نیروهای مسلح ایران با تدارک مانور مرکب با روسیه و چین، قدرت ائتلاف‌سازی خود را به رخ متخاصمان غربی کشیدند

دست بالای دیپلماسی نظامی ایران

گزارش حسام رضایی / رزمایش مشترک 4‌روزه ایران، روسیه و چین که از روز جمعه 6دی‌ماه در آب‌های شمالی اقیانوس هند و دریای عمان آغاز شد و یکشنبه 8‌دی به پایان رسید؛ نمود موفقیت‌آمیزی از کارکرد دیپلماسی نظامی جمهوری اسلامی ایران است. موضوعی که مورد ستایش رسانه‌های خارجی هم قرار گرفته است؛ این ستایش آنجایی معنادارتر می‌شود که ناکامی دیپلماسی سیاسی و اقتصادی دولت در واداشتن اروپایی‌ها به عمل به تعهدات برجامی‌شان را از گوشه ذهن خود عبور دهیم.

پرچم بالای دیپلماسی دفاعی
رزمایش مشترک جمهوری اسلامی ایران، فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین، در حالی روز گذشته به کار خود پایان داد که سال جاری را می‌توانیم سال اوج‌گیری تهدیدات نظامی ایالات متحده آمریکا و نیروهای وابسته به آن در منطقه، علیه ایران بدانیم. سرنگونی پهپاد متجاوز «گلوبال هاوک» توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در میانه انفجارهای مشکوک چندین نفتکش و خرابکاری در بندر الفجیره امارات و در نهایت، حمله به تاسیسات نفتی آرامکو، که هر‌یک به قوه و به فعل، استعداد به میان کشیدن پای ایران به ماجرا از سوی کشورهای متخاصم را داشتند، باعث شدند تا رویارویی ایران و آمریکا به لحاظ نظامی به اوج خود برسد؛ تا حدی که برخی رسانه‌های غربی و البته برخی مخاطبان داخلی‌شان در ایران، از احتمال جنگ سخن گفتند. آمریکا اما به‌دلیل وجود ابهام در پیامدهای خسارت‌بار راه‌اندازی جنگ علیه ایران، از این اقدام 
سرباز زد و نهایتاً کنار کشید. این کنار کشیدن اما مانع از آن نشد تا آمریکایی‌ها برای ایجاد ائتلاف در منطقه خلیج فارس با هدف ادعایی «تأمین امنیت نفتکش‌ها»، پا پیش نگذارند. طرح ائتلاف موردنظر واشنگتن، با وجود پروپاگاندای 
عریض و طویل کاخ سفید، نتوانست نظر متحدان اروپایی را به خود جلب کند؛ حتی برخی اروپایی‌ها مانند فرانسه ترجیح دادند با تدارک بلوک مجزا برای خود، به‌طور مستقیم و بدون همراهی آمریکا، آهنگ حضور در خلیج‌فارس کنند. در میانه ناکامی آمریکایی‌ها برای ایجاد ائتلاف امنیتی-نظامی متبوع خود در خلیج‌فارس، ایران با در پیش گرفتن مسیر «دیپلماسی نظامی»، توانست برای اولین‌بار پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دو قدرت بزرگ منطقه‌ای و جهانی یعنی روسیه و چین را با هدف تهیه و تمهید سازوبرگ یک رزمایش مشترک در آب‌های اقیانوس هند، با خود همراه نماید. رزمایشی که از روز 6‌دی ماه آغاز شده و قرار است امروز، آخرین روز خود را پشت سر بگذارد. اما این رزمایش، صرفاً نمود و تجلی از تلاش‌های چندین ماهه دیپلماسی نظامیان مقامات ذی‌ربط کشورمان بود. سردار محمد باقری، رییس ستاد کل نیروهای مسلح، در دو سال گذشته، با سفر به برخی کشورها از جمله ترکیه، عراق و سوریه، موفق شد تا بال دیپلماسی دفاعی کشورمان در منطقه را پویاتر از قبل نماید. همچنین، سفر اسفندماه‌97 به روسیه و شهریور ماه امسال به چین، دو سفر مهم دیگری بود که سردار باقری با هدف تقویت دیپلماسی دفاعی، مناسبات زیربنایی، گسترش همکاری‌ها در عرصه‌های مختلف و پیشبرد مناسبات راهبردی جامع مشارکتی پایدار در درازمدت، به انجام رساند. به بیانی، نظامیان ایران علاوه بر حضور مقتدرانه در حوزه قدرت سخت یعنی مقابله پایاپای با نیروهای نظامی متجاوز، در حوزه قدرت نرم یعنی دیپلماسی دفاعی نیز فعال و کنشگر ظاهر شده‌اند و از قضا در هر دو عرصه، موفقیت را به چنگ آورده‌اند.

بهمن: ایران نشان داد می‌تواند قدرت‌های غیرغربی را وارد منطقه کند
درباره اهمیت دیپلماسی دفاعی، به سراغ دکتر شعیب بهمن، کارشناس مسائل روسیه رفتیم. او در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه «صبح‌نو» با اشاره به لزوم توجه بیشتر به دیپلماسی نظامی، گفت: نه فقط در سیاست خارجی ایران بلکه در سیاست خارجی تمامی کشورهای جهان، دیپلماسی نظامی یا دفاعی پیگیری می‌شود. هدف این نوع دیپلماسی، افزایش تعاملات نظامی در سطوح دو جانبه و چند‌جانبه است. وی اضافه کرد: در شرایط فعلی منطقه و نظام بین‌الملل، روندهای صرفاً سیاسی یا صرفاً اقتصادی وجود ندارد که دیپلمات‌های وزارت خارجه بتوانند آن را پیگیری کنند بلکه مهم‌ترین روندهایی که دست‌کم در حوزه‌های پیرامونی ایران از جمله عراق، افغانستان و یمن وجود دارد، بحران‌های نظامی و امنیتی است که برای رفع آن‌ها باید توجه بیشتری به دیپلماسی دفاعی داشت. این دیپلماسی هم، بیشتر با کشورهایی جواب می‌دهد که منافع یا تهدیدهای مشترک داشته باشند.
یکی دیگر از موضوعاتی که درباره رزمایش اخیر قابل پرداخت به نظر می‌رسد، تحلیل رسانه‌های خارجی از ایجاد بلوک قدرت متشکل از سه کشور ایران،روسیه و چین در برابر لشکر یک نفره آمریکا و پایان اقتدار منطقه‌ای واشنگتن بود. در این‌باره «فایننشال‌تایمز» نوشت: «رزمایش دریایی مشترک ایران، روسیه و چین به صورت هماهنگ و به منظور ارسال این پیام است که نفوذ آمریکا در منطقه به پایان رسیده است». اسپوتنیک نیز در گزارشی تصریح کرد: «این رزمایش در فضایی برگزار می‌شود که ایالات متحده در تلاش است تا ائتلافی را با هدف امنیت دریایی در نزدیکی آب‌های ایران ایجاد کند». روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست» هم در گزارشی، برگزاری رزمایش مشترک ایران، روسیه و چین در آب‌های شمالی اقیانوس هند و دریای عمان را این‌گونه تحلیل کرد: «پیغام نمادین تهران این است که ایالات متحده دیگر یک هژمون جهانی نیست».
در این‌باره دکتر بهمن با اشاره به سیاست منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران در ایجاد «امنیت دسته‌جمعی» و تغایر آن با سیاست برخی کشورهای حوزه جنوبی خلیج‌فارس که امنیت را در پناه آمریکایی‌ها جست‌وجو می‌کنند، اظهار داشت: در راهبرد کلان جمهوری اسلامی در حوزه خلیج‌فارس، اساساً تغییری ایجاد نشده؛ یعنی ایران، همچنان بر امنیت جمعی با کمک کشورهای منطقه و بدون حضور بازیگران خارجی تاکید دارد اما در عین حال، رزمایش اخیر که با حضور روسیه و چین برگزار شد، ابتکار عمل جمهوری اسلامی در منطقه را نشان داد. این کارشناس مسائل بین‌الملل تاکید کرد: پیام مشخص رزمایش این بود که اگر قرار باشد آمریکا دست به تحرکات جدید بزند، یا برخی کشورهای منطقه با کمک کشورهای غربی بخواهند ائتلاف‌های جدید راه بیندازند، ایران هم از توان ائتلاف‌سازی در سطح منطقه برخوردار است و می‌تواند قدرت‌های غیرغربی مثل روسیه و چین را وارد منطقه کند.

رحیم‌پور: دلیل کاهش توجه به شرق، بدسلیقگی دولت بود
نتایج مثبت دیپلماسی دفاعی که در قالب رزمایش مشترک اخیر تجلی یافت، در شرایطی است که دیپلماسی سیاسی دولت تدبیر و امید، طی 6‌سال گذشته، توفیق چندانی به دست نیاورده است. به‌ویژه پس از خروج آمریکا از برجام، سیاست خارجی دولت موفق نشد به رغم سفرها و گفت‌وگوهای فشرده دیپلماتیک، اروپایی‌ها را نسبت به عمل به وظایف برجامی خود، حساس و مسوول کند. با این حال، طرف اروپایی هم از فضای به‌وجود آمده، برای ارائه طرح‌های غیرموثر مانند کانال تهاتری اینستکس بهره برد که بنا به اظهارات مسوولان ذی‌ربط، صرفاً در حد حرف باقی ماند و نتوانست نیازهای جمهوری اسلامی در حوزه فروش نفت و تأمین اقلام مورد نیاز را برآورده سازد. دست رد اروپا و آمریکا به نیازهای ایران، سیاست خارجی دولت تدبیر را بر آن داشت تا جهت گذر به سلامت از فشارهای اقتصادی موجود، بار دیگر به سوی کشورهای شرقی نظیر چین و روسیه گذار کند. این شکل از گذار، البته مورد انتقاد شدید شرقی‌ها خاصه مسوولان چینی قرار گرفته است؛ نقد اصلی آن‌ها بر این نکته تمرکز دارد که ایران هرگاه از سمت جبهه غرب ناامید می‌شود، ناگزیر و از سر اجبار و صرفاً جهت رفع حاجات مقطعی خود، به سراغ جبهه شرق می‌رود. هرچند نمی‌شود دولت تدبیر را موجد نگاه ابزاری به حوزه شرق قلمداد کرد و این نقصان بیشتر متوجه عیوب ساختاری در سیاست خارجی کشورمان است اما بر کسی پوشیده نیست که دولت تدبیر و امید که دال اصلی گفتمان سیاست خارجی خود را بر محوریت آمریکا و سپس اروپا قرار داده، در ایجاد نگاه ابزاری به جبهه شرق کم بی‌تأثیر نبوده است.
ابراهیم رحیم‌پور، معاون سابق آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه در گفت‌وگو با خبرنگار «صبح‌نو»، درباره نقصان دیپلماسی سیاسی در حوزه توجه شایسته به حوزه شرق همسان با جبهه غرب، گفت: البته نمی‌توانیم این موضوع را به همه سال‌های پس از انقلاب اسلامی تعمیم دهیم چراکه در مقاطعی هم چینی‌ها با ما و هم ما با چینی‌ها، همکاری‌های خوبی داشتیم. وی با بیان اینکه قبل از دولت حسن روحانی، بالانس و تعادل خوبی در همکاری با چینی‌ها داشتیم، اذعان کرد: این سؤال را باید از آقای روحانی و بقیه دوستان در دولت بپرسیم که چرا توجه به شرق و به‌ویژه چین کاهش یافت؛ به نظر من دلیل این کاهش توجه، بدسلیقگی دولت بود.

منصوری: رییس‌جمهوری چین با 35‌میلیارد دلار پروژه دست خالی برگشت
جواد منصوری، سفیر پیشین ایران در چین هم درباره بی‌تفاوتی دیپلماسی سیاسی دولت به جبهه شرق، با بیان اینکه «دولت با سیاست نگاه به غرب، در برنامه‌ریزی سیاسی خود دچار اشتباه بزرگ تاریخی شد و از این نظر، ضربه سنگینی به کشور وارد کرد» تصریح کرد: قاعدتاً رییس‌جمهوری در طول دولت‌های یازدهم و دوازدهم، حداقل دو بار باید به چین می‌رفت؛ او حتی در پاسخ به سفر رییس‌جمهوری چین هم به پکن نرفت. این تحلیلگر مسائل سیاست بین‌الملل اضافه کرد: رییس‌جمهوری چین در سفر قبلی خود به ایران، 35‌میلیارد دلار پروژه به ایران آورد اما دست خالی برگشت و دولت هیچ کدام از این پروژه‌ها را قبول نکرد. منصوری با اشاره به دیپلماسی موفق نیروهای مسلح ایران در برگزاری رزمایش دریایی مرکب گفت: دولت چین شاید تا دو سال پیش انگیزه‌ای برای حضور نظامی در منطقه نداشت و تمام تلاشش این بود که صرفاً حضور سیاسی-اقتصادی داشته باشد اما به‌دلیل رفتارهای آمریکا به‌ویژه در ماجرای هنگ‌کنگ، چندان بدش نمی‌آمد در این منطقه حیاتی و ژئوپلیتیکی، قدرت‌نمایی نظامی هم داشته باشد. سفیر پیشین ایران در چین افزود: درباره روسیه هم چنین شرایطی حاکم بود و با افزایش تهدیدها و فشارهای آمریکا، مسکو دنبال فرصتی بود تا واشنگتن را مجبور به عقب‌نشینی کند.