سرمقاله

انقلاب سوم

دولت به معنی قوه مجریه، فعالیت مبتکرانه‌ای برای حل مشکلات روزمره مردم که اقتصاد آن‌ها را در مضیقه قرار داده، ارائه نکرده است.آنچه در معرض افکارعمومی قرار دارد، تظاهرات و اعتراض‌های پراکنده و متعدد خیابانی است که رسانه‌های غیررسمی آن‌را بازتاب می‌دهند. در واقع، مردم هیچ پروژه‌ای را نمی‌بینند که از طرف دولت در حال راه‌اندازی یا بهره‌برداری باشد تا گره‌گشای زندگی‌شان شود و طبعاً، این نشانه‌ای برای وجود رکود واقعی و ملموس است که در ماه‌های قبل تکذیب می‌شد. این رخوت، سکون و رکود مسوولان، حتماً پیامدی جز ناامیدی مردم نخواهد داشت. غربگرایانی که به مردم وعده می‌دادند با مذاکره با آمریکا همه مشکلات‌شان حل خواهد شد، امروز با بن‌بستی روبه‌رو شده‌اند که جز سکوت، اقدام دیگری برای شکستن آن نمی‌کنند. روزگار وعده‌های صدروزه، دیوار کشیدن دور رقبای سیاسی و راحت طلبی مسوولان به پایان رسیده است و مردم پیگیر مطالبات خویشند. امروز ما بیش از گذشته به عقلانیت جدید با رویکرد انقلابی و جهادی نیاز داریم تا بتواند مردم را از زیر فشار تحولات دربیاورد و با یک نعره ترامپ، تن و جانش نلرزد که قرار است چه بلای اقتصادی به سر کشور بیاید. انقلاب دوم که دیروز در خیابان‌های ایران گرامی داشته شده، رهایی از سلطه سیاسی استکبار بود، می‌توان رهایی از سلطه اقتصادی و تأمین امنیت اقتصادی مردم را انقلاب سوم نامید.