تحلیل «صبح نو» از آمار تأمل برانگیز افزایش خشونت زنانه

خشم و هیاهو برای هیچ

طی این سال‌ها آمارهای زیادی از خشونت منتشر شده است. بسیاری از آمارها از افزایش خشونت می‌گوید. در این میان به طور خاص، آماری از افزایش خشونت بین نوجوانان و جوانان منتشر شده است. به جز آمار افزایش، خشونت در جوانان، هرروز خبرهایی درباره خودکشی به گوش می‌رسد. دلایل این اتفاق‌ها چیست؟ در ادامه «صبح نو» به این مسائل پاسخ می‌دهد.

دیروز، مدیرکل آموزش‌وپرورش شهر تهران در جلسه شورای شهر، آمار جدیدی را منتشر کرده است. به نقل از خبرگزاری ایسنا، آقای «عباسعلی باقری» از رفتارهای پرخطر پسران و خشم بالای دختران دانش‌آموز خبر داده است. او گفت: «در حال حاضر رفتار پرخطر در میان پسران ما در مقطع متوسطه اول 19.7 درصد است. خشم بالا در میان دختران ما 19.6 درصد است.» باقری درباره نقش خانواده و تربیت فرزندانشان توضیح داد: «حدود 66 درصد از دانش آموزان ما در پاسخ به این سؤال که اگر مشکلی برای شما پیش بیاید چه کسی به شما کمک خواهد کرد به‌جای خانواده، همسالان و دوستان خود را معرفی کردند که این نشان از این دارد که بچه‌های ما نقش خانواده را کمرنگ می‌بینند.» البته باقری معتقد است که یکی از دلایل وجود این آمار و عدم اعتماد دانش‌آموزان به خانواده، مسأله تربیت است. او گفت: «اگر بخواهیم تربیت را به درستی انجام دهیم قطعاً کار دشواری خواهد بود. بسیاری از مشکلات، ناشی از همین حوزه تربیت نادرست است. همانطور که در قرآن اشاره شده است، هر فردی با خصوصیت‌های خود خلق شده، لذا در تربیت افراد نیز نسخه واحدی وجود ندارد. در امر تربیت عواملی به صورت اصلی و مستقیم تأثیرگذار هستند که بر پیچیدگی‌های آن می‌افزاید.» او یکی از دلایل را مشکل تربیتی عنوان کرد: «در کشور ما هیچ نهادی امور خانواده را متقبل نشده است. به شکلی که امروزه هیچ وظیفه‌ای سخت‌تر از فرزندپروری نیست اما برای آموزش این حوزه هیچ ساز و کار مشخصی وجود ندارد و در مرحله‌ای بالاتر متأسفانه هماهنگی و تعامل میان نهادها و دستگاه‌های ذی‌ربط در این حوزه برقرار نیست » اما حرف از خشم و نقش و تأثیر خانواده بر آن، تنها بحث این روزها نیست. این‌ها همه در حالی است که خبرها از خودکشی‌های سریالی، صحبت به میان آمده است. اوج این خودکشی‌ها درباره دختران اصفهانی است. دو دوست در اقدامی مشترک و با هم، اقدام به خودکشی می‌کنند. واقعه‌ای که باعث مرگ یکی از دخترها می‌شود و حال دختر بعدی را دچار وخامت می‌کند. حال بازمانده از خودکشی، با وجود شکستگی‌های فراوان رو به بهبود است. طبق آخرین اخبار، او به هوش آمده است و احتمال زنده ماندش هم است. به جز دختران اصفهانی که خودکشی کرده‌اند، روز گذشته نیز، خانم جوانی نیز در پایتخت، اقدام به خودکشی کرد که البته ناکام ماند.

این آمار ساختگی
 برای بررسی مسائل اجتماعی این آمار و خودکشی‌های اخیر، سراغ یک جامعه‌شناس رفتیم. دکتر «مصطفی اقلیما» رییس انجمن علمی مددکاران ایران و جامعه‌شناس است. او درباره آماری که توسط مدیرکل آموزش‌وپرورش انتشار پیداکرده است، توضیح می‌دهد: «اول از همه درباره آمارهایی که منتشر می‌شود، ما همیشه می‌گوییم که عدد آمار بیشتر از این‌هاست. در همه جای دنیا، حتی در کشورهای پیشرفته هم همین‌طور است. آمار کمتر از آن چیزی که هست، انتشار پیدا می‌کند. حالا اگر آمار می‌گوید، 19 درصد، ما می‌گوییم که 40 درصد است. این 40 درصد هم تنها نیست. روی بقیه افراد جامعه هم تأثیر می‌گذارد. همین 40 درصد خودبه‌خود یک جامعه را به هم می‌ریزد.» اقلیما درباره علت‌های رفتارهای پرخطر پسران و خشم دختران می‌گوید: «معلل آن به خانواده برمی‌گردد. پدر و مادر دانش‌آموز ازنظر کاری، ازنظر معیشت، ازنظر مالی مشکل دارد. فشارهای اجتماعی بر پدر و مادر زیاد است. خب این فشارها روی چه کسی انتقال پیدا می‌کند. وقتی‌که پدر امنیت شغلی ندارد و مجبور است که دو شیفت کاری کار کند و درعین‌حال نمی‌تواند در محیط کار نارضایتی‌اش را انتقال دهد. معلوم است که سر بچه و زنش انتقال می‌دهد.» او البته تنها دلیل را خانواده نمی‌داند: «این بچه از خانه وارد مدرسه می‌شود. معلمی که حقوق کم می‌گیرد، شروع می‌کند به اذیت کردن شاگردانی که پدرانشان کار عادی می‌کنند. نابرابری اجتماعی را در کلاسش ایجاد می‌کند. در خیابان نوع برخوردها باهم را می‌بینیم. برای یک سؤال شما دقت کن که چگونه باهم صحبت می‌کنیم. همین‌ها دانش‌آموزان و بچه‌ها را پرخاشگر بار می‌آورد. چه تفریحی برای این جوان به وجود آمده است. چه در محیط خانواده، چه در جامعه و چه در مدرسه. خودبه‌خود پرخاشگر بار می‌آیند. تا زمانی که ما این فشارها را کم نکنیم، چگونه می‌خواهیم پرخاشگری را کم کنیم.»

بررسی زیرساخت‌ها
رییس انجمن علمی مددکاران ایران، نگاه عمیق‌تری به این آمار دارد. او توضیح می‌دهد: «دولت آمار داده، 10 سال است که می‌گوید 1 تا 2 میلیون نفر معتاد در جامعه داریم. ما حرفش را قبول داریم. طبق استاندارد جهانی باید این آمار را دو برابر کرد؛ یعنی 4 میلیون نفر معتاد در جامعه داریم. این 4 میلیون را اگر در 4 ضرب کنیم، چون هر خانواده‌ای به‌طور متوسط، 4 نفر است، 16 میلیون نفر می‌شود؛ یعنی 16 میلیون نفر به‌طور مستقیم با اعتیاد درگیرند. از این 16 میلیون نفر، 8 میلیون نفر، کودک در این خانواده‌ها هستند. این 8 میلیون نفر در مدارس هستند. در خانه به این‌ها فشار آمده است. علاوه بر این‌ها بچه‌ای که قربانی طلاق خانواده است، بچه‌ای که در خانواده کم‌درآمد است هم در مدرسه حاضر است.» ازنظر مصطفی اقلیما، اگر باید این مشکلات حل شوند، باید مسائلی که جزء زیرساخت‌های این مشکلات است را حل کنیم، او توضیح می‌دهد: «بچه‌ها معلول این علت‌ها هستند. خودشان علت نیستند. هیچ بچه‌ای پرخاشگر به دنیا نمی‌آید، روانی به دنیا نمی‌آید، ما هستیم که بچه‌ها را این‌طور می‌کنیم. از خانواده تا جامعه همه بچه‌ها را این‌طور بار آورده‌اند. بچه‌ها با زبان نمی‌توانند حق‌شان را بگیرند. باید پرخاش کنند، زور بگویند و بزنند تا بتوانند حق‌شان را بگیرند. ما خودمان جامعه را به این روز انداخته‌ایم. برای این‌که پرخاشگری را کم کنیم. برای این‌که این آمار را کم کنیم که کمترین آماری است که نشان داده‌اند، باید علل و عواملی را که این پرخاشگری را به وجود آورده است، کم کنیم.» اقلیما معتقد است که راهکار مشکلات یکی، دو تا نیستند: «این‌ها به هم ربط دارند. باید میزان درآمد افراد بیاید بالا، باید امنیت شغلی برود بالا، باید شغل ایجاد شود، آسیب‌های دیگر هم است. باید زیرساخت‌های علت‌هایی که باعث افزایش پرخاش می‌شود را برطرف کرد. باید عللی که معلم با دانش‌آموز بدرفتار می‌کند، پدر و مادر با بچه بد تا می‌کنند، در محیط اجتماعی همه باهم ناهنجارانه رفتار می‌کنند، باید این علت‌ها را برطرف کرد. اگر این مشکلات حل نشوند، ما روزبه‌روز آسیب‌های اجتماعی‌مان افزایش پیدا می‌کند. با پاک کردن صورت مسأله و گناه را گردن بچه‌ها انداختن هیچ مشکلی حل نمی‌شود.»

نهنگ‌ها گناهی ندارند
 مصطفی اقلیما درباره خودکشی‌های دو دختر اصفهانی و خودکشی ناموفق زن تهرانی، نظرات متفاوتی دارد. بسیاری از صاحب‌نظران دلیل خودکشی دو دختر اصفهانی را بازی نهنگ آبی، می‌دانند. بازیی‌ای که در طی پنجاه روز ادمین از کاربران می‌خواهد تا بر طبق دستور او خود و دیگران را مورد آزار و اذیت قرار دهند. او درباره رابطه خودکشی‌های اخیر و بازی «نهنگ آبی» می‌گوید: «مسائل اجتماعی به هم قابل تبدیل هستند. خیلی‌ها بدون اینکه چیزی را بررسی کنند، حرف می‌زنند. دو دختر جوان از بالا خودشان را به پایین انداخته‌اند و می‌گویند که این‌ها بازی نهنگ را انجام می‌دادند. در همه جای دنیا، 10 هزار نفر دارند این بازی را انجام می‌دهند. 4 تا از این بچه‌ها خودکشی کرده‌اند، این چهار تا ربطی به این بازی ندارد؛ مثلاً اگر 20 درصد در این رابطه خودکشی کردند، می‌گوییم که خودکشی‌ها با این بازی، ربط دارند؛ اما در حال حاضر، این ربطی به آن بازی ندارد. چه کسی از آن خانواده، از مدرسه و دوستانش پرسیده که این دخترها چه مشکلاتی داشته‌اند. هیچ‌کسی این‌ها را نپرسیده است. ما خیلی راحت صورت مسأله را پاک می‌کنیم. برای این‌که بگوییم که این بازی خوب نیست و این بازی بد است، سریع درباره آن، این‌ها را می‌گوییم. راحت دروغ می‌گوییم. دلیلی هم برای آمار درست دادن هم نداریم. آمار را نمی‌توان به‌راحتی گفت. کار و تحقیق دراین‌باره می‌طلبد.» البته طبق گفته رییس اورژانس اجتماعی کشور، آقای «حسین اسدبیگی» در گفت‌وگو با ایسنا احتمال خودکشی دو دختر اصفهانی به دلیل بازی در نهنگ آبی وجود ندارد. این جامعه‌شناس، دلایل خودکشی در ایران را این‌طور عنوان می‌کند: «باید بدانیم که دختری که خودکشی می‌کند چقدر مسائل اجتماعی دارد، چقدر فشار خانوادگی دارد که از زندگی خسته می‌شود. برخی ازجوانان دیگر امید به آینده ندارند. خودکشی هم معلول علت‌هاست. خیلی‌ها بیکارند. تلاش‌های دولت نتیجه قابل قبولی نداشته است برای کودکان کار که هرروز تعدادش هم دارد زیاد می‌شود، یک کمیته امداد و یک سازمان بهزیستی داریم که آن‌هم در توانش نیست که همه را پوشش دهد. سنت‌های بد جامعه هم یکی از دلایل است. در جامعه ما هنوز هم به دختری که طلاق گرفته‌شده است، بد نگاه می‌کنند. در بعضی از جوامع ایرانی، طلاق یک فاجعه است. معلوم است که دختری که طلاق گرفته و دیگران پشتش حرف می‌زنند و مردان هم به او بد نگاه می‌کنند، به آخر خط می‌رسد و خودکشی می‌کند.» این در حالی است که رییس انجمن علمی مددکاران ایران، علت خودکشی در ایران و به‌خصوص دختران اصفهانی را افسردگی می‌داند. اقلیما معتقد است: «راحت‌ترین کار در بین جامعه روانشناسان، جامعه‌شناسان و دولت همین است که همه مسائل را به افسردگی ربط دهند. ما آدم افسرده نداریم. آمار می‌گوید که در جوامع جهان سوم، بین 80 تا 90 درصد مردم آن جامعه مسأله دارند. ما بی‌حوصلگی را افسردگی می‌گوییم. یک نفر در جامعه ما نیست که روانشناسی کند. دختری که اهل شهرستان است را که از کار بیرونش می‌کنند، در خیابان که قدم می‌زند همه او را می‌شناسند، معلوم است که در خانه می‌نشیند. اگر کسی در خانه بنشیند، بی‌حوصله نمی‌شود. وقتی می‌خواهیم به بیرون برویم، پول می‌خواهیم، پول نداریم، معلوم است که بی‌حوصله می‌شویم. این‌ها را راحت می‌گوییم افسرده هستند و برای این‌که مسوولان جوابگو نباشند، به همه مارک افسردگی می‌چسبانند. تا یک نفر خودکشی می‌کند، می‌گویند افسرده است. از دختری که در خانه نشسته است، بپرسید که مشکلش چه بود.» رییس انجمن علمی مددکاران ایران، معتقد است که عناوین در کشور ما جور دیگری تغییر می‌کند، او توضیح می‌دهد: «در دنیا 5 تا 10 درصد از افراد جامعه را به‌نوعی بیمار روانی می‌دانند. هرکسی که به روان‌پزشک مراجعه می‌کند، می‌گوید، پرخاشگرم، می‌گویند عصبی هستی و یک مشت داروی آرام‌بخش به او می‌دهند. کجای دنیا روانشناسان این‌طور می‌کنند.» اقلیما معتقد است که در هیچ جای دنیا این قدر آمار خودکشی زیاد نیست و بسیاری از خودکشی‌ها نشأت گرفته از عوامل دیگر است: «درست مانند خشونت دانش‌آموزان، این‌ها هم معلول علت‌هایی است. باید زیرساخت‌ها را حل کرد.» از نظر اقلیما برطرف شدن بسیاری از مشکلات معیشتی و مالی، می‌تواند به کاهش آمار و ارقام خشونت و خشم کمک کند و حتی می‌تواند در کاهش آمار خودکشی هم اثرگذار باشد. به نظر می‌رسد کلید حل بسیاری از مشکلات اجتماعی این روزهای جامعه، مسأله اقتصاد و افزایش شاخص‌های آن است.