sobhe-no.ir
1139
دوشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۹۹
51

افول «ترامپ»،آغاز «ترامپیسم»

حنیف غفاریدکترای روابط بین الملل / شکست دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری سال 2020، مولود فرضیات و مولد تحلیل‌های گوناگونی بوده است. برخی تحلیلگران معتقدند که اتحاد رای دهندگان دموکرات و جمهوری‌خواهان ناراضی، منجر به شکست رئیس جمهور سابق آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری نوامبر 2020 شده است. برخی دیگر نیز معتقدند که شکست ترامپ، یک برنامه ریزی از پیش تعیین شده توسط جریان پشت پرده حاکم در آمریکا بوده است، جریانی که استمرار حضور یک «رئیس جمهور سرکش» در کاخ سفید را برای واشنگتن «پرهزینه » دانسته و در نتیجه، تمامی نهادهای قضایی، قانونگذاری و امنیتی در آمریکا را جهت تحقق شکست نهایی وی بسیج کرده است. در این میان، نکاتی وجود دارد که نمی توان به سادگی از کنار آنها گذشت

با دو آمریکا مواجهیم

رحمن قهرمانپور پژوهشگر ارشد روابط بین الملل

صبح نو

با دو آمریکا مواجهیم

رحمن قهرمانپور پژوهشگر ارشد روابط بین الملل

عامل اصلی ناکامی ترامپ در انتخابات آمریکا را در چه می دانید؟
نامزدهای مستقل معمولا شانس بیشتری برای برنده شدن دارند مگر اینکه بحران بزرگی اتفاق بیفتد و ضعیف عمل کند درمورد آقای ترامپ هر دو اتفاق افتاد؛ هم کرونا پیش آمد که تعداد کشته های زیادی داشت و هم خود ترامپ از نظر کمپینی ضعیف عمل کرد البته در سال 2016 از نظر آرا سه میلیون کمتر از خانم کلینتون رای آورده بود یعنی از طریق فرمول نوع نظام انتخاباتی آمریکا برنده شده بود بنابراین در 2020وقتی دموکرات ها ایالت تعیین کردند سعی کردند ظرف های شناوری را که داشتند مثل فلوریدا و میشیگان، جبران کنند و با کمپینی قدرتمند ترامپ را شکست دادند. ترامپ نیز اشتباهاتی را در کمپین خود داشت و مخصوص در مناظره ها خوب نبود و رای دهی زود هنگام را جدی نگرفته بود در حالی که آرای پیش از روز انتخابات به صندوق ها ریخته شده بودند موجب پیروزی بایدن شد. فرض ترامپ این بود که با ابزارهای سیاسی آرای زودهنگام را باطل کند خب دموکرات ها برنامه داشتند و ترامپ نتوانست برنده انتخابات شود.
رفتن ترامپ چه پیامدهایی برای خودش و حزبش داشت؟
پدیده ترامپ را به دو صورت می توان تعریف کرد، یکی نگاه ساختاری و زمینه ای است که در این نگاه گفته می شود که زمینه های شکل گیری سیاستمداری مانند ترامپ وجود داشته است کما اینکه الان افرادی شبه ترامپ هم هستند و در آمریکا و اروپا گفته می شود پدیده ای مانند ترامپ وجود دارد اما ترامپ برخلاف همه آنها توانست خود را بالا بکشد و به رقابت با کلینتون برود و شانس آورد که از نظر کمپین ضعیف بود و متهم به رانت خواری بود. دیدگاه دوم می گوید که ترامپ موضوعیت دارد و در واقع در آمریکا این مساله شکل گرفته است.
ترامپ نه تنها شکاف سیاسی در جامعه آمریکا بین جمهوری‌خواه و دموکرات را تقویت کرد بلکه در داخل حزب جمهوری‌خواه هم یک شکاف بزرگی ایجاد کرد که باید دید این شکاف می تواند ترمیم شود یا ادامه خواهد داشت.
یک شکاف بزرگی در آمریکا شکل گرفته است و چیزی شبیه جنگ داخلی است که آمریکا را شبیه پس از دوران جنگ داخلی کرده است که الان به شکل دیگری بازتولید شده است، شما در ترامپ و طرفدارانش نوعی نژادپرستی و نظام ستیزی می بینید که اعتقاد به تئوری توطئه دارد و حتی اعتقاد به برده داری دارند و در مقابل جریانی که طرفدار تکثر و تنوع است و آمریکای متکثر را دوست دارد این دو گرایش نظر بعضی از در آمریکا وجود داشته است و با افت و خیزهایی همراه بوده است مثلا شما جنبش های مدنی در 1960 می بینید که این چهره آمریکا دموکرات خود را سریع تر نشان میدهد اما در دوره های قبلی می بینید که آمریکای طرفدار برده‌داری خود را نشان می‌دهد. مثلا یکی از کارهای ترامپ بازخوانی تاریخ آمریکا بود که تاریخ این کشور به گونه ای بازخوانی شود که چهره های متهم به برده داری مشخص شوند بنابراین اثر رفتن ترامپ فعال کردن این مساله است و نگرش قطبی به آمریکاست.
به بیان دیگر ما با دو آمریکا مواجه هستیم که هر دو در یک جغرافیا قرار دارند ولی دو نگرش و باور است و کسانی که معتقدند ترامپ ناجی آمریکاست و کسانی که معتقدند ترامپ آدم شرور و فاسدی‌است که وارد شده است و دیدگاه‌ها خیلی متفاوت است و باید دید دولت بایدن این شکاف را می تواند کم کند یا نه.
می توان رفتارها و کنش های ترامپ را نشانه ای از نشانه های زوال آمریکا دانست؟
وقتی که از زوال حرف می زنیم باید بین دو مفهوم تفاوت قائل شویم؛
یک زمانی بحثی مطرح بود راجع به زوال تمدنی غرب این یک مفهوم است و یک مفهوم که فوکویاما به کار می برد زوال لیبرال دموکراسی است که دلیل این زوال ناکارآمدی نظام اداری است که فوکویاما می‌گوید؛ نظام اداری آمریکاو لیبرال دموکراسی‌های دیگر آن استقلال عمل و کارآمدی لازم را ندارد و با اینکه ارزش‌های اسلامی در جامعه آمریکا وجود دارد بوروکراسی نمی تواند این ارزش ها را در عمل پیاده کند مثلا برابری ارزش‌های اقتصادی که یک ارزش بنیادین است عمل پیدا کند اما عملکرد نهادهای سیاسی آمریکا به گونه ای است که باعث می شود ثروت بیشتری در اختیار مردم کمتری قرار گیرد یعنی توزیع نابرابر ثروت بنابراین با وجود اینکه ارزش های لیبرال دموکراسی سر‌جای خود است و هنوز به قول معروف اعتبار دارد نظام بوروکراتیک نمی‌توانند ارزش‌ها را در عمل پیدا‌کند، لذا  اگر منظور ما از اینکه ترامپ باعث زوال آمریکا شده است من معتقدم که سبب زوال نظام بروکراسی شده است و اعتبار پست‌های سیاسی را از بین برده است و نزدیک 70 پست کلیدی را ترامپ انتخاب نکرده بود که نتوانند با او مخالفت کنند و برایش اهمیتی نداشت که نهادها چه می کنند به این معنا بله ترامپ به نهادهای آمریکا ضربه بزرگی زد سال های زیادی بود که در آمریکا بر‌سر نتایج انتخابات بحثی نشده بود ترامپ سومین یا چهارمین نفری است که از پذیرش نتیجه انتخابات سر باز زد و به عنوان مهمترین نهاد لیبرال دموکراسی زیر سوال رفت.
از جهت تعامل با ایران سیاست آمریکایی در دوره بایدن با ترامپ چه تفاوت‌هایی خواهد داشت؟
اولین تفاوت این است که در دوره ترامپ تصمیم‌های وی عمدتا شخصی بود اما بایدن اعتقاد بیشتری به تصمیم جمعی دارد بنابراین فرایند تصمیم گیری در دولت بایدن زمان بر است کما اینکه می بینید در دولت بایدن درباره برجام اتفاق نظر نیست دومین مساله این است که ترامپ در تعامل دوجانبه ایران به ائتلاف سازی اعتقاد داشت در حالی که بایدن از ابتدا اعلام کرد دنبال اختلاف‌سازی برای حل مشکلات جهان و تفاهم با ایران است این مساله ویژگی دیگری است که باعث خواهد شد سیاست های ما در سطح بین المللی مشروعیت بیشتری داشته باشد در حالی که ترامپ بدون توجه به نهادها کار می کرد.

captcha
شماره‌های پیشین