sobhe-no.ir
1006
سه شنبه، ۱۱ شهریور ۱۳۹۹
12
خبر

نگاه و نقد «صبح‌نو» به فیلم «کما» که سال 2019 در روسیه ساخته شده است

کما و اغما، چرا و چگونه

یادداشت عارف افشار / خواب مُسکن مشترک دردهای کوچک و بزرگ ما آدم‌هاست. صرف‌نظر از نیاز طبیعی بدن، ما آدم‌ها می‌خوابیم که لااقل برای ساعاتی، آلام و دردهایمان فراموش‌مان شود. گاهی خودمان به اختیار و گاهی هم به جبر می‌خوابیم، هرچه باشد این سکون و سکوت درونی، شمه‌‌ای از مرگ دارد. گویی سفری دور و دراز رفته‌ و فرسنگ‌ها از عالم بیداری فاصله گرفته‌ایم. این ساعات شبیه به اغما، به هجرت می‌ماند. هجرت از حال به دوردست‌های رویاگونه‌ای که ریشه در گذشته‌ها دارد؛ به خیالات و اوهامی که زمانی آرزو بوده‌اند و هم‌اکنون به حسرت‌های تلخ و دور از دسترس بدل شده‌اند. ما در خیال‌مان، آرزوهای بربادرفته و رویاهای ازدست‌رفته‌مان را می‌بینیم. برای ساعاتی کوتاه با آنها زندگی می‌کنیم و غرق در فضای مصور آن می‌شویم.

دو امام مجاهد

صبح نو

نگاه و نقد «صبح‌نو» به فیلم «کما» که سال 2019 در روسیه ساخته شده است

کما و اغما، چرا و چگونه

یادداشت عارف افشار / خواب مُسکن مشترک دردهای کوچک و بزرگ ما آدم‌هاست. صرف‌نظر از نیاز طبیعی بدن، ما آدم‌ها می‌خوابیم که لااقل برای ساعاتی، آلام و دردهایمان فراموش‌مان شود. گاهی خودمان به اختیار و گاهی هم به جبر می‌خوابیم، هرچه باشد این سکون و سکوت درونی، شمه‌‌ای از مرگ دارد. گویی سفری دور و دراز رفته‌ و فرسنگ‌ها از عالم بیداری فاصله گرفته‌ایم. این ساعات شبیه به اغما، به هجرت می‌ماند. هجرت از حال به دوردست‌های رویاگونه‌ای که ریشه در گذشته‌ها دارد؛ به خیالات و اوهامی که زمانی آرزو بوده‌اند و هم‌اکنون به حسرت‌های تلخ و دور از دسترس بدل شده‌اند. ما در خیال‌مان، آرزوهای بربادرفته و رویاهای ازدست‌رفته‌مان را می‌بینیم. برای ساعاتی کوتاه با آنها زندگی می‌کنیم و غرق در فضای مصور آن می‌شویم.

سال‌هاست که اغما، کما و برزخ بین مرگ و زندگی، دستمایه پرداخت در عالم نمایش و تصویر است. دلیل واضح و مشخصی هم دارد. به فرض مثال یک سینماگر خلاق و مبتکر همیشه به دنبال خلق فضاهایی است که بتواند در آن قصه خود را پیاده کند؛ از طرفی چارچوب‌های مرسوم و پذیرفته‌شده برای مخاطب، قطعا محدودیت‌هایی را برای فیلمساز به همراه دارد. مخاطب تمام قواعد و اسلوب فضایی که در آن زندگی می‌کند را می‌شناسد و در نتیجه فیلمساز به بازآفرینی فضایی موهوم روی می‌آورد؛ فضایی که اساسا نه خود او و نه مخاطبش تصویر روشن و دقیقی از آن ندارند. هر چه هست، برداشت‌های شخصی است که هرکس به تناسب حالات درونی برای خود ساخته و پرداخته است. به همین دلیل، به کما بردن شخصیت اصلی قصه‌ها یکی از فنون فیلمسازان برای برهم زدن قواعد جاری در عالم واقع و ساختن قواعد و چارچوب‌‌‌های غیرواقعی و تا حدی باورناپذیر است.
 خلق فضای جدید با هندسه و اسلوب منحصربه‌فرد به همان اندازه که برای فیلمساز می‌تواند جذاب و فریبنده باشد، چندبرابر توان و دانش فنی و خطرپذیری بالا می‌طلبد. در عالم سینما برای ساخت فضاهای اینچنینی نیاز به تصویر‌‌سازی و استفاده از جلوه‌های ویژه است؛ از جهت فنی به ضرس قاطع می‌توان گفت که روی‌‌‌آوردن به سمت جلوه‌های ویژه زحمت فیلمساز را چند برابر حد معمول خواهدکرد اما نکته مهم‌تر از تکنیک و فن، توانایی فیلمساز در همانندسازی حس و حال دراماتیک قصه با فضای غیرواقعی و موهومی است که بناست با جلوه‌های ویژه ساخته شود. به زبان ساده فیلمساز باید احساسات و کنش و واکنش‌های انسانی را که تاکنون در فضای عالم واقع دیده و همگی از آن تعریف واحد و مشخصی دارند، به فضای موهومی ببرد که ساخته ذهن و خلاقیت خود اوست و مخاطب اساسا هیچ شناختی از آن ندارد.
 و این دقیقا مساله اساسی در فیلم کما تولید 2020-2019 روسیه است؛ فیلمی که دقیقا طبق همین روند بنا دارد به 
کما رفتن یک جوان ظاهرا معمار را به تصویر بکشد. همانگونه که پیشتر عنوان شد، ورود به این فضاها نیازمند ارائه اطلاعات و داده‌هایی است که در سریع‌‌ترین زمان ممکن و به ساده‌ترین شکل مخاطب را با فضای جدید مدنظر فیلمساز آشنا کند؛ اینکه دقیقا این کما و اغمای شخصیت اصلی داستان چه ویژگی‌های عجیبی دارد، مختصات و چارچوب‌‌‌های آن چگونه است، محیط پیرامونی آن چرا اینگونه است، آدم‌های حاضر در این فضا دقیقا یا تقریبا چرا اینجا هستند و هر سوالی که می‌تواند چارچوب ذهنی مخاطب را به درستی شکل دهد؛ اما متاسفانه فیلمساز در فیلم کما به تعداد اندکی از این سوالات به شکل ناقصی پاسخ می‌دهد و در معرفی فضای جدید به مخاطب موفق نیست. غیر از این، فیلمساز حتی در پرداخت به شخصیت اصلی و روایت قصه خود نیز زبان الکنی دارد.
نماهای آغازین فیلم که به نوعی شناسنامه فیلم و قصه هستند، جز چند پلان عملا گنگ هستند. نقش اصلی اساسا معرفی درستی ندارد، هیچ اطلاعاتی در ابتدای فیلم از او به مخاطب داده نمی‌شود و تا حدود دقیقه 20 فیلم، مخاطب حتی از چند و چون قصه آگاه نمی‌شود. ضرباهنگ داستان صرفا روی شانه جلوه ویژه‌هایی است که در بخش‌های زیادی از فیلم عملا ارتباط مفهومی چندانی با دیالوگ‌‌‌های 
رد و بدل شده بین شخصیت‌ها ندارد. ماجرای فیلم مربوط به معمار جوانی است که ظاهرا به کما رفته و برای خروج از این فضایی که در آن گرفتار شده به دنبال قوانین حاکم بر آن است اما همین تعریف یک‌جمله‌ای از قصه هم متاسفانه به کندی به مخاطب ارائه می‌شود. بازی بازیگران نه خیلی بد و نه خیلی خوب است و درواقع با بازی‌های متوسط و تا حدی استاندارد مواجهیم؛ البته با ذکر این نکته که بازیگر نقش اول خیلی بهتر از اینها می‌توانست باشد که نبود. با وجود همه ضعف‌هایی که ذکر شد، نکته بسیار مهم این فیلم پیاده‌سازی جلوه‌‌‌های ویژه بسیار سنگینی است که در اکثر بخش‌های فیلم شاهد آن هستیم که می‌‌توان حدس زد نمره نسبتا خوب منتقدان و سایت‌‌‌های سینمایی به این فیلم هم به احتمال قریب به یقین مربوط به همین جلوه‌‌‌های ویژه پرفروغی است که متاسفانه آنطور که باید و شاید در خدمت قصه و جریان محتوایی و دراماتیک فیلم نیستند.
 

captcha
شماره‌های پیشین