«صبح‌نو» تیتراژهای برنامه‌های ماه‌رمضان‌97 را بررسی می‌کند

تکراری و بی‌تناسب

یکی از خاطراتی که تلویزیون در ماه مبارک رمضان همواره برای مخاطب خود ساخته است، سریال‌های این ماه و موسیقی‌ تیتراژهای آن‌هاست.

موسیقی و آواز، قدرت بی‌مثالی برای زنده کردن خاطرات و دوباره برانگیختن احساسات و عواطفی را دارد که ما در زمان تجربه خاطراتمان داشته‌ایم. به گونه‌ای که تنها با شنیدن چند ثانیه از یک ملودی یا آواز به‌سرعت خاطرات و احساسات مربوط به آن در ما زنده می‌شود. این مسأله در مورد سریال‌های تلویزیونی ماه مبارک رمضان نیز همواره در میان مردم ایران رخ داده است. شنیدن موسیقی تیتراژ یک سریال تمامی موضوعات و اتفاقات آن سریال را برای ما زنده می‌کند و باعث می‌شود یک بار دیگر سریال‌ها را در ذهن خود بازبینی کنیم. امسال نیز تیتراژهای سریال‌های ماه مبارک رمضان که عمدتاً به‌وسیله خوانندگانی که در یک سال اخیر آثار برجسته‌تری داشته‌اند ساخته شده‌اند از طریق تلویزیون مهمان خانه‌های ما شده‌اند. ترانه‌سرای اغلب این قطعات نیز آقای روزبه بمانی است.

رهایم نکن
شبکه سه سیما هر شب با سریال رهایم نکن مهمان خانه‌های ماست. تیتراژ این سریال با ترانه آقای روزبه بمانی و صدای آقای محمد اصفهانی ترانه و محتوای قابل توجهی ندارد و از کلیشه‌های تکراری ترانه‌های عاشقانه پیروی می‌کند. آهنگسازی این قطعه که توسط آقای علیرضا کهن‌دیری انجام گرفته نیز با سازهای کلاسیک و با سبک و سیاق پاپ است اما محمد اصفهانی در بخشی از این قطعه مخاطب را با خود به حال و هوای آواز اصیل ایرانی می‌برد.

ماه عسل
برنامه ماه عسل نیز امسال با صدای آقای بهنام بانی آغاز و با صدای آقای مسیح و آرش عدل‌پرور پایان می‌یابد. آقایان شهاب مظفری و بهنام بانی اصلی‌ترین گزینه‌های تیتراژ ماه عسل بودند که بالاخره قرعه به‌نام بهنام بانی افتاد و او خواننده تیتراژ ابتدایی ماه عسل‌97 شد. موسیقی تیتراژ آغازین ماه عسل که توسط آقای حامد برادران ساخته شده بسیار پر شباهت به سایر آهنگ‌هایی است که از بهنام بانی شنیده‌ایم. ترانه این اثر نیز نکته قابل توجهی در مضمون ندارد و مشابه آن را زیاد شنیده‌ایم. تیتراژ پایانی با تنظیم آقای مسعود جهانی اما چه در آهنگسازی و چه در ترانه از قدرت و نوآوری بیشتری نسبت به تیتراژ آغازین برخوردار است.

سر دلبران
در شبکه یک سیما تیتراژ سریال سر دلبران با صدای آقای
روزبه بمانی، یکی دیگر از این تیتراژهاست. خرقه نام قطعه‌ایست که برای تیتراژ سریال سر دلبران ساخته شده است. ترانه‌سرای این قطعه که در سبک پاپ ساخته و تنظیم شده نیز روزبه بمانی است. ترانه این اثر در همین چند روزی که شاهد پخش این سریال بوده‌ایم مورد توجه قرار گرفته است. تأکید بر پوشیدن خرقه تبلیغ و ترویج دین همراه با عشق و به دور از تزویر، تواضع و فروتنی نسبت به مردم و انحراف یک شهر
با انحراف یک مبلغ از نکات قابل توجه ترانه این اثر است.

دعوت
برنامه دیگر شبکه یک دعوت است که تیتراژ آن توسط آقای حمید هیراد خوانده شده و آهنگ این کار توسط او ساخته شده است. هیراد که با سبک و سیاق نوآورانه خود به تازگی در عرصه موسیقی کشور مطرح شده این قطعه را نیز با سبک آهنگسازی تلفیقی که در آثار پیشین او شاهد بودیم ساخته است. بیشترین چیزی که در مورد این اثر جالب توجه است خلاقیت در ملودی و آهنگسازی این اثر است.

بچه مهندس
شبکه دو نیز ماه رمضان را با پخش سریال بچه مهندس آغاز کرده که تیتراژ پایانی این سریال توسط آقای رضا صادقی خوانده شده. شاعر این اثر آقای اسحاق انور و آهنگسازی آن بر عهده آقای غلامرضا صادقی بوده است. این اثر نیز بسیار شبیه به سایر کارهای سال‌های اخیر این خواننده با سابقه است.

جشن رمضان
شبکه پنج هم با برنامه جشن رمضان که همواره با حضور چهره‌ها و اهالی هنر در این برنامه مهمان خانه‌های مردم بوده است، آقای حجت اشرف‌زاده را برای تیتراژ ابتدایی برنامه خود انتخاب کرده. قرار بود تیتراژ پایانی آن توسط هوروش‌بند ساخته شود که این اتفاق رخ نداد. قطعه‌ای که حجت اشرف‌زاده برای این برنامه پر طرفدار اجرا کرده قطعه‌ای تلفیقی است که ترانه آن را آقای محمد محتشمی سروده است.

چند تیتراژ و یک شاعر
یکی از نکاتی که بیش از همه در ساخت این تیتراژها جلب توجه می‌کند، حضور روزبه بمانی به‌عنوان ترانه‌سرا در اغلب این آثار است. آثاری که به‌جز تیتراژ سریال سر دلبران در ترانه حرفی برای گفتن ندارند و آثاری تکراری هستند که از کلیشه‌های همیشگی ترانه‌های عاشقانه پیروی می‌کنند. آثاری که البته سعی دارند گفت‌وگویی عاشقانه میان انسان و خدای خویش را نمایش دهند اما سطحی هستند و تأثیر‌گذاری آن‌چنانی ندارند. روزبه بمانی یکی از پر‌کارترین ترانه سراها در بازار این سال‌های موسیقی بوده است. اما سؤال اینجاست که آیا صدا‌وسیما در ذائقه‌سازی در عرصه موسیقی به‌ویژه ترانه و محتوا برنامه مشخصی دارد؟ یا این عرصه نیز به‌مانند عرصه‌های بسیار دیگر به‌دلیل بی‌برنامگی و بی‌هدفی، به‌صورت هر چه باداباد مدیریت خواهد شد.

هماهنگی میان قصه فیلم و موسیقی تیتراژ
یکی از ضعف‌های اساسی موسیقی ما در بخش ترانه و محتوا عدم خلاقیت در موضوع و نپرداختن به بسیاری از موضوعات مبتلا‌به زندگی فردی و اجتماعی است. در موسیقی تصور می‌کنیم که جز مضامین عاشقانه موضوع دیگری وجود ندارد. ترانه‌های تکراری مانند کالایی که به تولید انبوه رسیده است؛ گاهی دارای مضامین عشق زمینی است و گاهی نیز خداوند را مخاطب خود قرار می‌دهد. سؤال اینجاست که آیا نمی‌توان موضوعات گوناگونی را که انسان چه در زندگی فردی خود و چه در زندگی اجتماعی با آن‌ها رو‌به‌روست دست‌مایه محتوای ترانه‌ها قرار داد؟ به‌ویژه که گاهی سریالی ساخته می‌شود که در قصه نوآوری و خلاقیت قابل توجهی دارد و در تیتراژ آن می‌توان از شعری متناسب با تم و موضوع داستان فیلم بهره برد. این کار اگرچه گاهی در سریال‌ها اتفاق افتاده که به‌عنوان مثال می‌توان به تیتراژ سریال‌های ولایت عشق، شب دهم، معمای شاه، میوه ممنوعه، کت جادویی و‌... اشاره کرد اما بسیار کم بوده است. این تناسب در محتوای موسیقی و داستان می‌تواند به ماندگاری بیشتر موسیقی و اثر تداعی‌گر موسیقی برای مخاطب منجر شود.حتی وقتی موسیقی‌های مختلف به شعرا و ترانه‌سرایان مختلف سفارش داده می‌شود به‌دلیل حاکم بودن کلیشه‌ها در فضای کلی هنر ما، این تکرارها و شباهت‌ها دیده می‌شود. واضح است که وقتی اغلب آثار به یک ترانه‌سرا سپرده می‌شود این مسأله بسیار پر‌رنگ‌تر خواهد بود. بازار سال‌های اخیر موسیقی پاپ کشور ما همواره از کلیشه‌های سطحی و بی‌معنی عاشقانه پیروی کرده‌اند و ذائقه و سلیقه موسیقایی جامعه را تنزل داده‌اند. آیا صدا‌وسیما در این میان رسالتی برای خود قائل نیست و می‌خواهد از همین روند پیروی کند؟ آیا صداوسیما نباید در این زمینه صاحب ایده و جریان‌ساز باشد؟ این‌ها سوالاتی است که صداوسیما این روزها با آن مواجه است و به نظر می‌رسد بهتر است برای آن چاره‌ای اندیشیده شود.