sobhe-no.ir
1139
دوشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۹۹
58
نسخه درمان اقتصاد ایران چیست؟

اقتصاد راهبردی به مثابه «یک راه نو»

ارسلان ظاهری بیرگانیکارشناس اقتصاد راهبردی / در این یادداشت کوتاه تلاش می‌شود «تئوری اقتصاد راهبُردی» و توان کارکردی آن در دفع و رفع برخی چالش‌های امروز اقتصاد ایران من‌جمله تحریم و فشار معیشتی، مورد بررسی قرار گیرد و همان‌گونه که از نام آن پیداست، تلفیقی از «علم اقتصاد و علم استراتژی» است که در ادامه به برخی ابعاد آن پرداخته خواهد شد. اقتصاد راهبردی را حتی می‌توان به‌مثابه «یک راه نو» و در نقطه مقابل و رقابت با «اقتصاد متعارف» نیز تعریف کرد.

صبح نو

نسخه درمان اقتصاد ایران چیست؟

اقتصاد راهبردی به مثابه «یک راه نو»

ارسلان ظاهری بیرگانیکارشناس اقتصاد راهبردی / در این یادداشت کوتاه تلاش می‌شود «تئوری اقتصاد راهبُردی» و توان کارکردی آن در دفع و رفع برخی چالش‌های امروز اقتصاد ایران من‌جمله تحریم و فشار معیشتی، مورد بررسی قرار گیرد و همان‌گونه که از نام آن پیداست، تلفیقی از «علم اقتصاد و علم استراتژی» است که در ادامه به برخی ابعاد آن پرداخته خواهد شد. اقتصاد راهبردی را حتی می‌توان به‌مثابه «یک راه نو» و در نقطه مقابل و رقابت با «اقتصاد متعارف» نیز تعریف کرد.

لزوم تغییر استراتژی در مواجهه با تحریم
نقل می‌شود در سال‌های ابتدایی جنگ تحمیلی، وقتی عملیات‌های بزرگِ مبتنی بر رویکرد جنگ کلاسیک که توسط استراتژیست‌های باتجربه‌ وطنی طراحی و هر کدام به نوعی یکی پس از دیگری زمین‌گیر می‌شد، یک جوان استراتژیست  که مدت‌ها جنگ را از منظر راهبردی رصد کرده و نقاط ضعف و قوت جبهه خودی و دشمن را استخراج کرده بود، عنوان کرد: «باید به خود جرات داد که این نوع جنگیدن به درد نمی‌خورد و لازم است که استراتژی این جنگ عوض شود ». و در نتیجه اتخاذ چنین رویکرد استراتژیکی بود که نهایتاً در کمتر از 14 ماه بعد جبهه ایران توانست به یک موفقیت راهبردی یعنی فتح خرمشهر دست یابد. 
امروز پس از حدود یک دهه جنگ اقتصادی و مواجهه اقتصاد ایران با سنگین‌ترین تحریم‌های اقتصادی غرب، به جرات می‌توان گفت، «تئوری تعامل با غرب» و تلاش برای «برداشتن مانع تحریم»، یک تئوری ناکارآمد و ناقص بوده که در عمل اقتصاد ایران را دچار کاستی‌های فراوانی من‌جمله «پدیده خطرناک شرطی شدن» کرده است، در نتیجه تزریق سّم مُهلک نااطمینانی و فشار شرطی، سرمایه‌های اقتصادی به جای سرازیر شدن به بخش‌های مولد، سر از فعالیت‌های مخّرب و غیرمولد درآورده است.
که ماحصل آن سقوط ارزش پول ملی و کاهش شدید قدرت خرید مردم به ویژه طبقات ضعیف و متوسط جامعه بوده، آنچنان که بررسی سبد هزینه خانوار ایرانی نشان می‌دهد بیش از 60 تا 70 درصد از کل هزینه‌های خانواده‌های متوسط و ضعیف به تنهایی برای تامین خوراک و مسکن مورد استفاده قرار می‌گیرد و این حاکی از لزوم توجه جدی به مسأله معیشت مردم از سوی تصمیم‌سازان 
است.  
تمرکز، جوهره علم استراتژی
همان‌گونه در ابتدای یادداشت عنوان شد: اقتصاد راهبردی، تلفیقی از «علم اقتصاد و علم استراتژی» است. یک ضرب المثل راهبُردی غیرایرانی می‌گوید: «اگر دو خرگوش را همزمان دنبال کنید، هیچ‌کدام را نمی‌توانید بگیرید »، یعنی باید بر یکی از آن دو متمرکز شوید. اندیشمندان علم استراتژی نیز «جوهره استراتژی» را یک کلمه تعریف می‌کنند: «استراتژی یعنی: تمرکز ». از آنجاکه مهم‌ترین فرض «تئوری اقتصاد راهبردی»، فرض ماندگاری تحریم است، بنابراین به جای تمرکز بر مسأله برداشتن تحریم، باید تمرکز را بر خنثی‌سازی تحریم معطوف کرد. که مهم‌ترین کارکرد آن ابتدائاً جلوگیری از «سقوط ارزش پول ملی» و سپس «تقویت تولید ملی» است، تمرکز کرد. 

تخصیص بهینه، جوهره علم اقتصاد
همچنین اندیشمندان علم اقتصاد متعارف «جوهره علم اقتصاد» را «تخصیص بهینه-Optimal allocation» به عنوان یکی از مهم‏ترین مولفه‏های کارایی و سلامتِ یک اقتصاد عنوان می‌کنند؛ تخصیص بهینه منابع محدود به نیازهای نامحدود . تخصیصِ بهینه نیز در ارتباط مستقیم با «مولفه قیمت» است. بنابراین «سیگنالِ قیمت» به عنوان یک شاخص مهم برای تخصیص و جهت‏دهی به منابع و مصارف یک اقتصاد، دارای نقشی راهبُردی است. سوال اصلی اینجاست؛ «در یک اقتصاد سالم و مقاوم، سیگنالِ قیمت به ویژه قیمت‏های حیاتی همچون نرخ ارز ، چگونه کشف و مُخابره می‏شود تا مبتنی بر آن سایر بخش‏های اقتصادی، خود را نظم‏دهی و تخصیص خود را بهینه کنند؟».

فقدان بازار عمیق ارزی در ایران
پُر واضح است که قیمتی که از برآیند عرضه و تقاضا در یک بازار عمیق رقابتی «کشف» می‏شود، مولفه تخصیص را به سوی شرایط بهینه رهنمون می‏سازد. بنابراین اصل وجود بازار عمیق رقابتی از مهم‏ترین شاخصه‏های کارآمدی و توسعه‏یافتگی یک اقتصاد است. لذا اقتصادهای در حال توسعه و توسعه نیافته برای دستیابی به چنین بازاری نیازمند طی «دوران گذار» هستند. نهادِ دولت نیز به‌عنوان نظامِ تنظیم‏گر (و نه مداخله‏گر) در دوران‌گذار، برای فراهم کردن مقدماتِ شکل‏گیری چنین بازاری، نرخ ارز را مدیریت می‏کند. «بازارسازی در دورانِ گذار» از سوی دولتِ تنظیم‏گر تا رساندن آن به شرایط رقابتی و سپس «رها کردن بازار عمیق رقابتی» مهم‏ترین کار ویژه دولت است. 

اقدامات راهبردی دولت در دوران گذار
در دوران گذار دولت می‏کوشد تا هم طرف عرضه را به شرایط رقابتی نزدیک کند و هم طرف تقاضا را. کاستن از سهم درآمدهای نفتی در کل صادرات و رفتن به سمت اقتصاد غیرنفتی، افزایش سهم و تنوع سایر کالاهای صنعتی در سبد صادرات غیرنفتی، شکستن انحصارات و ایجاد رقابت در صادرات غیرنفتی،  اصلی‏ترین اقداماتی است که برای نزدیک کردن طرف عرضه به شرایط رقابتی باید صورت بگیرد.
حرکت به سمت داخلی سازی تولید کالاهای وارداتی که امکان ساخت آن در داخل وجود دارد با هدف کاهش تقاضای ارز برای واردات و «تغییر جهت» تقاضا به سمت داخل  - به ویژه در مواقع افزایش نرخ ارز- اصلی‏ترین اقداماتی است که برای نزدیک کردن طرف تقاضا به شرایط رقابتی باید صورت بگیرد تا هم بخش تولید رونق بگیرد و هم قدرت خرید مردم حفظ
 شود. 

ناتوانی علم اقتصاد در پیش‌بینی بحران
از سوی دیگر مهم‌ترین کارکردی که باید از مُدل‌ها و تئوری‌های اقتصادی انتظار داشت؛ «قدرت پیش‌بینی» آن است. بنابراین اندیشمندان این عرصه، علم اقتصاد کارآمد را به «علم پیش‌بینی» وقایع بزرگ اقتصادی نیز تعریف می‌کنند. 

تا آنجاکه «میلتون فریدمن»  می‌گوید: «قضاوت ما درباره یک تئوری نه‌فقط باید درباره واقعی بودن فروض آن-realism- باشد، بلکه مهم‌تر کیفیت پیش‌بینی آن تئوری است». آنچنان که در بحران‌های 1930 و 2008 نیز ناکارآمدی علم اقتصاد متعارف و ناتوانی آن در پیش‌بینی این دو بحران برای اندیشمندان این عرصه بیش از پیش نمایان شد. جوزف استیگلیتز،  اقتصاددان نوبلیست آمریکایی در کتاب سقوط آزاد  نیز بحران اقتصادی 2008 که در پی آن جهان به یک رکود عمیق و طولانی مدت فرو رفت را نتیجه ناکارآمدی و به اصطلاح سقوط علم اقتصاد متعارف- یا همان اقتصاد نئولیبرال- می‌داند. 
رئیس اسبق بانک مرکزی انگلستان  نیز در کتاب خود ضمن بررسی علل وقوع بحران 2008 می‌نویسد: «بحران، نشانه شکست نظام و اندیشه‌هایی بود که بر پایه آن بنا شده بود، و نه شکست سیاست‌گذاران یا بانکداران، اگرچه در ناشایست بودن و آزمندی برخی از آن‌ها تردیدی وجود ندارد ». کینگ معتقد است، غرب نه تنها بحران را به صورت ریشه‌ای حل نکرد، بلکه آن را موقتاً به آینده پرتاب کرده است. وی می‌نویسد: «پرسش این است که درباره بحران بعدی چه می‌توان گفت؟ بدون اصلاح نظام مالی وقوع بحرانی دیگر قطعی است و شکست در مقابله با عدم تعادل جهانی احتمال وقوع بحران در آینده نزدیک را افزایش می‌دهد. تا فرصت هست باید کاری کرد ».

کرونا؛ آزمون شکست اقتصاد بازار
اما به‌هر‌روی، همه‌گیری کرونا آزمون جدیدی پیش پای اقتصاد نئولیبرال گذاشت. چراکه مقایسۀ عملکرد کشورها نشان می‌دهد دولت‌هایی که بیشترین تعهد را به الگوی نئولیبرالی داشته‌اند- همچون ایالات‌متحده به‌عنوان کشوری که در آنجا کار تحت سیطرۀ سرمایه است- بیشترین مشکلات را در مواجهه با این بحران از سرگذرانده‌اند و در مقابل کشوری همچون آلمان -به‌عنوان کشوری که در آنجا توازنِ قدرت بیشتری بین کنشگران وجود دارد- با نابسامانی اقتصادی و تبعات بلندمدت کمتری برای اقشار آسیب‌پذیر مواجه شدند. از همین جهت دو جامعه‌شناس آمریکایی در یادداشتی با عنوان «چگونه می‌توان اقتصاد سیاسی‌ای متناسب با بحران کووید 19 تدوین کرد؟» با بررسی و مقایسه‌ عملکرد این دو کشور، ‌پرسیده‌اند: آیا دولت‌ها از کووید-۱۹ درس می‌گیرند؟ و در پایان نتیجه‌گیری کرده‌اند که: «راه‌حل یگانه‌ای وجود ندارد، تنها راه‌حل عملی برای برخی بزرگ‌ترین چالش‌های امروز، حکومت است نه بازار». 

جمع‌بندی 
1- مبتنی بر آنچه گفته شد، مهم‌ترین اولویت اقتصاد ایران از منظر اقتصاد راهبردی در کوتاه مدت، تمرکز بر مسأله حفظ ارزش پول ملی و افزایش قدرت خرید مردم با تزریق ثبات و اطمینان به اقتصاد ملی است. ویروس گرانی ارز و سقوط پول ملی در صورت عدم مهار، به مراتب وخیم‌تر از ویروس کرونا، می‌تواند خسارات جبران ناپذیری را به زندگی و معیشت مردم وارد آورد. 
2- برای نیل به این مهم باید استراتژی اقتصادی کشور از «تلاش برای برداشتن تحریم» به «تلاش برای خنثی‌سازی تحریم» تغییر کند. ورود مجدد به مباحث فرسایشی همچون مذاکره با یک دولت دموکرات و حیله‌گر، مجدداً اقتصاد ایران را شرطی و سرمایه‌های داخلی را از بخش‌های مولد دور و از کشور خارج خواهد کرد. ما راهی نداریم جز اینکه فرض را بر ماندن تحریم‌ها-که اتفاقاً به مرحله بی‌اثر و کم‌اثر شدن رسیده‌اند- بگذاریم. 
3- مهار سیطره تفکر منادی بازارگرایی افراطی در مراکز مهم تصمیم‌سازی اقتصاد کشور که با توصیه ناصحیح دولت‌ها به عدم ایفای نقش به موقع در اقتصاد عملاً تنگی معیشت مردم را نیز به دنبال داشته، یک مسأله‌ جدی است که باید مورد توجه نخبگان و دلسوزان قرار گیرد. اگر یک دولت مقتدر و انقلابی اراده کند می‌توان در مدت کوتاهی نرخ ارز را به کانال واقعی خود سوق داد و گرانی‌ و تورم‌های فعلی را مهار کرد، بدون آنکه نیاز به ارز پاشی در بازار مختل شده غیررسمی-Distorted market- باشد. مرکز ثقل استراتژی مهار، تثبیت نرخ ارز در یک محدوده مناسب برای رونق تولید و مهار تورم است. 

پی‌نوشت‌ها:
1 - شهید حسن باقری، چهارشنبه 5 فروردین 1360
2- فتح خرمشهر در تاریخ 3 خرداد 1361 به وقوع پیوست.
3  - همچنین دهك‌های پایین درآمدی، حدود نیمی از مخارج خود را صرف خرید «خوراکی‌ها و آشامیدنی‌ها» می‌نمایند. از این‌رو تغییرات قیمتی «خوراكی‌ها و آشامیدنی‌ها»، محرومان جامعه را بیش از اقشار مرفه متأثر می‌کند.
4- ضرب المثل روسی- در ابتدای کتاب «آن یک چیزThe one thing » صفحه 3، نویسندگان گری کلر، جی پاپاسان
5  - یک اندیشمند بزرگ غربی نیز در جدیدترین کتاب پرفروش خود می‌نویسد: «دست از مدیریت کردن زمان بردارید و به‌جای آن تمرکزتان را مدیریت کنید... چرا که افراد اثرگذار و تاریخ‌سازان اصیل با تمرکز بر کارهای واقعی-و نه مصنوعی- نتایج محیر العقولی ایجاد می‌کنند که حتی باعث پیشرفت دنیا نیز می‌شوند. رابین شارما، کتاب باشگاه پنج صبحی‌ها، چاپ پانزدهم، ترجمه رضا اسکندری آذر، صفحه 137 
6  - برای مطالعه بیشتر به «به یادداشت بررسی اهمیت راهبرد خنثی‌سازی تحریم در جنگ اقتصادی؛ فرض کنیم تحریم‌ها رفع نخواهد شد» مراجعه شود. 
https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=46971
7  - البته امروزه برخی اندیشمندان اقتصادی غرب عدم توجه همزمان به مسأله عدالت و توزیع عادلانه ثروت در کنار توجه به مسأله کارایی را یک «غفلت راهبردی» می‌دانند، که منجر به بروز نابرابری‌های مهیب در غرب و ظهور جنبش‌های 99 درصدی شده است.
8  - برای مطالعه بیشتر پیرامون «سیاست مناسب ارزی برای اقتصاد ایران در کوتاه مدت و در دوران گذار» مراجعه شود به کتاب «جعبه سیاه تضعیف ریال» نوشته حسین صمصامی ،عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی، با مقدمه دکتر پرویز داودی استاد تمام اقتصاد پولی دانشگاه شهید بهشتی مراجعه شود.
9 - Switching effect
10  - میلتون فریدمن، اقتصاددان معروف آمریکایی، از بانفوذترین و در عین حال قوی‌ترین چهره‌های تفکر اقتصاد لیبرالیستی و از سران مکتب پول‌گرایان در اقتصاد، وی به‌مدت ۳۰ سال استاد دانشگاه شیکاگو بود و در سال ۱۹۷۶ موفق به دریافت جایزه نوبل در اقتصاد گردید. (پایگاه ویکی فقه)
11  - Joseph Stiglitz
12  - Freefall: America, Free Markets, and the Sinking of the World Economy
13  - کتاب سقوط آزاد- ترجمه محمد ناصر شرافت .
14 - مِروین کینگ، رییس بانک مرکزی انگلستان در سال‌های 2003 تا 2013.
15  - کتاب پایان عصر کیمیاگری: پول، بانکداری و آینده اقتصاد جهانی 2017، صفحه 17 .
16  - همان، صفحه 433 و 434.
17 - نیل فیلگشتاین و استـیون ووگل در تاریخ ۶ اکتبر ۲۰۲۰ در مطلبی با عنوان «Political Economy After Neoliberalism» در وب‌سایت بوستون‌ریویو. وب‌سایت ترجمان آن را در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۹ با عنوان «علم اقتصادی برای آینده: آیا دولت‌ها از کووید-۱۹ درس می‌گیرند؟» منتشر کرد. 
18  - محاسبات متخصصان اقتصاد نرخ ارز در ایران نشان می‌دهد که با وجود همه تحریم‌ها و کمبودهای عرضه ارز، نرخ ارز نهایتاً باید زیر 10 هزار تومان باشد. یک تجربه موفق در کشور در مهار بحران ارزی مربوط به سال 1374 است که با وجود 40 میلیارد دلار بدهی خارجی در آن روز و در نبود حدود 40 میلیارد دلار صادرات غیرنفتی امروز، توانسته شد در مدت کوتاهی نرخ ارز را بدون ارزپاشی به نصف قیمت- از 750 به 300- کاهش داده و نتیجتاً تورم 49.5 درصدی در سال بعد مهار و به کمتر از نصف کاهش یافت. همچنین رشد اقتصادی منفی 2.3 درصدی در سال بعد به مثبت 5.7 درصد افزایش
 یافت. 

captcha
شماره‌های پیشین