سرمقاله

چله استکبارستیزی

امروز سیزدهم آبان 1396 است؛ یعنی حدود 40 سال بعد از پاییز 58. نسلی انقلابی و استقلال‌طلب، سفارتخانه آمریکا را به تسخیر درآورد تا جریان تحولات منطقه‌ای و جهانی را رنگ تازه‌ای ببخشد، آن‌هم در هیاهوی رقابت‌های مارکسیستی-کاپیتالیستی که #انقلاب_اسلامی را با شعار «نه شرقی- نه غربی» به جهانیان معرفی کرد. حالا چهار دهه از آن رویداد می‌گذرد و نسلی امروز پرچمدار این نهضت شده که تقریباً هیچ درک مستقیم یا حتی نزدیکی از انقلاب دوم ندارد؛ این نسل حتی هیچ‌ یک از وقایع مهم داخلی و خارجی در دو دهه اخیر را از جنگ‌ها و فتنه‌ها و تحولات ندیده و گویا در اصالت مفهوم استقلال، دچار اندکی سستی شده است. در ذهن او به واسطه پروژه جهانی‌سازی فرهنگ و رسانه و سایبر، دشمن از صورت دشمنی به شکل یک رقیب یا بعضاً رفیق تنزل یافته و طبعاً در چنین زمینه‌ای، جای مجادله و معارضه نیست. البته این همه ماجرا نیست؛ دژخیمی اسرائیلی‌ها و سعودی‌ها جلوی چشمان اوست و نسبت به آ‌ن‌ها تنفر دارد و به‌واسطه روشنگری‌های سال‌های اخیر، حامیان فارسی‌زبان این دژخیمان (یعنی منافقین) را نیز در زمره دشمنان قرار داده. برجام فرصت طلایی‌ای بود که نسل جدید، درک درست و عمیق‌تری از استکبار و ضرورت استکبارستیزی بیابد؛ هرچند هنوز این تجربه برای او کامل نشده، اما این باور عمومی پاگرفته است که آمریکا مظهر خیانت و جنایت و ریاکاری و دشمنی است که دست چدنی‌اش را زیر دست‌کشی مخلمین پنهان کرده. اگر سیاست‌گذاران ایرانی بتوانند به‌درستی این واقعیت را بازنمایی کنند، برای چله‌ای دیگر کشور را  از گزند دست‌درازی استعمارگران پیر و جوان مصون ساخته‌اند؛ 13 آبان نماد چنین اقدامی است.