sobhe-no.ir
1160
شنبه، ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
11
«صبح‌نو» سریال‌های رمضانی تلویزیون را بررسی می‌کند

بی تعلیق و کسل کننده

به دهه سوم ماه مبارک رمضان نزدیک می‌شوم و مجموعه‌های تلویزیونی ویژه این ماه به قسمت‌های پایانی‌شان منتهی می‌شوند. پس از آنکه از چندماه پیش مدیران سیما تدارک و برنامه‌ریزی زیادی برای تولید و پخش این سریال‌ها در ماه مبارک انجام داده بودند، نهایتا سه سریال از سه شبکه به روی آنتن رفت. «احضار»، ساخته علیرضا افخمی از شبکه یک، «بچه مهندس4» ساخته احمد کاوری از شبکه دو و «یاور» به کارگردانی مشترک سعید سلطانی و اصغر نعیمی از شبکه سه سیما مهمان خانه‌ها شد. حالا و با رسیدن به یک‌سوم پایانی سریال‌های مذکور و پس از تامل زیاد برای تماشا و پیگیری این مجموعه‌ها، لازم است که میزان موفقیت یا شکست احتمالی آن‌ها را بررسی کنیم. این را باید در نظر داشته باشیم که به‌طور سنتی، باکس نمایشی ماه رمضان یکی از جداول پرمخاطب سیماست و همواره مخاطبان زیادی را به همراه داشته است.

صبح نو

«صبح‌نو» سریال‌های رمضانی تلویزیون را بررسی می‌کند

بی تعلیق و کسل کننده

به دهه سوم ماه مبارک رمضان نزدیک می‌شوم و مجموعه‌های تلویزیونی ویژه این ماه به قسمت‌های پایانی‌شان منتهی می‌شوند. پس از آنکه از چندماه پیش مدیران سیما تدارک و برنامه‌ریزی زیادی برای تولید و پخش این سریال‌ها در ماه مبارک انجام داده بودند، نهایتا سه سریال از سه شبکه به روی آنتن رفت. «احضار»، ساخته علیرضا افخمی از شبکه یک، «بچه مهندس4» ساخته احمد کاوری از شبکه دو و «یاور» به کارگردانی مشترک سعید سلطانی و اصغر نعیمی از شبکه سه سیما مهمان خانه‌ها شد. حالا و با رسیدن به یک‌سوم پایانی سریال‌های مذکور و پس از تامل زیاد برای تماشا و پیگیری این مجموعه‌ها، لازم است که میزان موفقیت یا شکست احتمالی آن‌ها را بررسی کنیم. این را باید در نظر داشته باشیم که به‌طور سنتی، باکس نمایشی ماه رمضان یکی از جداول پرمخاطب سیماست و همواره مخاطبان زیادی را به همراه داشته است.

ویژه‌برنامه‌های افطار و سریال‌های تلویزیونی همواره دو بخش جذاب برنامه‌های تلویزیون در ایام ماه مبارک رمضان است. اهمیت این مساله را می‌توان در برندهایی که مولود این ماه هستند، متوجه شد.
 در عرصه برنامه‌سازی دو برنامه مشهور «جشن رمضان» و «ماه عسل» و در حوزه‌ سریال‌سازی چندین سریال مشهور-که عمدتا کمدی یا ماورایی تعریف می‌شوند- ساخته شدند. حالا در این گزارش این سه سریال را معرفی خواهیم کرد، حواشی‌شان را مرور و نقدهای مرتبط با آن‌ها را بازگو خواهیم کرد.
پس از آنکه سال قبل سیمافیلم «زیرخاکی» به‌کارگردانی جلیل سامان را به شبکه یک سپرد تا در ماه مبارک رمضان به روی آنتن ببرد، باتوجه به اینکه قصه نیمه‌کاره ماند و از طرفی بازخوردها به سریال سامان مثبت بود، مدیران تلویزیون برای ساخت ادامه «زیرخاکی» در قالب فصل دو برنامه‌ریزی کردند اما محدودیت‌های کرونا از یک طرف و وسواس جلیل سامان در کار از سوی دیگر باعث شد که نهایتا فصل دوم «زیرخاکی» به ماه رمضان نرسد. پس «احضار» که در ابتدا «دعوت نحس» نام داشت، سریال رمضانی شبکه یک سیما شد. 
علیرضا افخمی از کارگردانان بنام تلویزیون است که او را باید یکی از هنرمندان موفق در رسانه ملی نامید.
 افخمی با کارگردانی «او یک فرشته بود» پایه‌گذار فضای ماورایی در سیما شد و سپس با نگارش فیلمنامه «اغما» خودش را در این ژانر تثبیت کرد؛ البته او یک سریال موفق رمضانی دیگر در ژانر اجتماعی به نام «زیرزمین» را هم ساخته است. افخمی که در سال‌های اخیر کم‌کارتر شده بود و در شرایطی که فضای ماورایی مدتی بود که دیگر مورد اقبال مدیران قرار نمی‌گرفت، بازهم سراغ ژانر موردعلاقه‌اش رفت. 
ژانر کمتر دستمالی‌شده و همینطور فضای تکراری سریال‌های تلویزیون این امید را به وجود آورد که «احضار» بتواند خروجی موفقی داشته باشد و مخاطبان زیادی را با خود همراه کند اما آیا این اتفاق رقم خورد؟ «احضار» فاقد هرگونه تعلیق یا گره خاصی در داستان است.
 تعلیق و هیجان از واجبات سریال‌هایی از این جنس است اما «احضار» در این کار ناموفق بوده است. فضاسازی‌های ساده و دم‌دستی باعث شده که «احضار» در حد تولیدات درجه دو استانی باشد و خبری از قاب‌ها، میزانسن و دکوپاژهای حرفه‌ای نباشد و انگار که فیلمساز اولین کارش را تجربه می‌کند. ورود سطحی به مساله احضار و شیطان باعث شده که افخمی چندین قدم نسبت‌به کارهای قبلی‌اش عقبگرد کند. احتمالا پررنگ‌ترین مساله برای مخاطبان بحث شخصیت‌پردازی در سریال افخمی باشد.

 در «احضار» خبری از شخصیت‌پردازی نیست و نقش‌ها بدون هویت و با شکلی کاریکاتوری حضور دارند. «احضار» را باید تجربه‌ای ناموفق برای افخمی و تلویزیون دانست.
 
فیلمنامه پر و پیمان‌تر از بقیه
از معدود سریال‌هایی که شبکه دو در سال‌های اخیر ساخته و مخاطب نسبی هم داشته، مجموعه «بچه‌مهندس» است. فصل اول آن در سال97 به‌روی آنتن رفت و توانست به موفقیت نسبی دست پیدا کند. داستان این مجموعه در تاریخ معاصر و در سه فاز کودکی، نوجوانی و جوانی پسری مطرح می‌شود که در نوزادی رها شده چون پدرش نمی‌خواسته او به دنیا بیاید؛ در شبی پس از چندماه که به خانه می‌آید و کودک را می‌یابد؛ با زنش دعوا می‌کند و مادر و بچه از خانه بیرون می‌آیند. مادر بچه را به پرورشگاه می‌سپارد و در آنجا نام بچه را جواد جوادی می‌گذارند. نقش کودکی جواد جوادی (فصل اول) را یونا تدین ایفا کرد، مانی رحمانی نقش نوجوانی جواد جوادی (فصل دوم) را ایفا کرد و در فصل‌ سوم سریال «بچه‌مهندس»، روزبه حصاری نقش جوانی جواد را برعهده گرفت. در فصل چهارم ابتدا اعلام شد که روزبه حصاری همانند فصل قبل ایفاگر نقش جواد جوادی خواهد بود اما به‌علت عدم توافق حصاری با سعید سعدی و احمد کاوری، محمدرضا رهبری جایگزین وی شد. حسن وارسته همانند فصل گذشته برای نویسندگی سریال «بچه‌مهندس» فصل4 انتخاب شده است. وارسته و تیم نگارشش در تلاش بودند تا فصل4 سریال «بچه‌مهندس» را تا روزهای پایانی تیر99 وارد مرحله نگارش کنند. وارسته همچنین گفت که تیم نویسندگی در ابتدا درحال ایده‌پردازی درمورد داستان سریال «بچه‌مهندس4» بود. اولویت آن‌ها رسیدن به یک داستان اجتماعی و به‌روز خواهد بود. داستان مورد انتخاب وارسته و تیمش به گفته او بیان‌کننده مشکلات امروزی جوانان است. جوانان همیشه دغدغه مهمی برای حسن وارسته بودند. این درحالی است که وارسته مدتی قبل از ساخت فصل اخیر، از اتمام کار این پروژه در فصل سوم خبر داده بود. سعید سعدی، تهیه‌کننده سریال درباره چرایی جدا شدن بازیگر اصلی «بچه‌مهندس» از این مجموعه گفت: «ما تلاش کردیم آقای حصاری در گروه بازیگران باشند و با آنکه ایشان در مجموعه دیگری مشغول بازی بودند و کارشان در آن مجموعه 20روز بیشتر طول کشید، با برنامه‌ریزی دقیق صحنه‌های دیگر را گرفتیم تا به گروه بپیوندند اما به‌دلیل درخواست‌های نامتعارف ایشان این امر میسر نشد و ما به‌لحاظ تولیدی به‌دلیل این رفتارهای غیرمتعارف دچار مشکل شدیم...». «بچه‌مهندس4» شاید سریالی جذاب یا فوق‌العاده نباشد اما لااقل در مقایسه با رقبای رمضانی‌اش فیلمنامه محکم‌تری دارد. در قصه «بچه‌مهندس» موقعیت‌های مختلف و حوادثی رخ می‌دهد که باعث می‌شود مخاطب علاقه‌مند به این سریال با آن همراهی کند.
 
شکست فرمول سریال‌های شرقی
 اما به سومین سریال رمضانی تلویزیون یعنی «یاور» برسیم. یاور را سعید سلطانی و اصغر نعیمی به‌صورت مشترک در دو تیم مجزا کارگردانی کرده‌اند. سعید مطلبی پس از «ستایش» این‌بار هم فیلمنامه سریال دیگری را برای شبکه سه نوشته است. شخصیت محوری این مجموعه، یاور با بازی داریوش ارجمند است. «یاور» شبحی از شخصیت «حشمت فردوس» در سریال «ستایش» است که در زمان پخش با استقبال فراوانی روبه‌رو شده بود. ارجمند با حشمت نشان داد هنوز هم تمام خلق شخصیت‌های ناب سینمایی را دارد اما آیا «یاور» توانسته خروجی موفق و بی‌نقصی داشته باشد؟ به نظر می‌رسد سعید مطلبی کمی خسته است. او که در گذشته و خصوصا قبل از انقلاب فیلمنامه فیلم‌های متعددی را نوشته است و برخی از آن‌ها هم موفق بوده، ظاهرا پس از موفقیت فصل اول «ستایش» به‌نوعی کرختی در کارش دچار شده است. مطلبی اکنون در 80سالگی به سر می‌برد و عجیب نیست که دیگر توان گذشته را برای خلق قصه‌ای شش‌دانگ با شخصیت‌هایی استاندارد نداشته باشد. «یاور» قصه و شخصیت‌هایی به‌شدت مهجور دارد. سادگی‌ای که اگر درست پیش رفته بود می‌توانست قوت کار باشد، به یک وضعیت سطحی تبدیل شده است. فیلمنامه دچار حفره‌های فراوان در بخش‌های مختلف است. منطق روایی در قصه وجود ندارد. قصه رفاقت یاور و شهمیرزادی به صورتی دم‌دستی و بزن‌دررویی نگارش شده و عمق ندارد. هیچ‌کدام از نقش‌ها به شخصیت تبدیل نشده و هویت ندارند. «جمال» هنوز هویت ندارد و تکلیفش برای خودش و مخاطب مشخص نیست. یاور بین حشمت فردوس و یک ورژن اهلی‌تر از او در نوسان است. عروس خانواده روی هواست. نوه‌ها با پدربزرگ و مادربزرگ گفتن‌های‌شان اعصاب مخاطب را خرد می‌کنند. نقطه‌گذاری نویسنده برای داستانک علیرضا و پدرش در گذشته و تبدیل‌شان به فرشته نجات در آینده در قامت یک پلیس از شیوه مرسوم فیلم‌های هندی و ترکیه‌ای بسیار عقب‌تر است و اما باگ اصلی داستان! در این دوره‌زمانه کدام دانشگاه سرایداری دارد که به‌همراه همسرش در دانشگاه مقیم باشد؟ مگر مدرسه است؟! دانشگاه حراست دارد. حالا از این بگذریم. اصلا فرض بگیریم در یک شب همزمان فرزند و نوه یاور به دانشگاه بروند و آن ماجراها رخ بدهد. آیا دانشگاه دوربین مداربسته ندارد؟! «یاور» که دو تیم سازنده و کارگردان داشته برای پیگیری فرمول سریال‌های عامه‌پسند شرقی برنامه‌ریزی کرده بوده اما با یک شکست مطلق روبه‌رو شده است.

 افخمی که در سال‌های اخیر کم‌کارتر شده بود و در شرایطی که فضای ماورایی مدتی بود که دیگر مورد اقبال مدیران قرار نمی‌گرفت، بازهم سراغ ژانر موردعلاقه‌اش رفت. ژانر کمتر دستمالی‌شده و همینطور فضای تکراری سریال‌های تلویزیون این امید را به وجود آورد که «احضار» بتواند خروجی موفقی داشته باشد و مخاطبان زیادی را با خود همراه کند

ادامه از صفحه 11
احتمالا پررنگ‌ترین مساله برای مخاطبان بحث شخصیت‌پردازی در سریال افخمی باشد. در «احضار» خبری از شخصیت‌پردازی نیست و نقش‌ها بدون هویت و با شکلی کاریکاتوری حضور دارند. «احضار» را باید تجربه‌ای ناموفق برای افخمی و تلویزیون دانست.

 
فیلمنامه پر و پیمان‌تر از بقیه
از معدود سریال‌هایی که شبکه دو در سال‌های اخیر ساخته و مخاطب نسبی هم داشته، مجموعه «بچه‌مهندس» است. فصل اول آن در سال97 به‌روی آنتن رفت و توانست به موفقیت نسبی دست پیدا کند. داستان این مجموعه در تاریخ معاصر و در سه فاز کودکی، نوجوانی و جوانی پسری مطرح می‌شود که در نوزادی رها شده چون پدرش نمی‌خواسته او به دنیا بیاید؛ در شبی پس از چندماه که به خانه می‌آید و کودک را می‌یابد؛ با زنش دعوا می‌کند و مادر و بچه از خانه بیرون می‌آیند. مادر بچه را به پرورشگاه می‌سپارد و در آنجا نام بچه را جواد جوادی می‌گذارند. نقش کودکی جواد جوادی (فصل اول) را یونا تدین ایفا کرد، مانی رحمانی نقش نوجوانی جواد جوادی (فصل دوم) را ایفا کرد و در فصل‌ سوم سریال «بچه‌مهندس»، روزبه حصاری نقش جوانی جواد را برعهده گرفت. در فصل چهارم ابتدا اعلام شد که روزبه حصاری همانند فصل قبل ایفاگر نقش جواد جوادی خواهد بود اما به‌علت عدم توافق حصاری با سعید سعدی و احمد کاوری، محمدرضا رهبری جایگزین وی شد. حسن وارسته همانند فصل گذشته برای نویسندگی سریال «بچه‌مهندس» فصل4 انتخاب شده است. وارسته و تیم نگارشش در تلاش بودند تا فصل4 سریال «بچه‌مهندس» را تا روزهای پایانی تیر99 وارد مرحله نگارش کنند. وارسته همچنین گفت که تیم نویسندگی در ابتدا درحال ایده‌پردازی درمورد داستان سریال «بچه‌مهندس4» بود. اولویت آن‌ها رسیدن به یک داستان اجتماعی و به‌روز خواهد بود. داستان مورد انتخاب وارسته و تیمش به گفته او بیان‌کننده مشکلات امروزی جوانان است. جوانان همیشه دغدغه مهمی برای حسن وارسته بودند. این درحالی است که وارسته مدتی قبل از ساخت فصل اخیر، از اتمام کار این پروژه در فصل سوم خبر داده بود. سعید سعدی، تهیه‌کننده سریال درباره چرایی جدا شدن بازیگر اصلی «بچه‌مهندس» از این مجموعه گفت: «ما تلاش کردیم آقای حصاری در گروه بازیگران باشند و با آنکه ایشان در مجموعه دیگری مشغول بازی بودند و کارشان در آن مجموعه 20روز بیشتر طول کشید، با برنامه‌ریزی دقیق صحنه‌های دیگر را گرفتیم تا به گروه بپیوندند اما به‌دلیل درخواست‌های نامتعارف ایشان این امر میسر نشد و ما به‌لحاظ تولیدی به‌دلیل این رفتارهای غیرمتعارف دچار مشکل شدیم...». 
«بچه‌مهندس4» شاید سریالی جذاب یا فوق‌العاده نباشد اما لااقل در مقایسه با رقبای رمضانی‌اش فیلمنامه محکم‌تری دارد. در قصه «بچه‌مهندس» موقعیت‌های مختلف و حوادثی رخ می‌دهد که باعث می‌شود مخاطب علاقه‌مند به این سریال با آن همراهی کند.


شکست فرمول سریال‌های شرقی
 اما به سومین سریال رمضانی تلویزیون یعنی «یاور» برسیم. یاور را سعید سلطانی و اصغر نعیمی به‌صورت مشترک در دو تیم مجزا کارگردانی کرده‌اند. سعید مطلبی پس از «ستایش» این‌بار هم فیلمنامه سریال دیگری را برای شبکه سه نوشته است. شخصیت محوری این مجموعه، یاور با بازی داریوش ارجمند است. «یاور» شبحی از شخصیت «حشمت فردوس» در سریال «ستایش» است که در زمان پخش با استقبال فراوانی روبه‌رو شده بود. ارجمند با حشمت نشان داد هنوز هم تمام خلق شخصیت‌های ناب سینمایی را دارد اما آیا «یاور» توانسته خروجی موفق و بی‌نقصی داشته باشد؟ به نظر می‌رسد سعید مطلبی کمی خسته است. او که در گذشته و خصوصا قبل از انقلاب فیلمنامه فیلم‌های متعددی را نوشته است و برخی از آن‌ها هم موفق بوده، ظاهرا پس از موفقیت فصل اول «ستایش» به‌نوعی کرختی در کارش دچار شده است. مطلبی اکنون در 80سالگی به سر می‌برد و عجیب نیست که دیگر توان گذشته را برای خلق قصه‌ای شش‌دانگ با شخصیت‌هایی استاندارد نداشته باشد. «یاور» قصه و شخصیت‌هایی به‌شدت مهجور دارد. سادگی‌ای که اگر درست پیش رفته بود می‌توانست قوت کار باشد، به یک وضعیت سطحی تبدیل شده است. فیلمنامه دچار حفره‌های فراوان در بخش‌های مختلف است. منطق روایی در قصه وجود ندارد. قصه رفاقت یاور و شهمیرزادی به صورتی دم‌دستی و بزن‌دررویی نگارش شده و عمق ندارد. هیچ‌کدام از نقش‌ها به شخصیت تبدیل نشده و هویت ندارند. «جمال» هنوز هویت ندارد و تکلیفش برای خودش و مخاطب مشخص نیست. یاور بین حشمت فردوس و یک ورژن اهلی‌تر از او در نوسان است. عروس خانواده روی هواست. نوه‌ها با پدربزرگ و مادربزرگ گفتن‌های‌شان اعصاب مخاطب را خرد می‌کنند. نقطه‌گذاری نویسنده برای داستانک علیرضا و پدرش در گذشته و تبدیل‌شان به فرشته نجات در آینده در قامت یک پلیس از شیوه مرسوم فیلم‌های هندی و ترکیه‌ای بسیار عقب‌تر است و اما باگ اصلی داستان! در این دوره‌زمانه کدام دانشگاه سرایداری دارد که به‌همراه همسرش در دانشگاه مقیم باشد؟ مگر مدرسه است؟! دانشگاه حراست دارد. حالا از این بگذریم. اصلا فرض بگیریم در یک شب همزمان فرزند و نوه یاور به دانشگاه بروند و آن ماجراها رخ بدهد. آیا دانشگاه دوربین مداربسته ندارد؟! «یاور» که دو تیم سازنده و کارگردان داشته برای پیگیری فرمول سریال‌های عامه‌پسند شرقی برنامه‌ریزی کرده بوده اما با یک شکست مطلق روبه‌رو شده است.

 فیلمنامه دچار حفره‌های فراوان در بخش‌های مختلف است. منطق روایی در قصه وجود ندارد. قصه رفاقت یاور و شهمیرزادی به صورتی دم‌دستی و بزن‌دررویی نگارش شده و عمق ندارد. 

captcha
شماره‌های پیشین