سرمقاله

اصلی-فرعی کردن

برنامه جریان برانداز، آشوب آفرینی از 9 دی تا 22 بهمن بود؛ یعنی ملکوک کردن دو نماد مهم انقلاب اسلامی، بی رونق کردن آن ها و احیاناً بازتولیدشان در جهت مخالف. نقشه ای که به رغم همه تحرکات بی سابقه در داخل و حمایت خارجی، نقش بر آب شده است و این مهم به پشتیبانی و اقدام هوشمندانه مردمی محقق شد که گرفتار بازیچه های فرهنگی و رسانه ای نشدند و امر اجتماعی را در چارچوب نظام اسلامی بازآفریدند. این مردم، همانانی هستند که انقلاب در تمامی چله خود، بارهای اصلی را به دوش کشیده اند و باز هم می کشند و همواره مسوولان از آن ها عقب افتاده اند. عقب افتادگی تاریخی مسوولان را راه چاره ای نیست؟ آیا نمی توان با ابتکار و خلاقیت، رفتاری جهادگونه را در دستور کار قرار داد و به حل مشکلات شتاب داد؟ دولت که امروز با پوست و گوشت و خونش دریافته که راه غرب به سرکردگی آمریکا مسدود است و بدانجا نمی توان چشم امید داشت، می تواند با در پیش گرفتن سیاست های اقتصاد مقاومتی، هم فشارهای فوری را مهار کند و هم چشم اندازهای تازه ای برای کارآفرینی و توسعه روابط خارجی بگشاید. بازی ها و حاشیه روی های سیاسی، برای از این شاخه به آن شاخه رفتن و گذران اوقات در دقایق پایانی مناسب است، اما دولتی که حتی سال اولش به پایان نرسیده، چرا چنین راهبردی را باید در پیش بگیرد و اصل را فدای فرعیات بکند.