sobhe-no.ir
1187
چهارشنبه، ۱۹ خرداد ۱۴۰۰
14
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با عوامل نمایش «شب/خارجی/یرما» را بخوانید

« تئاتر» جامعه را به تعادل می رساند

سمانه استاد / «یرما» نمایشنامه‌ای از فدریکو گارسیا لورکا، نمایشنامه‌نویس اسپانیایی است که «نسیم ادبی» و «ندا شاهرخی» آن را با تغییراتی در قالب نمایش «شب/خارجی/یرما» روی صحنه تالار مولوی آورده‌اند. این نمایش را می‌توان اثری مستند/نمایشی دانست که در آن علاوه‌بر روایت قصه یرمای لورکا، قصه واقعی بازیگران را نیز روایت می‌کند.

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با عوامل نمایش «شب/خارجی/یرما» را بخوانید

« تئاتر» جامعه را به تعادل می رساند

سمانه استاد / «یرما» نمایشنامه‌ای از فدریکو گارسیا لورکا، نمایشنامه‌نویس اسپانیایی است که «نسیم ادبی» و «ندا شاهرخی» آن را با تغییراتی در قالب نمایش «شب/خارجی/یرما» روی صحنه تالار مولوی آورده‌اند. این نمایش را می‌توان اثری مستند/نمایشی دانست که در آن علاوه‌بر روایت قصه یرمای لورکا، قصه واقعی بازیگران را نیز روایت می‌کند.

«یرما» زنی در آرزوی فرزند است و شوهرش «خوآن» نه‌تنها نمی‌تواند آرزوی او را برآورده کند، بلکه او را در تنگناهای دیگری نیز قرار می‌دهد. کارگردانان این نمایش سه شخصیت یرما، خوآن و ویکتور را در زنان و مردان دیگری تکثیر کرده و مخاطب دنیایی از یرماها، خوآن‌ها و ویکتورها را مشاهده می‌کند که در قضاوت‌های جامعه احاطه شده و امکان بروز خود را پیدا نکرده‌اند. در این مجال با یکی از کارگردانان نمایش، خانم «ندا شاهرخی» گفت‌وگو کرده و او از تاثیر تئاتر بر درون انسان‌ها و تلاش برای نزدیک کردن نمایشنامه لورکا به دغدغه‌های امروز جهان به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:
 
چه شد که تصمیم گرفتید در این شرایط کرونایی تئاتر به روی صحنه ببرید؟
ما در جهانی زندگی می‌کنیم که پر از خبرهای بد است. هر روز که چشمان خود را باز می‌کنیم با خبرهایی ازجمله کرونا، جنگ و قتل روبه‌رو می‌شویم. به نظر من، تئاتر وظیفه دارد در این شرایط آدم‌ها را از اتفاقات بیرونی دور کرده و به درون خود نزدیک کند. همه اتفاقاتی که در جهان می‌افتد به‌واسطه روح‌های آسیب‌دیده و درون زخمی ماست و می‌تواند آن‌قدر شقاوت داشته باشد که جهان را به سمت جنگ ببرد. به همین علت هم تئاتر یک هنر ضروری برای جامعه است، زیرا جامعه را به تعادل می‌رساند. ما در زندگی‌مان آدم‌هایی بیرونی و واکنشی هستیم و عکس‌العمل نشان می‌دهیم. تئاتر ما را یکجا می‌نشاند و به ما اجازه می‌دهد به خودمان فکر کنیم؛ به چیزی که در اصل بوده‌ایم، نه چیزی که درحال‌حاضر هستیم.
 
چرا نمایشنامه «یرما» را برای اجرا انتخاب کردید؟
در اجرای این نمایش از ابتدا هدف بر این بود که آن را به تماشاگر نزدیک کنیم تا در این شرایط مخاطب بتواند خودش را در تئاتر ببیند و بفهمد که بخش عمده‌ای از اتفاقاتی که در زندگی ما می‌افتد درون ماست، موضوعاتی است که هیچ‌وقت ابراز نمی‌کنیم و اگر ابراز کنیم شاید جهان به سمت صلح حرکت کند. با ابراز آن‌ها شاید این عقده‌های فروخورده در ما باقی نماند که بعدتر به‌واسطه آن‌ها وارد خشونت با آدم‌های دیگر شویم. اگر ما بتوانیم حرف بزنیم و خودمان را بیان کنیم، بخش عمده‌ای از مشکلات این جهان حل می‌شود. ما یرما را انتخاب کردیم زیرا متنی شاعرانه بوده و عشق موضوع اصلی آن است؛ یعنی دقیقا همان چیزهایی که در نهاد ما انسان‌ها به‌صورت ذاتی وجود دارد. متنی که کاراکترهای مختلفش تلاش می‌کنند در ارتباط با هم باقی بمانند اما درنهایت جامعه بیرونی اجازه نمی‌دهد این اتفاق بیفتد. نمایشنامه یرما به ما اجازه داد به لایه‌های زیرین آن نفوذ کنیم و بتوانیم با مستندها و حرف‌هایی که خود بازیگران می‌زنند آن را تکمیل کنیم.
 
در این نمایش بخشی از زندگی شخصی بازیگران را نیز می‌بینیم. چرا این بخش به نمایش اضافه شده است؟
از ابتدا احساس می‌کردیم این نمایشنامه چیزی کم دارد و آن ربطش به جامعه ما بود. برای من مهم است آن چیزی که اجرا می‌شود مرتبط با اتفاقاتی باشد که می‌افتد. در سوی دیگر مخالف این هستم که خشونت بیرونی را روی صحنه دوباره بازتولید کنیم؛ زیرا بازتولید خشونت باعث می‌شود این اتفاق به شکل گردشی دوباره انجام شود. تئاترهایی که خشونت زیادی در خود دارند، روی روح آدم تاثیر می‌گذارند. من احساس می‌کنم اینجا جایی است که باید به آرامش برسیم و به خودمان فکر کنیم. به همین علت می‌گوییم تئاتر مقدس است؛ مانند اینکه به معبدی بروید و با خود خلوت کنید. تلاش ما در یرما این بود که تماشاگر با کاراکترها همذات‌پنداری کند و روایت زندگی‌های واقعی و حرف‌هایی را که بازیگران برای اولین بار می‌زنند بشنود. در تمرین‌ها وقتی بازیگران این حرف‌ها را می‌زدند رها می‌شدند و گویی باری از دوش‌شان برداشته می‌شد و این رسالت ما در این کار بود.
 
این اتفاق به‌نوعی علاوه بر همذات‌پنداری بیشتر مخاطب با کار، باعث تحلیل شخصیت‌ها از زبان بازیگران نیز می‌شود که به‌نوبه خود اتفاقی جدید محسوب می‌شود.
من کار مستند زیاد انجام داده‌ام و بخشی از مسیر فعالیت‌هایم است. از سال‌ها قبل تئاتر اجتماعی کار می‌کردم و بعد این مسیر را به‌سوی تئاتر مستند بردم. همان‌طورکه می‌دانید در جهان امروز بیشتر تئاترها مستند است. به این دلیل که تمام جهان متوجه شده‌اند که نمی‌توان مدام متون مختلف را بازتولید کرد. دیگر مفاهیم و موضوعات و فرم‌ها تمام شده‌اند. چه چیزی کم است؟ درون انسان. تئاتر به محلی تبدیل شده برای اینکه آدم‌ها در آن خودشان را ابراز کنند. از ابتدا هم همین بوده و تئاتر به همین دلیل به وجود آمده اما بعد از مدتی راه خود را گم کرده و به کارهای پرزرق‌وبرقی تبدیل شد که فقط مردم پولدار توانایی خرید بلیت آن را دارند.
 
به‌نوعی از ضرورت خارج شده و بیشتر جنبه تفریح به خود گرفت!
دقیقا. البته من مخالف سرگرمی نیستم، به‌هرحال تئاتر هنری است که مردم را سرگرم می‌کند ولی اینکه فقط به این شکل نگاه شود اتفاق خوبی نمی‌افتد زیرا آن را مبتذل می‌کند. بخش مستند و اینکه کاراکترها خودشان را تحلیل کنند برای ما بسیار مهم بود. این کار پایان دوره بازیگران موسسه ققنوس است و ما می‌خواستیم در این اجرا ببینیم چقدر بچه‌ها می‌توانند چیزهایی را یاد گرفته‌اند به خودشان نزدیک کنند. رسالت ما این بود که این بچه‌ها به خودشان نزدیک شوند. یک فرد به‌عنوان بازیگر باید تجربه‌های حسی متفاوتی داشته باشد تا بتواند کاراکتر را در خودش حل کند. برای مستند نیز احساس کردیم این اتفاق کمک می‌کند تماشاگر نمایشنامه را بهتر بفهمد و از نگاه کاراکترهای متفاوت به اتفاقات بنگرد. تلاش کردیم آن مطلق‌گرایی را که عموما در قضاوت‌های ما وجود دارد بگیریم. اگر بتوانیم نگاهی همه‌جانبه داشته باشیم و حرف‌های آدم‌ها را بشنویم، به‌سمت خوبی و صلح حرکت می‌کنیم.
 
پس از اتمام نمایش «شب/خارجی/یرما» چه نمایش‌هایی را به روی صحنه خواهید آورید؟
این نمایش در شهریورماه در شیراز نیز اجرا خواهد شد. پس از آن نمایش «اینجا پنجره‌ای باز مانده است» را به روی صحنه خواهیم برد که پیشتر در فرانسه به روی صحنه رفته است. تیم فنی این کار فرانسوی است و خانم نسیم ادبی نیز در آن ایفای نقش می‌کنند.
 
سارا  احمدی: طراح موسیقی
سارا احمدی در این نمایش طراحی موسیقی و اجرای آن را برعهده داشت. او که پیش‌تر با مرحوم «ابراهیم اثباتی» در موسیقی تئاترهای «شمس پرنده» و «سوگ سیاوش» همکاری داشت، در این نمایش برای اولین‌بار بخش موسیقی یک تئاتر را برعهده گرفته و از این تجربه به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:
 
کمی از طراحی موسیقی نمایش «شب/خارجی/یرما» برای مخاطبان «صبح‌نو» بگویید.
حضور در این کار برای من تجربه ارزشمندی بود. موسیقی این کار با توجه به دیالوگ‌ها و ارتباطاتی که شخصیت‌ها با هم داشتند طراحی شد. با توجه به حال و هوای هر کدام از کاراکترها باید نوع موسیقی را تغییر داده و براساس کلماتی که در دیالوگ‌ها بیان می‌شد کدگذاری سازها را انجام می‌دادیم تا در هنگام بیان هر دیالوگ چه سازی را استفاده کنیم.
 
به نظر شما موسیقی زنده در اجرای تئاتر چقدر می‌تواند در ارتباط بیشتر مخاطب با اثر نقش داشته باشد؟
بی‌شک تاثیر بسیاری دارد. یکی از دلایلی که دوست دارم موسیقی تئاتر کار کنم ارتباط میان بازیگران و زنده بودن اجراست. موسیقی باعث می‌شود مخاطب از ارتباطش با بازیگر در لحظه لذت ببرد. نوازنده‌ها در این ارتباط بی‌شک سهیم بوده و این پیوستگی را تکمیل می‌کنند. موزیسین می‌تواند انرژی خودش را هم به مخاطب و هم به بازیگران انتقال دهد. این تبادل انرژی میان نوازنده و بازیگر نیز وجود داشته و به کار کمک می‌کند.
 
نمایش «شب/داخلی/یرما» چه ویژگی‌هایی داشت که تصمیم گرفتید طراحی موسیقی آن را برعهده بگیرید؟
جدای از دوستی با خانم نسیم ادبی، موضوع این تئاتر نیز برای من بسیار جذاب بود. شخصیت‌های یرما، خوآن و ویکتور در جامعه ما به‌وفور وجود دارد. این تئاتر تنها یک بیدارباش و تلنگر به من بود. مخاطب نیز با دیدن این نمایش می‌تواند نمونه‌های دیگری از این شخصیت‌ها را به‌وفور در جامعه امروز ببیند.
 

captcha
شماره‌های پیشین