sobhe-no.ir
1150
شنبه، ۲۸ فروردین ۱۴۰۰
11
سیف‌الله صمدیان از عکاسی در دوران کرونا به «صبح‌نو» گفت

عکاسی در کرونا عطش می‌خواهد

سعید کوپ / اواخر زمستان سال98 بود که بیماری عجیب‌وغریبی دنیا و ایران را درنوردید، همه در سردرگمی عجیبی بودند. یکی می‌گفت ماسک بزنید، یکی می‌گفت 20بار دست‌های‌تان را در طول روز بشویید و دیگری اسپند با شلغم را پیشنهاد می‌داد. این سردرگمی تا حدودی در روزهای اول در رسانه‌ها هم به چشم می‌آمد تا اوضاع اطلاع‌رسانی تا حدود زیادی سروسامان گرفت. عکس‌ها و خبرهایی که مخابره می‌شد شکل و نوع متفاوتی داشت. به عکس‌ها که نگاه می‌کردیم، چهره مردم جامعه را در لایه‌های محافظتی به تصویر می‌کشیدند. صورت‌هایی که با ماسک پوشانده شده بودند و از بین اعضای صورت فقط چشم و ابروها مشخص بود.گاهی در بین عکس‌ها تصویری دیده می‌شد که افرادی در آن با لباس‌های یکسره با ماسک‌های ضدشیمیایی که یادآور دفاع مقدس بود و ما را یاد بمباران‌های شیمیایی می‌انداخت.

صبح نو

سیف‌الله صمدیان از عکاسی در دوران کرونا به «صبح‌نو» گفت

عکاسی در کرونا عطش می‌خواهد

سعید کوپ / اواخر زمستان سال98 بود که بیماری عجیب‌وغریبی دنیا و ایران را درنوردید، همه در سردرگمی عجیبی بودند. یکی می‌گفت ماسک بزنید، یکی می‌گفت 20بار دست‌های‌تان را در طول روز بشویید و دیگری اسپند با شلغم را پیشنهاد می‌داد. این سردرگمی تا حدودی در روزهای اول در رسانه‌ها هم به چشم می‌آمد تا اوضاع اطلاع‌رسانی تا حدود زیادی سروسامان گرفت. عکس‌ها و خبرهایی که مخابره می‌شد شکل و نوع متفاوتی داشت. به عکس‌ها که نگاه می‌کردیم، چهره مردم جامعه را در لایه‌های محافظتی به تصویر می‌کشیدند. صورت‌هایی که با ماسک پوشانده شده بودند و از بین اعضای صورت فقط چشم و ابروها مشخص بود.گاهی در بین عکس‌ها تصویری دیده می‌شد که افرادی در آن با لباس‌های یکسره با ماسک‌های ضدشیمیایی که یادآور دفاع مقدس بود و ما را یاد بمباران‌های شیمیایی می‌انداخت.

 دراین‌میان، خبرنگاران و عکاسان وظیفه بسیار خطیر آگاه‌سازی مردم را بر ذمه خود داشتند. عکاس‌ها با تجهیزات و لباس‌های محافظتی در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی مشغول انجام وظیفه ذاتی خود بودند؛ وظیفه‌ای که جان‌شان را به خطر می‌انداخت ولی از آن شانه خالی نکردند. بودند عکاسانی که در این راه به بیماری دچار شده و پس از رهایی از بیماری دوباره شروع به کار کردند.
 عکاس وقتی در بیمارستان در حال کار است ممکن است با لحظاتی پرتالم از 
رنج کشیدن مواجه شود و این خود روی کار و روحیه او تاثیر خواهد داشت؛ پس لاجرم آن‌هایی که جان خود را کف دست گذاشتند، پا در عرصه عکاسی خبری در این زمان نهادند، چیزی از عکاسان جنگ کم ندارند.
   
تاثیر کرونا بر عکاسی خبری
کرونا بدون شک همه‌چیز را جابه‌جا کرد. یعنی حتی اهمیت ژانرهای مختلف را در هنرهای مختلف و طبیعتا در عکاسی ده‌ها برابر بالاتر برد؛ زیرا خود خبر اول جهان شد و بیماری، مشکلات، حواشی و مسائلی که برای بشر ایجاد شده را منتشر کرد و طبیعتا حرفه‌ای‌ترین افرادی که می‌توانند این ماموریت را به‌عهده بگیرند عکاسان خبری بودند. برای اینکه عکاسان خبری مستقیما با رسانه‌ها کار می‌کنند و رسانه‌ها مستقیما با زندگی روزمره و مسائل انسان امروز سروکار دارند، پس طبیعی است که برای عکاس خبری رسیدن به این موضوعات و پروژه‌هایی که در دست داشته بسیار اهمیت دارد. 
در دوران کنونی، عکاس باید سفر کند، حتی به‌نوعی که خود سفر کردن باتوجه به رنگ شهرها که وضعیت بیماری در آن مشخص می‌شود، در این دوران محدودیت دارد و عکاس چاره دیگری ندارد.
به همین خاطر و برای بررسی بیشتر عکاسی در بحران کرونا با سیف‌الله صمدیان گفت‌وگویی انجام دادیم که در ادامه می‌خوانید.
 
باتوجه به ثبت عکس به‌عنوان سندی برای آیندگان، آن‌ها با دیدن عکس‌های این دوره از تاریخ چه درس‌هایی خواهند گرفت و چه پیامی برای‌شان خواهد داشت‌؟
طبیعتا ثبت عکس به‌عنوان سند برای آیندگان یک مرض و حتی غرضی بوده که از ابتدای به‌وجودآمدن یا اختراع عکاسی برای بشریت وجود داشته است. یعنی یک‌جوری همه عکاسان مسوولیت‌پذیر دنبال این بودند که یک نوع تاریخ‌نویسی سالم انجام بدهند و این ‌تاریخ‌نویسی سالم در صرفا برخی سیستم‌های فکری و دولتی امکان‌پذیر بود؛ البته نه در نوع صددرصدی. 
در برخی دولت‌ها به‌خاطر محدودیت‌های فرهنگی، فکری و سیاسی باز این تاریخ‌نویسی ناقص و الکن بود؛ حالا این دوره طبیعتا به‌خاطر گسترشی که فضای مجازی دارد و احتمال سانسور و کنترل تصاویر مسائل مربوط به فوتوژورنالیسم بسیار کمتر شده است. 
از طرف دولت‌ها امکان دیده شدن بیشتر و امکان نادیده گرفتنش کمتر شده است و همین مطمئنا امکان دسترسی آیندگان به سندهای دوران کرونا را چه بخواهیم و چه نخواهیم بیشتر و بیشتر کرده است.


انقلاب و دفاع مقدس هر دو برهه‌های حساسی برای ایران بوده و عکاسانی که در این دوره‌ها مشغول انجام وظیفه بودند برای ثبت این لحظات ازخودگذشتگی زیادی داشتند. آیا عکاسانی را هم که در ایام کرونا هم در مراکز درمانی و بیمارستان‌ها حضور داشتند می‌توان با عکاسان جنگ مقایسه کرد؟
به‌طور مشخص زمان هر بحران یا اتفاق پیش‌بینی‌نشده‌ای مثل انقلاب یا جنگ عده خاصی که طبیعتا هم شجاع بوده‌اند و در صحنه‌هایی که افراد معمولی اصولا از حضور در آن گریزانند، باید با سینه باز و با کلیه وسایل و تجهیزات حضور داشته باشند. طبیعتا افرادی این کارها را در طول تاریخ برای انقلاب و جنگ مختلف انجام داده‌اند. در ایران هم از همان سال‌های اول از کاوه گلستان گرفته تا محمد صیاد، محسن شاندیز، محمود کلاری، آلفرد یعقوب‌زاده، شاهرخ حاتمی و عباس عطار هم کسانی بودند که حضور داشتند. در انقلاب ایران افرادی داشتیم که هم جان‌شان را در این کار از دست دادند. در دوران جنگ تحمیلی، عکاسانی مثل سعید صادقی داشتیم که تمام دوران دفاع‌مقدس، اکثریت قریب‌به‌اتفاق عملیات‌ها را با دوربینش شرکت داشته و تصاویری را خلق کرده که فکر کنم ده‌ها کتاب و صدها مقاله و هزاران یادداشت که همگی قابلیت اتکا و سندیت دارند از آن به‌دست آمده است؛ البته در تاریخ تصویری ایران خیلی‌ها بودند که من تنها این چند نفر را به‌عنوان نمونه اشاره کردم که حضور قطعی و جدی در تاریخ‌نویسی تصویری دوران جنگ داشتند. عکاسان دوران کرونا تعداد زیادی هستند که روی این پروژه کار کرده‌ و می‌کنند؛ چه به‌صورت حرفه‌ای و پروژه‌ای و چه از سر نیازی که جامعه به این سبک کار داشته است؛ طبیعتا هر کدام در جای خودشان قابل احترام و بزرگداشت هستند ولی به‌هیچ‌وجه نمی‌توانم مقایسه خطی بکنم و بگویم این‌ها مثل آن‌ها هستند یا برعکس. نفس کار طبیعتا مسوولیت‌پذیری در مقابل تاریخ زندگی بشر امروزی است ولی نتایجش طبیعتا فرق می‌کند. پس هرکدام در جایگاه خودشان دیده خواهند شد و اگر مشابهت‌های حضور و مسوولیت‌پذیری باشد، هردو می‌توانند به‌یک شکل در کنار هم قرار بگیرند.
 
درباره حضور تازه‌عکاس‌ها با دوربین‌های دیجیتال و به‌اصطلاح افرادی که فقط شات می‌زنند، چه نظری دارید؟
حقیقتا کار خاصی نمی‌شود کرد. با انقلاب دیجیتال و با حجم بسیار فجیعی که از‌لحاظ تعداد عکاس پیدا شده و میلیاردها عکس در روز گرفته می‌شود و در هر خانه‌ای اگر ما نقاش، مجسمه‌ساز و شاعر نداشته باشیم، قطعا دو یا ۳سه عکاس داریم. این‌هم برای عکاسی نعمت است و هم یک‌جوری مصیبت. اعتقاد دارم با انقلاب دیجیتال تعداد عکس‌بردارها هرروز زیاد می‌شود و هر روز از تعداد عکاس‌ها کم می‌شود. یعنی به‌خاطر سهولت و اینکه بدون برنامه‌ریزی ذهنی و جهان‌بینی و تجربه‌اندوزی کافی می‌توانید با موبایل‌تان هم از همه وقایع عکس بگیرید خودش هم خطرناک است و هم حسن؛ به این گفته می‌شود عکس‌برداری. اگر زمینه‌های اولیه را داشته باشید و عکاسی را درست دنبال کرده با موبایل می‌توانید به امکاناتی دست پیدا کنید که با دوربین عکاسی وجود ندارد. برای همین، من عکاسی دیجیتال را از دو منظر می‌بینم؛ هم  یک نعمت و هم مصیبت.
 
از آنجایی که دورکاری و قرنطینه برای عکاسان معنا ندارد آن‌ها باید چطور به فعالیت ادامه بدهند؟
می‌گویند که جوهرش را باید داشته باشید. یا یک‌ نوع دیگر مطرح کنم، عطش عکاسی در وجودش باید باشد. باید عکاس به شکلی یا هر روشی خودش را بیرون ‌ببرد و کارش را انجام دهد. ممکن است این بیرون رفتن عکاس در این دوران خطر خیلی زیاد داشته باشد و باید مراقبت‌های بیشتری انجام دهند. حتی عکاسانی در داخل بیمارستان بوده‌اند. عکاسی مثل سایر هنرها نیست که بتوانید در خانه تولید محتوا کنید. عکاس خبری باید به‌صورت مستند در صحنه و لحظه حضور داشته باشد تا بتواند لحظه را ثبت و ضبط کند. در کار عکاس، قرنطینه معنایی ندارد.

captcha
شماره‌های پیشین