sobhe-no.ir
1125
سه شنبه، ۰۵ اسفند ۱۳۹۹
14
نویسنده کتاب «نعمت‌جان» در گفت‌وگو با «صبح‌نو»:

روایت را در نقطه اوج تمام کردم

اهمیت حضور زنان در دفاع مقدس، مساله‌ای است که در عین اهمیت کمتر به آن پرداخته شده است. این باعث شده تا نتوانیم آن را به عنوان یک الگو، برای دختران و زنان نسل‌های آینده انقلاب معرفی کنیم. آن چیزی که شاید در این سال‌ها آن هم با فراوانی اهمیت حضور در پشت و حتی مناطق جنگی دوران دفاع مقدس کمتر به آن پرداخته شده، نقش زنان در این عرصه است که در عین حال به دلیل نشان دادن نقش فعال بانوان در عرصه‌های مختلف پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین دوران جنگ تحمیلی، از اهمیت بسیاری برخوردار است.

خبر ویژه

جشنواره‌‌ای بدون ماسک می‌‌خواهیم

آخرین خبر

«۱۴اینچ» از جمعه روی آنتن می‌رود

خبر روز

الهام حمیدی به «خائن‌کشی» پیوست

صبح نو

نویسنده کتاب «نعمت‌جان» در گفت‌وگو با «صبح‌نو»:

روایت را در نقطه اوج تمام کردم

اهمیت حضور زنان در دفاع مقدس، مساله‌ای است که در عین اهمیت کمتر به آن پرداخته شده است. این باعث شده تا نتوانیم آن را به عنوان یک الگو، برای دختران و زنان نسل‌های آینده انقلاب معرفی کنیم. آن چیزی که شاید در این سال‌ها آن هم با فراوانی اهمیت حضور در پشت و حتی مناطق جنگی دوران دفاع مقدس کمتر به آن پرداخته شده، نقش زنان در این عرصه است که در عین حال به دلیل نشان دادن نقش فعال بانوان در عرصه‌های مختلف پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین دوران جنگ تحمیلی، از اهمیت بسیاری برخوردار است.

رهبر معظم انقلاب در باب اهمیت حضور و فعالیت بانوان در عرصه‌های مختلف انقلاب اسلامی می‌فرمایند: زنان فعّال  در جبهه‌ انقلاب، یک روزی نقش‌آفرینی برجسته‌ای ‌کردند -هم اندکی پیش از پیروزی انقلاب، هم در اوايل انقلاب، هم در دوران جنگ تحمیلی- و از خودشان حضور نمایانی نشان دادند؛ نگذارید حضور نمایان زنان فعّال در جبهه‌ انقلاب کمرنگ بشود. دیگران در مواجهه‌ با انقلاب و معارضه‌ با انقلاب سعی می‌کنند از عنصر زن و زنان  کارآمد استفاده کنند؛ جبهه‌ انقلاب، زنان کارآمد و فعّال و زبان‌آور و نویسنده و عالم و دانشمند به‌مراتب بیشتر دارد؛ خانم‌هایی که اهل ا قدام‌اند، اهل فکرند، اهل نگارش و نویسندگی‌اند، اهل سخن گفتن‌اند، اهل فکر دادن‌اند تا صحنه‌ انقلاب و دفاع از انقلاب را خالی نگذارند.
از باب توجه به همین اهمیت و به واسطه انتشار کتاب نعمت‌جان؛ خاطرات صغری بُستاک، پرستار و امدادگر 
دفاع مقدس، گفت‌وگویی داشتیم با سمانه نیکدل، نویسنده این اثر که در ادامه می‌خوانید.
 
    کتاب «نعمت‌جان» را مختصر معرفی می‌کنید؟
«نعمت‌جان» درباره فعالیت‌های گسترده خانم صغری بستاک است که اصالت اندیمشکی و بختیاری دارند. از سال 93 که نام ایشان را در کنگره سرداران و شهدای اندیمشک شنیده بودم به دنبال فرصتی برای ارتباط با ایشان بودم.
خانم بستاک قبل از پیروزی انقلاب در عرصه‌های مختلفی مانند تدریس و پیکار با بی‌سوادی فعالیت داشته‌اند و به خاطر نزدیکی محل زندگی‌شان به مسجد امام‌حسین(؟ع؟) که مرکز برنامه‌های انقلابی اندیمشک بوده، با تظاهرات‌ها و رهبران فکری اندیمشک آشنا شده و در تظاهرات‌ها شرکت می‌‌کردند. بعد از پیروزی انقلاب با تأسیس بنیاد مستضعفان در سال 1358، به عنوان اولین خانم وارد بنیاد می‌شود. بعد هم به کمیته امداد می‌رود. در روستاهای اطراف اندیمشک نیز به تدریس قرآن و احکام شرعی مشغول بودند. علاوه بر اینها در جهاد سازندگی و حزب جمهوری اسلامی هم کم‌وبیش فعالیت می‌‌کردند اما به دلیل سختی‌ها و مشکلات زیادی که داشته‌اند، بخشی از این فعالیت‌ها و اتفاقات در حافظه ایشان نمانده، به همین دلیل در کتاب به این فعالیت‌ها کمتر پرداخته شده است.
 
    با وجود همه این فعالیت‌ها، تمرکز اصلی کتاب بر حضور و کارهای خانم بستاک در نقش امدادگر و پرستار جنگ است.
فعالیت خانم بستاک در کمیته امداد زمینه حضورشان در بیمارستان شهید کلانتری شده است، در ابتدا خانم‌های داوطلب را با مینی‌بوس از شهر برای رختشویی به بیمارستان می‌بردند. این حضور مستمر در رختشوی‌خانه بیمارستان سبب آشنایی ایشان با خانم شمسی سبحانی، راوی کتاب «از چنده‌لا تا جنگ» می‌شود و خانم سبحانی زمینه حضور خانم بستاک در بخش‌های درمانی بیمارستان را فراهم می‌کنند. خانم بستاک از سال 63 وارد 
بخش دو بیمارستان شدند که مربوط به مجروحان شیمیایی و داخلی و موج‌گرفته بود. خانم بستاک که به خاطر مجروحیت برادرش، با مقدمات پرستاری آشنا بود، در بیمارستان هم با داروها و امور دیگر، آموزش‌هایش را کامل می‌کند. در واقع امدادگر تجربی بودند اما به اندازه‌ای در کار خود پیشرفت ‌کردند که به‌عنوان مسوول بخش دو بیمارستان انتخاب می‌شوند، با وجود اینکه امدادگر تجربی بودند، در راهروی بیمارستان جراحی هم انجام می‌دادند که در کتاب به این موضوع اشاره شده است. بعد از مدتی همزمان با کار در بیمارستان، وارد بخش تعاون سپاه هم شدند، پس از ازدواج هم جهاد ایشان ادامه داشته است.
 
    درباره نحوه تعامل خود با خانم بستاک که ساکن اندیمشک هم نبودند، توضیح می‌‌دهید؟
برای نتیجه‌گیری بهتر از هر پژوهشی، لازم است  محقق و نویسنده از همان منطقه انتخاب شوند. محقق بومی ظرافت‌ها و حساسیت‌های منطقه خود را بهتر می‌شناسد و می‌تواند روایت درستی از وقایع و اماکن و اطراف ارائه دهد. خانم بستاک هم موافق این دیدگاه بودند، به همین خاطر با وجود دوری راه، مسائل شخصی و شرایط جسمی همسرشان، مصاحبه‌ها را در اندیمشک گرفتیم. ایشان سه‌بار از تهران به اندیمشک آمدند که طی آن 40ساعت مصاحبه گرفتیم. حدود یک‌سال، کار متوقف شد تا اینکه خودم تصمیم گرفتم به تهران بروم تا مصاحبه‌ها را کامل کنیم. دو بار به منزل خانم بستاک رفتم که هر بار هم یک هفته‌ای مهمان ایشان بودم و از نزدیک شرایط زندگی ایشان و نوع نگهداری از همسر جانبازشان را دیدم که خیلی به تحقیق و نوع نگاهم به زندگی ایشان و نگارش کتاب کمک کرد.
 
    حجم کتاب نسبتا  کم است؛ به نظر می‌رسد برخی از مسائل زندگی خانم بستاک را به دلایلی نیاورد.
این 70 ساعت مصاحبه، زندگی راوی از گذشته تا امروز است ولی به این نتیجه رسیدم که اگر در تدوین کتاب بخواهم از ابتدا تا امروز زندگی راوی را بیاورم، کتاب دچار روزمرگی می‌شود. برای همین سعی کردم در رابطه با زندگی شخصی‌شان فقط به شیوه نگهداری خانم بستاک از همسر و سختی‌های دو سال ابتدایی زندگی‌شان اشاره کنم و قصه را در یک نقطه اوج تمام کنم. ویژگی‌هایی مانند ایثار و از خودگذشتگی، حجم کارها و نوع برخورد خانم بستاک با افراد مختلف هم که در کتاب آمده است، ابعاد ویژه شخصیتی ایشان به عنوان یک الگو را نشان می‌دهد.
 
    با وجود تعدد ناشران حوزه ادبیات دفاع مقدس از این نوع سوژه‌ها غفلت شده است؛ فکر می‌کنید چه مسائلی موجب این کم‌توجهی شده؟
برای پاسخ این سؤال از خانم بستاک مثال می‌زنم. سبک زندگی و فعالیت‌های ایشان ما را به این نتیجه رساند که خاطرات‌شان را تبدیل به کتاب کنیم، در حالی که خودشان اصلا دنبال حدیث نفس نبودند. خوزستان منبع سوژه‌های ناب و روایت‌های واقعی و ملموس از دفاع مقدس است، کسی به اندازه مردم این استان، جنگ را لمس نکرده است. بسیاری از خانم‌های خوزستانی وقتی برای انجام کارهای پشتیبانی مانند امدادگری، رختشویی و پخت نان و غذا برای رزمنده‌ها از خانه بیرون می‌رفتند، نمی‌دانستند وقتی برمی‌گردند، خانه و زندگی‌شان سرجای خود هست یا نه. متأسفانه خوزستان را بیشتر به مناطق عملیاتی آن می‌شناسند تا نقش پشتیبانی‌اش در حالی که اگر همین پشتیبانی‌ها نبود، قطعا در دفاع مقدس شکست می‌خوردیم. 
اینکه چرا تا الان به آن پرداخته نشده و ما هم این کار را دیر شروع کردیم، جای سؤال دارد که باید از دست‌اندرکاران و نهادهای مختلف که کار خاطره‌نگاری انجام می‌دهند این سؤال را پرسید.

 اگر در تدوین کتاب بخواهم از ابتدا تا امروز زندگی راوی را بیاورم، کتاب دچار روزمرگی می‌شود. برای همین سعی کردم در رابطه با زندگی شخصی‌شان     فقط به شیوه نگهداری خانم بستاک از همسر و    سختی‌های دو سال ابتدایی زندگی‌شان     اشاره کنم 

captcha
شماره‌های پیشین