sobhe-no.ir
1147
دوشنبه، ۲۳ فروردین ۱۴۰۰
11
سریال جدید مهران مدیری، ‌عقب‌گرد محسوسی نسبت به «هیولا» محسوب می‌شود

سقوط با «دراکولا»

حدود دوسال پیش بود که مهران مدیری «هیولا» را برای شبکه نمایش خانگی ساخت. آن سریال هم مانند اکثر کارهای مدیری در فضای کمدی اجتماعی بود که در جاهایی به زیرشاخه موردعلاقه مهران مدیری، یعنی کمدی سیاه تنه می‌زد. فارغ از میزان موفقیت «هیولا»، حالا مجری «دورهمی» فصل دوم این مجموعه را با نام «دراکولا» تولید و راهی شبکه نمایش خانگی کرده است. «دراکولا» را امیر برادران نوشته و از بستر سامانه‌های آنلاین به صورت هفتگی درحال توزیع است. مهران مدیری، محمد بحرانی، نیما شعبان‌نژاد و سیما تیرانداز نقش‌های‌شان را از فصل قبل تکرار می‌کنند و بازیگران جدیدی به گروه بازیگر این فصل ملحق شده‌اند که شامل: ویشکا آسایش، گلاره عباسی، اندیشه فولادوند، بهنام تشکر، مرتضی زارع، احسان امانی، شکیلا سماواتی، مرجان مؤمنی، فرنوش نیک‌اندیش، حامد وکیلی و گلاره دربندی می‌شوند.

صبح نو

سریال جدید مهران مدیری، ‌عقب‌گرد محسوسی نسبت به «هیولا» محسوب می‌شود

سقوط با «دراکولا»

حدود دوسال پیش بود که مهران مدیری «هیولا» را برای شبکه نمایش خانگی ساخت. آن سریال هم مانند اکثر کارهای مدیری در فضای کمدی اجتماعی بود که در جاهایی به زیرشاخه موردعلاقه مهران مدیری، یعنی کمدی سیاه تنه می‌زد. فارغ از میزان موفقیت «هیولا»، حالا مجری «دورهمی» فصل دوم این مجموعه را با نام «دراکولا» تولید و راهی شبکه نمایش خانگی کرده است. «دراکولا» را امیر برادران نوشته و از بستر سامانه‌های آنلاین به صورت هفتگی درحال توزیع است. مهران مدیری، محمد بحرانی، نیما شعبان‌نژاد و سیما تیرانداز نقش‌های‌شان را از فصل قبل تکرار می‌کنند و بازیگران جدیدی به گروه بازیگر این فصل ملحق شده‌اند که شامل: ویشکا آسایش، گلاره عباسی، اندیشه فولادوند، بهنام تشکر، مرتضی زارع، احسان امانی، شکیلا سماواتی، مرجان مؤمنی، فرنوش نیک‌اندیش، حامد وکیلی و گلاره دربندی می‌شوند.

هوشنگ شرافت؛ معلمی سرشناس و شرافتمند است که در تنگنای مالی قرار دارد و این مسأله بر خانواده‌اش تأثیر به‌سزایی گذاشته‌است. هوشنگ مادری مریض دارد که توان خرید داروهایش را ندارد و روزی یکی از دانش‌آموزانش به‌نام هوشمند کامروا به او سه تراول ۵۰‌هزار تومانی می‌دهد و شرایط خرید داروها را پیدا می‌کند، اما می‌فهمد که تراول‌ها تقلبی بوده و برای خرید داروهایش مجبور به خرج آن‌ها می‌شود. در همان حین، با پدر هوشمند یعنی، کامران کامروا، که فردی بسیار پولدار است، آشنا می‌شود و ارتباطاتی با او پیدا می‌کند که باعث می‌شود شریف بودن را کنار بگذارد و ناخواسته ثروتی بادآورده می‌آورد و درگیر یک زندگی جنایی می‌شود. این چندخط خلاصه داستان فصل اول این مجموعه بود اما در فصل دوم، کامران کامروا، سه سال پس از ماجراهای فصل اول، با زن دیگری به‌نام ژاله کبیری ازدواج کرده و مهرافزون/چمچاره را به استخدام خود درآورده است. ژاله جشن تولدی باشکوه برای او گرفته‌است تا مال و منال‌شان را به رخ دیگران بکشد. در همان حین هوشمند، که سایت شرط‌بندی باز کرده‌است، توسط اینترپل دستگیر می‌شود.
به گزارش ویجیاتو، سریال دراکولا مانند خون آشامی است که در حال دریدن شریان‌ها و مکیدن خون تک تک کاراکترهای خودش است و آن‌ها را تبدیل به افرادی بی‌روح و بی‌هویت کرده که نمی‌دانند باید چطور بامزه باشند. سریال پس از سه قسمت شدیدا به اصطلاح لنگ می‌زند و تکلیفش با خودش هم مشخص نیست. حوصله سربر و بی‌مزه دو ویژگی بارز سریال جدید مهران مدیری هستند. دراکولا نه مانند هیولا یک فرهاد اصلانی دارد که مانند کارت آس رو بشود و بتواند با بازی هنرمندانه‌اش ضعف‌های سریال را بپوشاند و نه تا به اینجا داستانی داشته که بتوان به آن جذب شد. مدیری احتمالا  فکر کرده تمام این ضعف‌ها زیر طراحی صحنه پر زرق و برق گم خواهند شد، طراحی صحنه شلوغی که هیچ ظرافتی در آن دیده نمی‌شود و قرار نیست با ریخت و پاش از حیوانات نایاب گرفته تا گروه ارکستر و لباس‌ها و آرایش‌های غلیظ، کسی لذت ببرد.
 
نفوذ، پول‌شویی و چند مساله دیگر
اما برای بررسی بیشتر «دراکولا» ساخته مهران مدیری با آرش خوشخو از منتقدان سینما و تلویزیون گفت‌وگویی داشته‌ایم که درادامه می‌خوانید.

«دراکولا» تا به امروز حاوی شوخی‌های گل‌درشت، لوس و همان همیشگی نبوده است؟!
باموفقیت نمی‌شود درافتاد! این یک جمله طلایی است که از دوستی شنیده‌ام و به نظرم مهم است. مهران مدیری موفق است. نشانش همین پایگاه اجتماعی است که دربین مردم دارد. با تمام ایراداتی که شما به این سریال دارید، به هرحال مدیری وجود دارد. «دراکولا» به نسبت فصل اول کاهش کیفی زیادی پیدا کرده است. دلیلش هم به نظرم شتاب شبکه نمایش خانگی برای پرکردن آنتن‌اش است. اتفاقا  یک‌بار دیگر هم این را گفته‌ام؛ تقریبا  90درصد دارایی کمدی سینمای ایران امروز در شبکه نمایش خانگی فعال است. مدیری، ژوله، جوان، قاسم‌خانی و... امروز مشغول کاراند. فقط آدم‌هایی مثل عطاران درحال حاضر کاری را نساخته‌اند.


درواقع تمام کسانی که روزی در تلویزیون فعال و موفق بودند؛ درست است؟
جالب است تقریبا  تمام کسانی که گفته می‌شد چرا تلویزیون با آن‌ها کار نمی‌کند، الان در شبکه نمایش خانگی فعال‌اند و اتفاقا  کیفیت کارشان هم آنقدری که توقع داشتیم بالا نیست.

سینما به‌خاطر کرونا نیمه تعطیل است و از طرفی vodها برای قرارداد با نام‌های بزرگ در رقابت‌اند. آیا درچنین وضعیتی کسانی مثل مدیری با خیال راحت و بدون در نظر گرفتن کیفیت کار وارد فعالیت نمی‌شوند تا صرفا  درآمدی داشته باشند؟
به نظر من مساله سرعت مهم‌تر است. یکی مثل مهران مدیری کمتر در سینما فیلم می‌سازد. او اصولا  فضای کارش همین جاهاست. «خوب، بد، جلف2» هم دو سال قبل قراردادهایش نوشته شده بود.

چه ویژگی‌هایی در «دراکولا» و «خوب، بد، جلف2» وجود دارد که برای‌تان جالب است؟
اجازه بدهید کمی درباره نکات مثبت این دو سریال حرف بزنیم. خیلی از مسائلی را که تلویزیون و دیگر بخش‌های فرهنگی ما تلاش می‌کنند به مخاطب ارائه کنند در «دراکولا» و«خوب، بد، جلف2» گفته شده است. مسائلی مثل نفوذ، پول‌شویی، فعالیت‌های غیرقانونی با تابلوی فرهنگی، بنیادهای خیریه و... در این دو مجموعه آمده است.

صرفا  مفاهیم مهم کافی است؟ آیا برگردان سینمایی هم رخ داده؟
من نیمه مثبت این‌ها را مرور می‌کنم. ایراداتی که می‌گویید و ضعف‌های این دو مجموعه را کاملا  قبول دارم. اما قسمت مثبت ماجرا این است خیلی از نکاتی را که تلاش می‌شود در دیگر محصولات فرهنگی و سخنرانی‌ها بیان شود، در این سریال‌ها به راحتی منتقل شده و مردم آن را لمس می‌کنند. این خیلی مهم است که در کار مدیری مساله کودکان کار و پول‌شویی را می‌بینید. فضای این دو سریال طوری است که من حتی گمان کردم این‌ها سفارشی‌اند. یعنی تا این میزان روی مفاهیم موردنظر حرکت کرده است. مساله نفوذ در سینما، چیزی است که سال‌ها درباره‌اش گفته شده و ما دربرابر آن مقاومت می‌کردیم. اما حالا از دل سینما «خوب،بد، جلف2» ساخته شده که به این موضوع می‌پردازد.

خصوصا  در «دراکولا» آیا بین رئالیسم و فانتزی در نوسان نیستیم؟
به لحاظ کیفی این سریال‌ها نازل‌تر شده‌اند. «دراکولا» نسبت به فصل اول ضعیف و حتی کاریکاتوری شده است. در این فصل دیگر به کاریکاتور تبدیل شده است. واقعیتی وجود ندارد و همه چیز حالت لودگی به خودش گرفته است.

حالا با این اوصاف آیا این سریال توان انتقال مفاهیم مهمی را که گفتید به مخاطب دارد؟
به نظر من با این اوصاف و تصویر کاریکاتوری که گفتیم، بازهم مفاهیم موردنظر به مخاطب منتقل می‌شود. کار کمدی به هرحال به کمی فانتزی و اغراق نیاز دارد. هرچند که اینجا کمی به سمت لودگی رفته است. ضمنا  تیم بازیگران «هیولا» قدرتمند بودند اما دراین فصل ضعیف شده‌اند. البته با این حال شخصا  شب‌ها قبل از خواب این سریال‌ها را تماشا می‌کنم و به خواب می‌روم!

شاید دلیلش این است که مخاطب با خودش فکر می‌کند برای خرید اشتراک هزینه‌ای کرده و اگر یک ساعت مهران مدیری ببیند از هیچ‌چیز بهتر باشد؛ نه؟!
شاید اینطور باشد اما تقسیم‌بندی گذشته شدیدتر شده است. الان vodها کاملا  برای طبقه متوسط کار می‌سازند. از آنجایی که در برخی مسائل نسبت به رسانه ملی دست‌شان بازتر است تاحدودی موفق‌اند.

فکر می‌کنید مسیر فعلی سریال‌های vodها به کجا ختم شود؟
کاری مثل «می‌خواهم زنده بمانم» کار باکیفیتی است. این سریال به لحاظ المان‌های سینمایی قابل دفاع است. اما به عقیده من کارنامه بخش خصوصی در فیلمسازی خیلی درخشان نیست. حتی در سال‌های‌55 و 56 به غیر از تولیدات سازمان گسترش که فیلم‌هایی مثل «شطرنج باد» را می‌ساختند، بقیه فیلم‌های بخش خصوصی بسیار ضعیف بودند و اکثرا  هم شکست خوردند. پس بخش خصوصی در حوزه سینما و تلویزیون خیلی موفق نبوده است. البته تجربیاتی مثل «شهرزاد» یا «قهوه تلخ» را هم داشته‌ایم اما فضای غالب موفق نبوده است.

وضعیت رسانه ملی در این رقابت چطور است؟
به عقیده من امروز تلویزیون باید در حوزه طنز موجه قومی که موفق هم بوده است حرکت کند. «نون.خ» و «پایتخت» دو تجربه بسیار موفق تلویزیون در این زمینه است. فراگیری آن دو سریال چندین برابر مخاطبان تمام سریال‌های شبکه نمایش خانگی است. لازمه این هم استفاده از نویسندگان کاربلدی مثل محسن تنابنده و امیر وفایی است.

captcha
شماره‌های پیشین