sobhe-no.ir
1185
دوشنبه، ۱۷ خرداد ۱۴۰۰
13
گزارش «صبح‌نو» از سریال محمدحسین مهدویان

«زخم کاری» چک اول را محکم زد

«زخم کاری»، اولین سریال محمدحسین مهدویان است که اخیرا در شبکه نمایش خانگی توزیع شد. اولین قسمت از این مجموعه از روی سامانه فیلیمو برای کاربران فضای مجازی دردسترس قرار گرفت.

گزارش

سریال‌های جدید رادیو را بشنوید

صبح نو

گزارش «صبح‌نو» از سریال محمدحسین مهدویان

«زخم کاری» چک اول را محکم زد

«زخم کاری»، اولین سریال محمدحسین مهدویان است که اخیرا در شبکه نمایش خانگی توزیع شد. اولین قسمت از این مجموعه از روی سامانه فیلیمو برای کاربران فضای مجازی دردسترس قرار گرفت.

مهدویان در کنار تحصیلات آکادمیک در حوزه سینما، سال‌ها در مجموعه‌های هنری نامداری مثل روایت فتح فعالیت کرد. ریشه اولیه کاری او با مستند شکل گرفت و بروزش در کارهای سینمایی‌اش هم هویدا بود. او پس از مجموعه‌ مستند داستانی «آخرین روزهای زمستان» که با استقبال فراوانی روبه‌رو شد و توانست جریانی نو در حوزه مستندسازی در ایران را به راه بیندازد، «ایستاده در غبار» را برای سینما و با همان فرم ساخت. «ایستاده در غبار» مورد تحسین قرار گرفت و سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فجر۹۴ را نیز دریافت کرد. او سپس «ماجرای نیمروز» را با موضوع سازمان منافقین ساخت که یک قدم داستانی‌تر از فیلم قبلی بود و توانست نویدبخش ظهور یک فیلمساز نخبه در سینمای ایران باشد. وی برای فیلم ماجرای نیمروز برای دومین‌بار سیمرغ بلورین بهترین فیلم جشنواره فیلم فجر95 را دریافت کرد. او در هنگام دریافت این جایزه (سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران)، این جایزه را مهم‌ترین جایزه جشنواره نامید. مهدویان سپس «لاتاری»، «ردخون»، «درخت گردو» و «شیشلیک» را ساخت.
 
اقتباس از یک رمان
اما ماجرای سریال‌سازی با سینما حسابی فرق دارد. هم از لحاظ فیلمنامه و هم کارگردانی و مسائل تولیدی، ساخت یک سریال پیچیدگی‌هایی دارد که خاص خودش است و در جاهایی حتی از کار در سینما هم دشوارتر است. اما مهدویان که در سال‌های اخیر نشان داده بود انرژی خستگی‌ناپذیری برای کار دارد، پس از بازماندن دو فیلم آخرش از اکران عمومی، سراغ ساخت یک سریال برای شبکه نمایش خانگی رفت. مالکی از مدیران شرکتی موفق است که ازسوی ابراهیم ریزآبادی اداره می‌شود. ریزآبادی، مالکی را مامور می‌کند تا برای قرارداد مهم نفتی با نروژی‌ها وارد مذاکره شود. نروژی‌ها بعد از عقد قرارداد، می‌خواهند مبلغ قرارداد را که چندین میلیون دلار است به حساب شرکت واریز کنند ولی ... منبع اقتباس سریال مهدویان، رمان «بیست زخم کاری» محمود حسینی‌زاد بوده است. حسینی‌زاد را مهم‌ترین مترجم زبان آلمانی در ایران می‌دانند. انستیتو گوته در سال۲۰۱۳ به او مدال گوته اهدا کرد. هرچند حسینی‌زاد چندمجموعه داستان‌ کوتاه و نمایشنامه هم دارد ولی «بیست زخم‌کاری» تنها رمان او به حساب می‌آید. او در گفت‌وگویی درباره کتاب «بیست زخم کاری» گفته است: «من این کتاب را سال۸۰ نوشتم و مدتی طول کشید تا برای دریافت مجوز به ارشاد فرستادم؛ پس از ارسال هم ۱۰سال به من اجازه انتشار اثرم را ندادند و درنهایت سال۹۴ موفق به اخذ مجوز از سوی ارشاد و چاپ در نشر چشمه شد. ... ما یک قرار یک‌ساعته در دفتر سازندگان داشتیم. به نظر فیلمنامه آماده بود و آقای مهدویان فیلمنامه را ورق می‌زد و یکسری سوالات برای مشخص‌شدن داستان می‌کرد. چراکه کتاب به‌واسطه موجز بودنش ابهاماتی داشت که در آن جلسه رفع شد. من فقط توصیه کردم که سریال را خیلی طولانی نکنید. چون کتاب سرعت خود را دارد و بسیار موجز هست و رمانی نیست که شرح و بسط زیادی داشته باشد و گفتم سریال را بین ۱۰ تا ۱۲قسمت بسازند. رمان «بیست زخم کاری» محیط مردانه‌ای دارد و مهدویان به نظرم تکنیکش را به‌خوبی بلد است و می‌تواند یک سریال خوب و پرکشش بسازد.» در تیتراژ ابتدایی سریال اشاره‌ای به رمان مشهور شکسپیر و تاثیرش در قصه «زخم کاری» می‌شود. تراژدی شکسپیر روایت زندگی سرداری به نام «مکبث» است که «دانکن»، پادشاه شریف و مهربان اسکاتلند، او را از میان هواخواهان خود برمی‌کشد و به او جایگاهی بلند می‌بخشد اما مکبث با تلقین جادوگران و وسوسه نفس و اغوای زن جاه‌طلبش در شبی که پادشاه مهمان اوست او را در خواب به قتل می‌رساند. مضمون اصلی داستان «بیست زخم کاری» هم مناسبات قدرت و ثروت است و بعد از آن جنایت‌ها و رذایلی که می‌تواند به همراه داشته باشد.
 
امتیازات «زخم کاری»
 مهدویان در همین چندسال ثابت کرده که آرام و قرار ندارد. نه اینکه فردی حاشیه‌دار باشد، نه! اتفاقا او شخصیت آرامی دارد اما هرچه ساخته به اندازه خودش سروصدا کرده است؛ هم از لحاظ تکنیکی و هم محتوایی. البته این به معنای تایید تمام آن‌ها نیست اما خوب یا بد این نقطه قوت یک فیلمساز است. مهدویان ذائقه جنگنده‌ای دارد. یعنی سینما برایش صرفا یک سرگرمی لوکس یا محلی برای درآمدزایی نیست. او نشان داده اولویت‌هایش چیزهای دیگری است که البته می‌توان به آن‌ها نقد هم وارد کرد. دفاع مقدس، تروریسم، مشکلات اجتماعی، قاچاق جنسی، تاثیرات جنگ، کمدی و حالا سریالی در فضای نوآر همگی تاییدکننده این نگاه در کارگردان «ماجرای نیمروز» است. حالا با این تفاسیر و شناختی که از این فیلمساز پیدا کردیم، «زخم کاری» چه جذابیت‌هایی برایش داشته که سراغش رفته است؟ کارگردان «زخم کاری» همیشه دغدغه‌های اجتماعی داشته است. حتی در «ردخون» که مربوط به عملیات مرصاد است هم جنبه‌ها و تاثیرات اجتماعی آن حادثه را مدنظر داشت. «لاتاری»، «درخت گردو»، «شیشلیک» و در یک کلام تمام کارنامه او را باید از دریچه مسائل اجتماعی دید. فعالیت برخی از هلدینگ‌های گردن‌کلفت اقتصادی که در سال‌های اخیر مانند اژدهایی هفت‌سر بر اقتصاد کشور چنبره زده‌اند و دانه‌درشت‌هایی که پس از پایان هشت سال دفاع مقدس و به‌واسطه جریان جدید اقتصادی دولت سازندگی در اقتصاد کشور جا خوش کردند، حالا در اتفاقی که کمتر در سینمای ایران تجربه شده، بهانه مهدویان برای تصویری کردن قصه موردعلاقه‌اش شده است. «حاج عمو»، «هلدینگ»، «مناطق آزاد» و... ازجمله کدهایی است که در قسمت اول به مخاطب داده شده است. محمدحسین مهدویان برای پرداخت به قصه موردعلاقه‌اش با انتخابی درست سراغ فضای نوآر رفته است. کارول جان دالی در دهه۲۰ میلادی به سبکی می‌نوشت که به هاردبویلد معروف بود. این نوع داستان‌ها اشتراکاتی با داستان‌های جنایی (به‌ویژه داستان‌های کارآگاهی) داشتند، ولی داستان‌شان حول مبارزه یک کارآگاه با نظام قضایی فاسد بود. هاردبویلد از ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰میلادی با نوشته‌های جیمز کین و ریموند چندلر، گونه‌ای مشهور بود. داستان‌های نوآر هم در اشتراکات‌شان با هاردبویلد رشد کردند. در داستان‌های نوآر با کارآگاه، قربانی، مظنون یا مجرم به معنای معمولش روبه‌رو نیستیم، بلکه شخصیت اصلی می‌تواند خودش قربانی، مظنون یا حتی تبهکار باشد؛ و هیچ شخصیت دیگری برای حل کلید جنایت یا قاتل وجود ندارد. به همین دلیل، نوآر را ادبیات سیاه هم گفته‌اند. تاحدودی المان‌های معروف قصه‌های نوآر در قسمت اول «زخم کاری» دیده شد و باید منتظر پررنگ شدن آن در ادامه هم باشیم. کسی از قسمت‌های بعدی «زخم کاری» و میزان موفقیتش اطلاع ندارد اما لااقل در همین شروع کار، پخش یک سریال با قصه و فضایی متفاوت در بین محصولات بعضا دم‌دستی شبکه نمایش خانگی که بیشتر «بسازبفروش» هستند امیدوارکننده و روبه جلو است.

captcha
شماره‌های پیشین