sobhe-no.ir
1185
دوشنبه، ۱۷ خرداد ۱۴۰۰
9
«صبح‌نو» ماجرای سرو غذاهایی با ظاهر عجیب را که در فضای مجازی خبرساز شد، بررسی کرده است

یک پرس غذا با طعم خشونت و عطش دیده شدن

فائزه مومنی / بلافاصله بعد از اینکه عکس‌ها جلوی چشمان‌تان باز می‌شود، خشم، اشمئزاز، تعجب و تاسف را در خود احساس می‌کنید. خشم و تعجبی که این‌بار بر اثر مسائل معمولی که با آن‌ها در فضای مجازی یا محیط‌های زندگی‌تان روبه‌رو می‌شوید ایجاد نشده، بلکه ناشی از دیدن غذاهای سروشده در رستورانی با ظاهری عجیب، وحشتناک و غیرانسانی است که این روزها محل رفت‌وآمد صاحبان زندگی‌های لاکچری بوده و سر از فضای مجازی درآورده تا محلی جدید برای به رخ کشیدن سبک متفاوت زندگی 4درصدی‌ها باشد. خوراک مغز با جمجمه انسان، کبوتر و غاز کامل سرخ‌شده با سرهای جدانشده و بال‌هایی که برای زیبایی بشقاب دست‌نخورده مانده‌اند، کشک‌بادمجان با تزیین اسکلت ماهی، فیله استیک با روکش طلا همراه مارچوبه سفید و سس کره پسته، اختاپوس بنفش و سرو خاص دریاییدر حال‌حاضر بر سفره طبقه فرادست و مرفهان بی‌درد گذاشته می‌شود که کمی پایین‌تر افرادی توان خرید پای مرغ هم ندارند و طعم گوشت را ماه‌هاست فراموش کرده‌اند. اما نمایش فاصله طبقاتی به همراه تصویرهای زشت،تهوع‌آور و ناخوشایند از خوراکی‌ها چه زمانی به فرهنگ بالانشینان وارد شد و شرایط فعلی چگونه فرصت ظهور و بروز به این تفکر و رفتار را داد؟

خبرهای جدید از لغو روادید برای رونق گردشگری بین ایران و همسایه شمالی حکایت دارد

تسهیل سفر برای گردشگران ایرانی و روس

صبح نو

«صبح‌نو» ماجرای سرو غذاهایی با ظاهر عجیب را که در فضای مجازی خبرساز شد، بررسی کرده است

یک پرس غذا با طعم خشونت و عطش دیده شدن

فائزه مومنی / بلافاصله بعد از اینکه عکس‌ها جلوی چشمان‌تان باز می‌شود، خشم، اشمئزاز، تعجب و تاسف را در خود احساس می‌کنید. خشم و تعجبی که این‌بار بر اثر مسائل معمولی که با آن‌ها در فضای مجازی یا محیط‌های زندگی‌تان روبه‌رو می‌شوید ایجاد نشده، بلکه ناشی از دیدن غذاهای سروشده در رستورانی با ظاهری عجیب، وحشتناک و غیرانسانی است که این روزها محل رفت‌وآمد صاحبان زندگی‌های لاکچری بوده و سر از فضای مجازی درآورده تا محلی جدید برای به رخ کشیدن سبک متفاوت زندگی 4درصدی‌ها باشد. خوراک مغز با جمجمه انسان، کبوتر و غاز کامل سرخ‌شده با سرهای جدانشده و بال‌هایی که برای زیبایی بشقاب دست‌نخورده مانده‌اند، کشک‌بادمجان با تزیین اسکلت ماهی، فیله استیک با روکش طلا همراه مارچوبه سفید و سس کره پسته، اختاپوس بنفش و سرو خاص دریاییدر حال‌حاضر بر سفره طبقه فرادست و مرفهان بی‌درد گذاشته می‌شود که کمی پایین‌تر افرادی توان خرید پای مرغ هم ندارند و طعم گوشت را ماه‌هاست فراموش کرده‌اند. اما نمایش فاصله طبقاتی به همراه تصویرهای زشت،تهوع‌آور و ناخوشایند از خوراکی‌ها چه زمانی به فرهنگ بالانشینان وارد شد و شرایط فعلی چگونه فرصت ظهور و بروز به این تفکر و رفتار را داد؟

علیرضا شریفی یزدی، روانشناس اجتماعی و عضو پژوهشکده خانواده تهران موضوع رستوران لاکچری و عجیبی را که هفته گذشته عکس‌هایش منتشر شد از نظر روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و قشربندی اجتماعی بررسی کرده و به «صبح‌نو» می‌گوید: از بعد روانشناسی، اگر شما خلاقیتی به خرج دهید که آن خلاقیت منتج به اینکه تفاوتی بین شما و بیزینس‌های دیگر به وجود بیاید، در حوزه بیزینس انسان موفق‌تری خواهید بود. البته در این بعد دو نکته وجود دارد؛ یکی اینکه چرا رستوران‌دار دست به چنین اقدامی زده که بنده معتقدم او براساس این قاعده بیزینسی عمل کرده که بخواهد کار متفاوتی انجام دهد که فکر می‌کنم روانشناسی مخاطب صاحب رستوران تاحدی خوب بوده است چون توانسته تشخیص دهد و بشناسد که می‌تواند با این شکل مخاطب را جذب کند.
او ادامه می‌دهد: البته متاسفانه برخی به این شیوه جذب می‌شوند؛ زیرا از یک طرف نشان می‌دهد جامعه از درون تهی شده است که افراد برای اینکه بتوانند خود را متفاوت با دیگران نشان دهند به رفتارهایی دست می‌زنند که اولا بی‌محتواست و ثانیا نشان‌دهنده جذابیت خشونت در جامعه ماست. یعنی از بعد روانشناسی، خشونت حتی در رستوران رفتن و غذا خوردن که کاری لطیف است به امری عادی بدل شده است. 
به گفته شریفی‌یزدی، نباید این امر را از خشونت‌های عریان مثل خشونت علیه زنان، کودکان و خشونت علیه اقشار فرودست جامعه جدا بدانیم. خشونت عریان در جامعه ما به امری عادی بدل شده و آرام‌آرام قبح‌زدایی از ویژگی‌هایی شده است که از لحاظ فردی نشان از روان بیمار افراد دارد و از لحاظ اجتماعی نوعی خشونت عریان و بی‌واسطه در همه ابعاد زندگی اجتماعی ما رواج یافته که حتی در یک تفریح ساده و گذران اوقات فراغت و رستوران رفتن نمود پیدا می‌کند که معمولا افراد برای به دست آوردن آرامش به آنجا می‌روند. عضو پژوهشکده خانواده تهران تاکید می‌کند: اما بعد دیگر این امر بی‌محتوا شدن انسان است که از این ابزارها استفاده می‌کنند که خود را از دیگران جدا کرده، متفاوت نشان دهند و در حقیقت ابزار تفاخر است. در یک بستر محوری و کلی می‌توانیم آن را با افرادی بسنجیم که تلاش می‌کنند با ساعت مارک یا لباس گران‌قیمت یا جغرافیای محل زندگی خود را به دیگران اثبات کرده و این موضوع از ابزار تفاخر اجتماعی بهره می‌گیرد.
این استاد دانشگاه اظهار می‌کند: از منظر قشربندی اجتماعی، درحالی‌که قشر وسیعی از جامعه در تامین بدیهیات و ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی خود ناتوان هستند، این لاکچری‌بازی‌ها حکایت از آن دارد که قشر متوسط جامعه ایران درحال نابودی است و بخش اعظم ریزش این قشر در لایه فرودست و بخش کوچکی از آن در لایه فرادست جامعه قرار دارد. قشر فرادستی که دغدغه‌ اصلی آن تفاخر افراد تازه‌به‌دوران‌رسیده‌ای است که از طرق غیرعقلانی به سرمایه و ثروتی رسیده و به این شکل می‌خواهند پز اجتماعی داشته باشند و موقعیت اجتماعی بسازند و فاصله خود را با دیگران به رخ بکشند که متاسفانه این شبکه‌های اجتماعی امکان آن را بیشتر فراهم کرده است.
 شریفی‌یزدی می‌گوید: تحلیل این امر را می‌توانید در کنار تحلیل پارتی‌‌های مختلطی که افراد صاحب ثروت‌های بادآورده برگزار می‌کنند و با این روش‌ها به آن می‌بالند و  زخم جامعه را به خونریزی وامی‌دارند، ببینید. درعین‌حال گروهی از افراد هم با برخوردهای سلبی، انکار و برخوردهای قهری و قضایی می‌خواهند صورت‌مساله را پاک کنند. 
این واقعیت اجتماعی و دمل چرکین در جامعه ما وجود دارد و هرازگاهی به شکلی سرباز می‌کند. او همچنین در پاسخ به این پرسش که برخی می‌گویند سرو این غذاها با سرو کله‌پاچه فرقی ندارد، می‌گوید: به‌نظر من مقایسه چنین رستورانی و عملکردی با کله‌پاچه هم یک شوخی روانی و هم اجتماعی است.  ممکن است کله‌پاچه برای یک فرد بیگانه به همین اندازه مشمئزکننده باشد ولی هرکس به کله‌پزی می‌رود به‌دنبال کلاس گذاشتن نیست. جامعه‌ای که با خوردن کله‌پاچه آشناست هرگز اسکلت کله‌پاچه برای آن مشمئزکننده نخواهد بود.
عضو پژوهشکده خانواده تهران اظهار می‌کند: اما در چنین فضایی این امر کاملا تفاخرآمیز و تشخص‌آمیز است و نشان‌دهنده تهی بودن فرهنگ بوده و زنگ خطری است برای آینده ایران که از لحاظ فرهنگی، روانی و از لحاظ اجتماعی به کدام سمت‌وسو خواهیم رفت و ارزش‌ها و هنجارهای آینده این جامعه چه خواهد شد. شریفی‌یزدی توضیح می‌دهد: اتفاقی که رخ می‌دهد این است که با هر انگیزه‌ای به آن رستوران می‌روند و از این غذاها عکس و فیلم می‌گیرند، در اینستاگرام قرار می‌دهند و گروهی از مردم آن را دیده و باور می‌کنند که آنچه در اینجا هست واقعیت محض است و چون قیمت‌ها را می‌بینند و می‌دانند توان پرداخت چنین هزینه‌ای را ندارند پس هدف خود را پولدار شدن به هر قیمتی قرار می‌دهند. این پولدار شدن به هر قیمتی به ارزش تبدیل می‌شود حتی رانت و رشوه و روش‌های فسادزای کسب ثروت به‌عنوان ارزش اجتماعی مطرح می‌شود. ارزش‌های والای انسانی کنار می‌روند. به گفته این استاد دانشگاه، طبیعتا گروه‌های طرفدار گیاه‌خواری یا حامیان حیوانات نیز از منظر خودشان این بررسی‌ها را انجام می‌دهند که اگرچه می‌تواند درست باشد ولی تحلیل کلان نخواهد بود. 
تحلیل کلان این امر آن است که نشان‌دهنده یک جامعه بیمار و جامعه‌ای فاقد حاملان درست فرهنگ است. حاملان اصلی فرهنگ قشر متوسط هستند. طبقه ضعیف به‌دلیل دغدغه‌هایی که دارد و طبقه فرادست به‌دلیل بی‌دغدغگی معمولا چندان در خدمت فرهنگ جامعه نیستند. وقتی قشر متوسط به هر دلیل نابود شود که این امر در جامعه ما در حال وقوع است در نتیجه فرهنگ ضعیف شده و نمودهای قشر بالای جامعه مظاهر خشونت در این رستوران در سبک دیزاین غذا خود را نشان می‌دهد و در لایه‌های زیرین جامعه عریان‌تر در قالب حمله‌های جنسی به کودکان و نوجوانان در یک راستا قابل تحلیل است.

captcha
شماره‌های پیشین