sobhe-no.ir
1163
چهارشنبه، ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰
14
«صبح‌نو» از سریال «طیب» گزارش می‌دهد

لوطی خمینی(ره)

نگارش طرح اولیه سریال «زنگی» به پایان رسید، سریالی که با سفارش شبکه سه سیما به زندگی طیب حاج‌رضایی، لوطی مرید امام ؟ره؟می‌پردازد. 51سال پیش یعنی 11آبان‌‌ماه سال 1342، طیب حاج‌رضایی و حاج اسماعیل رضایی به جوخه اعدام رژیم پهلوی سپرده شدند. طیب حاج‌رضایی که روزگاری از بزن‌بهادرهای تهران بود، شب‌هنگام در معرض تیر سربازان قرار می‌گیرد تا به‌خاطر حمایت از امام‌خمینی ؟ره؟که آن سال‌ها آرام‌آرام نهضت انقلابی خویش را گسترده می کرد، تیرباران شود. اما چه می‌شود که چنین شخصیتی به گفته خودش، ندیده، خریدار امام؟ره؟می‌شود؟!

خبر ویژه

عوامل «بچه‌مهندس4» کرونا نگرفته‌اند

آخرین خبر

دست رد هابرماس به اماراتی‌ها

خبر روز

روایت داستانی از حضرت ام‌البنین(س)

صبح نو

«صبح‌نو» از سریال «طیب» گزارش می‌دهد

لوطی خمینی(ره)

نگارش طرح اولیه سریال «زنگی» به پایان رسید، سریالی که با سفارش شبکه سه سیما به زندگی طیب حاج‌رضایی، لوطی مرید امام ؟ره؟می‌پردازد. 51سال پیش یعنی 11آبان‌‌ماه سال 1342، طیب حاج‌رضایی و حاج اسماعیل رضایی به جوخه اعدام رژیم پهلوی سپرده شدند. طیب حاج‌رضایی که روزگاری از بزن‌بهادرهای تهران بود، شب‌هنگام در معرض تیر سربازان قرار می‌گیرد تا به‌خاطر حمایت از امام‌خمینی ؟ره؟که آن سال‌ها آرام‌آرام نهضت انقلابی خویش را گسترده می کرد، تیرباران شود. اما چه می‌شود که چنین شخصیتی به گفته خودش، ندیده، خریدار امام؟ره؟می‌شود؟!

طیب در سال ۱۲۹۰خورشیدی در محله صابون‌پزخانه (در اصطلاح عام صام‌پزخانه) تهران به دنیا آمد. پدر او حسینعلی حاج‌رضایی از اهالی سگمس‌آباد یا ارتش‌آباد کنونی از روستاهای استان قزوین شهرستان آوج بود که پس از مهاجرت به تهران به شغل جمع‌آوری بوته‌های خشک برای نانوایی‌ها مشغول بود. طیب سه برادر به نام‌های حاجی مسیح، اکبر و طاهر داشت، او از همان ابتدا به ورزش باستانی علاقه‌مند بود و پس از پایان یافتن دوره سربازی بود که نام او کم‌کم بر سر زبان‌ها افتاد. طیب از سال‌های۱۳۳۰ تا ۱۳۴۲ از میدان‌داران بنام میوه و تره‌بار تهران بود و به کار خریدوفروش میوه و تره‌بار مشغول بود.
امیر حاج‌رضایی، برادرزاده طیب و از کارشناسان شناخته‌شده فوتبال می‌گوید: «درواقع طیب یک دوره جوانی داشت که شرور بود و نوخاسته ، می‌خواست در آن عصر اسمی به هم بزند. در آن بخش، حبسی به حبس دیگر و کلی دعوا و ماجرا داشت. در بخش دوم که بخش نمونه زندگی‌اش بود، به رفاه در زندگی‌اش رسید و در آن دوره ساعت یک بعد از نیمه‌شب می‌رفت میدان، برایش بار می‌آوردند، ساعت 9صبح صبحانه می‌خورد و یک ساعت بعد خانه بود. این سیستم و ساعت کاری‌اش بود. بعد از زمانی که ولیعهد به دنیا آمد، در پایین‌شهر چراغانی کرد و محله را آذین‌بندی کرد و با شاه سلام و علیک داشت.» به گزارش مشرق، حاج‌رضایی درباره سوی دیگر شخصیت طیب بیان کرد: «گذشته از این مسائل، طیب حاج‌رضایی دیدگاه مذهبی داشت. اینجا یک تضاد بزرگ وجود دارد. در واقع این آدم پر از پارادوکس و تضاد است. تمام دهه اول محرم را تکیه داشت و شب‌های تاسوعا و عاشورا هم خرج می‌داد و به این کارها اعتقاد داشت. آن پیراهن مشکی که تنش می‌کرد، به‌خاطر اعتقادش بود یا در عاشورا پابرهنه راه می‌رفت یا فرض کنید سه‌روز آخر را آب نمی‌خورد و نذر داشت که در اوج عزاداری تشنه باشد، خب شهرت زیادی پیدا کرد. این شهرت حاصل این بود که خیلی سخاوتمند بود، خانواده‌های زیادی را تحت پوشش خودش قرار داده بود و در جامعه خودش که حالا یا می‌گویند جاهلان یا لوطی‌ها یا عیارها -هرکسی هر اسمی می‌خواهد رویش بگذارد- با معیارهای آن‌ها، به طیب نمره بالا می‌دادند.» وی در رابطه با نگاه طیب به علما گفت: ببینید در دادگاه می‌گفتند شما دسته راه می‌انداختید و روی علم‌ها عکس آیت‌الله خمینی ؟ره؟
را می‌گذاشتید. طیب هم گفت: «من همیشه به مراجع تقلید اعتقاد داشتم و احترام می‌گذاشتم. قبلا هم عکس آیت‌الله بروجردی را می‌گذاشتم و حالا هم عکس آیت‌الله خمینی را می‌گذارم و باز هم اگر باشم از عکس آن‌ها استفاده می‌کنم.» این چیزهایی بود که من خودم در دادگاه شنیدم.
 
خاطره‌ای از شیخ حسین انصاریان
شیخ حسین انصاریان می‌گوید: طیب حاج‌رضایی یکی از افراد فعال در قیام 15خرداد 1342 بود. از آنجا که همسایه دیواربه‌دیوار ما بودند، من از بچگی او را می‌شناختم. شاهد بودم که یک مرتبه طیب با دختر جوانی که به فساد کشیده شده بود برخورد کرد و او را از منجلاب نجات داد. بعدها من شاهد بودم که او خانمی محجبه، باوقار، اهل نماز و طاعت شده و زندگی سالمی برای خود دست و پا کرده است.
 
سلامم را به خمینی برسان
یکی از افرادی که در شب اعدام شهید طیب حاج‌رضایی در همان بند زندانی بوده، در بخشی از خاطراتش می‌گوید: «... صدایی از سلول طیب آمد. فهمیدم دارن می‌برندشان برای اعدام. وقتی می‌رفتن، طیب زد به میله سلول من و گفت: محمدآقا! اگه یک روز خمینی رو دیدی، سلام منو بهش برسون و بگو خیلی‌ها شما رو دیدند و خریدند، ما ندیده شما رو خریدیم.
 نیم‌ساعت بعد، صدای رگبار اومد و معلوم شد که تیربارون‌شون کردن. طیب، رسم مردانگی رو به‌جا آورد و عاقبت‌به‌خیر شد. هنوز هم حیرون کار طیب هستم.» بعد از پیروزی انقلاب، محمدآقا با جمعی از مردان انقلابی خدمت امام خمینی؟ره؟ رسیدند و با ایشان عکس یادگاری انداختند. وقتی محمدآقا پیام طیب را به امام گفت، امام فرمود: طیب، حُر دیگری بود.
 
سریال طیب به راه افتاد
اما حالا و پس از چندی خبری که در سال‌های اخیر درباره احتمال ساخت فیلم سینمایی سیب ازسوی مسعود ده‌نمکی منتشر شده بود، پروژه سریال شهید طیب به جریان افتاد. نگارش خلاصه اولیه فیلمنامه سریال «زنگی» به تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی و نویسندگی مجید آسودگان با محوریت پرداختن به زندگی طیب حاج‌رضایی به پایان رسید.
تحقیقات درباره ساخت این سریال به همراه یک تیم پژوهشی از سال1398 آغاز و در دو مقطع به‌صورت تاریخ شفاهی و مکتوب صورت گرفت و در نهایت، پاییز سال1399 نگارش طرح این سریال آغاز و اسفند سال گذشته، خلاصه فیلمنامه نهایی «زنگی» تحویل گروه فیلم و سریال شبکه سه سیما شد.
این ملودرام اجتماعی که در اوایل دهه1340 در جنوب شهر تهران سپری می‌شود در بستر تاریخ، به وقایع آخر زندگی طیب حاج‌رضایی و افراد تاثیرگذار در آن مقطع می‌پردازد و به‌زودی کارگردان این اثر که مجری طرح آن، موسسه فرهنگی هنری وصف صباست نیز مشخص و معرفی خواهد شد.
 در خلاصه داستان این سریال آمده است: قدم، برای گرفتن انتقام گذشته سراغ طیب‌خان می‌آید اما گرفتار حرمت نون و نمک می‌شود و سپس دل به دختری می‌سپارد و در کار عشق نیز از تیغ و خنجر باک نیست ...
 مجید آسودگان، فیلمنامه‌نویس سینما و تلویزیون است که پیش از این نگارش فیلمنامه آثاری چون سریال «راه و بیراه»، «همه خانواده من»، فیلم سینمایی «حس هفتم» و ... را برعهده داشته است.
 

captcha
شماره‌های پیشین