سر مقاله

 فساد در بوروكراسی ايران

 دکترروحانی در سخنرانی جدید خود، ضمن ستایش هنر ایرانیان در دولت‌داری، کیفیت نظارت بر دولت خود را نقد کرد. دراین‌باره چند نکته را می‌توان بیان کرد: ۱. اگر آنچه دکترروحانی درباره دیوان‌داری در ایران می‌گوید، مفروض بدانیم، نخستین سوال این است که چگونه دولت او در این ۶ سال با وجود چنین پیشینه‌ای از ایرانیان، تا این حد با دولت‌داری مطلوب فاصله دارد و دلیل چنین فاصله‌ای چیست؟ نقش دولت رییس‌جمهوری در تضعیف نهاد دولت در ایران را نمی‌توان منکر شد. دولت دکتر روحانی چنان دربرابر بوروکراسی آسان‌گیر و سهل‌اندیش است که نوعی آنارشی در سطح سیاست‌ها و عملکردها به‌وجود آمده است. این حجم از افول نقش دولت در جهت‌دهی و نظارت و اجرا در چهل ‌سال اخیر کم‌نظیر بوده است؛ ۲. رییس‌جمهوری نسبت دولت و دستگاه‌های نظارتی را موردتوجه قرار می‌دهد. همان‌گونه که رفع فساد از همکاری دولت و قوه ‌قضاییه آغاز می‌شود، شکل‌نگرفتن فساد هم از سلامت بوروکراسی، نظارت دولت و فرهنگ سیاسی جامعه نشأت می‌گیرد. پس طبیعی است اعتراض دکترروحانی به دستگاه قضا، خود حاصل ضعف دولت در اجرا و نظارت است. اینکه کمتر برای کوچک‌شدن دولت و تحول در دستگاه بوروکراسی اقدام شده است، خود بیانگر نیاز به ورود نهادهای نظارتی به این عرصه است. دولت دکترروحانی در دو سال باقی‌مانده می‌تواند به‌جای تقابل با نهادهای نظارتی، زمینه را برای دفع فساد از بوروکراسی کشور فراهم کند.