سر مقاله

سهم کاغذ از پشت بلندگو

«گفتن از پشت بلندگو». این عبارت در سال‌های اخیر، در سپهر سیاسی کشور به فرهنگ و عبارتی کنایی تبدیل شده است؛ کنایه از موضوعات بدیهی که از جانب افراد و‌ جایگاه‌های مرتبط با موضوع آن‌قدر نادیده انگاشته می‌شود تا نوبت به توصیه و تذکر عمومی بلندمرتبه‌ترین جایگاه جمهوری اسلامی می‌شود. گویی تا کار به این مرحله نرسد، گوشی برای شنیدن نیست. این‌بار اما نوبت سیاسیون و اهل سیاست نبود که مخاطب پشت بلندگو باشند. شاید در ظاهر، موضوعی مانند کاغذ آن‌قدر اهمیت نداشته باشد که این‌چنین تیتر رسانه‌ها شود، آن‌هم از جانب شخص اول نظام. سوگ آنجاست که وابستگی بی‌چون‌وچرای کشور به کالایی استراتژیک در این سطح در بخش تحریر، نه نیازمند سازوکار عجیب‌وغریبی است و نه مسیر صعب‌العبوری که برای پیمودنش به آزمون و خطا نیاز باشد. وابستگی جدی کشور به واردات کاغذ تحریر در حالی است که سالانه در کشور بیش ار دومیلیون تن تفاله نیشکر به‌عنوان ضایعات کشاورزی راهی چرخه سوزاندن می‌شود؛ درست مانند محصولی ضایعاتی. این حجم از تفاله نیشکر که در دنیا به‌عنوان ماده اولیه تولید کاغذ شناخته می‌شود، درصورت همت و سرمایه‌گذاری در حوزه تولید، می‌تواند تا حد زیادی کشور را از وابستگی به واردات رهایی بخشد؛ اما... . ظاهرا تا وقتی راه شیرین و راحت واردات باز است، همتی برای حل این مسائل و گوشی برای شنیدن‌ نیست. فرقی هم ندارد زمان زعامت دولت مهرورز باشد یا اعتدال. در چنین چرخه‌ای، لاجرم کاغذ هم به پشت بلندگو خواهد رسید.