درباره یک نمایشگاه نقاشی که با «باد» به حجاب و پرچم طعنه می‌زند

قایم‌باشک

این روزها نمایشگاه نقاشی شهره مهران با نام «باد» در گالری اعتماد برپاست. نمایشگاهی که با پیچش باد در لباس فرم مدرسه دختران دانش‌آموز، نگاهی طعنه‌آلود به حجاب دارد. به نظر می رسد مسوولانی که وظیفه نظارت بر عهده شان است باید با چشم‌های تیز بین تری نگاه کنند تا ببینند آنهایی که مدعی نبود آزادی هستند چگونه با آزادی تمام به نشر افکار و عقاید خویش مشغولند.


پرداختن به موضوع مناظر شهری در آثار مهران به اوایل دهه هشتاد بازمی‌گردد و نخستین نمایشگاهش با عنوان «دختران مدرسه‌ای» را هم در سال‌86 برگزار کرده است. سوژه‌ای که خودش درباره سبقه علاقه‌مندی‌اش به آن در گفت‌وگو با هنرآنلاین می‌گوید: «نخستین‌بار که این کار را کردم حدود ۸ یا ۹‌سال پیش بود. در آن زمان دختران دانش‌آموز موردنظرم نبودند بلکه یک‌چیز گنگ در ذهنم بود و می‌خواستم بدنی را نشان دهم که در پارچه پوشانده شده و تنها بخش‌هایی از آن دیده می‌شود. چند کار به این شکل انجام دادم و پس از آن یک روز که در خیابان راه می‌رفتم گروهی از دختران دانش‌آموز را دیدم و از آن‌ها عکس گرفتم. وقتی در آتلیه عکس‌ها را بزرگ کردم متوجه شدم این همان چیزی است که می‌خواستم، بنابراین آثار بعدی خود را بر این اساس کار کردم.»
مهران در سال‌93، نمایشگاه دیگری با عنوان «هرچه زیر پوشش قرار می‌گیرد، تخیلم را به پرواز درمی‌آورد» برگزار کرد. آثار به نمایش درآمده در این نمایشگاه، از ماشین‌ها و سایر المان‌های شهری، فیگورهایی پنهان در زیر پوشش‌هایی پارچه‌ای یا پلاستیکی می‌ساخت که بیشتر چین و شکن آن پوشش را در فرمی مبهم به نمایش می‌گذاشتند تا اینکه خود آن جسم را بازتاب دهند.
حالا این ایده‌ها به نوعی با هم تلفیق شده‌اند و مهران در تابلوهایش که بدون هر گونه عمق‌نمایی، فضا را به دو بخش پس‌زمینه و پیش‌زمینه تقسیم کرده‌اند، دختران دانش‌آموز را در پیشگاه فرم‌های شهری قرار داده است. کمپوزیسیونی که بیش از هر چیز، نوعی مقایسه میان دو بخش فضا را به ذهن می‌آورد. حرکت باد و چین و شکن پارچه در آن، تنها یک بعد از اشتراکی است که در این مقایسه پس‌زمینه را در تعامل با پیش‌زمینه قرار می‌دهد. اما بعد دیگر آن، مفهوم حیات است که بر خلاف حرکت موجود در سطوح تخت هر 2بخش، گویی از هر دو سلب شده است. این را رنگ‌های یک دست پوشش سرد و تیره دختران دبیرستانی می‌گوید.
مهران در متن معرفی این نمایشگاه می‌نویسد: «مناظری را هر روز در اطرافمان می‌بینیم. هرروز از کنارشان می‌گذریم و دیگر متوجه‌شان هم نمی‌شویم، از بس که عادی شده‌اند. با این‌حال منحصر به فردند زیرا فقط مربوط به این زمانه و این جغرافیا هستند و جای دیگری دیده نمی‌شوند. سال‌هاست همین مناظر دغدغه‌های کارم شده‌اند.» و البته علت این که نقش باد در این آثار پررنگ می‌شود، در ادامه توضیح داده می‌شود: «دراین مجموعه دوست داشتم در نقاشی‌هایم حرکت وجود داشته باشد. این حرکت این‌بار با باد ایجاد شده. فیگورها ساکن هستند و وزش باد در پارچه‌ها تغییر شکلی ایجاد کرده که حس حرکت می‌دهد، یا در هرحال قصدم این بوده. انتخاب موضوع کار برایم کاملاً حسی است و اینکه چرا تا این حد به چین‌وشکن وسایه روشن پارچه‌ها جذب می‌شوم سوالی ‌است که جوابش را خودم هم ندارم.»

وقتی عکاسی، نقاشی را آسان می‌کند
سابقه فیگورهای ساکن در آثار مهران هم قدیمی است. این المان ثابت، در آثار او نوعی ویژگی عکاسانه تولید کرده است که انگار نقاش از آن گریزی ندارد. «زدوده» نمایشگاه نقاشی دیگری از مهران در سال‌1391 برگزار شد و در آن مجرمانی که با دست صورت‌شان را پوشانده بودند، دوباره بهانه‌ای شدند تا نقاش، مسأله پوشش و فیگورهای ساکن را دوباره به نمایش بگذارد. مهران می‌گوید: «من چند مجموعه با موضوعات دیگر کار کردم مانند مجموعه‌ای که به زنان زندانی اختصاص داشت و مجموعه دیگری که به پوشش‌ها اختصاص داشت و ساختمان‌ها و اشیای زیر پوشش را نقاشی کرده بودم. معمولاً وقتی جسمی را می‌بینم که روی آن پوشانده شده است کنجکاو می‌شوم که ببینم آن چیست و چرا پنهان شده است. این کنجکاوی ذهنی و شکل بصری آن‌ها مرا جذب می‌کند. هنوز وقتی ساختمانی را می‌بینم که روی آن پوشیده شده است مدام به آن نگاه می‌کنم.»
این کنجکاوی، موضوعی است که مهران در متن معرفی نمایشگاهش در سال‌93 این‌طور درباره‌اش می‌نویسد: «هرچه زیرِ پوشش قرار می‌گیرد، تخیلم را به پرواز درمی‌آورد. اینجا چه چیزی پنهان شده؟ آن چیست که نباید دیده شود؟ در پس هر استتار رمزی نهفته و رازی جاری است. لابه‌لای چین و واچین زندگی روزمره، اشیایی را می‌بینم که در پارچه‌های ضخیم پیچیده شده‌اند. بند،سنگ، طناب و سیم مانع می‌شوند که پرده کنار رود و شیء خود را برملا کند. وضوح ممکن نیست، شفافیت مخدوش شده. گوشه پیاده‌رو، کنار جاده، گرد تیرآهن‌ها، روی سنگ و سیمان، سرتاسر آسمان: آنچه نباید دیده شود همه‌جا هست، پوشیده و خاموش و ما استتار را می‌پذیریم.»
اما نمایشگاه «باد» اگرچه همه این ایده‌ها و دغدغه‌ها را دوباره در خود تکرار می‌کند اما چیزهایی را هم بر آن می‌افزاید. دختران دبیرستانی که مهران آن‌ها را با عبارات جالب، شاد و پرانرژی توصیف می‌کند؛ خود اذعان دارد که اکسپرسیون چهره‌هایشان آنقدر زیاد است که او را از کشیدن این صورت‌ها منصرف کند. حالا در نمایشگاه باد، همین اتفاق افتاده است. صورت‌های این دختران یا از قاب بیرون است یا «باد» با مقنعه‌ها، آن‌ها را پوشانده است.
اگر تاکید بعضی از تابلوها، روی پس‌زمینه سفید و قرمز مناظر شهری را فاکتور بگیریم، تقریباً همه تابلوها، موضوع حجاب را به شکلی روشن به تماشاگر منتقل می‌کنند. این نقاشی‌ها درباره چیزی حرف می‌زنند که نویسنده پایگاه «رادیو زمانه» در سال‌95 در مطلبی با عنوان «قایم‌باشک آشکار هنرمندان ایرانی با حکومت» در گفت‌وگو با شهره مهران، آن را توضیح داده است. 
او در این مصاحبه مدعی‌می‌شود که مردم طی 40 سال مجبور به پنهان کردن همه چیز بوده‌اند، اما آنچه مهران از آن به ‌عنوان «پنهان‌کردن همه‌چیز» یاد می‌کند در گفته خود او شامل بدن‌ها و ... است.این اظهارات بیش از همه نشان می‌دهد که جهان تفکر این هنرمندان همیشه معترض! از کدام هوا تنفس می‌کند و سوال این است که با این حجم از اختلاف دیدگاه، چطور بازهم نمایشگاه خود را به سهولت دایر می‌کنند؟البته این قایم‌باشک که در نمایشگاه سال‌95 طعمی تلخ داشت در نمایشگاه «باد» نوعی چاشنی طنز هم دارد. باد مقنعه‌ها را بالا می‌برد و لباس‌ها را روی اندام‌ها حرکت می‌دهد درست همان‌طور که با پرچم‌ها و پارچه‌نوشته‌های معنی‌دار بازی می‌کند. البته کیوریتور گالری اعتماد، همه قاب‌ها را یک‌جا و در یک فضا به تماشاگران عرضه نمی‌کند اما در فضاهای جانبی می‌توانید تابلوهایی را ببینید که از پارچه‌نوشته‌هایی چون «یامهدی ادرکنی»، تصویری متفاوت از همیشه به نمایش گذاشته‌اند. ما همواره پیچش باد در این دست پرچم‌ها را همراه با حسی از حماسه یا غربت یا شور تجربه کرده‌ایم اما مهران این‌بار، تعامل باد و پرچم را با لحنی طعنه‌آمیز و طنز عرضه می‌کند. گفتنی است؛ روزنامه «صبح‌نو» تلاش کرد تا با خانم مهران، گفت‌وگویی درباره این آثار داشته باشد اما این دسترسی مهیا نشد.