sobhe-no.ir
1138
یکشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۹۹
14
آخرین سخن کارگردانان تئاتر با «صبح‌نو» در سال 1399

جهادِ تئاتری‌ها در سالی دشوار

روزهای پایانی سال 1399 را می‌گذرانیم؛ سالی که با کرونا شروع شد، با کرونا ادامه یافت و با کرونا نیز در حال تمام‌شدن است. بهار خودش را به کوچه‌ها و خیابان رسانده، درخت‌ها جوانه‌های نو زده‌اند، مردم سبزه‌هایشان را رویانده‌اند و در حال تدارک‌دیدن هفت‌سینِ زندگی هستند. 99 سالی پر از مرگ بود، اما بهار می‌رسد و یادمان می‌آورد که زندگی هنوز هم قوی‌تر از مرگ جریان دارد.

«شوخی شوخی» نوروز ۱۴۰۰ روی آنتن

صبح نو

آخرین سخن کارگردانان تئاتر با «صبح‌نو» در سال 1399

جهادِ تئاتری‌ها در سالی دشوار

روزهای پایانی سال 1399 را می‌گذرانیم؛ سالی که با کرونا شروع شد، با کرونا ادامه یافت و با کرونا نیز در حال تمام‌شدن است. بهار خودش را به کوچه‌ها و خیابان رسانده، درخت‌ها جوانه‌های نو زده‌اند، مردم سبزه‌هایشان را رویانده‌اند و در حال تدارک‌دیدن هفت‌سینِ زندگی هستند. 99 سالی پر از مرگ بود، اما بهار می‌رسد و یادمان می‌آورد که زندگی هنوز هم قوی‌تر از مرگ جریان دارد.

در این سال ما هموطنان زیادی را از دست دادیم و بسیاری از اهالی هنر نیز به همراه آنها ترک‌مان ‌کردند. 99 سال سختی برای هنر و هنرمندان بود و سالی سخت‌تر برای تئاتر و تئاتری‌ها. ارزش هنرمندانی که هنرشان را در این دوران زنده نگه داشتند، سال‌های بعد، وقتی کرونا برای همیشه رفته باشد، مشخص خواهد شد. اجراهایی که امسال 
به روی صحنه رفتند، تعداد معدودی بودند و کارگردانانی که پشت تئاتر را خالی نکردند نیز کم بودند. به مناسبت سال نو، از کارگردانانی که در این سالِ کرونایی همراه تئاتر بودند خواسته‌ایم از اجرا در دورانِ کرونا بگویند و برایمان تصویری از سال نو ارائه دهند.
 
«کهبد تاراج»، کارگردان نمایش «یاماها»

کار ‌کردن در دوره کرونا همانقدر که عجیب و غریب بود، جذاب هم بود. بسیار در این دوره اجرا استرس داشته و مدام منتظر این بودم که یکی از عوامل به خصوص بازیگرها اعلام کنند به کرونا مبتلا شده‌اند. ما در شهریور و با گیجی و گنگی تمرینات را شروع کرده و به نوعی با جان‌مان بازی کردیم. تمرین ‌کردن در فضایی بسته و اجرا در سالنی که امکان استفاده از تهویه نیست، (چون روشن شدن سیستم تهویه صدای بازیگر را گُم می‌کند) همه ریسک است و ما این ریسک را پذیرفتیم.
به نظرم کار ‌کردن در دوران کرونا خود نوعی جهاد است و فقط با این جهادی کار‌کردن می‌شد تئاتر را در این دوران زنده نگه داشت. کار‌کردن در این دوران فداکاری می‌خواهد و ما به خاطر شغل‌مان و عشقی که به تئاتر داریم، از این فداکاری چشم‌پوشی نکرده و هر آنچه در توان داشتیم به عرصه عمل آوردیم. شرایط در این دوران واقعا پیچیده است. لطف خدا و انرژی مثبت اطرافیان باعث شد که ما به سلامت اجرا رفته و مورد استقبال مخاطب قرار بگیریم. در این میان حمایت‌های دولت به اندازه پیش از کرونا کم بود، اما مجموعه تئاتر شهر از ما حمایت خوبی کرد. امیدوارم سال 1400، سالی کم حادثه‌تر باشد و بتوانیم از شراین ویروس منحوس راحت شویم؛ البته طبق پیش‌بینی‌ها این ویروس چند ماه آینده نیز با ما خواهد بود، اما به این فکر می‌کنم که چند سال بعد چطور از تئاتر کار ‌کردن در این دوران عجیب یاد خواهد شد. به امید اینکه سال جدید، سال خوبی برای تئاتر باشد، تئاتر پویاتری داشته باشیم و سایه بزرگان هنر بر سرمان باشد.
 
«مسعود طیبی»، کارگردان نمایش
 «فقط چهل روزه بودم»

تنها راه بازیابی دوباره روح بشر دست زدن به آثار هنری است آن هم در شرایطی که جهان بسیار متناقض در برابر این ویروسِ ننگین صف‌آرایی کرده و انسان هیچ نمی‌داند و فقط تلاش می‌کند برای بقای خویش. چراکه هنر تنها چیزی است که می‌تواند انسان را از تاریک‌ترین لحظات زندگی خود به روشنایی هدایت کند. تجربه من از کار ‌کردن در زمان کرونا عجیب‌ترین تجربه این 23 سال فعالیت مستمر در تئاتر است. لحظاتی پر از التهاب برای تصمیم‌گیری. آیا اجرا برویم؟ آیا اجرا نرویم؟ وضعیت سلامت‌مان چه خواهد شد؟ وضعیت سلامت مخاطبان چه خواهد شد؟ وضعیت مالی ما چه خواهد شد؟ آیا اقتصاد بیش از پیش ضعیف تئاتر و تئاتری‌ها از این هم شکننده‌تر خواهد شد؟ فکر، صحبت و گفت‌وگو؛ در نهایت به این نتیجه رسیدیم که باید کار کنیم، چون این زمانه عجیب نه‌تنها هنرمند می‌خواهد، که هنرمند گلادیاتور می‌خواهد؛ هنرمندمبارزی که در صف اول روحیه‌بخشی برای فرار از این وضعیت درد بایستد و مقاومت کند، پس با تمام ترس‌مان از این ویروس ناشناخته، تمرین را آغاز کردیم اما با این تفاوت که دیگر نمی‌توانستم از نزدیک و درِگوشی بازیگرانم را هدایت کنم و باید فاصله را رعایت می‌کردم. آیا بین روح من و روح بازیگرانم فاصله افتاده است؟ آیا خیلی از حرف‌هایی که باید نهان بماند، به گوش همه می‌رسد؟
حال اجرا: التهاب فضای بسته و کسانی که گاهی در طول اجرا ناخواسته ماسک‌های خود را برمی‌داشتند، سخت بود. اجراهایی با شیوه متفاوت... دیگر نمی‌توانستیم از ظرفیت حداکثری سالن برای استقبال مخاطب از اجرا استفاده کنیم؛ یکی در میان. حتی بین مخاطبان هم فاصله
 افتاده است. باید با نیمی از سالن و ظرفیت خودمان به استقبال مخاطب می‌رفتیم و رفتیم؛ پرقدرت هم رفتیم. اجرایمان در کمترین زمان ممکن دو اجرایی شد. اجرا با فراز و فرودهایش پیش می‌رفت اما ناگهان کرونا گریبان دو تن از بازیگرانم را گرفت. حال چه کنیم؟ اجرا را تعطیل کنیم؟ در نهایت به این نتیجه رسیدیم که هیچ‌چیز بالاتر از سلامت گروه و مخاطبان نیست. اجرا را تعطیل کردیم. همه تست داده و وقتی همه جواب‌ها منفی شد، با صلاحدید تئاترشهر اجرا را ادامه دادیم و پرقدرت تا   انتها رفتیم.
بسیار حرف برای گفتن وجود دارد اما در انتها یک آرزو دارم برای تمام کسانی که این متن را می‌خوانند یا آنهایی که نمی‌دانم کجا هستند و چه می‌کنند؛ امیدوارم همه به سلامت از این بحران کرونا گذر کنند و آینده بسیار درخشانی برای جامعه ما، هنر ما و تئاتر ما رقم بخورد. سال نو مبارک.
 
«علیرضا اخوان»، کارگردان نمایش «ابر شلوارپوش»

در آستانه سال جدید ما نسبت به سال‌های قبل تنها‌تر شده‌ایم؛ ستون‌های فرهنگی که از دیرباز باقی مانده بود دچار بازنگری و بعد دگرگونی شده‌اند. خانواده معنای کهنه‌اش را از دست داده و در تلاش برای بازیافت معنای جدیدی است. ما در خانه‌هایمان محصور شده‌ایم، زمان رفت و آمدمان محدود شده است، فاصله بدن‌هایمان تعیین شده، ارتباط با دیگری به مثابه در خطر مرگ بودن است، حتی اگر آن دیگری مادر و پدری باشند که ما را به وجود آورده‌اند. مفاهیم بنیادین اخلاقی دگرگون شده. ما دچار یک بی‌نسبتی با اطراف‌مان شده‌ایم، ناخواسته می‌توانیم بکشیم و کشته شویم. علائم بیماری به مثابه شلیک و ماسک به مثابه زره است. شرایط گروتسکی است. تمام این میزانسن‌ها در سراسر دنیا اجرا می‌شود و وزن عامل اصلی آن به یک کیلوگرم هم نمی‌رسد. کرونا تنهایی انسان را آشکار کرده، نیمه پنهان وجود ما را برایمان نمایان و ما را دچار شناخت جدیدی از خودمان کرده است. کرونا به مفهوم یک ویروس، زندگی ما را در دست گرفته است و در حال نمایش دادن ساحت دیگری از ماست. انسان در حال تغییر است چرا که دغدغه‌ها و روابط او در حال تعییر است. ستون‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی جامعه در حال دگرگونی است. در زمان کمی ممکن است به موجودی تبدیل شویم بدون سواد عاطفی و منزوی.
برگمان در یکی از فیلم‌هایش نشان می‌دهد مردی فیزیکدان جایزه نوبل می‌گیرد، همسرش خوشحال است و اشک می‌ریزد. مدتی بعد همسرش که هنرمند است جایزه‌ بسیار مهمی می‌گیرد، شوهرش خوشحال است و اشک می‌ریزد و بعد آنها را در خانه سر میز شام نشان می‌دهد، نشسته‌اند و نمی‌توانند با هم حرف بزنند. آنها سواد عاطفی‌شان را از دست داده‌اند. برگمان به ما یاد‌آوری می‌کند که ممکن است ما تخصص داشته باشیم، ولی سواد عاطفی نه. یکی از آسیب‌هایی که دوران کرونا به ما می‌زند و کمتر به آن توجه می‌کنیم، فقر سواد عاطفی است. کرونا با ما تمرین می‌کند که تنهاتر شویم و در تنهایی سواد عاطفی‌مان را از دست بدهیم. عید بهانه‌ای است برای تمرین و تقویت سواد عاطفی.

«مرتضی شاه‌کرم»، کارگردان نمایش «برونسی» 

بهار، پیام‌آور عشق و رویش است و موسم سرور و آشتی. سال ۹۹ سالی پر فراز و نشیب برای تئاتر ایران و هنرمندان این عرصه بود. به امید آنکه در سال نو شاهد ایامی
 پر عشق و رویش، پر مهر و برکت به‌همراه سلامتی و موفقیت برای تئاتر، هنرمندان و مردم ایران‌زمین باشیم.

captcha
شماره‌های پیشین