sobhe-no.ir
1055
شنبه، ۲۴ آبان ۱۳۹۹
13
واکنش مردم به نام‌گذاری عجیب تولیدات و کالاهای ایرانی

کجا به‌دنبال «پارسی را پاس بداریم» بگردیم؟

در روزهای گذشته فارس؛ گزارشی مبتنی بر نام‌گذاری کالاهای ایرانی با اسامی عجیب و غریب منتشر کرد؛ اسامی که با عناوین عجیب خود هرچه بیشتر توجه مخاطبان را خود جلب می‌کنند؛ این اتفاق هر روز در حال افزایش است و به همین نسبت مخاطب بیشتری را با خود همراه می‌کند تا جایی که حتی ممکن است از خود بپرسند آیا این یک کالای خارجی است؟ در راستای این روند صعودی، رییس فرهنگستان زبان و ادب فارسی می‌گوید: «در مقابله با این نام‌ها تنهاییم و زورمان نمی‌رسد!». بر همین اساس این رسانه در اقدامی، نظرات ثبت شده مخاطبانش در مواجهه با این گزارش که به رقم 160‌نظر رسیده را به صورت گزارشی منتشر کرده است و در آن اشاره کرده است که عده‌ای نامگذاری کالاها و تولیدات ایرانی با اسامی غیرایرانی را از اساس نادرست دانسته‌اند و برخی آن را امری نه چندان مهم تلقی کرده‌اند. بعضی از کاربران هم می‌گویند که گلوگاه تبلیغات اجناس در صداوسیماست و جلوی نامگذاری‌ها باید از همانجا گرفته شود. بخشی از این گزارش را که نظرات مردمی و صحبت‌های خواندنی آن‌هاست، انتخاب کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

یادداشت

پروژه ناتمام مرحوم فیرحی

صبح نو

یادداشت

پروژه ناتمام مرحوم فیرحی

دکتر داود فیرحی، نظریه‌پرداز و پژوهشگر علوم سیاسی و اندیشه سیاسی اسلام بود. وی دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تهران و تحصیلات حوزوی تا سطح عالی بود. همزمان با ارتحال ایشان، به نکاتی که توسط برخی از پژوهشگران درباره او بیان شده است،‌ اشاره می‌کنیم.
رسول جعفریان: «... بنده می‌خواهم عرض کنم، دوست دانشمند ما، استاد داود فیرحی از نسلی از عالمان بود که در کار خود عمیق، فکور و متخصص و از سرآمد هستند. فیرحی به خاطر امتیازش در فکر ‌‌کردن و نوشتن، برای همه قابل احترام بود. اهل فن درک می‌‌‌کردند که او از روی تأمل و تفکر، با تتبع کافی، با شناخت‎ راه و مسیر و چراغ به دست، روی اندیشه سیاسی تأمل می‌کند و می‌نویسد و همواره می‌‌کوشد تا تعصب را از خود 
دور کند و همزمان، نوآورانه، راهی برای آینده باز کند. آگاهیم که پس از انقلاب، چقدر در این زمینه‌ها، اباطیل نوشته شد، اما اندک بودند کسانی که اندیشه‌های قابل تأمل داشتند، متون را می‌شناختند و با تسلط بر آرا و نظریات جدید، به نقد و بررسی آنها می‌پرداختند.»
زانیار ابراهیمی، مترجم و پژوهشگر: «... چنانکه در میان دانشجویان ایشان نیز مشهور است، دکتر فیرحی بیش از هر کس دیگر به تعریف معیار استاد دانشگاه نزدیک بود. ایشان در مقام محققی طرازاول یگانه‌کسی بود که چندین دهه پروژه‌ای فکری را به پیش برده بود و در همان راستا در هر یک یا دو سال، آورده‌ای ارزشمند را به سفره کم‌بضاعت دانشگاهی ما می‌افزود. ما همگی کمابیش مترجمیم، چه آنها که در کار ترجمه کتابند و چه آنهایی که خوب یا بد، سرگرم تصنیف و تنسیق آرای دیگران هستند؛ اما دکتر فیرحی یکه‌ و تنها به تولید معرفت در سپهری می‌پرداخت که جزم‌اندیشان از هر دو سو، کوشش در راه پروراندن آن را مفید فایده نمی‌دانستند.»
آیت‌الله سیدعباس حسینی قائم‌مقامی: «استاد فیرحی از نوادر نواندیش دینی بود که فراتر از «خواستن» از توانایی علمی، سرمایه اخلاقی و ‌‌انگیزه دینی لازم برای اجتهاد و باز‌‌‌‌سازی روشمند اندیشه دینی در حوزه جامعه و سیاست برخوردار بوده و به فضل و لطف پروردگارش در طول زندگانی پربرکت علمی خویش توفیق یافت پروژه فکری‌اش در بازنگری و باز‌‌‌‌سازی اندیشه سیاسی اسلام را در عین وفاداری به عناصر هویت‌بخش سنت دینی به انجام برساند.» اما حامد زارع یکی از پژوهشگران این حوزه با اشاره به پروژه ناتمام استاد فیرحی نوشت: «...در چند سال اخیر نسبت پروژه فیرحی با پروژه استادش، جواد طباطبایی، نیز تبدیل به یکی از مهم‌ترین تقاطع‌های تاریخ اندیشه معاصر شده بود. از یک‌سو طباطبایی قائل به بروز و دوام اندیشه ایرانشهری در تاریخ دوره اسلامی ایران بود و از سوی دیگر فیرحی این بروز و دوام را به چالش نقد علمی خویش می‌‌کشید. اگر طباطبایی خواجه نظام‌الملک را به‌مثابه نمونه‌‌ای برای تدوین اندرزنامه ایرانشهری مورد پردازش
 قرار می‌داد، فیرحی خواجه را عنصری پرورش‌یافته از فقه شافعی و کلام اشعری ارزیابی می‌‌کرد؛ به همین خاطر در دو سال اخیر رویارویی این دو عیان و پرپیدا شده بود.»

captcha
شماره‌های پیشین