sobhe-no.ir
1139
دوشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۹۹
44
اعضای مجمع تغییر را نپذیرفتند

کف زدن غیر فوتبالی‌ها برای حذف فوتبالی‌ها

امیر حاج رضاییکارشناس فوتبال / می‌گویند در دنیا دو دسته آدم وجود دارد؛ دسته ای هواپیما می سازند و خوشبین‌ها هستند و دسته ای که چتر نجات می‌سازند چون بدبین هستند. من در دسته دوم قرار می گیرم. من در آستانه برگزاری انتخابات ریاست فدراسیون فوتبال با رسانه‌های مختلف صحبت کردم. در همه این مصاحبه ها یک جمله مشترک بود؛ من خوشبین نیستم. من انگشت اتهام را به سمت کسی نگرفتم. چون اساسا خیلی با افراد آشنایی نزدیکی ندارم اما این موضوع را خیلی خوب می دانم که در انتخابات فدراسیون فوتبال همواره اتفاق‌ها و تصمیمات به گونه ای است که نمی‌توانیم آن را مصلحت اندیشی برای فوتبال تلقی کنیم.

چگونه مجامع قبل تکرار شد؟

دیالوگ های شما را حفظ کرده ایم!

جلال چراغپورکارشناس فوتبال / اساسا فدراسیون فوتبال چه مقوله ای است؟آیا مقوله ای تخصصی است؟ آیا صرفا مقوله ای ورزشی است؟ آیا یک جایگاه حرفه ای است که آدم های شاغل در آن باید نگرش حرفه ای داشته باشند؟ آیا مقوله ای فرهنگی-اجتماعی است؟آیا به سیاست نیاز دارد؟ آیا به سیاسیون نیاز دارد؟ آیا امکان دارد افراد نظامی بتوانند فدراسیون فوتبال را اداره کنند؟ اساسا فدراسیون فوتبال از چه بافتی تشکیل شده است؟ما برای آنکه این بافت را ارزیابی کنیم باید اجزای موضوع را بشناسیم. اجزای فدراسیون فوتبال را خوب بلد باشیم. وقتی می خواهیم کیفیت این فدراسیون را بررسی کنیم باید از بررسی اجزا به این هدف دست یابیم. به عبارتی از جزء به کل برسیم. یعنی استقرایی پیش برویم. از جزئیات به کلیات برسیم. خود به خود وقتی این اجزا را درست بررسی کنیم به تدریج تصویری که مد نظرمان است را خواهیم دید؛ تصویر مدیری که به درد فدراسیون فوتبال خواهد خورد. بنابراین لازم نیست اول یک چهره برای خودمان درست کنیم و بعد مجبور باشیم از آن دفاع کنیم. اول باید تعریف کنیم که با چه مقوله ای سر و کار داریم. بعد اجزایش را بشناسیم و این نقشه راه ما است. به نوعی داریم چهره نگاری می کنیم و در این صورت افکار عمومی خواهد دید که چه فردی به درد فدراسیون فوتبال می‌خورد.

صبح نو

چگونه مجامع قبل تکرار شد؟

دیالوگ های شما را حفظ کرده ایم!

جلال چراغپورکارشناس فوتبال / اساسا فدراسیون فوتبال چه مقوله ای است؟آیا مقوله ای تخصصی است؟ آیا صرفا مقوله ای ورزشی است؟ آیا یک جایگاه حرفه ای است که آدم های شاغل در آن باید نگرش حرفه ای داشته باشند؟ آیا مقوله ای فرهنگی-اجتماعی است؟آیا به سیاست نیاز دارد؟ آیا به سیاسیون نیاز دارد؟ آیا امکان دارد افراد نظامی بتوانند فدراسیون فوتبال را اداره کنند؟ اساسا فدراسیون فوتبال از چه بافتی تشکیل شده است؟ما برای آنکه این بافت را ارزیابی کنیم باید اجزای موضوع را بشناسیم. اجزای فدراسیون فوتبال را خوب بلد باشیم. وقتی می خواهیم کیفیت این فدراسیون را بررسی کنیم باید از بررسی اجزا به این هدف دست یابیم. به عبارتی از جزء به کل برسیم. یعنی استقرایی پیش برویم. از جزئیات به کلیات برسیم. خود به خود وقتی این اجزا را درست بررسی کنیم به تدریج تصویری که مد نظرمان است را خواهیم دید؛ تصویر مدیری که به درد فدراسیون فوتبال خواهد خورد. بنابراین لازم نیست اول یک چهره برای خودمان درست کنیم و بعد مجبور باشیم از آن دفاع کنیم. اول باید تعریف کنیم که با چه مقوله ای سر و کار داریم. بعد اجزایش را بشناسیم و این نقشه راه ما است. به نوعی داریم چهره نگاری می کنیم و در این صورت افکار عمومی خواهد دید که چه فردی به درد فدراسیون فوتبال می‌خورد.

حساسیت های تازه درباره فوتبال
حالا می خواهم با یک سوال شروع کنم؛ آیا در 16 سال گذشته که آقایان علی کفاشیان و مهدی تاج در فدراسیون فوتبال رییس بودند، جامعه و رسانه ها به اندازه این بار از خودشان حساسیت نشان دادند؟ این قدر مدیریت شان چالش برانگیز شد؟ این قدر حرف و حدیث پیش آمد؟ آن برنامه تلویزیونی یادتان هست که آقای کفاشیان آن جمله معروف را درباره لیوان روی میز گفت؛ «من حتی اختیار جابجایی این لیوان را هم ندارم!» چرا آن موقع هیچ کس هیچ واکنشی نشان نداد. آن موقع منتقدان و دلسوزان فوتبال کجا بودند؟ رسانه ها کجا بودند؟ افکار عمومی کجا بود؟ وقتی به این روشنی رییس فدراسیون فوتبال از عدم اختیارات خودش صحبت می کرد و رسما اعلام کرد که دیگران برای فوتبال تصمیم می گیرند، منتقدان کجا بودند؟ آیا نقش فدراسیون مگر عوض شده که تا این حد حساسیت ها درباره نفر اول آن شدت گرفته است؟ آیا مگر تمام کارهای فدراسیون فوتبال را نفر اول فدراسیون انجام می دهد که بعضی ها معتقدند رییس باید زبان بلد باشد، بودجه را بلد باشد، فوتبال را بشناسد، حقوق بین‌الملل را بلد باشد، داوری را بشناسد و خیلی فاکتورهای دیگر... 

به نظرم این طور نیست. پس ما متوجه می شویم که این بار در مورد انتخابات فدراسیون فوتبال یک کنش اجتماعی صورت گرفت. اگر بخواهیم موج سواری کنیم باید بگوییم علی کریمی باعث شکل گیری این کنش اجتماعی بود. اما اگر بخواهیم واقع گرایانه به ماجرای انتخابات فدراسیون فوتبال نگاه کنیم و آن را تحلیل کنیم موضوع به سمت و سوی دیگری می رود.

تکرار تخلفات در انتخابات
ما می خواهیم یک ماجرا را تحلیل کنیم. اینکه نامزد‌ها چه مسیری را در پیش گرفتند؟ چطور مصاحبه کردند؟ با چه ادبیاتی سخن گفتند؟ چه پایانی داشتند؟ من واقعا می خواهم بدانم اگر نامزدی بداند که در یک انتخابات شانسی برای برنده شدن ندارد اما خود را نامزد می کند تا جنس نامزدها جور باشد و از طیف های مختلف در انتخابات نامزدهایی حضور داشته باشند راه درستی است؟ آیا وقتی می دانم برنده نمی شوم نباید کناره‌گیری کنم؟ آیا نامزد شدن من نوعی رفتار است تا جامعه را تحت تاثیر قرار دهم؟ شما در جمع همین نامزدها دیدید که فردی حضور داشت که وقتی کارنامه مدیریتی اش را طی 
20 سال گذشته نگاه می‌کنیم واقعا نمره‌ای بهتر از 13 نمی توانیم به او بدهیم، اما این نامزد به انتخابات فدراسیون فوتبال 
می‌آید و می‌خواهد در اینجا شانس خودش را امتحان کند. باز هم می‌خواهم به گذشته برگردم. شما یادتان هست در برنامه نود چه آیتم‌هایی درباره انتخابات هیات فوتبال استان ها تهیه شده بود. یادتان هست که در نهایت آن همه تخلف با چند لبخند تمام شد؟ هیچ کس هم به خودش زحمت نداد که این تخلفات را پیگیری کند. تخلفاتی که فقط یک فقره اش این بود که فرد غایب می توانست رای بدهد! خب چه شد؟ کسی انتخابات را غیر قانونی دانست؟ کسی دستور داد که انتخابات باید از نو برگزار شود؟ کسی ناظر تعیین کرد؟ این انتخابات همیشه در فوتبال ایران تکرار می شود با این تفاوت که این بار شبکه‌های اجتماعی موضوع انتخابات را پر رنگ تر کرده بود و مردم با حساسیت بیشتری کار را دنبال می کردند. این همان حادثه 16 سال پیش است اما حالا کمی مدرن تر شده.
مکانیزم معیوب در رای گیری
اساسا مکانیزم رای گیری معیوب است. آنجایی که 50 درصد از آراء دست کسانی است که خودشان وامدار رییس فدراسیون هستند. یعنی آقایانی امروز انتخابات را معماری می کنند که خود از سوی رییس فدراسیون معماری شده اند. جایی که می گویند مهندسی انتخابات یا معماری منظور دقیقا همین است. بعضی از این آقایان 15 سال است که رییس هیات فوتبال هستند. خب اینها معماران مجمع فدراسیون فوتبال هستند. افرادی که قاطبه آراء را در اختیار دارند و هر فردی که بخواهد رییس فدراسیون فوتبال شود باید بداند که این دسته (روسای فوتبال استان ها) را باید مجاب کند که به او رای بدهند. در غیر این صورت اتفاق خاصی برای آن فرد رخ نخواهد داد. 
روسای فوتبال استان ها شغل خودشان را به خطر نمی اندازند که فردی فوتبالی و البته تحصیل کرده بیاید و جای شان را بگیرد. آنها می خواهند بمانند. حتی به قیمت از دست رفتن فوتبال. به خودشان فکر می کنند. به همین دلیل است که من به شما می‌گویم اگر این فوتبال بخواهد نو بشود باید شبکه به هم پیوسته ای از افراد که چیزی حدود 500 تا 600 نفر هستند تغییر کنند و کنار بروند. بنابراین مکانیزم رای گیری اشکال اساسی دارد.

فوتبال به دست فوتبالی ها؟
تحصیلات آکادمیک فوتبالی ها در چه حدی است؟ فوتبالی‌ها چقدر مدیریت را می شناسند؟ فوتبالی‌ها چقدر برای ارتقای سطح فرهنگی و سواد خودشان هزینه کرده‌اند؟ چند نفر در فوتبال داریم که این طوری هستند؟ چند نفر فوتبالی داریم که در سمیناری در AFC بتواند از علل افت فوتبال آسیا به خوبی صحبت کند؟ چند نفر فوتبالی داریم که وزن اجتماعی دارند؟ من خودم دوست دارم فوتبال به دست فوتبالی ها بیفتد. علی کریمی یک روزی بازیکن بزرگی بوده. بازی با توپ این بازیکن چشم نواز بوده. اما در مدیریت هم همین اندازه می تواند 
چشم‌نواز و حرفه ای پیش برود؟ روابط عمومی او با افراد چگونه است؟ برخی بازیکنان فوتبال در دوره بازیگری شان رفتارهایی 
داشته‌اند که خیلی جالب نبوده. حالا فرض کنید این رفتارها و جنجال‌ها رنگ قدرت هم به خودش بگیرد. چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ جامعه قرار است به کدام سمت برود؟ شخصا عقیده ندارم که کسی که خیلی خوب تو سر توپ می زند حتما مدیر خوبی هم هست؟ کسی که خوب سر می زند حتما رییس خوبی برای فدراسیون است. نه. من چنین عقیده ای ندارم. اما عقیده دارم فوتبالی ها باید برای ارتقای سطح خودشان هزینه کنند. چه مادی و چه معنوی. کشتی گیران را نگاه کنید. خودشان کشتی را تصاحب کردند اما چه کسانی آمدند؟ کشتی گیرانی آمدند رییس شدند که دکترای تربیت بدنی داشتند. بسکتبالیست ها هم همین طور. شما مربیان برخی تیم های لیگ برتری را نگاه کنید. برخی اینها را اصلا نمی پسندم. اطمینان دارم که شما هم رفتارهای شان را نمی پسندید. جامعه هم پذیرای چنین روحیاتی نیست. افرادی پرخاشگر، بد زبان یا ....
فوتبالی ها باید به سمت تحصیلات عالی بروند. ما دکتر خبیری را داشتیم اما یک نفر بود. فوتبالی ها اگر می خواهند سکان هدایت فوتبال را بر عهده بگیرند باید به سمت پیشرفت فردی خودشان حرکت کنند. اما بعضی از این آقایان آن قدر وضع مالی خوبی دارند که اصلا ضرورت این پیشرفت و ارتقای فردی را درک 
نمی‌کنند. مشغله‌شان می شود پول. می شود کارهای اقتصادی. برخی مربیان 10 میلیارد می گیرند اما دلشان نمی آید یک سفر به آلمان بروند و چهار تا چیز جدید در عرصه مربیگری یاد بگیرند. باید بپذیریم که هیچ راه میانبری وجود ندارد. فوتبالی ها باید قدرتمند شوند و بعد بیایند. فوتبالیست ها و اهالی آن نباید از رسیدن به هدایت فوتبال و فدراسیون ناامید شوند. 

دغدغه عجیب عزیزی خادم
موضوع دیگری که مایلم درباره‌اش صحبت کنم خود 
آقای عزیزی‌خادم است. ایشان گفته اند اولویت اصلی من بحث صعود تیم ملی به جام جهانی است. باید عرض کنم که اولا بنده هیچ شناختی از آقای عزیزی خادم ندارم. ایشان را نمی‌شناسم اما در مورد فوتبال و فدراسیون شناخت دارم. به ایشان تبریک می گویم اما ثانیا باید عرض کنم شما به عنوان رییس فدراسیون فوتبال نمی‌تواند هیچ نقش یا تاثیری در صعود تیم ملی به جام جهانی داشته باشید.
 شما در بردن عراق یا بحرین هیچ تاثیری نخواهید داشت. چون پروسه تیم ملی به اتفاقاتی برمی گردد که 4 سال است شاهد آن هستیم و حادثه ای که از راه می رسد قطعا به همین رویه 4 سال اخیر ما برمی‌گردد و نباید منتظر چیز دیگری باشیم. من فکر می‌کنم عزیزی خادم اگر 4 سال اول ریاست خود را به مطالعه فوتبال و جریانات فوتبالی بگذراند موفقیت بیشتری نصیبش خواهد شد تا اینکه بگویید بزرگ ترین چالش‌تان صعود تیم ملی به جام جهانی است. چرا این را می‌گویم؟ چون شما به محض اینکه این تیم ملی از صعود به جام جهانی باز بماند اولین کسی هستید که می گویید من تازه آمدم و این ناکامی برای مدیریت قبلی است. بنابراین لطفا شما دغدغه صعود به جام جهانی را مهم ترین چالش تان معرفی نکنید که ما دیالوگ‌های شما را حفظ کرده ایم.

 به محض اینکه این تیم ملی از صعود به جام جهانی باز بماند اولین کسی هستید که می گویید من تازه آمدم و این ناکامی برای مدیریت قبلی است. بنابراین لطفا شما دغدغه صعود به جام جهانی را مهم ترین چالش تان معرفی نکنید که ما دیالوگ های شما را حفظ کرده ایم    

captcha
شماره‌های پیشین