sobhe-no.ir
1135
سه شنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۹۹
12
گفت‌وگوی «صبح‌نو» با«مرتضی شاه‌کرم» نویسنده و کارگردان نمایش «برونسی»

قصه بنّایی که فرمانده تیپ شد

سمانه استاد / «عبدالحسین برونسی»، از اهالی کدکنِ خراسان است که در سال‌63 در عملیات بدر شهید شد. وی یکی از فرماندهان ایران در جنگ بین ایران و عراق بود. زندگی این شهید بزرگوار پستی و بلندی‌های بسیاری داشته که این پستی و بلندی‌ها را «مرتضی شاه‌کرم» در نمایشی به نام «برونسی» به روی صحنه آورد. شاه‌کرم پرتره‌ای از شهید برونسی ارائه داد که در حین سختگیر بودن، دلچسب و شیرین نیز هست. نمایش «برونسی» که جوایز زیادی از جمله طراحی لباس و بازیگری را در جشنواره مقاومت از آن خود کرده، تا پانزدهم اسفندماه در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفت. شاه‌کرم که خود متن این نمایش را نگاشته و نقش پدرِ شهید برونسی را نیز بازی می‌کرد، از بازی «مسعود شامی خاتونی»، «ایمان سلگی»، «فرید کیامرثی»، «پروا آقاجانی»، «محسن پوشایی»، «مائده جلالی»، «احمد صمیمی»، «سالار مسیب‌زاده» و «مجید رحمتی» نیز استفاده کرده بود.در این مجال «مرتضی شاه‌کرم» از چرایی انتخاب این شهید برای اجرا و بی‌مهری ارگان‌های مسوول در حمایت از این اثر دفاع مقدس به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

صبح نو

گفت‌وگوی «صبح‌نو» با«مرتضی شاه‌کرم» نویسنده و کارگردان نمایش «برونسی»

قصه بنّایی که فرمانده تیپ شد

سمانه استاد / «عبدالحسین برونسی»، از اهالی کدکنِ خراسان است که در سال‌63 در عملیات بدر شهید شد. وی یکی از فرماندهان ایران در جنگ بین ایران و عراق بود. زندگی این شهید بزرگوار پستی و بلندی‌های بسیاری داشته که این پستی و بلندی‌ها را «مرتضی شاه‌کرم» در نمایشی به نام «برونسی» به روی صحنه آورد. شاه‌کرم پرتره‌ای از شهید برونسی ارائه داد که در حین سختگیر بودن، دلچسب و شیرین نیز هست. نمایش «برونسی» که جوایز زیادی از جمله طراحی لباس و بازیگری را در جشنواره مقاومت از آن خود کرده، تا پانزدهم اسفندماه در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر به روی صحنه رفت. شاه‌کرم که خود متن این نمایش را نگاشته و نقش پدرِ شهید برونسی را نیز بازی می‌کرد، از بازی «مسعود شامی خاتونی»، «ایمان سلگی»، «فرید کیامرثی»، «پروا آقاجانی»، «محسن پوشایی»، «مائده جلالی»، «احمد صمیمی»، «سالار مسیب‌زاده» و «مجید رحمتی» نیز استفاده کرده بود.در این مجال «مرتضی شاه‌کرم» از چرایی انتخاب این شهید برای اجرا و بی‌مهری ارگان‌های مسوول در حمایت از این اثر دفاع مقدس به «صبح‌نو» چنین می‌گوید:

ابتدا خسته نباشید می‌گویم به شما و تیم‌تان برای اجرا در این روزهای سخت. چرا این نمایش را انتخاب کردید و چه شد که ریسک اجرا در دوران کرونا را پذیرفتید؟
در حال حاضر در شرایطی به سر می‌بریم که نمی‌توانیم دوره اجرایی دقیقی را تعیین کنیم، مگر اینکه قصد داشته باشیم در سالن‌های خصوصی اجرا برویم. در سالن‌های دولتی به‌دلیل اینکه گروه‌های دیگری نیز اجرا دارند و نوبت اجرای هر گروه مشخص شده است، دست گروه برای انتخاب زمان مورد نظرشان باز نیست. در مورد انتخاب این نمایش باید بگویم که وقتی نمایشنامه این اثر را نوشتم، بسیار مشتاق بودم که زودتر آن را به روی صحنه ببرم. برایم مهم بود که هم خودم شخصیت شهید برونسی را بشناسم و هم بتوانم آن را به مخاطب بشناسانم. در این راستا جشنواره مقاومت فرصت مناسبی بود که این اثر را به روی صحنه برده و بازخوردهای مخاطب و اهالی تئاتر را بسنجم. برونسی در جشنواره مقاومت در 9‌بخش کاندید شد و این نشان می‌داد که اجرا مورد قبول واقع شده و می‌توانیم زودتر برای اجرای عموم آن اقدام کنیم.

چرا شخصیت شهید برونسی را برای به روی صحنه بردن انتخاب کردید؟ پروسه نگارش این متن به چه شکل بود و از چه منابعی برای نوشتن این اثر کمک گرفتید؟
از یک سو، من بچه خرمشهر و از خانواده‌های جنگ‌زده آن دوران هستم. ما جزء اولین خانواده‌هایی بودیم که بعد از آزادسازی خرمشهر به این شهر بازگشتیم. جنگ در ناخودآگاه من جای دارد و دغدغه‌ای همیشگی برایم است. در سوی دیگر، مرکز هنرهای نمایشی در راستای ادای دین به شهدای دفاع مقدس از نویسنده‌ها برای این مهم دعوت به عمل آورد و چندین شهید معرفی شد تا نویسنده‌ها بر روی این شخصیت‌ها کار کنند. در میان این اسامی نام شهید برونسی برای من غریبه بود و شناختی از ایشان نداشتم. پس شروع به تحقیق و پژوهش درباره این شهید کردم. کتاب «خاک‌های نرم کوشک» را خواندم. مستندهای مرتبط با ایشان را دیدم و خاطرات همسر و همرزمانش را هم مطالعه کردم. در مورد جغرافیای محل زیست این شهید تحقیق کردم و متوجه شدم زندگی بسیار دراماتیکی داشته‌اند، می‌توان بدون شعار دادن این شخصیت را روی صحنه آورد و مردم را به قضاوت کشید که چطور یک مرد ساده روستایی تبدیل می‌شود به یکی از قهرمانان جنگ.

در سینما و تئاترِ دفاع مقدس با توجه به اهمیت و ابهت موضوع معمولا روال داستان و شخصیت‌پردازی‌ها به شکلی خشک و جدی انجام می‌شود. در نمایش «برونسی» اما مخاطب با فضای مفرح و 
تلطیف شده‌ای روبه‌رو می‌شد که به همان میزان که جدی است، طنز نیز هست. از این ویژگی بیشتر برای‌مان بگویید.
به نظر من برای اینکه بتوانیم با مخاطب ارتباط برقرار کنیم باید بتوانیم راحت با او حرف بزنیم. تقدس‌گرایی همیشه آفتی بزرگ برای سینما و تئاتر دفاع مقدس 
بوده است و هرگاه رفتیم سراغ شعار دادن، تماشاگر گارد گرفته و ریزش کرده است. فکر می‌کنم هر وقت ساده، صادقانه و با یک زبان شیرین با مخاطب حرف بزنیم، او بهتر متوجه منظورمان می‌شود و شخصیت را دنبال می‌کند.


 این اتفاق هم ساده نیست. احساس می‌کنم در نمایش «برونسی» اگر اتفاق خوبی افتاده، من هیچ سهمی در آن نداشته‌ام، بلکه خود این شهید بزرگوار به ما کمک کردند و گروه نیز مرا به خوبی همراهی نمودند. شاید در این مقطع راحت‌تر بتوانم به سؤال اول شما پاسخ دهم.

اینکه چه شد ریسک اجرا در دوران کرونا را پذیرفتید؟
بله. پروسه تولید تئاتر به این شکل است که وقتی نمایشی تمریناتش را شروع می‌کند باید سریع‌تر به اجرا برسد و گرنه طولانی شدن پروسه تمرینات هزینه‌های زیادی را به گروه تولید به تحمیل خواهد کرد. وقتی تمرینات گروه ما آغاز شد می‌دانستیم که تئاترشهر بلاخره بعد از این تعطیلات طولانی دوباره باز خواهد شد. پس تمرینات را ادامه دادیم. با تمرینات بیشتر، نمایش زیباتر شده، خوش‌ریتم‌تر می‌شود، ضرباهنگ بهتری می‌یابد و مخاطب لذت بیشتری خواهد برد. در شروع تمرینات خطاب به این شهید عزیز گفتم که قرار است نمایشی از زندگی او را به صحنه بیاوریم، پس خودش مراقب این تیم باشد که بیمار نشوند و خدا را شکر در چهار‌ماه پروسه تمرینات، هیچ‌یک از اعضای گروهِ شانزده نفره ما دچار بیماری نشدند.

در صحبت‌تان اشاره کردید که موفقیت این کار را از آنِ خود نمی‌دانید در صورتی که شخصیت‌پردازی شما در مقام نویسنده، به خلق فضایی جذاب کمک بسیاری نموده است. جدیت شخصیت شهید برونسی در کنار شخصیت‌های شیرینی که زاده قلم شما هستند به نمایشی خوشایند تبدیل شده.
این در واقع ترفندی در نویسندگی است که وقتی می‌خواهید شخصیتی جذاب را خلق کنید، دور و بر این شخصیت را پر از آدم‌های جذاب کنید. این موضوع باعث می‌شود تماشاگر لذت بیشتری از اجرا ببرد. در زندگی شهید برونسی به روستای اقامت ایشان برخوردم که برایم جذاب بود. به همین دلیل بخش زیادی از نمایش نیز در این روستا و با روستاییانی شیرین می‌گذرد.

آیا خانواده شهید برونسی هم به دیدن این نمایش نشستند؟
من در طول دوره تحقیقات و پژوهش موفق نشدم به‌طور مستقیم با خانواده ایشان ارتباط برقرار کنم. اما یکی از اتفاقات خوب این کار این بود که پسر شهید برونسی، آقای مهدی برونسی، با بنده تماس گرفتند و گفتند که شنیده اند نمایشی با محوریت پدر ایشان را 
به روی صحنه برده‌ایم و مشتاقند کار را ببیند. در یکی از شب‌های اجرا نیز در سالن حضور داشتند و از دیدن این نمایش ابراز خرسندی کردند.
استقبال از نمایش «برونسی» چطور بود؟ آیا زندگی این شهید مورد استقبال مردم قرار گرفته است؟
بله. خدا را شکر استقبال از نمایش بسیار خوب بود. در اینجا لازم می‌دانم از آقای «ابراهیم گله‌دارزاده» مدیر تئاتر شهر تشکر کنم که اگر ایشان نبودند امکان به صحنه رفتن نمایش برونسی در آینده‌ای نزدیک وجود نمی‌داشت. باید گِله‌ای هم بکنم از دیگر ارگان‌هایی که حمایتی از ما نکردند. آن‌ها کار را دیدند، عکسی یادگاری هم با ما انداختند اما یک بار سؤال نپرسیدند که این کار در این شرایط کرونایی و بدون تهیه‌کننده، چطور به صحنه رفته است. ما چطور توانستیم از پس هزینه‌های اجرا بر بیاییم و در پایان این چهارماه من چطور می‌توانم دستمزد بچه‌هایی را که در این شرایط در این اثر حضور داشتند پرداخت کنم. حس می‌کنم تنها در حد حرف است که از اجراهای دفاع مقدس حمایت می‌شود، اما در عمل هیچ حمایتی صورت نمی‌گیرد. تا امروز به جز مرکز هنرهای نمایشی آن هم با کمک هزینه‌های اجرا، هیچ حمایتی از سوی هیچ ارگانی از ما نشده است. منی که دغدغه این موضوعات را دارم در نهایت ممکن است مجبور شوم دست از این دغدغه بشویم، به سوی تئاتر کمدیِ بفروش بروم و با چند سلبریتی کار را اجرا ببرم تا مخاطب بیشتری را جذب کنم؛ زیرا اگر حمایتی صورت نگیرد، دیگر اجرا بردن این جنس کارها از توان ما خارج خواهد بود.

captcha
شماره‌های پیشین