sobhe-no.ir
1159
چهارشنبه، ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۰
15
پیام رهبر انقلاب به شاعران:

دیدار تصویری دل مشتاق را آرام نمی‌کند

هرساله همزمان با نیمه رمضان و ولادت امام حسن مجتبی(ع)، رهبر فرزانه انقلاب با تعدادی از شعرا و اهالی فرهنگ نشستی صمیمانه در قالب شب شعر برگزار می‌کنند.

اخبار کوتاه

صبح نو

پیام رهبر انقلاب به شاعران:

دیدار تصویری دل مشتاق را آرام نمی‌کند

هرساله همزمان با نیمه رمضان و ولادت امام حسن مجتبی(ع)، رهبر فرزانه انقلاب با تعدادی از شعرا و اهالی فرهنگ نشستی صمیمانه در قالب شب شعر برگزار می‌کنند.

فضای صمیمی این نشست و همچنین روح ادبی آن باعث می‌شود که این دیدار به یکی از جلسات مهم و پربازخورد رهبری تبدیل شود. شعرای بنام و کهنه‌کار در این دیدار حضور یافته و در حضور رهبر انقلاب اشعار منتخبی را دکلمه می‌کنند اما متاسفانه امسال به‌دلیل شیوع ویروس کرونا، امکان برپایی این نشست وجود نداشت. حوزه هنری انقلاب اسلامی به‌منظور بزرگداشت این مناسبت که به تعبیری سال‌تحویل شعر فارسی بود، برنامه‌ای تلویزیونی زنده ترتیب داد تا جمع محدودی از شاعران در قالب «دیدار ماه» به یاد دیدارهای هرساله با رهبری شعرخوانی کنند؛ برنامه‌ای که به‌دلیل محدودیت‌های بهداشتی سه‌شنبه‌شب ۷اردیبهشت‌ماه در حوزه هنری و در قالب برنامه تلویزیونی از ساعت۲۳:۳۰ از شبکه دوم سیما به‌صورت مستقیم پخش شد.
 حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (مدظله‌العالی) نیز که دیدار با شعرا را از جذاب‌ترین نشست‌های سالانه خود می‌دانند در پیامی به برنامه 
«دیدار ماه» دلتنگی خود را از برپا نشدن آن اعلام کرده‌اند. متن این پیام به شرح زیر است:
 
پیام مقام معظم رهبری 
به نشست شاعران در «دیدار ماه»
«بسم الله الرحمن الرحیم، به جناب آقای قمی بگوئید: فروکاستن جلسه شیرین و باصفای همیشگی به یک دیدار دورادور تصویری، دل مشتاق را که آرام نمی‌کند، هیچ؛ کام انسان را هم به‌نحوی تلخ می‌کند. تقدیر الهی فعلا این است که حقیر از آن دیدار شوق‌انگیز محروم باشم. می‌توان با نگاه شاعرانه این‌جور حوادث را ناز دستگاه حکمت الهی شمرد و بر احساس نیاز و اظهار نیاز افزود، یا به قول صائب: نسازد لن‌ترانی- چون کلیم - از طور مأیوسم/ نمک‌پرورده عشقم، زبان ناز می‌دانم. چند نفر از شاعران عزیز هم در نامه به این حقیر، اظهار لطف فراوان کرده و همان درخواست را مطرح کرده‌اند. سلام و تشکر مرا به آن‌ها برسانید و همین پاسخ را بدهید.»
 
یه یاد دیدار سال98
شهرستان ادب روایتی از دیدار سال98 را منتشر کرده است. هنوز غروب نشده؛ ساعت حول‌وحوش 10دقیقه به هشت است که آقا از دری در ضلع جنوب غربی، وارد حیاط پرشاعر سرسبز می‌شود. شعرا بلند می‌شوند و صلوات می‌فرستند. آیت‌الله خامنه‌ای در بدو ورود، موسوی‌گرمارودی را می‌بیند که روی یک صندلی نشسته. با هم خوش‌وبشی کوتاه می‌کنند. امیری‌اسفندقه نفر بعدی است که آقا با او احوال‌پرسی می‌کند. در همین بین می‌بینم که وزیر ارشاد هم وارد حیاط شده است. جمعیت شعرا که تا پیش از آمدن آقا در صفوف نسبتا منظمی جا گرفته بودند، با ورود آقا به حیاط کاملا به هم می‌ریزند. رهبر انقلاب روی یک صندلی پشت به قبله و رو به جمعیت می‌نشیند و حالا شاعران نشسته‌نشسته خود را به آقا می‌رسانند تا سلام بدهند. جمعیت خیلی فشرده است و کار برای محافظ‌ها سخت شده، اما هر طور هست اغلب شاعران حلقه فشرده اطراف آقا، موفق می‌شوند چندکلمه‌ای با آقا صحبت کنند. محافظ‌ها گیر داده‌اند به پسری که لباس ترکمنی پوشیده و به او اصرار می‌کنند در میان آن جمعیت فشرده بنشیند. پسر ترکمن گلایه می‌کند که جا برای نشستن نیست. آقا سر بلند می‌کند و به محافظ‌ها می‌گوید «خب راست می‌گه نمی‌تونه بشینه» پسر ترکمن هم از فرصت استفاده می‌کند و سلام مردم سیل‌زده شهرشان را به آقا می‌رساند و آقا هم پاسخ محبت او را می‌دهد. رهبری باحوصله به صحبت‌های شاعران گوش می‌دهد و کتاب‌های‌شان را تورق می‌کند. هر کسی هم از رهبری هدیه‌ای می‌خواهد؛ تسبیح آقا را شاعری از فارس می‌گیرد و چفیه آقا را دو برادر فرزند شهید از خوزستان. هادی فردوسی را می‌بینم که نزد آقا می‌رود و آقا انگار چهره او را می‌شناسد. فردوسی خودش را معرفی می‌کند و چند کتاب چاپ‌شده‌اش را به آقا هدیه می‌دهد. جمعیت فشرده است و من هم که کتابی ندارم به سلامی اکتفا می‌کنم و کنار می‌کشم. امسال گمانم برای اولین‌بار مسوولان بیت اجازه می‌دهند خانم‌ها هم چنددقیقه‌ای با آقا صحبت کنند که اتفاق مبارکی است.
تراکم دور صندلی آقا کمتر شده که وقت اذان می‌شود. یکی از مسوولان بیت در گوشه حیاط می‌ایستد و بدون بلندگو، شروع به اذان گفتن می‌کند. اذان خیلی سریع خوانده می‌شود و صفوف درهم‌ریخته نماز هم سریع دوباره مرتب می‌شوند. هنوز طنین اذان مساجد اطراف بیت از دور به گوش می‌رسد که آقا نماز مغرب را شروع می‌کند. دقت می‌کنم و می‌بینم میان صفوف مردانه و زنانه، نه پرده، بلکه یک ردیف شمشاد شاداب حائل شده است. احتمالا به‌دلیل ملاحظه جماعت روزه‌دار است که آقا نماز را این‌قدر سریع می‌خواند. ساعت حدود۲۰:۴۵ است که آقا هر دو نماز را (به اضافه غفیله بین دو نماز) تمام می‌کند. جای افطاری هم عوض شده، وارد آن ساختمان کوچک جنوب حیاط نمی‌شویم و به‌سمت شرق حیاط می‌رویم تا برسیم به سفره افطار. از میان حسینیه امام‌خمینی رد می‌شویم و می‌رسیم به اتاقی کوچک‌تر در کنار حسینیه که سفره‌ها را در آنجا پهن کرده‌اند. سعی می‌کنم جایی بنشینم که نزدیک جایگاه آقا باشد، اما گروه محافظان به سفره‌ای دیگر راهنمایی‌ام می‌کنند که کمی دورتر است.
این اتاق اولین جایی است که موکت‌های معروف آبی‌رنگ بیت را می‌بینم و یاد امام‌خمینی می‌افتم. می‌نشینم دور سفره و نگاهم به صندلی آقاست تا ببینم کی پر می‌شود. سفره مطابق انتظارم کاملا ساده است: چای، آب، نان، خرما، سبزی، پنیر، پلو و مرغ روی یک سفره پلاستیکی یک‌بارمصرف گل‌دار. سفره‌ای که روی میز رهبر انداخته‌اند هم یکپارچه ساده سفیدرنگ است. می‌شنوم که کسی می‌گوید «امسال گردو هم نیست». بعضی شعرا به احترام آقا افطار نکرده‌اند تا بعد از آقا روزه خود را باز کنند. چنددقیقه‌ای طول می‌کشد تا آقا وارد شود. در این فاصله سفره نزدیک آقا هم پر می‌شود. پای میز آقا، حدادعادل می‌نشیند و در مقابل امیری‌اسفندقه و مومنی و چند نفر دیگر. نمی‌دانم چه کسی امسال گزارش سایت دفتر رهبری را خواهد نوشت. آقا در حال افطار است و فاضل‌نظری اولین کسی است که خود را به کنار میز آقا می‌رساند و مطالبی را به او می‌گوید. وحید جلیلی نفر بعدی است که چنددقیقه‌ای با آقا صحبت می‌کند؛ بعد از او هم امید مهدی‌نژاد کتاب‌ها و مجله‌هایی را که موفق نشده در حیاط به دست آقا برساند، اینجا تحویل آقا می‌دهد.
افطار می‌کنم و به‌سمت طبقه بالای حسینیه و اتاق مراسم اصلی راه می‌افتم. بعضی شعرا در این فاصله می‌روند تا سیگاری بگیرند و نفسی تازه کنند. می‌رسم به طبقه بالا. اتاق دیدار، کوچک‌تر از تصورم است. خوبی آن این است که می‌شود آقا را از فاصله‌ای نزدیک دید. اکثر شعرا شماره صندلی دارند و روی صندلی‌های ازپیش‌تعیین‌شده می‌نشینند. آقا چند دقیقه بعد وارد می‌شود و شاعران به احترامش می‌ایستند و صلواتی می‌فرستند. آقا در راه رفتن به سمت صندلی‌اش، با شاعران خوش‌وبش می‌کند. در میان شاعران، اول زکریا اخلاقی را می‌شناسد و احوال او را می‌پرسد. بعد از اخلاقی، آقا متوجه می‌شود قزوه در میان شاعران جا گرفته و نه در جایگاه اصلی کنار صندلی رهبری، آقا به قزوه اشاره می‌کنند که برود و در جایگاه بنشیند. بعد آقا به‌سمت بخش زنانه در ضلع شرقی اتاق می‌رود و با خانم‌ها هم سلام‌وعلیکی می‌کند و نهایتا روی صندلی خودش می‌نشیند. ساعت تقریبا۲۱:۳۰ است که قاری خواندن آیاتی از قرآن را شروع می‌کند: «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنزِلَ إِلَیهِ مِن رَّبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ…» دو آیه انتهایی سوره بقره در زمانی کوتاه قرائت می‌شود و حالا دیگر قرار است جلسه آغاز شود. نگاه همه اتاق، به آقاست… پس از آن به‌واسطه شیوع ویروس منحوس این دیدارها با مشکل مواجه شد. اما پیام آقا دل شاعران را همیشه گرم می‌کند، حتی دورادور.

captcha
شماره‌های پیشین