sobhe-no.ir
1187
چهارشنبه، ۱۹ خرداد ۱۴۰۰
9
تحلیل جامعه‌شناختی درباره افزایش فاصله طبقاتی در جامعه که می‌تواند تبعات ناخوشایندی به دنبال داشته باشد

نابرابری سرمایه‌مدارانه

احمد رفیعی‌راد جامعه‌شناس / ماجرای سرو غذاهایی با شکل و شمایل عجیب‌وغریب و مشمئزکننده یک بحث برآمده از روندی جهانی است که همه‌چیز ازجمله مصرف و ذائقه مصرف را می‌خواهد همگون و مشابه کند و بحث دوم اینکه در درون هر جامعه‌ای ازجمله جامعه ما چطور عمل می‌کند یا چطور به آن واکنش نشان داده می‌شود. اگر بخواهیم تحلیل درستی از مصرف‌گرایی ارائه بدهیم باید قطعا این دو بحث را با هم و در طول هم داشته باشیم.

نگاهی به پدیده بیماری اعتیاد و تعریف آن در جامعه

اعتیادی به نام سرپیچی یا اطاعت مطل

مهرناز زندی

صبح نو

نگاهی به پدیده بیماری اعتیاد و تعریف آن در جامعه

اعتیادی به نام سرپیچی یا اطاعت مطل

مهرناز زندی


اگر در کتاب‌ها و فضای اینترنتی به دنبال تعریفی برای کلمه «اعتیاد» بگردیم، شاید بیشتر با این جمله مواجه شویم: «بیماری اعتیاد یک بیماری اصلی، مزمن و عصبی‌ است که در اثر عوامل ژنتیکی، فیزیولوژیک و اجتماعی رشد و بروز پیدا می‌کند، طوری که وجه مشخص این بیماری اختلال در کنترل انجام عملی یا احساس اجبار در انجام یک عمل مشخص، با وجود آگاهی نسبت‌به عواقب خطرناک آن باشد».
بیایید با هم در این تعریف عمیق بشویم. بیایید این تعریف را با فضای زندگی خودمان مقایسه کنیم. آیا در کودکی این تجربه را داشته‌اید که برای انجام کاری از طرف وابستگان خود تحت فشار قرار بگیرید؟ برای نمونه، از نظرشان زمانه طوری‌ است که نباید این رفتار از شما سر بزند. واکنش شما یا هر کس دیگری بیشتر از دو حالت نخواهد بود؛ یا کنجکاوتر می‌شوید و برای ارضای حس کنجکاوی خود دست به انجام عمل منع‌شده می‌زنید، یا آن‌قدر به جمله گفته‌شده اعتبار می‌دهید که خواسته خود را نادیده می‌گیرید تا جایی که انجام آن عمل برای‌تان حکم یک اشتباه مطلق خواهد داشت.
حالت اول، یعنی خیلی وقت است اعتماد شما به کسی که این جمله را به شما گفته، از دست رفته است. در این حالت می‌توان گفت شخص درگیر اعتیادی شده‌؛ اعتیادی به نام روبه‌رویی با دستورهای طرف مقابل. شاید این اعتیاد از جایی سرچشمه بگیرد که من یا شمایی که برای طرف مقابل راه و روش زندگی را پیشنهاد می‌دهیم خود غرق در بحران‌های عاطفی یا اجتماعی باشیم. پرواضح است در صورت اطلاع شخص از این وضعیت، واکنش‌های مختلفی از او سر خواهد زد. حرف شما مانند کاغذهای مچاله‌شده نویسنده‌ای‌ است که گیرایی آن مطلب حتی برای خودتان زیاد نبوده، چه برسد به مخاطب متنی که انتظار چاپ‌شدنش را دارد. اگر کاغذهای مچاله‌شده در نوبت چاپ قرار بگیرند، چاپ شوند و در اختیار مخاطب قرار گیرند و گیرا نباشد، احتمالا باید برای همیشه دور نویسندگی را یک خط بزرگ بکشید و از آن فاصله بگیرید.
حالت دوم نیز می‌تواند منجر به نوع دیگری از اعتیاد به نام «اعتیاد به اعتماد مطلق به اطرافیان» شود؛ اعتیادی که هر زمان برای انجام کاری دست‌به‌کار می‌شویم، به‌دنبال تایید از طرف وابستگان یا حتی اشخاصی باشیم که از لحاظ اجتماعی سطح پایین‌تری دارند. این اعتیاد شاید مخرب‌تر باشد. شاید در لحظه‌ای و شاید هم سال‌های سال فکر کنیم فضا و دنیای این اشخاص محدود و خلاصه به یک خانه و خانواده است اما این خیالی باطل است. این افراد در جامعه رفت‌وآمد می‌کنند. مواد مخدری در دست ندارند اما همواره افکار خود را در چمدان ذهن‌شان از این مکان به مکان دیگری منتقل خواهند کرد. شاید در چمدان خود مجموعه‌ای از محدودیت‌ها و آزادی‌هایی اعتیادآور باشد که در هیچ کتابی به‌عنوان هنجار اجتماعی از آن قید نشود. در این صورت، جامعه با بحرانی حل‌نشدنی مواجه خواهد شد که هیچ نیروی ماورایی هم قادر به رفع آن نخواهد بود. 
اگر بخواهیم تمام مطالب گفته‌شده را به‌طور خلاصه بیان کنیم، می‌توان گفت نباید همه‌چیز را قطعی دانست. قطعیت تنها در ریاضیات خلاصه شده، نه چیز دیگر. تمام این مطلب، تنها برای تعریف کلمه «اعتیاد» نیست، برای اصلاح تفکر است. برای تفکری که بدون ارائه دلیل قطعی پذیرفته شده و امکان ایجاد بحرانی مخرب، نه‌تنها برای خودمان، که برای جامعه کنونی یا حتی نسل‌های دیگر نیز باشد.

captcha
شماره‌های پیشین