sobhe-no.ir
1133
یکشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۹۹
11
گزارش «صبح‌نو» به مناسبت سالگرد شهادت سردار خیبر

ابراهیم در گلستان

محمد حسین طارمی / با ورق زدن برگ‌های تاریخ دفاع مقدس به اسم‌های بزرگی برخورد می‌کنیم که این بزرگی را از حماسه‌ها و رشادت‌هایی که از خود نشان داده‌اند، وام گرفته‌اند؛ اسامی آشنایی که در اکثر شهرها با گذر از خیابان‌ها یا اتوبان‌هایی که به نام‌شان شده است، هر روزه با آن‌ها سر کار داریم بدون اینکه خیلی‌هایمان خبری از چرایی نامدارشدن‌شان داشته باشیم؛ از مغز متفکر جبهه‌ها، شهید حسن باقری، روزنامه‌نگاری که اتفاقی سر از اتاق جنگ درآورد و شانه به شانه درجه‌داران باسابقه ارتش ایستاد، توجیه کرد و طراح عملیات شد، تا فرمانده لشکرهای نام‌‌آوری چون شهید همت، شهید خرازی، شهید باکری، شهید کاظمی، شهید زین‌الدین و شهید دقایقی یا حتی فرمانده محورها، گردان‌ها، گروهان‌ها و دسته‌ها.اسفند كه از نیمه می‌‌گذرد، هنوز چند قدم مانده به بهار، شكوفه سرخی از تنه صلابت می‌روید كه همه فصل‌ها را شرمگین می‌‌كند، آن شكوفه نام پرافتخار شهید «محمد‌ابراهیم همت» است كه در گاه‌شمار ایران‌زمین سرآغاز بهاری از جنس شهادت و جاودانگی در زمستان روزمرگی است. محمدابراهیم در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ در شهرضا دیده به جهان گشود، او تا مقطع دیپلم را در زادگاهش گذراند. پدرش از دوران کودکی او چنین می‌‌گوید: در دوران تحصیلش از هوش و استعداد فوق العاده‌‌‌ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت. هنگامی که خسته از کار روزانه به خانه برمی‌گشتم، می‌‌دیدم، فرزندم تمامی خستگی‌ها را از وجودم پاک می‌کرد و اگر شبی او را نمی‌دیدیم، برایم بسیار تلخ و ناگوار بود.

صبح نو

گزارش «صبح‌نو» به مناسبت سالگرد شهادت سردار خیبر

ابراهیم در گلستان

محمد حسین طارمی / با ورق زدن برگ‌های تاریخ دفاع مقدس به اسم‌های بزرگی برخورد می‌کنیم که این بزرگی را از حماسه‌ها و رشادت‌هایی که از خود نشان داده‌اند، وام گرفته‌اند؛ اسامی آشنایی که در اکثر شهرها با گذر از خیابان‌ها یا اتوبان‌هایی که به نام‌شان شده است، هر روزه با آن‌ها سر کار داریم بدون اینکه خیلی‌هایمان خبری از چرایی نامدارشدن‌شان داشته باشیم؛ از مغز متفکر جبهه‌ها، شهید حسن باقری، روزنامه‌نگاری که اتفاقی سر از اتاق جنگ درآورد و شانه به شانه درجه‌داران باسابقه ارتش ایستاد، توجیه کرد و طراح عملیات شد، تا فرمانده لشکرهای نام‌‌آوری چون شهید همت، شهید خرازی، شهید باکری، شهید کاظمی، شهید زین‌الدین و شهید دقایقی یا حتی فرمانده محورها، گردان‌ها، گروهان‌ها و دسته‌ها.اسفند كه از نیمه می‌‌گذرد، هنوز چند قدم مانده به بهار، شكوفه سرخی از تنه صلابت می‌روید كه همه فصل‌ها را شرمگین می‌‌كند، آن شكوفه نام پرافتخار شهید «محمد‌ابراهیم همت» است كه در گاه‌شمار ایران‌زمین سرآغاز بهاری از جنس شهادت و جاودانگی در زمستان روزمرگی است. محمدابراهیم در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ در شهرضا دیده به جهان گشود، او تا مقطع دیپلم را در زادگاهش گذراند. پدرش از دوران کودکی او چنین می‌‌گوید: در دوران تحصیلش از هوش و استعداد فوق العاده‌‌‌ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت. هنگامی که خسته از کار روزانه به خانه برمی‌گشتم، می‌‌دیدم، فرزندم تمامی خستگی‌ها را از وجودم پاک می‌کرد و اگر شبی او را نمی‌دیدیم، برایم بسیار تلخ و ناگوار بود.

 ابراهیم؛ پرچمدار جوانان مبارز شهرضا
وی در سال ۱۳۵۲ دیپلم گرفت و در کنکور سراسری شرکت کرد. عدم موفقیت ابراهیم در ورود به دانشگاه نتوانست خللی در اراده او به وجود آورد. در همان سال، پس از قبولی در امتحانات ورودی «دانشسرای تربیت معلم اصفهان» برای تحصیل عازم این شهر شد. ابراهیم فوق‌دیپلم خود را در ۱۳۵۴ اخذ کرد، بعد از ‌گرفتن مدرک فوق‌دیپلم وارد خدمت سربازی شد و پس از آن به شهرضا برگشت و در مدارس راهنمایی آن شهر به تدریس تاریخ پرداخت.
ابراهیم در آنجا به تشویق و ترغیب دانش‌آموزان به مطالعه و کسب بینش و آگاهی پرداخت و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار داده شود اما او از تربیت شاگردان خود لحظه‌ای غفلت نمی‌ورزید. سخنرانی‌های پرشور و آتشین او علیه رژیم پهلوی که بدون مصلحت‌اندیشی انجام می‌شد، مأموران رژیم را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه‌ای که او شهر به شهر می‌رفت تا از دستگیری در امان باشد.
با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی ارتباطش با حوزه علمیه قم برقرار شد و به طور مستمر برای ‌گرفتن رهنمود، دیدار با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار به قم رفت وآمد می‌کرد. در این دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژیم پهلوی و سرکوب‌های آنها عکس‌العمل نشان می‌‌دادند؛ بنابراین ابراهیم احساس کرد که برای سازماندهی تظاهرات باید به شهرضا برگردد. بعد از بازگشت به آنجا در کشاندن مردم به خیابان‌ها و انجام تظاهرات علیه رژیم فعالیت و کوشش خود را افزایش داد تا اینکه در یکی از راهپیمایی‌های پرشور مردمی، قطعنامه مهمی که یکی از بندهای آن انحلال ساواک بود، به وسیله وی قرائت شد. به دنبال آن، فرمان ترور و اعدام ابراهیم توسط فرماندار نظامی اصفهان، سرلشکر سید رضا ناجی، صادر شد اما ابراهیم با تغییر قیافه و رفتن به شهرهای مختلف تا پیروزی انقلاب مخفی بود و آنها نتوانستند  او را دستگیر کنند.
همت پس از پیروزی انقلاب در ایجاد نظم و دفاع از شهر و راه‌اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرستان شهرضا نقش داشت. او از جمله کسانی بود که سپاه شهرضا را با کمک دو تن از برادران خود و سه تن دیگر از دوستانش تشکیل داد. اواخر سال ۱۳۵۸ به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک عزیمت کرد و به فعالیت‌های عقیدتی پرداخت.
 
نقش شهید همت در مقابله با عناصر ضدانقلاب
ابراهیم همت بعد از فعالیت‌‌‌های عقیدتی در سیستان بلوچستان در خرداد ۱۳۵۹ برای مقابله با ضدانقلاب به کردستان اعزام شد.


 در آن زمان بخش‌هایی از منطقه کردستان در دست گروهک‌های مزدور کُرد گرفتار شده بود. ابراهیم توانست با مبارزه‌ای همه‌جانبه علیه گروهک‌های خودفروخته عرصه را بر آنها تنگ‌تر کند و از طرفی دیگر در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش کرد و برای مقابله با فقر فرهنگی منطقه اهتمام چشمگیری از خود نشان داد، تا جایی که هنگام ترک آنجا مردم منطقه گریه می‌‌کردند و حتی تحصن کرده و نمی‌خواستند از او جدا شوند.
ابراهیم مدتی نیز به عنوان مسوول روابط عمومی سپاه پاوه مشغول بود و در آن زمان به کمک بسیجی‌‌‌های کُرد، نشریه‌‌‌ای به نام پیام پاوه را راه انداخت. وی 
پس از مدتی به عنوان فرمانده سپاه پاوه به جنگ پرداخت. به گواه یادداشت‌هایی که از آن شهید والامقام به دست آمده، ایشان از مهر ۱۳۵۹ تا دی ۱۳۶۰ فرماندهی سپاه پاسداران پاوه را بر عهده داشت و در این مدت توانست عملیات‌های موفق در خصوص پاک‌‌سازی روستاها از وجود اشرار، آزاد‌‌سازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث داشته باشد.
 
مدیریتی سالم و مدبرانه
این فرمانده مدبر، قدرت عجیبی در مدیریت داشت، آن هم یک مدیریت سالم در اداره کارها و نیروها. 
با وجود آنکه به مسائل عاطفی و نیز اصول مدیریت احترام می‌گذاشت و عمل می‌کرد، در عین حال هنگام فرماندهی، قاطع بود. او نیروهای تحت امر خود را خوب توجیه می‌کرد و نظارت و پیگیری خوبی نیز داشت. فردی را که در انجام دستورات کوتاهی می‌کرد، بازخواست و شخصی را که خوب عمل می‌‌کرد، تشویق می‌‌کرد. شهید همت آنچنان با جبهه و جنگ عجین شده بود كه در طول حیات نظامی خود فرزند بزرگش را فقط 6 بار و فرزند كوچك‌تر خود را فقط یك‌بار در آغوش گرفته بود.
 ردپای همت از «شاوریه» 
تا «ارتفاعات کانی مانگا»
با آغاز جنگ، ابراهیم و احمد متوسلیان، به دستور محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران، مأموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمد رسول‌الله را تشکیل دهند. نخستین بار در عملیات فتح‌المبین، مسوولیت قسمتی از عملیات به عهده ابراهیم گذاشته شد. وی در موفقیت عملیات در منطقه کوهستانی «شاوریه» نقش مهمی داشت. او در عملیات بیت‌المقدس در سمت معاونت تیپ محمدرسول‌الله فعالیت و تلاش قابل توجهی را در شکستن محاصره جاده شلمچه به خرمشهر انجام داد و یگان تحت امر او سهم بسزایی را در فتح خرمشهر برعهده داشتند.
در سال ۱۳۶۱ با آغاز جنگ در جنوب لبنان، به منظور حمایت از حزب‌الله لبنان، راهی این کشور شد و پس از دو ماه به ایران بازگشت. با شروع عملیات رمضان، در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۶۱ در منطقه شرق بصره، فرماندهی تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله را به عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، در سمت فرماندهی آن لشکر نیز انجام وظیفه کرد. در عملیات 
مسلم بن عقیل و عملیات محرم در سمت فرمانده قرارگاه ظفر، ایفای نقش کرد. در عملیات والفجر مقدماتی، مسوولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر ۲۷ حضرت رسول‌الله، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سیدالشهدا بود، به عهده گرفت. سرعت عمل لشکر ۲۷ تحت فرماندهی او در عملیات والفجر ۴ قابل توجه بود. وی در تصرف ارتفاعات کانی‌مانگا نقش داشت.
 
عملیات خیبر و بی‌توجهی مقامات سیاسی
به روایت محمد ابوترابی در کتاب مردان رستگار، با 
قفل شدن عملیات و بی‌توجهی مقام‌های سیاسی و نظامی به توضیحات محمدابراهیم در مورد واقعیت‌های صحنه نبرد، میان همت که بعد از متوسلیان فرمانده لشکر ۲۷ شده و کاظم رستگار گفت‌وگویی تکان‌دهنده در می‌گیرد: کاظم رستگار مدام می‌گفت: «همین است دیگر، به خدا توکل کن، آنها [مقام‌های بالا] کی فهمیدند ما چه می‌کشیم که حالا بفهمند؟»
همت در حرف‌هایش روی یک موضوع خیلی تاکید می‌‌کرد، آن هم اینکه بالایی‌ها تصور می‌کنند کوتاهی می‌کنم و توقع دارند بعد از پنج، 6 بار... شکست‌خوردن، کماکان ادامه بدهم، درحالی که شدنی نیست. من باید بچه‌ها را از روی بدن شهدای شب قبل حرکت بدهم. این طرف هم پایینی‌ها [نیروهای رزمنده] فکر می‌کنند من مطالب را به بالا منتقل نمی‌کنم و گردان، گردان را برای یک هدف دست‌نیافتنی هزینه می‌‌کنم؛ دیگر خسته شدم.
به روایت کتاب «دستواره سخن می‌گوید»، نوشته حسین شکری، محمدابراهیم همت در میانه عملیات خیبر از محمدرضا دستواره، فرمانده وقت تیپ ابوذر لشکر ۲۷ می‌خواهد به نزد اکبر هاشمی‌رفسنجانی و محسن رضایی برود و عملی نبودن دستورات مدیران جنگ را توضیح بدهد، ولی هاشمی با تاکید بر اینکه هرقدر هم کشته بدهند باید عملیات را ادامه دهند، می‌گوید: «اسلام را به خفت نیندازید. بلند شوید بروید. توکل کنید. ان‌شاءالله راه باز می‌شود.»
در خصوص پاتک‌های شدید دشمن همین بس که فرمانده سپاه سوم عراق در یکی از اظهاراتش گفته بود: «ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدید کردیم که از جزایر مجنون جز تلی خاکستر چیز دیگری باقی نیست.»
 
ابراهیم در آتش مجنون
شهید حاج قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در خصوص شهید همت گفته است: هر وقت شهید همت به ذهن من می‌آید، دلم مملو از غصه می‌شود. او فرمانده لشکر پایتخت بود؛ اما در خیبر آنقدر رزمندگان لشکرش شهید و مجروح شدند که به گردان رسید. گردان را از طلائیه به جزیره مجنون جنوبی منتقل کرد و تبدیل به دسته شد. والله تبدیل به دسته شد، یعنی قریب به ۴۰ نفر همت با دسته ماند. شهید همت در جریان عملیات خیبر به همرزمانش گفته بود: باید مقاومت کرده و مانع از بازپس‌گیری مناطق تصرف‌شده توسط دشمن شد؛ یا همه اینجا شهید می‌شویم یا جزیره مجنون را نگه می‌داریم.
شهید همت سرانجام بر اثر اصابت گلوله توپ همراه با معاونش اکبر زجاجی در ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ در محل تقاطع جاده‌های جزایر مجنون شمالی و جنوبی به فیض شهادت نایل آمد و در گلزار شهدای شهرضا به خاک سپرده شد. در ابتدا قرار بود شهید همت در قطعه ۲۴ بهشت زهرای تهران دفن شود اما به اصرار خانواده در زادگاهش و در کنار امامزاده شاهرضا به خاک سپرده شد.
شهید حاج قاسم سلیمانی در خصوص نحوه شهادت شهید همت می‌گوید: «در ترک موتور و نه در بنز ضدگلوله و در فضای ویژه همت در ترک موتور ناشناس در ضلع وسطی جزیره مجنون شهید شد و بیش از دو ساعت کسی نمی‌دانست آنکه افتاده، همت است. برادرها طاقت این است... امتحان این است... 
و اینگونه است که او امروز بر جان‌ها حکومت می‌کند.»
 
شهید همت؛ اسطوره بزرگ و ماندگار
مقام معظم رهبری در سخنرانی روز17 اسفند 1396 فرمودند: دفاع مقدّس موجب شد که هرکدام از جوانان معمولی و عادی ما که در این بوته‌ آزمایش، بیشتر حرکت ‌کردند و پیشرفت ‌کردند، در مقامات انسانی و علوّ مرتبه‌ انسانی بالاتر بروند. این شخصیّت‌های برجسته و مهم، همّت‌ها، خرّازی‌ها، شما خیال می‌کنید [چگونه بودند؟] شهید همت که واقعا یک اسطوره است یا شهید خرّازی که یک اسطوره است، جوان‌های معمولی بودند؛ جنگ [بود که] این‌ها را تبدیل کرد به این شخصیّت‌های برجسته و بزرگ و حقیقتا ماندگار.
 

captcha
شماره‌های پیشین