روایت «صبح‌نو» از یک کتاب فروشی کوچک در بابل

نماز و روزه استیجاری برای سرپا نگه‌داشتن کتاب فروشی

آقای کوروش نیک‌عهد، بیش از یک دهه است که با کتاب و فعالیت فرهنگی زندگی می‌کند. کتاب فروشی برای او «مسأله» اصلی نیست. کتاب‌فروشی و فروشگاه جمع و جور اما با ریشه‌اش در بابل (فروشگاه کتاب مهتاب) سرریز فعالیت‌های متعدد فرهنگی است که در حوزه کتاب انجام می‌دهد. به قول خودش حتی اگر شده به ضرب و زور کارگری و عملگی هم چراغ این فروشگاه را روشن نگاه می‌دارد. نیک‌عهد از آتش به اختیارهایی است که بعضاً چرخش کجدار و مریز اقتصادی کتاب فروشی‌اش را با نماز و روزه مستحبی می‌چرخاند تا کرکره این کتاب فروشی دنج و کوچک در چهارسوق قدیم شهر بابل پایین نیاید.

نیک‌عهد درباره سابقه فعالیت‌های فرهنگی‌اش در بابل به «صبح‌نو» می‌گوید: یک دهه قبل که کار را شروع کردیم در شمال کشور یک جلد کتاب هم در حوزه انقلاب و دفاع مقدس پیدا نمی‌شد. کار را شروع کردیم و الحمدلله الان هم جا افتاده‌ایم. در نهایت بعد از سه چهار مرتبه تغییر مکان، اتاقی در طبقه سوم همین مجتمع در پاساژ خاتم‌النبیاء؟ص؟ بابل به ما دادند و بعد از مدتی هم از طبقه سوم به مکان فعلی در طبقه همکف نقل مکان کردیم. اینجا یکی از موقوفات مدرسه خاتم‌الانبیاست که یک حوزه علمیه است.

نماز و روزه استیجاری می‌گیرم
کتاب‌فروش جوان شهر که به زحمت چراغ کتاب فروشی‌اش را روشن نگه داشته است در مورد چرخ اقتصادی فروشگاه کوچک 17 متر مربعی‌اش می‌گوید که دخل و خرج به زحمت با هم می‌خواند. او مشغولیت حرفه‌ای دیگری هم ندارد.
روی همین حساب بعضاً وقتی مسائل مالی و اقتصادی فشار می‌آورد مجبور است برای حفظ پاتوق کوچک فرهنگی‌اش کارگری هم بکند: بعضی از تابستان‌ها لوله‌کشی ساختمان انجام می‌دهم. بعضی وقت‌ها زیر دست بنا کار می‌کنم، بعضی روزها هم کارگر ریخته‌گری. بعضی وقت‌ها حتی نماز و روزه استیجاری می‌گیرم و می‌خوانم تا پول اینجا دربیاید. خانمم روزه قضا می‌گیرد که کارم اینجا پیش برود.

کتاب محسن قرائتی در میان پرفروش‌ها
پرفروش‌های آقای کتاب فروش هم در نوع خودش جالب است: «کتاب «چگونه یک نماز خوب بخوانیم؟» در حد و اندازه اینجا پرفروش است. خلاصه تفسیر قرآن آقای قرائتی هم از دیگر کتاب‌هایی است که مورد استقبال واقع شده، مجموعه «من دیگر ما» و بعضی کتاب‌های مسابقات کتاب خوانی مثل «گلستان یازدهم» و «دختر شینا» هم از دیگر پرفروش‌های ماست. آثار مرحوم نادر ابراهیمی هم مورد اقبال است.»

خاطراتی از پراید قسطی
شخم زدن خاطرات کتاب فروش 44 ساله و باانگیزه بابلی هم در نوع خودش جالب است. دست می‌اندازد و از گوشه‌های ذهنش، خاطرات قدیمی و خاک‌خورده را بیرون می‌کشد و گرد و غباری را که از گذشت زمان رویشان نشسته، می‌تکاند و حرف‌ها را تحویلِ ما می‌دهد: در این سال‌ها شاید در مجموع 12 مرتبه خانه و مغازه را جابه جا کرده‌ام. یک زمانی بود که پراید 7 میلیون تومان قیمت داشت. یک پراید قسطی خریدم که بتوانم در نمایشگاه‌های استانی و نمایشگاه‌های کتاب دفاع مقدس شرکت کنم. کل وسایلمان را بار همین پراید می‌کردیم و جاهای مختلف می‌رفتیم؛ از این استان به آن استان.»خاطره اولین شرکت کردن در نمایشگاه کتاب هم گوشه ذهنش مانده و آن را مزمزه می‌کند: «اولین نمایشگاه ملی دفاع مقدس به نمایندگی از نشر پایداری و کنگره سردار شهید استان مازندران شرکت کردیم.» نیک‌عهد اما حالا دیگر کشش قدیم را ندارد و خیلی در نمایشگاه‌ها شرکت نمی‌کند. شاید بیماری سختی که با آن دست و پنجه نرم کرده و حالا پیروز از مبارزه بیرون آمده هم در این میان بی‌تأثیر نباشد: «دو سال به خاطر بیماری فروشگاه هم تعطیل بود. در آن دو سال لطمه‌های زیادی خوردم. تجربه تلخی داشتم. حتی یک ناشر در آن مدت تماس نگرفت که فلانی تو زنده‌ای یا مُرده؟! مشکلی پیش آمده که با ما کار نمی‌کنی؟! این ابتدایی‌ترین ادب ارتباط اسلامی است. مگر همه چیز پول است؟!»

نبض کتاب در شمال
نیک‌عهد اما حالا باانگیزه‌تر از قبل ادامه می‌دهد. فروشگاه کوچک او پاتوق بسیاری از فعالان و علاقه‌مندان آثار جبهه فرهنگی انقلاب نه در شهر بابل که در شمال کشور است. او هم نه در شهر و منطقه نه فقط به‌عنوان یک کتاب فروش بلکه به عنوان یک کارشناس فرهنگی و کتاب خوانی شناخته می‌شود. بی‌جهت هم نیست که پای ثابت بسیاری از دوره‌ها و کارگاه‌های مطالعه و کتاب خوانی در بابل و ساری و رامسر و حتی شاهرود است: «خیلی از وقت من در این فروشگاه برای ترویج موضوع کتاب خوانی صرف می‌شود. بیش از صدها ساعت در دانشگاه‌ها و حوزه‌ها و مدارس و پایگاه‌های مقاومت بسیج و مساجد برای جا انداختن موضوع مطالعه کارگاه و سخنرانی داشته‌ام. توی همین فروشگاه خودمان یک‌سری کتاب گذاشته‌ایم که صرفاً برای امانت است. هر هفته هم به تعدادش اضافه می‌شود. این‌ها را صرفاً به مشتری امانت می‌دهیم بدون اینکه ریالی از آنها بگیریم. شما می‌آیید یک کتاب امانت می‌گیرید. مثلاً قیمت پشت جلدش 6000تومان است. قیمت چاپ جدیدش هم 9000تومان است. شما 9000تومان به عنوان بیعانه به امانت می‌گذارید، کتاب را می‌برید و وقتی در موعد مقرر آن را بازگرداندید، این 9 هزار تومان را به شما برمی‌گردانیم. اگر فرد تأخیر کند باید از بخش‌های دیگر فروشگاه کتاب بخرد و به بخش امانت هدیه دهد.»

غصه‌ام می‌گیرد
اینکه چنین طرح‌هایی برای کتاب فروشی کوچک نیک‌عهد منفعت مالی دارد یا نه با پاسخ جالب او روبه رو می‌شود: «سود مالیِ مستقیم ندارد ولی منفعت غیرمستقیم دارد. منفعت غیرمستقیم اش این است که فرد کتاب خوان می‌شود و رفت و آمدش به این فروشگاه یا دیگر فروشگاه‌های کتاب زیاد می‌شود.» کتاب فروش با انگیزه بابلی با مشکلات بسیاری هم دست و پنجه نرم می‌کند. موانعی که هنوز به مدد انگیزه و علاقه سعی دارد از روی آنها عبور کند: «فروشگاه هم متراژ کوچکی دارد؛ حدود 17 مترمربع. دنبال این هستم که جایم را بزرگ تر کنم و تغییرش دهم. شاید باور نکنید یک کارتن کتاب که می‌آید غصه‌ام می‌گیرد که محتویاتش را چطور توی فروشگاه جا بدهم.»