sobhe-no.ir
1172
سه شنبه، ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
13
«صبح‌نو» نمایش رامین معصومیان را بررسی می‌کند

«جوادیه»؛ یک نمایش اجتماعی یا سیاسی

احمدرضا حجارزاده / نمایشنامه «جوادیه» از بـــــــهترین متن‌های نمایشی نویسنده‌اش که به تاراج و همچنین دو دهه گذشته تئاتر ایران در ژانر اجتماعی است که به بررسی دقیق و مستند معضلات فرهنگی بخشی از جامعه در دهه60 کشور و به‌ویژه پایتخت می‌پردازد؛ مشکلاتی که گویا تا امروز ادامه داشته و نه‌تنها حل نشده،که تشدید یافته است.

نگاهی کوتاه به تفاوت قصه و داستان کوتاه

قصه‌های گفتنی؛ داستان‌های بافتنی

صبح نو

نگاهی کوتاه به تفاوت قصه و داستان کوتاه

قصه‌های گفتنی؛ داستان‌های بافتنی

بهار سهراب‌بیگی: بسیاری از ما خاطراتی را از دوران کودکی به یاد می‌آوریم که پدر و مادرمان یا پدربزرگ و مادربزرگ‌مان قصه‌ای برای‌مان تعریف کرده‌اند؛ قصه‌هایی که شاید فقط به اندازه برهم‌رفتن چشم‌های ما برای خوابی شیرین طول می‌کشیدند و شاید بزرگ‌ترهای‌مان هم یک روزی آن‌ها را به همین منظور شنیده بودند و بعدها که بزرگ‌تر شدیم، شاید مجموعه‌داستانی به ما هدیه داده شد یا خودمان انتخاب کردیم که مثلامجموعه «داستان‌های خوب برای بچه‌های خوب» بخوانیم. در این میان، شاید همه این‌ها را به یک چشم نگاه کرده باشیم اما بد نیست بدانیم بین قصه و داستان کوتاه تفاوت‌هایی هست که این دو مقوله را از هم جدا می‌کند.
ابراهیم یونسی در کتاب «هنر داستان‌نویسی» بخشی را به این موضوع اختصاص داده که به‌طور کامل تفاوت این دو نوع نقل، ماجرا را برای‌مان روشن می‌کند:«قصه روایت ساده و بدون طرح و نقشه‌ای است که اتکای آن به طور عمده بر حوادث و توصیف است و خواننده یا شنونده هنگامی که آن را می‌خواند یا بدان گوش فرا می‌دهد، به پیچیدگی خاص، غافلگیری و اوج و فرود مشخصی برنمی‌خورد». به‌عنوان نمونه می‌توان به مجموعه‌داستان «غریبه» نوشته جی. دی. سلینجر اشاره کرد که مشتمل بر هفده قصه است و توسط کیومرث پارسایی ترجمه شده است. در همه این قصه‌ها، مرز باریک و مشترکاتی با داستان کوتاه هست و گاهی این تردید را ایجاد می‌کند که شاید با یک مجموعه ‌داستان کوتاه طرف هستیم اما در پایان بزرگ‌ترین تفاوت، یعنی روایت ساده و عدم فراز و فرود کاملابه چشم می‌آید. برخی نویسندگان و منتقدان غرب، بخش غالب آثار آنتوان چخوف را هم از این دست می‌دانند که اتفاقابا خواندن مجموعه‌داستان «بانو با سگ ملوس» نوشته چخوف و ترجمه عبدالحسین نوشین 
به وضوح می‌توان این مشخصات را دید. مطالعه هر دو اثر موجب آشنایی با شیوه‌های گوناگون روایت ماجرا در ذهن مخاطب می‌شود.
در تعریف داستان کوتاه آمده:«اثری است کوتاه که در آن نویسنده به یاری یک طرح منظم شخصیت اصلی را در یک واقعه اصلی نشان می‌دهد و این اثر بر روی هم تأثیر واحدی را القا می‌کند».
از این دست داستان‌های کوتاه می‌توان به مجموعه‌داستان «یک روز قشنگ بارانی» اثر اریک امانوئل اشمیت و «دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد» نوشته آنا گاوالدا اشاره کرد؛ داستان‌هایی با یک طرح منظم و البته تک‌پرسوناژ که در پایان خواننده را به‌طور دلچسبی غافل‌گیر می‌کند. در بیشتر مواقع اتفاق پایانی خارج از تصور خواننده است و به همین دلیل می‌تواند تاثیری همیشگی یا دست‌کم بلندمدت در ذهن او 
باقی بگذارد. البته ناگفته نماند که در تعریف داستان کوتاه، یونسی هر قسمت را به‌طور جداگانه،کامل و واضح بررسی کرده تا بتواند راهنمای مفیدی برای نویسندگان تازه‌کار باشد و آنچه این‌جا باعث اهمیت تفاوت در قصه و داستان کوتاه می‌شود، نه از جهت خواندن یا شنیدن آنست،که بی‌شک هر دو شکل روایت، شیرین و خواندنی‌اند، به‌خصوص اگر از قلم بزرگان ادبیات باشد، بلکه نکته مهم و قابل‌توجه آنجاست که نویسندگان تازه‌کار تصمیم می‌گیرند قوه تخیل و استعدادشان را به رشته تحریر دربیاورند. به عقیده یونسی «بسیاری از کسانی که برای نخستین‌بار دست به نگارش داستان کوتاه می‌زنند و نیز آنان که با ادبیات سر و کار دارند، نمی‌دانند داستان کوتاه چیست و این خود 
بدان معناست که بسیاری از مبتدیان این فن، فرم اثری را که می‌خواهند بیافرینند، نمی‌شناسند و نتیجه این ناآشنایی هم البته جز ناکامیابی نیست». کتاب «هنر داستان‌نویسی» که به بخش‌هایی از فصل تعریف داستان کوتاه آن در این مطلب اشاره شد، مشتمل بر 9‌فصل است که نویسنده تلاش کرده از این طریق راهنمای کاملی در اختیار نویسندگان نوپای ایرانی قرار بدهد.

captcha
شماره‌های پیشین