sobhe-no.ir
1163
چهارشنبه، ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
16

صبح نو

روز گرام

 محاصره  
بچه‌هایی که تازه از محاصره خارج شده بودند، با چهره‌ای مبهوت به دیگران نگاه می‌کردند. شک داشتند که به کسی اعتماد کنند یا نه. صدای یک گلوله از اطراف، نگران‌شان می‌کرد و چشم‌های‌شان را تر.
چند روز پیش همراه با استاد متقی در خیابان انقلاب قدم می‌زدیم و از سختی‌ها صحبت می‌کردیم.
او سختی و تاثیرش بر زندگی‌مان را اینطور تصویر می‌کرد؛
«زمان شاید درد متأثر از اتفاقات دردناک را از قلب انسان پاک کند، اما قطعا ذهنش را رها نخواهد کرد».
حالا هر صدای بلندی ذهن‌مان را خراش می‌دهد. قلب‌مان مهربان‌تر است با ما تا ذهن‌مان. دلم می‌خواهد که این ذهن هم بپذیرد که دنیا هر روز در حال تغییر است و به قلب‌مان اعتماد کند. بپذیرد که دشمن موضعش را تغییر داده و جای دیگری را تسخیر کرده. در این صورت است که می‌شود با دنیای نو چشم در چشم شد.
 saeedimages

 تهران زیبا  
تهران شهر زیبایی است، با وجود همه شلوغی‌ها و ترافیک‌ها و کژرفتارهای عده‌ای نورسیده!
شهری زیبا که حتی شهرداری کنونی که اعتقادی به آبادانی آن نداشت، نتوانست از زیبایی‌اش بکاهد و شاید بتوان آن ‌را در ردیف یکی از پایتخت‌های دیدنی جهان جای داد.
و شب‌های تهران در ماهی مانند #رمضان_کریم (با وجود همه محدودیت‌ها) از روزهایش پر جنب و جوش‌تر.
پ‌ن. عکسی از دیشب بارانی پایتخت توسط مجید بهزاد
farshadmahdipour

 بردگی ذهنی  
توقف در فکر، مرگ است. چگونه فکر انسان متوقف می‌شود؟ وقتی که «عقل» از فعالیت باز ماند.به مجرد اینکه فکر انسان از فعالیت باز ماند، مبتلا به «بردگی ذهنی» می‌شود.
بردگی بدنی را می‌توان علاج کرد. بعد از اینکه مثلا پول‌دار شد، می‌تواند بردگی بدنی نداشته باشد، اما از بردگی ذهنی نمی‌توان آزاد شد. بردگی ذهنی خیلی خطرناک است. برای اینکه بردگی ذهنی نداشته باشیم باید ذهن را فعال کنیم و عقل را درست به کار بگیریم و همواره بیندیشیم.
dr.ebrahimi.dinani
 

captcha
شماره‌های پیشین