sobhe-no.ir
1127
شنبه، ۰۹ اسفند ۱۳۹۹
14
«صبح‌نو» با «کهبد تاراج»، کارگردان و نمایشنامه‌نویس به گفت‌وگو نشست

پرسه‌زنی در محله‌های قدیمی تهران با «یاماها»

سمانه استاد / «کهبد تاراج» نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر است که این روزها نمایش «یاماها» را بر صحنه تالار قشقاییِ تئاتر شهر در حال اجرا دارد. از این نویسنده تا به امروز چندین نمایشنامه از جمله «جوادیه»، «سوگواری قبل از مصیبت»، «نظام‌آباد»، «غلامرضا لبخندی»، «مشتبا، داداش صیغه‌ای حسین آدیداس»، «یاماها»، «مرکب‌خوانی چند جوان دمِ بخت» و «چند سال پیش» به چاپ رسیده است.

خبر ویژه

«نعمت‌جان» روایت زن انقلاب است

آخرین خبر

دیوید فینچر «قاتل» را می‌سازد

خبر روز

یک سریال امنیتی سریال نوروزی شبکه سه شد

صبح نو

«صبح‌نو» با «کهبد تاراج»، کارگردان و نمایشنامه‌نویس به گفت‌وگو نشست

پرسه‌زنی در محله‌های قدیمی تهران با «یاماها»

سمانه استاد / «کهبد تاراج» نمایشنامه‌نویس و کارگردان تئاتر است که این روزها نمایش «یاماها» را بر صحنه تالار قشقاییِ تئاتر شهر در حال اجرا دارد. از این نویسنده تا به امروز چندین نمایشنامه از جمله «جوادیه»، «سوگواری قبل از مصیبت»، «نظام‌آباد»، «غلامرضا لبخندی»، «مشتبا، داداش صیغه‌ای حسین آدیداس»، «یاماها»، «مرکب‌خوانی چند جوان دمِ بخت» و «چند سال پیش» به چاپ رسیده است.

«یاماها» نمایشی اپیزودیک است که در هر اپیزود یک شخصیت داستانش را برای مخاطب تعریف کرده و زنجیره این داستان‌ها با اپیزود سوم کامل می‌شود. ویژگی مشترک نمایشنامه‌های «کهبد تاراج» زبانِ متفاوت، نوستالژی تنیده شده در کار و پرسه‌زنی در محله‌های قدیمی تهران است. در نمایش «یاماها» تاراج پرسه‌زنی‌هایش را به امین‌آباد می‌برد، به بیمارستانی روانی که قدمتی بیش از صد سال دارد و در شهرک امین‌آباد، نزدیک شهر ری واقع شده است.
در این مجال «کهبد تاراج» از چگونگی انتخاب متنِ «یاماها» تا روی صحنه رفتنش در این دوران کرونا برای «صبح‌نو» می‌گوید.

با توجه به اینکه دو نمایشنامه از شما، به کارگردانی آقای «رضا بهرامی» و خودتان در این روزهای کرونایی به روی صحنه رفته است، کمی از شرایط انتخاب متن و کار کردن در این روزها بگویید.
در ابتدا قرار بود نمایشنامه دیگری از بنده به روی صحنه تئاترشهر برود، اما در مرداد‌ماه امسال دکتر اسدی که در آن زمان رییس تئاترشهر بودند از ما خواستند که نمایشنامه دیگری را  اجرا کنیم و در این راستا نمایشنامه «یاماها» به انتخاب ایشان رسید. تمرینات این نمایش نیز از اواخر مرداد‌ماه آغاز و در مهر‌ماه زمان اجرای نمایش در تئاترشهر تعیین شد. دلیل انتخاب این نمایشنامه وجود سه ملودرام مجزا از هم است که باعث می‌شود تمرینات در شرایطی کم‌خطرتر از منظر روبه‌رویی بازیگران با هم انجام شود. پشت صحنه و تردد در صحنه نیز به این صورت کمتر می‌شود. نمایشنامه «یاماها» را نیز سال‌96 برای دوست خوبم، خانم شهره سلطانی نوشته بودم و قرار بود ایشان در همان سال این نمایشنامه را به روی صحنه ببرند. با انتخاب این نمایشنامه تمرینات در فضایی سخت شروع شد. هر بار که به تئاترشهر برای تمرین می‌رفتیم تصورمان این بود که به جنگ و مقابله با این ویروس اعزام شده‌ایم. در این مدت روزی 7 ساعت تمرین کردیم تا برای اجرای مهرماه آماده شویم، اما اجرا به‌دلیل کرونا متوقف و تئاتر تعطیل شد. در آذرماه خود را مجددا  برای اجرا آماده کردیم که باز هم متوقف شد و در نهایت قبل از جشنواره تئاتر فجر و با بازگشایی سالن‌های تئاتر موفق شدیم «یاماها» را به روی صحنه ببریم.

استقبال مخاطب از «یاماها» چطور بود؟ با توجه به دو اجرایی شدن نمایش، گمان می‌رود که مخاطب از «یاماها» استقبال خوبی کرده است.
از پیش از جشنواره که اجرای کار شروع شد تا این روزهای پایانی، استقبال بسیار خوبی را شاهد بودیم. نمی‌دانم شرایط برای دیگر اجراهای روی صحنه و دیگر نمایش‌ها چطور است، اما به لطف خدا استقبال مخاطبان از کار ما خوب و بیش از انتظارمان بود. هر چند ما دقیقا  پنج روز مانده به اجرا مجبور شدیم بازیگر اصلی یعنی خانم «پاوان افسر» را تغییر دهیم، زیرا ایشان قرارداد سریال بسته بودند و نمی‌توانستند با گروه همراه باشند. با جایگزین شدن خانم «مرجان قمری» و تمرینات طولانی و سختِ روزی
 8 ساعت توانستیم به نقش مورد نظر رسیده و مورد استقبال مخاطب قرار بگیریم.
اجرای خانم قمری بسیار خوب بود و نمی‌شد باور کرد این بازیگر فقط پنج روز تمرین کرده است.
روزی 8 ساعت با ایشان تمرین کردیم و خانم قمری باید دیالوگ‌های سختی را حفظ می‌کردند که گرچه من نوشته‌ام، اما می‌دانم برای اجرا با میزانسنی که در نظر گرفته شده، کار دشواری است. به هر حال من تشکر می‌کنم از عوامل گروه و همینطور آقای «ابراهیم گله‌دارزاده»، مدیر فعلی تئاتر شهر، و آقای «سعید اسدی» که حمایت‌مان کردند. آقای اسدی انتخاب هوشمندانه‌ای در رابطه با این نمایش نشان دادند و آن را با توجه به بودجه و متناسب با این روزهای کرونایی انتخاب کردند.

از ایده اولیه شکل‌گیری «یاماها» بگویید و اینکه در چه پروسه‌ای «یاماها» به آن چیزی تبدیل شد که روی صحنه می‌بینیم؟
من در شیوه اجرای این نمایش بسیار ریسک کرده و سعی کردم نمایش در حین تمرین شکل بگیرد. ابتدا فکر می‌کردم نمایش ساکن‌تر باشد، اما در تمرینات ما از یک معرکه به سکون رسیدیم. درباره قصه نیز باید بگویم مابه‌ازاهایی برای این قصه داشتم و کمی شاخ و 
برگش را زیاد کردم. نمایش قرار بود اپیزود دیگری نیز داشته باشد که در متنی چاپ شده هست اما در اجرا حذف شد، زیرا می‌خواستم همه چیز را به مخاطب توضیح نداده و کمی جای فکر کردن برای او باقی
 بگذارم.

نحوه تمرینات برای اجرا بردن این متن نمایشی به چه شکل بود؟
تمرینات به صورت انفرادی با هر بازیگر انجام می‌شد و هیچ کدام از بازیگرها تا روز بازبینی میزانسن، بازیگر دیگر را نمی‌شناخت که برای خودم این شیوه تمرین اتفاقی نو محسوب می‌شد. مونولوگ شیوه اجرایی بسیار خطرناکی است هم برای بازیگر و هم برای کارگردان و لحظه‌ای درنگ تمام نمایش را نابود می‌کند. به همین دلیل ممکن بود بازیگران با اطلاع از بازی یکدیگر ناخواسته باعث از بین رفتن لحظه‌های مهم 
شوند.

زبان متن و نوستالژی را می‌توان دو ویژگی ثابت کارهای شما دانست. کمی از این دو ویژگی خاص بگویید.
به نوستالژی علاقه دارم. شنیدن درباره قدیم و نوشتن در این باره برایم لذت‌بخش است. گرچه در نمایش «یاماها» تنها اپیزود اول نوستالژیک است و دو اپیزود بعد این ویژگی را ندارد.

صدای خواننده قدیمی که در سالن می‌پیچد به کل مخاطب را به گذشته می‌برد.
اگر صدای این خواننده را در نمایش نمی‌داشتیم،  نمایش به کل ناقص می‌شد و چیزی نداشت. این حال و هوا را صدای این خواننده ایجاد می‌کند. پس شورای نظارت را قانع کردیم که این صدا در خدمت درام است. در مورد زبان متن هم باید بگویم که تحت تأثیر مستقیم آقای اکبر رادی هستم و نمایشنامه‌نویسی را از ایشان یاد گرفته‌ام. در کنار ایشان از احمد شاملو و جعفر شهری نیز بسیار تأثیر پذیرفته‌ام.

به نوعی این دو ویژگی تبدیل به امضای شما نیز شده.
بله؛ تا حدودی اما من خودم را نمایشنامه‌نویس نمی‌دانم، بلکه فردی می‌دانم که دارد نمایشنامه‌نویسی را تمرین می‌کند. این روزها هر‌کس قلم به دست گرفته و یک نمایشنامه به روی صحنه می‌برد، خود را نمایشنامه‌نویس قلمداد می‌کند. اما به نظر من باید صبر کرد و اگر بعد از گذشت چند دهه همچنان اثری از ما به روی صحنه رفت به خود لقب نمایشنامه‌نویس دهیم. نمایشنامه‌نویس از نظر من یعنی آقایان اکبر رادی، بهرام بیضایی، غلامحسین ساعدی و آقای خلج هستند و نمی‌توان گفت چون بیش از پانزده سال است در این عرصه فعالیت می‌کنم پس نمایشنامه‌نویس 
هستم. 

و در پایان از اجرا یا اجراهایی بگویید که پس از این به روی صحنه خواهید آورد.
نمایشنامه بعدی که قصد دارم در بهار سال آینده به روی صحنه بیاورم و بسیار متکی به زبان است «مشتبا، داداش صیغه‌ای حسین آدیداس» است که در مجموعه‌ای به همین نام نیز در نشر نیو چاپ 
شده است.

«یاماها» نمایشی اپیزودیک است که در هر اپیزود یک شخصیت داستانش را برای مخاطب تعریف کرده و زنجیره این داستان‌ها با اپیزود سوم کامل می‌شود. ویژگی مشترک نمایشنامه‌های «کهبد تاراج» زبانِ متفاوت، نوستالژی تنیده شده در کار و پرسه‌زنی در محله‌های قدیمی تهران است

captcha
شماره‌های پیشین