sobhe-no.ir
1180
شنبه، ۰۸ خرداد ۱۴۰۰
12
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با برگزیدگان جشنواره «فلسطین تنها نیست»

فلسطین برای فروش نیست

سمانه استاد / اولین دوره جشنواره بین‌المللی «فلسطین تنهـــــــا نـــیــــــــــست» در اردیبهشت ماه امسال برگزار شد و برگزیدگان خود را در سه بخش پوستر، کاریکاتور و کارتون شناخت. «پویا سرابی» از جمله هنرمندانی است که در این جشنواره رتبه اول در بخش پوستر را به دست آورده است. وی طراح کارهای خانه طراحان بوده و ایده‌ها و طراحی بسیاری از کارهای دیوارنگاره میدان ولیعصر را انجام داده است. در این مجال، او از اثر برگزیده‌اش و ویژگی‌هایی که مقام معظم رهبری در رابطه با ویژگی‌های یک پوستر خوب ذکر کرده‌اند به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

براساس خاطرات همسر یکی از شهدای مدافع حرم

«پسری با تی‌شرت کلاه‌دار» وارد انقلاب شد

صبح نو

براساس خاطرات همسر یکی از شهدای مدافع حرم

«پسری با تی‌شرت کلاه‌دار» وارد انقلاب شد

کتاب «پسری با تی‌شرت کلاه‌دار؛ خاطرات زینب مکیان، همسر شهید مدافع حرم،‌ احمد مکیان»، به قلم «اعظم محمدپور» ازسوی انتشارات خط‌مقدم منتشر شد. به گزارش فارس، اعظم محمدپور در مقدمه این کتاب نوشته است: «با کمک خانم زینب مکیان،‌ تصاویر زندگی احمد را در ذهنم بازسازی کردم. نمی‌شد از احمد بنویسم و از روح والا و خلوص و صفای پدرش چیزی نگویم. نمی‌توانستم او را بدون صبر و خودسازی مادرش وصف کنم... گرچه بخشی از سیره احمد، ثمره تلاش خودش بود، پاکی نسل و نسب وی در تعالی روحش موثر بوده است.» کتاب «پسری با تی‌شرت کلاه‌دار» از زبان همسر شهید است؛ بانویی که وقتی همسرش را به خدا هدیه کرد، فقط هفده‌سال داشت.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «عمه که زبانش بند آمده بود، گفت: زینب، احمد چرا این‌جوری شده؟ چرا این قد موهاش بلنده؟ نکنه این پسره از راه 
به درش کرده؟ چرا سر و وضعشون یه جوره؟ این پسره با این شلوار شیش جیبش چقدر تو ذوق می‌زنه! تا سر برگرداندم،‌ از احمد و دوستش خبری نبود. عمه، سگرمه‌هایش رفت توی هم و گفت: داداش و 
زن داداشم برای این بچه چیزی کم نگذاشتن. شیخ مجید، با حقوق طلبگی بزرگ‌شون کرد. 
رحیمه هم با بچه‌ها یه پاش حرم بود یه پاش مسجد. سرم را تندتند تکان دادم و گفتم: ولی باز خوبه حسن و حسین می‌رند حوزه. خدا کنه احمد هم مثل دوقلوها سربه‌راه بشه و برگرده حوزه سر درسش.»
 در بخش دیگری از این کتاب می‌خوانیم: «عمو مجید زنگ زد به شیخ محمد که فرمانده‌اش بود. شیخ محمد هم وصیت‌نامه احمد را فرستاد. عکس وصیت‌نامه به دستمان رسید. خودش خواسته بود مزارش کنار همزمان شهیدش باشد. می‌توانست در گلزار شهدای قم دفن شود ولی وصیت کرده بود کنار شهدای تیپ فاطمیون باشد؛ کنار برادران افغانی‌اش. نوشته بود: در حالی این متن را می‌نویسم که امیدی به شهادت ندارم مگر به فضل خداوند... دوست دارم اگر جنازه‌ام به دست شما رسید، پیکر بی‌جان مرا غریبانه تحویل بگیرید و غریبانه تشییع کنید و غریبانه در بهشت معصومه، قطعه31 به خاک بسپارید و روی قبرم چیزی ننویسید و اگر خواستید چیزی بنویسید، فقط بنویسید: «تنها پر کاهی، تقدیم به پیشگاه 
حق تعالی». حتما چنین کاری بکنید؛ چون من از روی پرنور شهدای گمنام خجالت می‌کشم که قبرم مشخص باشد و جنازه‌ام با احترام تشییع شود...»
کتاب «پسری با تی‌شرت کلاه‌دار؛ خاطرات زینب مکیان، همسر شهید مدافع حرم،‌ احمد مکیان»، از سوی «اعظم محمدپور» مصاحبه و تدوین شده است، محمدمهدی عقابی ویراستار کتاب بوده و در شمارگان ۱۰۰۰ نسخه به قیمت ۳۴۰۰۰تومان ازسوی انتشارات خط‌مقدم منتشر شده است. 
 

captcha
شماره‌های پیشین