بررسی ادله قرآنی تکفیری‌ها در یک نشست علمی

تکفیر با سلفی‌گری متفاوت است

نشست «تحلیل و بررسی مستندات قرآنی و حدیثی گروه‌های تکفیری نوپدید» هفته گذشته با سخنرانی حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدحسن زمانی، مسوول دفتر اجتماعی و سیاسی حوزه‌های علمیه در سالن نشست‌های انجمن‌های علمی حوزه برگزار شد.

حجت‌الاسلام زمانی تکفیر را تلخ‌ترین و خطرناک‌ترین پدیده موجود جهان اسلام در عصر حاضر خواند و تاکید کرد که بر حوزه‌های علمیه و مراکز پژوهشی و رسانه‌ای حوزوی لازم است که با  تمام توان اسلام را از این اندیشه تکفیر مبرا کنند و روشن کنند که این اندیشه هیچ ربطی به اسلام و قرآن و روایات ندارد.
او اظهار کرد که می‌خواهد در این نشست اثبات کند که آیات و احادیثی که تکفیری‌ها با آن استدلال کرده‌اند برداشت‌هایی غلط و قابل خدشه است و در همین چارچوب با برشمردن چهار جریان تکفیر در جهان اسلام گفت: نخست تکفیر عقیدتی، دوم تکفیر سیاسی، سوم تکفیر فقهی و چهارم تکفیر اجتماعی است که با یکدیگر کاملاً فرق دارند ولی در زیر یک چتر به‌نام داعش و مانند آن در حال ستیز با دین هستند.
زمانی تاکید کرد که تکفیر عقیدتی از بین این چهار گروه قوی‌تر شمرده می‌شود و مختص به جریان وهابیت است و سه گروه دیگر حتی گاهی ضد وهابیت هستند.
او سپس به توضیح بیشتر درباره تکفیر عقیدتی پرداخت:  وهابیت در مسائل عقیدتی و کلامی با شیعه و پیروان دیگر مذاهب اهل سنت اختلاف‌نظر دارند که ازجمله آنها اختلاف‌نظر در توحید و شرک، اسلام و ایمان، توسل، شفاعت، تبرک، زیارت، ساختن بارگاه بر مزار پیامبران و اولیای الهی، برگزاری مراسم سالگردهای موالید و وفیات پیامبران و اولیای الهی، نذر و قربانی است. وهابیت بسیاری از این موارد را شرک می‌داند.
این استاد حوزه با بررسی ریشه‌های تاریخی این جریان بیان کرد: تکفیر عقیدتی حدود 200 سال است که جان گرفته هرچند ریشه‌های اندیشه عقیدتی به گذشته‌های دورتر ازجمله ابن‌تیمیه و حتی احمدبن حنبل و خوارج نهروان برمی‌گردد.
زمانی تاکید کرد که باید بین واژه وهابیت و سلفیه فرق گذاشت و افزود: سلفیه معنای بسیطی دارد؛ یعنی احترام به اندیشه‌ها، گفتار و رفتار صحابه بیش از بقیه نسل‌ها به‌عنوان سلف صالح. سلفی‌ها گاهی سه گروه را دارای کرامت فوق‌العاده می‌دانند که صحابه، تابعین و تابعین تابعین را شامل می‌شود و گاهی اعمال و گفتار آن‌ها را حجت شرعی می‌دانند. با یک تعریف وسیع جریان‌های گوناگون تحت پوشش سلفی قرار می‌گیرند. ازاین‌رو برخی حتی اندیشه‌های سید جمال‌الدین اسدآبادی را نیز سلفی می‌دانند.
او با بیان این‌که سلفی‌ها شامل 10 گروه معنایی می‌شود، گفت: از نرم‌ترین تا سخت‌ترین گروه‌های سلفی وجود دارند، بنابراین باید اشکالاتی که به وهابیت وارد می‌شود به‌صورت مطلق به سلفی‌ها وارد نشود یا حداقل از عنوان سلفیت تکفیری استفاده شود. اخیراً حدود 300 کتاب از تألیفات علمای اهل سنت در نقد وهابیت پیدا کرده‌ایم که تعدادی را هم چاپ کرده‌ایم.زمانی با بیان اینکه وهابیت جریان مطرود اهل سنت است به دیدارهای متعدد خودش با علمای وهابی از جمله مفتی سابق عربستان آقای «بن باز» و مفتی فعلی عربستان آقای «آل الشیخ» اشاره کرد و افزود: آنها تأکید می‌کردند که شما کافر هستید و باید کشته شوید. بن باز به آیه «ایاک نعبد و ایاک نستعین» استدلال می‌کرد و می‌گفت: مفعول مقدم بر فعل دلالت بر حصر دارد و شما در توسل، عبادت غیر خدا کرده و استعانت از غیر خدا می‌کنید، بنابراین آنها دو اتهام به شیعه می‌زنند اول شرک عبادی و دوم شرک ربوبی و می‌گفتند توسل هر دو را می‌شکند و همچنین آیه «ولا تدعو مع الله احدا» را بیان کرده و می‌گفتند شما غیر خدا را می‌خوانید درحالی‌که قرآن می‌گوید غیر از خدا هیچ‌چیز یا فرد دیگری را نخوانید.حجت‌الاسلام‌والمسلمین زمانی بیان کرد: بن باز به آیه «وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ يَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ» نیز اشاره کرد و گفت: خداوند در قرآن می‌فرماید وقتی از مشرکان پرسیده می‌شد که چرا در برابر بت‌ها تعظیم می‌کنید می‌گفتند این‌ها شفیع ما نزد خدا هستند و باعث تقرب به خدا می‌شوند، بنابراین شیعه با این بت‌پرستان فرق ندارد.
او در پاسخ به این ادعاها گفت: پاسخی ما خدمت این علمای وهابی ارائه دادیم این است که دعایی نسبت به غیر خدا شرک است که همراه با اعتقاد به الوهیت او باشد نه مطلق دعا و استمداد طلبیدن. در آن دیدار به بن باز می‌گفت چرا شما از پیامبر گرامی اسلام (ص) و از اولیای الهی حاجات خود را می‌طلبید؟ این شرک است و فقط خدا رازق و شافی است.
او افزود: شیعه به نظر وهابیت غیر خدا را به‌جای خدا قرار داده است. پاسخ ما این بود که ما از پیامبر گرامی اسلام (ص) می‌خواهیم که دعا کند و شفیع و واسطه بین ما و خدا شود. ما آنچه برای پیامبر و ائمه قائل هستیم وجاهت و آبرومندی نزد خداست که اتفاقاً اوج مقام بندگی است، بنابراین توسل تنها شرک نیست بلکه نشان موحد بودن است. آنها در آن جلسه این مسأله را قبول کردند ولی گفتند آیا واقعاً شما از خود ائمه‌تان درخواستی ندارید، گفتیم: داریم؛ بن باز بلافاصله اعلام کرد بفرمایید همین مشکل ما با شما و نشانه شرک شما است، من گفتم: اگر این‌طور است قرآن به ما شرک را آموزش داده است.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین زمانی با اشاره به آیه 110 سوره مائده گفت: حضرت عیسی (ع) نیز در میان قومش آمد و گفت من خلق می‌کنم، من شفا می‌دهم و من احیاء کننده اموات به اذن خدا هستم و ادعای چهارمی هم کرد و آن علم غیب بود.
استاد حوزه و دانشگاه افزود: از این آیه فهمیده می‌شود که خلقت و دیگر صفات به خود عیسی نسبت داده شده درحالی‌که خدا می‌توانست بگوید من احیا می‌کنم به دست عیسی یا خلق می‌کنم به دست حضرت عیسی (ع). همه صفات ازجمله خلقت، احیای مردگان، شفای مریضان استقلالی بودنش ویژه خداست ولی به‌صورت اذنی می‌تواند به انبیاء و اولیای الهی اعطا شود؛ جالب است بن باز بعد از یک عمر هشتادساله کمی در فکر فرو رفت و به عقاید باطلش پی برده بود.
او درباره احادیثی که تکفیری‌ها به آن استناد می‌کنند گفت: باید صحت و جعلی بودن آنها مورد دقت قرار بگیرد و با عرضه بر قرآن صحت‌وسقم آنها مشخص شود همچنان که رجالیون بزرگ اهل سنتی داریم که خودشان هزاران حدیث را مقید به ضعف سند یا اثبات کرده‌اند جعلی است.
وی با اشاره به کتابی که اخیراً چاپ شده که خود اهل سنت وهابیت را رد کرده‌اند، خاطرنشان کرد: امسال کار دیگری صورت گرفت و آن هم این بود که دانشگاه الازهر نیز وارد میدان شد و رسماً عدم انتساب جریان داعش و تکفیر به اسلام و اهل سنت را اعلام کرد و دارالافتای مصر نیز کتابی با عنوان «تنظیم داعش» در رد داعش نوشته است.