sobhe-no.ir
1163
چهارشنبه، ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
15
«صبح‌نو» NFT Art را بررسی می‌کند

عبور از شی در هنر پساکرونا

بهاره روستا کیانی / تا همین چند روز پیش می‌شد پرینت کارهای بیپِل را با صد دلار تهیه کرد اما ۱۱مارچ۲۰۲۱ در حراج کریستیز، هنر دیجیتالی او ۶۹میلیون دلار فروش رفت و حالا دیگر او یکی از گران‌ترین هنرمندان جهان است. این اولین بار است که یک هنر اِن‌اِف‌تی در جهان این‌طور مورد توجه قرار می‌گیرد. در این نوشته ابتدا به تعریف اِن‌اِف‌تی پرداخته و سپس به‌علت پدید آمدن آن از دید خود اشاره می‌کنم.

اخبار کوتاه

صبح نو

«صبح‌نو» NFT Art را بررسی می‌کند

عبور از شی در هنر پساکرونا

بهاره روستا کیانی / تا همین چند روز پیش می‌شد پرینت کارهای بیپِل را با صد دلار تهیه کرد اما ۱۱مارچ۲۰۲۱ در حراج کریستیز، هنر دیجیتالی او ۶۹میلیون دلار فروش رفت و حالا دیگر او یکی از گران‌ترین هنرمندان جهان است. این اولین بار است که یک هنر اِن‌اِف‌تی در جهان این‌طور مورد توجه قرار می‌گیرد. در این نوشته ابتدا به تعریف اِن‌اِف‌تی پرداخته و سپس به‌علت پدید آمدن آن از دید خود اشاره می‌کنم.

اِن‌اِف‌تی مخفف Non-Fungible Token است. در توضیح آن آمده: یک واحد اطلاعاتی است که در یک دفتر حساب دیجیتالی، به نام بلاک چِین(بلوک زنجیره‌ای)، ذخیره می‌شود و متضمن منحصر بودن آن فایل‌ها می‌شود. ترجمه‌ لغت‌به‌لغت این اصطلاح تازه هرچند به مذاقم خوش نمی‌نشیند اما شاید کمکی به فهم آن باشد: «رمز غیرقابل معامله». هنر ان‌اف‌تی هنری است که با رشته‌ای کد ممهور و در بلاک‌چِین ذخیره می‌شود.
در پی فروش ۶۹میلیون دلاری هنر دیجیتالی بیپل واکنش دیوید هاکنی، که خود از گران‌ترین هنرمندان وقت است، بسیار قابل‌توجه بود. او کارهای بیپل را «احمقانه» خواند و افزود: «این یک کلاهبرداری جهانی است. من نمی‌دانم خریدار این اثر صاحب چه چیزی شده‌ است. هرچند کلَود (cloud) در حال پیشرفت است اما چه تضمینی وجود دارد که این اثر در میان انبوه اطلاعات گم نشود؟»
واکنش هنرمند پیشرویی مانند هاکنی به ان‌اف‌تی درست مانند این است که حکومتی دموکراتیک به حضور مردم در صحنه‌ انتخابات واکنش نشان دهد اما من به هاکنی حق می‌دهم که هضم این تغییر بنیادی، حتی برای او که گمان می‌کرده هنر وقت را تا قبل از فروش اثر بیپل خوب درک می‌کرده است، کمی دشوار باشد. همان‌طورکه به آن پسرکی حق می‌دهم که وقتی بر تن پادشاه لباسی ندید، درحالی‌که همه به تمجید از «هیچ»  مشغول بودند فریاد زد و گفت او که لباسی ندارد.
 
زندگی پساکرونایی
به هر جهت در دو سال گذشته اتفاقی در جهان افتاده است که سبک زندگی مردم را عوض کرده، ویروس کرونا و قرنطینه‌های طولانی‌مدتش باعث شده علاقه‌ بیشتری به هنر دیجیتال نشان داده‌ شود.  cav.Art کاوْآرت ترکیبی است که من برای هنر جهان بعد از کرونا مناسب می‌دانم. این ترکیب را از آن جهت ساخته‌ام که کووید و پسامدهایش، خاصه به انزوا کشیدن بشر، مرا از طرفی یاد واژه‌ کویتی (cavity) به معنی گودال و حفره می‌اندازد و از طرف دیگر که بیشتر در ذهنم روشن است، یاد لغت کِیوْ (cave)، به معنی غار، می‌اندازد. گویی کووید هرکدام از ما را در غاری مانند لاسکو یا شوه 
رها کرده‌، غاری که دیوارهایش از صفحه‌های دیجیتالی‌ای تشکیل شده است که تنها راه ارتباطی ما با دیگران کشیدن انگشت‌مان بر این صفحه است. تقلای در یادماندن ما در این دوران درست مانند انسان‌های آن دوران شگفت‌انگیز است. هر صبح که بیدار می‌شویم انگشتان‌مان را روی این صفحه‌ها می‌کشیم و تلاش می‌کنیم تا وجود خود را به انحای مختلف در این جهان تازه ساخته‌شده ثبت کنیم. در این بین شبکه‌های اجتماعیِ مجازی بستری شده‌اند تا توسطِ آن‌ها خود را در حافظه‌ زمان نگه داریم. حالا شی‌یت نداشتن هنر بیپل در روزگاری که روابط و فراتر از آن وجود انسان‌ها در هاله‌ای محو قرار گرفته و فعل‌هایی مانند دیدن و دوست داشتن به مفاهیمی تازه که هنوز برای ما گنگ است بدل شده، مساله‌ای دور از انتظار نبوده است. مثلا ما می‌‌گوییم: من ساعت ۸شب با دوستی قرار دارم، می‌خواهم ببینمش و باهم راجع به موضوعی صحبت کنیم. معنی این جملات در چند سال گذشته با امروز متفاوت است. ما احتمالا در این دوسال دوست خود را از طریق همان دیوارهای غارمان تماشا می‌کنیم و این فاصله‌ بین عدم حضور داشتن و بودن را با تصویر پر می‌کنیم؛ تصویری که وقتی قطع می‌شود ما را با حافظه‌ای آغشته به وهم رها می‌کند، وهم دیدن، وهم حضور. این وهم صرفا در حافظه‌ ما نیست که وجود دارد، بیپل ثابت کرد این غیبت، این فقدان، دارد در دنیای اطراف ما سایه می‌افکند و جهان ما را در چند دهه‌ آینده با تغییری شگرف رو‌به‌رو خواهد کرد. جهانی که از جسم به‌مثابه شی خالی خواهد شد، جهانی که احتمالا داشتن یک اثر هنری مانند آثار دیوید هاکنی برای نسل‌های آینده همانقدر عجیب خواهد بود که تبلت، گوشی و راه‌های ارتباطی جدید برای انسان غارنشین عجیب و محال بود.
 
مرگِ شی‌ئیت
 بیپل تجلی کاوْآرت است، هنری که یادآور می‌شود ما سایه‌هایی از رابطه، دوست داشتن و وجود را در ذهن می‌پرورانیم. هرچقدر افلاطون تلاش کرد ذهن ما را از سایه‌ مفاهیم به خود آن مفاهیم سوق دهد، انسان امروز نه‌تنها به فرای سایه‌ها نرفته، بلکه وجود خود را هم جزیی از سایه‌هایی کرده که احتمالا بعدها به‌دنبال آن خواهد گشت. در این جهان خالی از شی تنها قصه‌ها و روایت‌ها شاید بتوانند ما را به انسان بودن(به مفهومی که تا امروز از آن سراغ داریم) وصل کند و ما را از حفره‌ای که در آن گیر کرده‌ایم، رهایی بخشد. ایده‌ کاو، که ماه‌ها در ذهن من بود بعد از فروش اثر بیپل و واکنش قابل‌تامل هاکنی، بیش از پیش مورد توجه‌ام قرار گرفت، چراکه حالا می‌توانم بگویم جهان بعد از این انزوای تحمیل‌شده جای جدیدی برای بشری جدید خواهد بود که برای فهم متفاوت از واژگانی که تنها در صورت و ظاهر شبیه آنچه ما می‌دانسته‌ایم است، در تلاش هستند. از این روی این انسان جدید برای زندگی‌ای که پیش رو دارد نیازهایی متفاوت از آنچه ما تا کنون با آن مواجه بوده‌ایم، دارد که من در خوشبینانه‌ترین حالت می‌توانم بگویم از شی به سوی مفهوم صرف در حرکت است؛ هرچند آن مفاهیم یکسر با آنچه ما می‌دانسته‌ایم متفاوت باشد.

captcha
شماره‌های پیشین