sobhe-no.ir
1006
سه شنبه، ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
3
یادداشت

خودفریبی و مردم‌‎فریبی اصلاحات

ناصر ایمانی

نشست امروز کمیسیون مشترک برجام، می‌تواند چالش دیگر بر سیاست‌های یکجانبه واشنگتن تحمیل کند

بازیگری ایران، انزوای آمریکا

برخلاف آمریکا، موقعیت سیاسی امروز ایران در مجامع بین‌المللی، با ثبات است و روندی مثبت را طی می‌کند. پس از توافق مهم ایران و آژانس، اکنون نشست کمیسیون مشترک برجام، می‌تواند شکست دیگری برای تبلیغات ضدایرانی واشنگتن طی ماه‌های گذشته، به‌دنبال داشته باشد.

صبح نو

یادداشت

خودفریبی و مردم‌‎فریبی اصلاحات

ناصر ایمانی

از وقتی یک جریان فکری به نام اصلاح‌طلبی در کشور به راه افتاد، اصلاح‌طلبان به لحاظ مبانی نظری با یک پارادوکس جدی مواجه شدند. این جریان فکری، به لحاظ تئوریک، قدرت موجود در کشور که عبارت از ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران نظیر احکام و مدیریت دینی یا تلفیق جمهوریت و اسلامیت است را قبول ندارد و این مساله کاملاً در تحلیل‌هایش مشخص است. بر این اساس، این جریان فکری بر دوری از قدرت و اینکه باید برای شکل دادن به نظام متبوع خود تلاش کرد، تاکید دارد.از طرف دیگر این جریان فکری نمی‌تواند دوری از قدرت را بپذیرد چون حیات سیاسی آن، منوط به حضور در قدرت است. از سویی قدرت، شیرینی‌هایی دارد که این جریان نمی‌خواهد از دست بدهد و بنابراین 
با وجود قبول نداشتن ساختارها، می‌خواهد در قدرت شریک باشد. در این حالت باید چه کنند؟ راهی که اصلاح‌طلبان در پیش گرفته‌اند، حضور در قدرت و ژست اپوزیسیونی قدرت است که این هم برخلاف مبانی نظری خودشان و مبانی نظری جریان‌های سیاسی در همه جای دنیاست.
از آنجایی که ساختارهای حضور در قدرت در ایران مبتنی بر تحزب نیست، اصلاح‌طلبان باید به شکل فردی در قدرت حضور پیدا کنند یعنی هم در قدرت باشند و هم اینکه با اصل حاکمیت، مخالفت کنند. نتیجه این می‌شود که در مقاطعی که اصلاح‌طلبان به هر دلیلی در قدرت حضور ندارند، مانند مقطع انتخابات مجلس یازدهم، تلاش می‌کنند نهاد به‌وجودآمده را به سخره بگیرند و ماهیت آن را نامشروع جلوه بدهند 
در حالی که بر‌اساس اصول دموکراسی، اگر نهادی با رأی مردم -ولو اینکه میزان این رأی بالا نباشد- شکل بگیرد، آن نهاد، ماهیت قانونی خواهد داشت. از سوی دیگر، وقتی اصلاح‌طلبان خودشان جایگاه و نهادی را به دست می‌گیرند، باز هم ژست اپوزیسیونی خود را ادامه می‌دهند.
تاکید بر مشارکت مشروط، در عین تاکید بر لزوم ائتلاف با گروه‌های حاضر در قدرت هم مبتنی بر همین کنش و واکنش است. یعنی اصلاح‌طلبان هم می‌خواهند در نهاد قدرت حضور داشته باشند و هم اینکه در آن بخش‌هایی از قدرت که حضور ندارند، آن بخش‌ها را به غیرقانونی بودن یا شکل گرفته از لابی‌های قدرت یا نداشتن جایگاه مردمی و قانونی، متهم می‌کنند.
در جامعه ما همواره یک کف ‌آرایی ولو اقلیت، متعلق به جریان اصول‌گرایی است که همیشه پای صندوق می‌آید و به نامزدهای خود رأی می‌دهد. 
در حالیکه این کف آرا در مورد جریان اصلاحات وجود ندارد و کف آرای آن‌ها کاملاً سیال است یعنی حضورشان در انتخابات، قابل پیش‌بینی نیست. 
بر این اساس، اگر فرض کنیم در انتخابات مجلس دهم -که باعث شد نیمی از کرسی‌های مجلس، متشکل از نیروهای اصلاح‌طلب شود- مردمی که به جریان اصول‌گرایی رأی می‌دهند، به پای صندوق نمی‌آمدند، نتیجه این می‌شد که اتفاقی که اخیراً در انتخابات دوم اسفند افتاد، به‌طور مشابه در آن دوره نیز به وقوع می‌پیوست یعنی باز هم میزان مشارکت پایین می‌شد. در صورت نیامدن کف آرای اصول‌گرایان پای صندوق‌ها و پایین شدن مشارکت در آن انتخابات، آیا باید می‌گفتیم که مجلس دوره دهم مشروعیت ندارد؟ اگر بخواهیم طبق منطق اصلاح‌طلبان قضاوت کنیم، پس مجلس دهم نیز مشروعیت نمی‌داشت. اما در انتخابات مجلس یازدهم، کاهش مشارکت رخ داد به این معنی که بخشی از مردم که به اصلاح‌طلبان تمایل دارند، به صحنه نیامدند و نتیجه این شد که بدنه رأی اصول‌گرایان که همواره در انتخابات حضور دارند، بار دیگر به صحنه آمدند و باعث شدند تا اصول‌گرایان، اکثر کرسی‌های مجلس را به دست آوردند. از سویی، بر‌اساس اصول و قواعد دموکراسی، هر مجلس و دولتی که با رأی مردم ولو اقلیت شکل بگیرد، آن مجالس و دولت‌ها مشروعیت قانونی دارند.
در مجموع من معتقدم که جریان اصلاح‌طلب دارد از این تناقض یعنی حضور در قدرت و ژست اپوزیسیونی، رنج می‌برد و نمی‌خواهد این مساله را یک بار برای همیشه برای خود حل کند. این گروه باید یا از قدرت کنار بکشد یا اینکه ساختارها را قبول کند. اینکه در عین  حضور در قدرت، قدرت را قبول نداشته باشی، نوعی فریب مردم است. جریان نهضت آزادی پس از اینکه از قدرت کنار رفت، لااقل در ظاهر اعلام کرد که ساختارهای حکومت را قبول ندارد و بر این اساس، کاملاً از قدرت کناره گرفت و جز اعلام حمایت از برخی نامزدها در برخی ادوار انتخابات، تلاشی برای حضور مجدد در ساختارها نکرد. من معتقدم که این امر، یک توسعه یافتگی سیاسی است که اگر هر جریان فکری در هر کشوری، به هر دلیلی ساختارها را قبول ندارد، صادقانه اعلام و ضمناً تلاش کند با جلب افکار عمومی، آن ساختارها را تغییر دهد. اینکه اصلاح‌طلبان ساختارها را قبول ندارند و برای حضور در قدرت، اعلام آمادگی هم می‌کنند، فریب خود و فریب افکار عمومی است. از طرفی، یکی از دلایلی که ریزش آرای مردمی جریان اصلاحات را به‌دنبال داشته، ناشی از همین تناقض است.   

captcha
شماره‌های پیشین