sobhe-no.ir
1161
یکشنبه، ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰
14
گفت‌وگوی «پندار پورکمیلیان» با «صبح‌نو» به یاد «استاد محمدرضا لطفی»

قلندر موسیقی ایران

سمانه استاد / استاد «محمدرضا لطفی» از چهره‌های برجسته موسیقی ایرانی و خالق آثاری چون «ایران ای سرای امید»، «کاروان شهید»، «برادر بی‌قراره» و «عشق داند» است. دوازدهم اردیبهشت‌ماه، سالروز درگذشت این استاد و معلم موسیقی است؛ کسی که هنرمندان زیادی را پرورش داده که هنوز راه او را دنبال کرده و خود معلمانی برای نسل امروز شده‌اند. «پندار پورکمیلیان (زند)» نوازنده و مدرس تار، سه‌تار و ردیف‌های موسیقی دستگاهی است. او که خود دغدغه موسیقی اصیل ایرانی را دارد، ردیف‌های موسیقی ایرانی را گنجینه‌ای می‌داند که نسل‌به‌نسل منتقل شده و باید حفظ شوند. در این مجال «پندار پورکمیلیان» به «صبح‌نو» از راز ماندگاری آثار استاد لطفی و ویژگی کاری و اخلاقی این استاد و همچنین تلاشی می‌گوید که باید در حفظ ردیف‌های موسیقی دستگاهی انجام داد.

خبر ویژه

«حکمت برتر» از محقق داماد منتشر شد

آخرین خبر

سامانه ایرانی پخش موسیقی راه‌اندازی شد

خبر روز

«جاده کاغذی» افتتاح شد

صبح نو

گفت‌وگوی «پندار پورکمیلیان» با «صبح‌نو» به یاد «استاد محمدرضا لطفی»

قلندر موسیقی ایران

سمانه استاد / استاد «محمدرضا لطفی» از چهره‌های برجسته موسیقی ایرانی و خالق آثاری چون «ایران ای سرای امید»، «کاروان شهید»، «برادر بی‌قراره» و «عشق داند» است. دوازدهم اردیبهشت‌ماه، سالروز درگذشت این استاد و معلم موسیقی است؛ کسی که هنرمندان زیادی را پرورش داده که هنوز راه او را دنبال کرده و خود معلمانی برای نسل امروز شده‌اند. «پندار پورکمیلیان (زند)» نوازنده و مدرس تار، سه‌تار و ردیف‌های موسیقی دستگاهی است. او که خود دغدغه موسیقی اصیل ایرانی را دارد، ردیف‌های موسیقی ایرانی را گنجینه‌ای می‌داند که نسل‌به‌نسل منتقل شده و باید حفظ شوند. در این مجال «پندار پورکمیلیان» به «صبح‌نو» از راز ماندگاری آثار استاد لطفی و ویژگی کاری و اخلاقی این استاد و همچنین تلاشی می‌گوید که باید در حفظ ردیف‌های موسیقی دستگاهی انجام داد.

شما سبک استاد لطفی را در موسیقی دنبال می‌کنید. کمی از فعالیت‌های این هنرمند بزرگ بگویید.
در یک تعریف کلی باید گفت که استاد محمدرضا لطفی، استاد تار، سه‌تار، کمانچه، دف، آهنگساز خیلی بزرگ، ردیف‌دان، موسیقی‌دان و پژوهشگر این مرزوبوم به‌حساب می‌آیند که علاوه بر این فعالیت‌ها، خوانندگان مطرحی را معرفی کرده و هنرجویان بسیار خوبی پرورش داده‌اند. ایشان آثار ماندگاری با استاد شجریان و استاد شهرام ناظری داشتند، آثار ارزشمند بسیاری از خود به‌جای گذاشته و یکی از ستون‌های محکم موسیقی ایران به‌حساب می‌آیند.
 
ویژگی کارهای استاد لطفی چه بود که آثارشان چنین ماندگار شدند؟
استاد لطفی جمله‌ای داشتند با این مضمون که شما یک‌بار به دنیا نمی‌آیید که از دنیا بروید؛ شما یک‌بار به دنیا می‌آیید و همیشه هستید. چیزی که استاد بسیار روی آن تاکید داشتند خلق کردن اثر بود، خلق کردن جمله موسیقی و ملودی. همیشه می‌گفتند موسیقی درون یک انسان است. اگر شما کدورتی در دل داشته باشید، همان کدورت را می‌نوازید. درون یک فرد باید شفاف باشد. ایشان به‌قدری درون‌شان شفاف بود که نغماتی که خلق می‌کردند به دل می‌نشست. 90درصد آثار و آلبوم‌های ایشان بداهه بود و در لحظه بدون اینکه آمادگی قبلی داشته و تمرین کرده باشند خلق می‌شد؛ مثلا دیوان حافظ را باز کرده و در لحظه اثر خلق می‌کردند. هر وقت ساز به دست می‌گرفتند سینه‌شان را شفاف و عاری از هر کدورتی می‌کردند. این احساس در نوازندگی ایشان بود که باعث شد آثارشان ماندگار بماند. استاد لطفی به احساس در نوازندگی شهرت داشت.
 
استاد لطفی را همیشه در حال ساز زدن تصویر کرده‌اند و گویا هیچ‌گاه ساز از ایشان دور نمی‌شد.
خیلی از افراد فکر می‌کنند که وقتی کسی به کمال نوازندگی رسیده است، تمرین روزانه کمتری دارد اما عکس این قضیه درمورد بسیاری از استادان موسیقی ازجمله استاد لطفی صدق می‌کند. استاد برای کنسرتی که در خارج از کشور داشتند مدتی مهمان دوستی می‌شوند. دوست ایشان تعریف می‌کند که صبح از ساعت6 استاد ساز به دست گرفتند. وقتی پس از خریدن نان به خانه بازگشتند استاد ساز می‌زدند، وقتی بعد از روز کاری به خانه بازگشتند استاد ساز می‌زدند، وقتی شام را آماده می‌کردند استاد ساز می‌زدند. فقط هم تمرین مضراب می‌کردند، نه اینکه قطعه‌ای را آماده کرده باشند. می‌گفتند استاد را در هر حالتی و هر وقتی که دیدند مشغول ساز زدن بودند.
 
چرا استاد لطفی را انتخاب کردید تا سبک ایشان را دنبال کنید؟
استاد لطفی به قلندر موسیقی معروف هستند. سبک ایشان عرفانی است. من از کودکی به آثار استاد «شهرام ناظری» علاقه داشتم؛ زیرا بسیار پرشور و حال بود. استاد لطفی هم وقتی می‌نواختند همان شور و حال عرفانی و آمیخته به اشعار مولانا را می‌شد در آن دید. در سوی دیگر استاد لطفی از جمله نوازندگانی هستند که صاحب سبک بودند. سکوت بین جملات، اندازه سکوت، جملاتی که خلق می‌کردند، شیوه مضراب زدن و احساسی که در نوازندگی ایشان وجود دارد بسیار به سلیقه موسیقایی بنده نزدیک بود و تصمیم گرفتم مکتب ایشان را دنبال کنم. ایشان همچنین از جمله اساتیدی بودند که هنرجوهای بسیار خوبی را پرورش دادند. علم موسیقی را تمام و کمال از بر بوده و برای خواننده و نوازنده همه‌چیز را دیکته می‌کردند، از جزئی‌ترین تا کلی‌ترین و هنرجویان ایشان نیز همین موضوع را به هنرجویان خود منتقل کرده و نسل
 به نسل این روش را ادامه می‌دهند.
 
با توجه به اینکه شما خود مدرس موسیقی و ردیف‌های دستگاهی هستید، نسل جدید را چقدر دنباله‌رو این سبک موسیقی می‌دانید؟
استقبال از سبک استاد لطفی زیاد است، هرچند موسیقی معاصر ما در حال فاصله گرفتن از سنت و شیوه قدماست. بسیاری از آلبوم‌های موسیقی که این روزها روانه بازار می‌شود خالی از بار موسیقی دستگاهی بوده و به‌اصطلاح جوان‌پسند است و بسیار با موسیقی استاد لطفی که بر پایه علم ردیف است، فرق می‌کند ولی هنوز هم افرادی هستند که پیرو سبک قدما بوده و من قطعاتی از نوازندگانی می‌شنوم که به‌خوبی کار استاد را دنبال می‌کنند.
شما درحال‌حاضر در حال تربیت آیندگان موسیقی کشور هستید. با توجه به ارتباطی که با نسل جدید و سلیقه موسیقایی آن‌ها دارید، آینده موسیقی کشور را در این شرایط چطور پیش‌بینی می‌کنید؟
بسیار به من گفته شده است که کار متفاوتی ارائه داده و از شیوه موسیقی سنتی فاصله بگیرم یا کارهای تلفیقی انجام دهم اما عقیده من این است که هر چیزی دوباره به اصل خود برمی‌گردد. پیش‌بینی من این است که موسیقی به سمتی خواهد رفت که به‌شدت از فضای سنتی و میراثی که گذشتگان برای ما گذاشته‌اند فاصله می‌گیرد تا جایی که لحن‌های موسیقی به‌سوی فراموشی می‌رود اما دوباره به‌جایی خواهد رسید که هنرجویان دنبال چشمه‌هایی می‌گردند که هنوز این سبک را تدریس می‌کنند. به این صورت، سراغ افرادی همچون ما خواهند آمد که این شیوه را دنبال می‌کنیم.
 
به نظر شما چطور می‌توان سلیقه مردم در موسیقی را عمیق‌تر کرد؟
وقتی مردم تحت‌فشار باشند، خودبه‌خود سلیقه آن‌ها منحرف می‌شود. در این شرایط بسیاری از افراد می‌خواهند بروند کنسرت موسیقی تا دو ساعت فکر نکنند، درحالی‌که لازمه شنیدن موسیقی اصیل ایرانی فکر کردن است. الان و با توجه به فشارهای اقتصادی، مردم پولی برای خرج کردن در راه هنر ندارند و موسیقی سنتی را هم موسیقی غمگینی می‌دانند که ترجیح می‌دهند از آن فاصله بگیرند. موسیقی اصیل نیاز به فکر کردن دارد و باید با آگاهی سراغ شنیدن آن رفت، اما وقتی فردی فکرش درگیر نان شب باشد طبیعتا نمی‌تواند موسیقی اصیل را درک کند. پس در ابتدا لازم است فکر مردم کمتر درگیر مشکلات باشد، آسایش بیشتری داشته باشند تا سلایق دوباره به اصل خود بازگردد.
 
به نظر شما، رسانه‌ها در تغییر سلیقه موسیقایی مردم نقش داشته‌اند؟
رسانه‌ها در بسیاری مواقع ناآگاهانه عمل می‌کنند. درحال‌حاضر بعضی افراد در زمینه موسیقی پررنگ شده‌اند که وقتی زنده می‌خوانند کاملا متوجه می‌شوید که صلاحیت دیده شدن ندارند. کسانی که نه صدای خوبی دارند، نه تکنیک خوانندگی و نه اصول نوازندگی را می‌دانند. از سوی دیگر، سخت‌گیری‌هایی که برای دادن مجوز به موسیقی سنتی انجام می‌شود باعث اجحاف در حق این موسیقی شده است. رسانه‌ها و اداره ارشاد در این کج‌سلیقگی و دوری مردم از موسیقی اصیل قطعا نقش مهمی دارند. شاید انتظار زیادی باشد اما دلم می‌خواهد گنجینه ردیف موسیقی دستگاهی که پیشینه و فرهنگ ماست، حفظ شده و فراموش نشود. این گنجینه هزاران سال پیش به وجود آمده، به نسل ما منتقل شده و وظیفه ما حفظ آن است. من برخی از پژوهش‌هایم را با کمک آلبوم‌های قدیمی انجام می‌دهم درحالی‌که آلبوم‌های جدید فاقد هرگونه پژوهش و استفاده علمی است. ما باید این گنجینه ردیف را حفظ کنیم؛ زیرا اساتید گذشته آن را با خون دل به ما رسانده‌اند.
 

captcha
شماره‌های پیشین