sobhe-no.ir
1154
چهارشنبه، ۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
16

صبح نو

روز گرام

 ادای دین به اصغر فرهادی با حمله به کارت!  
 روزنامه سازندگی در صفحه یک خود با تیتر «کاسبی از جنوب شهر» به فیلم «شنای پروانه» پرداخته است. این روزنامه مدعی می‌شود که جنوب شهر «شنای پروانه» فانتزی است! فیلم مشکلی با قتل ناموسی ندارد و مسأله‌محوری آن مشخص نیست! همچنین برگ برنده کارت آدم‌های عجیب و غریب آن است نه هیچ چیز دیگر!
این ادعاها درحالی ا‌ست که «شنای پروانه» یکی از بهترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران در به تصویر کشیدن «جنوب شهر» است و این موضوع از شناخت دقیق محمد کارت از «جنوب شهر» نشأت می‌گیرد. هر چند که «سازندگی» با ادبیاتی بیانیه‌طور بگوید این جهان واقعی نیست و کارگردان به‌دنبال کاسبی از جنوب شهر است! 
از طرفی مطلب این روزنامه نشان‌دهنده بیگانگی نگارنده آن با جنوب شهر است. البته بیگانه بودن جریان شبه روشنفکری با 
«جنوب شهر» خیلی دور از ذهن نیست.
از طرفی دیگر آنچه که «سازندگی» برای «شنای پروانه» نوشته بیشتر شبیه به یک بیانیه است تا نقد سینمایی. نویسنده مطلب آنقدر غرق در بیانیه نوشتن است که حتی متوجه نمی‌شود کارت در این فیلم از کهن الگوی بازگشت قهرمان استفاده کرده و چیزهایی می‌گوید که انگار اشتباها برای فیلم دیگری (به‌جای شنای پروانه) مطلب نوشته است!
اما واقعا مشکل «سازندگی» و جریان شبه روشنفکری با این فیلم چیست؟ چرا این روزنامه از فیلم ضعیف «مغزهای کوچک زنگ زده» حمایت می‌کند اما «شنای پروانه» را بی‌ارزش می‌داند!
«شنای پروانه» یک فیلم قصه‌گو است که مخاطب را در جهان خود غرق می‌کند. یک شاه پیرنگ که حادثه خلق می‌کند و داستان خود در بستر این حوادث پیش می‌برد. آنچه که مخاطب در پایان فیلم از جهان «شنای پروانه» می‌فهمد این است که «سرنوشت هر کس دست خودش است». مشکل سازندگی و جریان شبه روشنفکری با «شنای پروانه» درست همین جاست؛ اینکه سرنوشت انسان در دست خودش است. «شنای پروانه» در مقابل کلیشه‌های سینمای اجتماعی ایران قرار دارد. در مقابل همه آن چیزهایی که جریان شبه روشنفکری در این سال‌ها به تصویر کشیده و «سازندگی» صفحه یک خود کرده است. 
از طرفی دیگر نسبیت‌گرایی اخلاقی در «شنای پروانه» به سطل آشغال پرتاب می‌شود. نسبیت‌گرایی اخلاقی یکی از موضوعاتی است که جریان شبه روشنفکری سینما در طول این سال‌ها به عمق جامعه پمپاژ کرده است. نسبیت‌گرایی اخلاقی در فیلم‌های اصغر فرهادی جایگاه ویژه‌ای دارد و ویژگی بارز فیلم‌های اوست. از این جهت نوع نگاه محمد کارت در مقابل اصغر فرهادی قرار دارد.
 «شنای پروانه» برخلاف اکثر فیلم‌های اجتماعی سینمای ایران، سیاه نیست. فیلم تلخ هست اما به هیچ عنوان سیاه نیست. اولین فیلم سینمایی کارت انسداد و بن‌بست ندارد. درست همین نبود «بن‌بست»، «جبر اجتماعی» و «سیاه‌نمایی» محل دعوای «سازندگی» و جریان شبه روشنفکری با فیلم‌هایی از جنس «شنای پروانه» است. «شنای پروانه» در مقابل سینمای مبتلا به سندروم فرهادی است؛ سینمایی که در آن جامعه ایران سیاه است، انسان نمی‌تواند سرنوشت خودش را رقم بزند، نسبیت‌گرایی اخلاقی در آن حاکم است و باید از این سرزمین مهاجرت کرد. صفحه یک روزنامه سازندگی علیه «شنای پروانه» در واقع ادای دینی است به اصغر فرهادی و فیلم‌های سیاه سینمای ایران و هشداری‌ست به فیلمسازان جوان که اگر تحسین محافل شبه روشنفکری و موفقیت در جشنواره‌های خارجی را می‌خواهند، باید در همان مسیر فرهادی حرکت کنند نه هیچ چیز دیگر!
mostafa_hariri81

captcha
شماره‌های پیشین