۳۱ خرداد ۱۴۰۰
4
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با محمدعطریانفر

جامعه، پیام اصلاح‌طلبان را باور نکرد

جواد بخشی / انتخابات ریاست‌جمهوری سال1400 برای اصلاح‌طلبان به‌طرز عجیبی پیش رفت. با اینکه نهاد «جبهه اصلاحات ایران» از دی‌ماه سال گذشته تا هفته پیش وظیفه اداره امور انتخاباتی اصلاح‌طلبان را به عهده داشت، لیکن به جمع‌بندی محکم و سرراستی برای حمایت از یک گزینه واحد نرسید و نتوانست سازمان رأی خود را برای حمایت از یک گزینه خاص تجمیع کند. جبهه اصلاحات ایران با وجود عدم حمایت از گزینه‌ای واحد، دچار انشعاب شد و بخشی از جبهه طی بیانیه‌ای مشترک حمایت خود از همتی را اعلام کرد. محمد خاتمی نیز حاضر نشد در بیانیه انتخاباتی خود، نامی از رییس کل پیشین بانک مرکزی ببرد اما بهزاد نبوی از کاندیداتوری همتی حمایت تام و تمام کرد. حزب کارگزاران سازندگی و حزب اعتمادملی ساکت ننشستند و نقشی مهم در راضی کردن احزاب مردد ایفا کردند. اقدام مشترک 15حزب اصلاح‌طلب منشعب‌شده از جبهه اصلاحات ایران در حمایت از همتی، در حالی بود که بسیاری از نخبگان اصلاح‌طلب یا در قبال روندها سکوت پیشه کردند یا موضعی دوپهلو گرفتند.

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با محمدعطریانفر

جامعه، پیام اصلاح‌طلبان را باور نکرد

جواد بخشی / انتخابات ریاست‌جمهوری سال1400 برای اصلاح‌طلبان به‌طرز عجیبی پیش رفت. با اینکه نهاد «جبهه اصلاحات ایران» از دی‌ماه سال گذشته تا هفته پیش وظیفه اداره امور انتخاباتی اصلاح‌طلبان را به عهده داشت، لیکن به جمع‌بندی محکم و سرراستی برای حمایت از یک گزینه واحد نرسید و نتوانست سازمان رأی خود را برای حمایت از یک گزینه خاص تجمیع کند. جبهه اصلاحات ایران با وجود عدم حمایت از گزینه‌ای واحد، دچار انشعاب شد و بخشی از جبهه طی بیانیه‌ای مشترک حمایت خود از همتی را اعلام کرد. محمد خاتمی نیز حاضر نشد در بیانیه انتخاباتی خود، نامی از رییس کل پیشین بانک مرکزی ببرد اما بهزاد نبوی از کاندیداتوری همتی حمایت تام و تمام کرد. حزب کارگزاران سازندگی و حزب اعتمادملی ساکت ننشستند و نقشی مهم در راضی کردن احزاب مردد ایفا کردند. اقدام مشترک 15حزب اصلاح‌طلب منشعب‌شده از جبهه اصلاحات ایران در حمایت از همتی، در حالی بود که بسیاری از نخبگان اصلاح‌طلب یا در قبال روندها سکوت پیشه کردند یا موضعی دوپهلو گرفتند.

رویکرد اعوجاجی رهبران اصلاحات که طیفی از تحریم‌طلبی، مشارکت غیرفعال و مشارکت فعال را در بر گرفت، موجب شد تا بدنه اصلاح‌طلبی شامل جوانان اصلاح‌طلب از نخبگان دوری گزینند و به‌طور مستقل، جنبش حمایت از همتی را به راه بیندازند. جوانان اصلاح‌طلب طی هفته‌های گذشته با راه انداختن اتاق‌های مختلف در کلاب‌هاوس و بحث و بررسی درباره فضای انتخابات، خود و دوستان و آشنایان خود را به حضور پای صندوق‌های رأی تشویق و ترغیب کردند. به نظر می‌رسد دیگر فصل تاثیرگذاری ژنرال‌هایی باسابقه اصلاحات به سر رسیده و جوانان اصلاحات قصد دارند از این پس، ایده‌های خود را مستقلانه جامه عمل بپوشانند.
علت اصلی که باعث شد اصلاح‌طلبان از همتی حمایت نکنند، ترس ایشان از شکست و مخدوش شدن چهره سیاسی‌شان بود. اصلاح‌طلبان پس از انتخابات سال‌های92، 94 و 96 که به‌طور منسجم و همه‌جانبه در صحنه حضور یافتند و از حسن روحانی و لیست امید حمایت کردند، در این دوره از انتخابات به‌دلیل آگاهی از ریزش سرمایه اجتماعی خود نمی‌خواستند چهره همیشه‌پیروزشان را نابود کنند. اما به قول همتی، شرط‌بندی روی اسب برنده معنی ندارد و اصلاح‌طلبان نتوانستند و به تعبیری دیگر نخواستند بدنه خود را در حمایت از یک نفر بسیج کنند؛ اتفاقی که صادق زیباکلام آن را تیر خلاص به شقیقه اصلاحات تعبیر کرد و اعتقاد دارد «بزرگ‌ترین بازنده انتخابات ۲۸خرداد اصلاح‌طلبان بودند.» زیباکلام در گفت‌وگو با روزنامه شرق گفته است: رهبری اصلاحات اگرچه با تاخیر، اما تمام‌قد به حمایت از آقای همتی برخاست. یکی پس از دیگری چهره‌های اصلاح‌طلب از شخص آقای خاتمی گرفته تا کروبی، غلامحسین کرباسچی، حسین مرعشی تا چهره‌های روشنفکری همچون دکتر عبدالکریم سروش و استاد مصطفی ملکیان مردم را به شرکت در انتخابات و رأی به آقای همتی دعوت کردند. زیباکلام تصریح کرد: دوونیم میلیون رأی برای آقای همتی در حقیقت تیر خلاصی به شقیقه اصلاح‌طلبان بعد از ۲۴سال حیات سیاسی‌شان بود. در بدبینانه‌ترین حالت دست‌کم 10میلیون و در خوش‌بینانه‌ترین حالت حتی رفتن به دور دوم را اصلاح‌طلبان برای نامزدشان پیش‌بینی کرده بودند؛ اما شکست آنان به‌مراتب سنگین‌تر از دیگران بود. همچنین حسین مرعشی، سخنگوی کارگزاران سازندگی گفته: سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در سخت‌ترین دوره سیاسی و اجتماعی ایران برگزار شد. سه‌سال تحریم‌های ظالمانه از یک‌سو و تشدید برخی اختلافات داخلی میان مسوولان از طرف دیگر، مردم را در سخت‌ترین فشارها قرار داده بود که با درنظرگرفتن این موارد، این میزان شرکت در انتخابات مناسب است. نظریه تحریم انتخابات با همه هیاهویش در این انتخابات عملا شکست خورد. او ادامه داده: شخصیت‌های سیاسی اصلاح‌طلب باید متحدتر شوند و جبهه‌های سیاسی تجدیدساختار کنند و تقویت شوند و روابط خود با مردم را از نو بازتعریف کنند. برای آسیب‌شناسی رفتار انتخاباتی جریان اصلاحات با محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران به گفت‌وگو نشستیم.
 
با توجه به پایان سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و مشخص شدن رئیس جمهور منتخب مردم تحلیل شما از فرآیند برگزاری و کنشگری جریانات سیاسی به ویژه جریان اصلاح طلب چیست.
یک موضوع مقایسه این انتخابات با ادوار پیشین است ویک مقایسه هم به تناسب شرایط موجود، در خصوص مقایسه انتخابات با انتخابات های گذشته باید گفت که مشارکت پایین تری داشتیم ، در تاریخ انتخابات ۴۰ ساله انتخابات ریاست جمهوری دراین دوره کمترین شاخص را شاهد بودیم و از این جهت یک آسیب است.

 بسیاری از شخصیت های رونق سازمی توانستند در رقابت ها حضور داشته باشند و حضورشان مایه رونق انتخابات شود اما نشد تا حدی که رهبری هم نسبت به عملکرد شورای نگهبان نکاتی داشتند. از سوی دیگر شرایط بد تحریم  و یأس در میانه مردم فضای رقابت‌ها را سرد کردوبی تفاوتی هایی رابه وجود آورد.
با توجه به این شرایط اگراین انتخابات را بررسی کنید می بینید که در مجموع، قابل قبول به نظر می رسد. به این معنا که این انتخابات بامشارکتی نزدیک به ۵۰ درصد یک اتفاق قابل قبول است. ضمن اینکه انتخابات در اولین دوره، منتخب مردم ایران را مشخص کرد ودستاورد قابل قبولی است.

 شاهد این بودیم که قبل از برگزاری انتخابات تقریبا جریانات مختلف و به‌ویژه گروه‌ها و شخصیت های جریان اصلاح طلب نسبت به مشارکت و انتخاب رئیس جمهور آینده نکاتی را مطرح کردند. تاثیر این موضوع تا چه حدی بود؟
اصولگرا ها نسبت به تایید صلاحیت نامزدهای  خود امنیت خاطر داشتند و با سازمان یافتگی کامل تاثیر خود را روی علاقه مندان خودشان به جا گذاشته بودند.

اصلاح طلبان چطور؟
اصلاح طلبان چنین موقعیتی را نداشتند و تا دقیقه ۹۰ هم امیدوامکان اینکه چه کسی می تواند در انتخابات حضور داشته باشد را نداشتند و تردید داشتندنامزدهای کلیدی این ها امکان مشارکت نداشتند، آن هم به معنای عدم حضور نامزد محبوب خود که مشخص نبود. وضعیت اصلاح طلبان برابر با اصولگرایان نبود. اصلاح‌طلبان در آخرین دقایق آن هم به صورت گسسته و ناقص مشارکت نیمه فعال و دعوت به فعالیت از ناحیه بعضی از چهره‌ها راداشتند و این پیام، پیام فراگیری نشد و نتوانست تا اعماق کلونی های جمعیتی به صورت منطقی و موثر و اقناع کننده برسد. طبیعی است که این حد ازحضور تا حدودی  پذیرفته شده است .

 رئیس دولت اصلاحات در گذشته با یک تکرار بدنه قابل توجهی را فعال می کرد و پای صندوق‌ها می آورد اما در این دوره وضعیت به گونه دیگری شد؟
تکرار می کنم آن دوره در یک فرصت سه ماهه قبل از برگزاری انتخابات بود و آن هم به صورت کاملا شفاف و روشن. آن تکرار می‌کنم قطعی و روی یک لیست مورد نظر بود، اما همین موضع مثبت جناب آقای خاتمی در این دوره بسیار دیرهنگام بود و آن هم بدون اشاره مستقیم و به صورت تلویحی.

اما حتی اگر به شخص خاصی هم اشاره نشده باشد دعوت به مشارکت بود ولی شاهد تاثیرگذاری آن نبودیم.
از اردوگاه اصلاح طلب ها پیام روشنگری که از زمان قابل قبولی از مهلت کافی آغاز شده باشد و آثار خود را در درون مخاطبین طرفدار خود به جا گذاشته باشد شاهد نبودیم. اگر اصلاح طلبان زمان کافی داشتند می توانستند پیام خود را با نفوذ بیشتری به بدنه خود انتقال دهند که این موضوع باعث افزایش مشارکت هم می شد و حجم مشارکت را چه بسا تا حدود ۶۵ درصد افزایش می داد.

کارگزاران زودتر از بقیه احزاب استثنائا اعلام کرد که پشت سر آقای همتی قرار می گیرد.
به صورت غیررسمی بود.

 آقای کرباسچی رسما این را اعلام کردند.
در روزهای پایانی  بستر همراهی با آقای همتی فراهم شد که البته این ها جریان سازی خاصی را فراهم نکرد. 

کارگزاران بدنه اجتماعی قابل توجهی دارد و نمایندگانی هم در دولت داشته است، تا حدودی هم شناخته شده است، حالا چطور باید رای 
دو و نیم میلیونی آقای همتی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران را ارزیابی کرد؟
جامعه ایران جامعه غیرسیاسی است. اکثریت قاطع از جامعه ما یعنی بالای ۷۰ درصد از جامعه ایران کلا غیرسیاسی است و این جامعه غیرسیاسی مطالبات و انتظارات خود را از حاکمیت دارد. حاکمیت هم یعنی سطح عالی که فراتر از دولت است و هم در سطح دولت که مجری برنامه های مجلس است.
قشر خاکستری همواره مورد نظر و مورد طمع گروه‌های چپ و راست در کشور بوده است، هم اصلاح طلب و هم اصولگرا در هنگامه برگزاری انتخابات این دو نظریه چپ و راست سیاسی در کشور شروع به برنامه‌ریزی می‌کنند و از موقعیت و موفقیت های خود تصویر سازی می‌کند تا این جامعه ۷۰ درصدی را با خود همراه کنند. این که شما تصور کنید جامعه ۸۰ میلیونی ایران،۴۰ میلیون طرفدار اصلاح‌طلبان هستند و ۴۰ میلیون طرفدار اصولگرایان، افراطی و غیر قابل پذیرش است.
اینکه تصور کنیم در این انتخابات به دلیل این که دولت آقای روحانی و دولت دوم ایشان در تحقق انتظارات  و مطالبات ناتوان بود ( که البته ناتوانی‌های آن هم عمدتا مرتبط با خودش نبود و ناشی از شرایط بیرونی بود ) وملت این را از چشم دولت می‌دید و در واقع آن بدنه خاکستری و جامعه ۷۰ درصدی به گونه‌ای بودند که اعتماد نکردند و نسبت به دولت مسأله داشتند؛ چون اصلاح طلبان همراهان و حامیان آقای روحانی بودند، طبیعتا هر مقدار هم پیام اصلاح طلبان می توانست مطرح شود که آنچه بر سر دولت آمده است ناشی از 
جنبه های ذاتی دولت نیست، طبیعتا جامعه چنین پیامی را دریافت نکرد و نمی توانست باور کند.

 اما بسیاری از اصلاح‌طلبان از عملکرد دولت اعلام برائت کردند.
با توجه به این زمینه تمام بار ناکارآمدی دولت دوم روحانی به شکل ناعادلانه عملا از چشم اصلاح‌طلبان و آقای روحانی دیده شد اما جامعه چون نمی توانست این را بپذیرد خود به خود فاصله گرفت و با تکرار می‌کنم امثال بنده و دیگران و احزاب سیاسی امکان تهییج مجدد نداشت.
جریان رقیب یعنی به طور طبیعی منتقد دولت هم بود فرصت کافی هم داشت و مقدماتش را انجام داده بود و تیم‌بندی های خود را صورت داده و تشکیلاتی را هم فراهم کرده بود و توانست این ظرفیت را هدایت کند.  تصور نکنید که اگر امروز دو و نیم میلیون رای به آقای همتی داده شده است عدد کمی است، خیر عدد بسیار مهمی است و از لحاظ حزبی اهمیت دارد. 
کما اینکه اصولگرایان نسبت به موقعیت‌هایی که گفتمان شان گفتمان پیروز نبوده است عدد اندکی را به خود اختصاص دادند. این موضوع خیلی ملاک ارزیابی نیروهای سیاسی نباید باشد. بیش از ۷۰ درصد جامعه ما برایشان مهم نیست که کدام دولت سر کار باشد چپ باشد یا راست اما تمایل دارد که انتظارات آنها به صورت صادقانه و شفاف در دولت ها پیش برده شود و هر دولتی که سرکار باشد آنها را محق کند در 
دوره های بعدی هم موثر واقع خواهد شد.

در صحبت هایتان اشاره کردید که جامعه خاکستری و بدنه اصلاح طلبان به واسطه عملکرد دولت از اصلاح طلبان فاصله گرفتند اما تلاش هایی که برای احیای بدنه صورت گرفته،  تاثیری نداشته است؟
هر گروه سیاسی اگر افق چشم انداز پیش رویش از یک بستر امنیت افزا و امنیت آور باشد می‌تواند گام‌های موثر و برنامه‌ریزی شده بردارد. جریان اصلاحات در ایران در فرصت هایی که انتخابات برگزار می‌شود چون گریبان شان را هیات های نظارتی و شورای نگهبان می‌گیرد  و امنیت خاطری نداریم کلا این فرصت از آنها سلب شده است و نمی‌توان تلقی کرد که بتوان روی بدنه کار شود.
سیاست ورزی اصلاح طلبان پارتیزانی و چریکی است در حالی که جریان رقیب با یک امنیت خاطر و سازمان رزم سازمان یافته برخوردار است.
اگر اصلاح طلبان بتوانند یک سامانه سیاسی معناداری را در درون بدنه همراه خود تدارک ببیند که بتواند نفوذ اجتماعی در جامعه خاکستری ایجاد کند در حد یک معجزه کار را پیش خواهد برد.

مگر نهاد اجماع ساز اصلاح طلبان برای هماهنگی تشکیل نشده بود اما سرانجام به تصمیم نرسید. چرا نهاد اجماع ساز به اجماع نرسید؟
اصلاح‌طلبان از یک فرصت برابر برخوردار نبودند و نهادهای نظارتی و شورای نگهبان نتوانستند امنیت خاطری برای آنها تدارک ببیند و چهره‌های موردنظر اینها را برای عرصه انتخابات به رسمیت بشناسند. این موضوع جریان ناسا را هم ناکارآمد کرد. شرایطی که عرض کردم در همه شوون حقوقی و برنامه‌های اصلاح‌طلبان و جبهه اینها سایه انداخته است.

 آقای زیباکلام اما رای ۲٫۵ میلیونی به همتی را تیر خلاص به شقیقه اصلاح‌طلبان عنوان کرده اند تحلیل شما راجع به این نظر چیست؟
اختلاف‌نظر گسترده با آقای زیبا کلام داریم و ایشان تصور اشتباهی از جامعه ایران دارند .آقای زیباکلام باید بداند که جامعه مخاطب سیاسی چپ و راست در ایران، جامعه حداکثر ۱۰ میلیونی است رای 
دو و نیم میلیونی گلوله به شقیقه اصلاحات باشد، دید فرو کاهنده ای است و نه تنها به شقیقه اصلاحات شلیک نشده، بلکه آغازی است برای یک دوره نو برای اصلاح طلبان و آینده آن را اثبات خواهد کرد.

 رفتار جریان اصلاح طلبی در آینده به چه شکل خواهد بود و به کدام سمت و سو خواهد رفت؟
جریان اصلاح طلب در آینده هم گرفتار رویش خواهد شد و هم ریزش.هر دو وضع اتفاق خواهد افتاد و کسانی که معمولا حاشیه‌نشین و پخته خوار هستند و می‌خواهند از مواهب برخوردار باشند، به شکست کار ندارند و فقط می‌خواهند پیروز باشند. این ها در آینده نمی تواند مورد اعتماد قرار بگیرد و نمی تواند آینده داشته باشد .
اما کسانی که می‌فهمند کار سیاسی زحمت و تلاش دارد و باید هزینه بپردازند این ها ماندگار تر خواهند شد و این قضیه برای اصلاح طلبان رخ نشان می‌دهد به این معنا که جماعتی قدرت و روحیه بالاتری پیدا می‌کنند و باید سامانه خود را تقویت کرده و نظام تشکیلاتی اصلاح‌طلبان را تقویت کنند. بخش‌هایی که می دانند دیگر سفره پیروزی برای آنها پهن نیست صحنه را ترک می کند.

اشاره به فاصله جامعه از اصلاح‌طلبان به واسطه عملکرد دولت داشتید، اصلاح‌طلبان آیا برای اقناع جامعه و بدنه خود تلاش کردند؟
عملکرد دولت به واسطه حجم فشارها و محدودیت‌های بین المللی قابل دفاع است. عملکرد قابل دفاع داشتن غیر این است که مردم مطالبه‌ای داشتند و این مطالبه محقق نشده است.

یعنی شما از عملکرد دولت دفاع می کنید؟
بله، قطعا من از آقای روحانی هم به صفت روشنفکری و نخبه گرایی دفاع می کنم ما باید جامعه را توجیه کنیم.

یعنی قبل از انتخابات جامعه توجیه نشد؟
بهترین توجیه برای دستاورد قابل دفاع محدودی که دولت داشته است بعد از یک سال از تشکیل دولت آقای رئیسی خود را نشان خواهد داد.

captcha
شماره‌های پیشین